قدیمی ترین دین جهان چه نام دارد؟
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: قدیمی ترین دین جهان چه نام دارد؟

پاسخ:

در واقع این پرسش یکی از پرسش هایی است که افراد بسیاری به پاسخگویی آن پرداخته اند و با توجه به دیدگاههای متفاوتی که داشته اند، نظرات متفاوتی را هم ارائه داده اند که بعضی از آنها کاملاً مباین و مخالف نظرات دیگر است. در اصطلاح جامعه شناسان کلمه دین شامل دین های الهی و دین های غیر الهی می شود. در صورتی که در فرهنگ اسلام و اصطلاح متکلمین مسلمان، دین تنها به شریعت حقه، اطلاق می شود و به شرایع باطل مثل بت پرستی و ستاره پرستی و .... دین نمی گویند هر چند که از حیث لغت دین، هم شامل ادیان حقه می شود و هم باطل (که در قرآن هم در سورة کافرون به این صورت استعمال شده است). فلذا چون ماهیت دین در فرهنگ ها و دیدگاه های مختلف یکسان نیست جامعه شناسان تعاریف مختلفی از آن ارائه داده اند. جیمز فریزر می گوید: دین عبارت است از سازش انسان با قوای برتر از آدمی که به گمان دین داران این قوای فوق طبیعی، جهان و زندگی انسان را اداره می کنند.
امیل دورکیم می نویسد: دین عبارت است از یک رشته معتقدات به چیزهایی مقدس به انضمام یک دستگاه روحانیت. و ادوارد تیلور چنین آورده که: دین به طور کلی عبارت است از ایمان و اعتقاد به ارواح و موجودات روحانی.(1)
و رایناخ