در مورد سامری و گوساله آن
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

معمولاً در برابر هر انقلابی، یک جنبش ضد انقلابی که سعی می کند دستاوردهای انقلاب را درهم پیچیده و جامعه را به دوران قبل از انقلاب برگرداند وجود دارد، دلیل آن هم چندان پیچیده نیست، زیرا با تحقّق یک انقلاب تمام عناصر فاسد گذشته یک مرتبه نابود نمی شوند، معمولاً تفاله ای از آن باقی می ماند که برای حفظ موجودیت خویش به تلاش بر می خیزند و با تغییر شرایط و کمیت و کیفیت، دست به اعمال ضد انقلابی آشکار یا پنهان می زنند و با استفاده از تمام ضعف های روانی و فرصت های مناسب زمانی و مکانی برای بر اندازی انقلاب تلاش می کنند.
ضمناً باید به این واقعیت توجّه داشت که بسیاری از انقلاب های راستین به دلایل مختلفی در آغاز متکّی به فرد یا افراد مخصوص است که اگر از میان بروند، خطر بازگشت انقلاب را تهدید می کند، به همین دلیل باید کوشش کرد که هر چه زودتر معیارهای انقلابی در عمق جامعه پیاده شود، و مردم آن چنان ساخته شوند که به هیچ وجه طوفان های ضد انقلاب آن ها را تکان ندهد و همچون کوه در مقابل هر حرکت ارتجاعی بایستند.
در جنبش انقلابی موسی بن عمران به سوی توحید و استقلال و آزادی بنی اسرائیل سامری سردمدار این جنبش ارتجاعی بود، او که مانند همة رهبران جنبش های ارتجاعی، به نقاط ضعف قوم خود به خوبی آشنا بود و می دانست با استفاده از این ضعف ها می تواند، غائله ای به راه اندازد، سعی کرد از زیور آلات و طلاهایی که معبود دنیا پرستان و مورد توجّه تودة عوام است، گوساله بسازد و بدین وسیله توانست در مدّت کوتاهی اکثریت قاطع جاهلان بنی اسرائیل را از راه و رسم توحید منحرف ساخته و به شرک بکشاند.(1)
هنگامی که حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به طور رفت و تا چهل روز برنگشت، سامری که شخص منافق و خودخواه و منحرف و زرگری زبر دست و مجسمّه ساز ماهری بود به بنی اسرائیل گفت: موسی به خاطر اینکه شما زیور آلات طلای قبطیان را بر خلاف فرمان وی گرفته اید بر شما خشم گرفته است روی این جهت باز نگشته است چون این زیور هایی که شما از قبطیان گرفته اید برای شما حلال نیست زیرا آن ها غنیمتی هستند که بر شما حرام است، بنی اسرائیل گفتند: پس وظیفة ما چیست؟ سامری پس از اینکه آتشی افروخت گفت: همة آن ها را بیاورید و در این آتش بریزید، آنگاه از آن زر و زیورها مجسمة گوسالة طلایی ساخت که مانند گاو صدا می داد و مردم را به پرستش آن دعوت نموده می گفت: پروردگار شما و موسی همین است، به این ترتیب اکثر قریب به اتفاق بنی اسرائیل فریب خورده گوساله را پرستش نموده و به آن سجده کردند.(2)
امّا اینکه این ملّت فقیر و محروم در آن روزگار آن همه زر و زیورها را از کجا آورده بودند؟ در روایات چنین آمده که زنان بنی اسرائیل برای بزرگداشت یکی از اعیاد خود، مقدار قابل ملاحظه ای از زیور آلات فرعونیان را به عاریت گرفته بودند، و این جریان مقارن غرق و نابودی آن ها واقع شد هم چنین زیور آلات آنها بعد از غرق در دست بنی اسرائیل باقی ماند.(3)
سامری کیست؟: اصل لفظ سامری در زبان عبری (شمری) است و از آنجا که معمول است هنگامی که الفاظ عبری به لباس عربی در می آیند، حرف ـ ش ـ به حرف ـ س ـ تبدیل می گردد بنابر این سامری منسوب به شمرون بوده و شمرون نام یکی از فرزندان (یشاکر) بن یعقوب است، و اولاد شمرون بن یشاکر، از قبایل بنی اسرائیل بوده اند و در زمان موسی در اعداد سپاهیان محسوب می شده اند و بدیهی است که هر یک از افراد این عشیره ملقّب به سامری خواهد بود، پس سامری صاحب داستان گوساله یکی از افراد همین عشیره و فردی از فرزندان (شمرون بن یشاکر) و از جهت انتساب به او سامری خوانده شده است.(4)
در قول ضعیف دیگری که گویا برای تبرئه بنی اسرائیل ساخته شده، عده ای گفته اند سامری از ساکنان باجرمی و نام او میخا یا موسی بن ظفر و از قبیلة گاو پرستان بوده که در میان بنی اسرائیل دعوای ایمان و پرستش آفریدگار می نمود، ولی در دلش هم چنان علاقه به گاو پرستی داشت.(5)
امّا مجسمة گوسالة طلایی چگونه صدا داد؟ بیشتر مفسران طبق روایات وارده در این داستان گفته اند، سامری جبرئیل را در هنگامی که بر موسی ـ علیه السلام ـ نازل می شد تا به او وحی برساند دید و یا اینکه دید که بر اسب بهشتی سوار است و نازل شد تا فرعون لشکریانش را برای غرق شدن به دریا راهنمایی کند در آن موقع مشتی از خاک زیر پای جبرئیل را برداشته و با خود نگه داشته و از خاصیت این خاک این بوده که بر هر چیزی می ریختند آن چیز به صدا در می آمد سامری خاک را هم چنان داشت تا روزی که آن گوساله را ساخت و خاک را بر آن ریخت و در دم جان گرفت و به صدا در آمد.
بزرگترین اشکال این روایات این است که مخالف ظاهر کتاب است، برای اینکه کلام خدا صریح دارد بر اینکه گوسالة مذکور جسدی بوده که صدای گوساله داشته و کلمة جسد به معنای جثّه ای است که روح نداشته باشد، و بر جسم جاندار زنده اطلاق نمی شود.(6)
جمع دیگری از مفسّران معتقدند که سامری با اطّلاعاتی که داشت، لوله های مخصوص در درون سینة گوسالة طلایی کار گذاشته بود که هوای فشرده از آن خارج می شد و از دهان گوساله شبیه صدای گاو بیرون می آمد. بعضی دیگر می گویند: گوساله را آن چنان در مسیر باد گذارده بود که در اثر وزش باد به دهان او که به شکل مخصوصی ساخته شده بود، صدایی به گوش می رسید.(7) این قول مورد پسند صاحب تفسیر نمونه و أقرب به صواب است.
سرانجام موسی بعد از مراجعت از کوه طور سامری را محکوم نموده و سه دستور دربارة او و گوساله اش صادر نمود:
1- به او گفت: باید از میان مردم دور شوی و با کسی تماس نگیری و بهرة تو در باقیماندة عمرت این است که هر کس به تو نزدیک شود بگویی با من تماس نگیر، سامری بعد از این ماجرا ناچار شد از میان بنی اسرائیل و شهر و دیار بیرون رود و در بیابان ها متواری گردد.(8)
بعضی از مفسّران گفته اند: بعد از ثبوت جرم و خطای بزرگ سامری، موسی دربارة او نفرین کرد و خداوند او را به بمیاری مرموزی مبتلا ساخت که تا زنده بود کسی نمی توانست با او تماس بگیرد و اگر تماس می گرفت گرفتار بیماری می شد.(9)
2- وعدة عذاب دردناک الهی در پیش داری که هرگز از آن تخلّف نخواهد شد.
3- ما ،گوساله ای را که پرستش می کردی با سوهان براده نموده و برادة آن را در دریا می پاشیم.(10)

                                                                     نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه 31:377، دار الکتب الإسلامیه 1374.
2. نجفی خمینی محمّد جواد، تفسیر آسان، 1:131، انتشارات اسلامیه 1398 هجری قمری.
3. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه 6:373 پیشین.
4. نجفی خمینی محمّد جواد، تفسیر آسان 12:69 انتشارات اسلامیه، تهران، 1398 ق.
5. طبرسی فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمة مترجمان، 1:175 انتشارات فراهانی 1360ش.
6. علامه طباطبایی محمّد حسین، المیزان فی تفسیر آلقرآن، ترجمة محمّد باقر موسوی 14:273 دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرین حوزة علمیه قم، 1374 هـ. .
7. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه 6:372 پیشین.
8. همان 13:288.
9. قرطبی محمّد بن احمد، الجامع لأحکم القرآن، 6:4281 انتشارات ناصر خسرو، تهران 1384.
10. علامه طباطبائی محمّد حسن، تفسیر المیزان، ترجمه محمّد باقر موسوی همدانی، 14:277، پیشین.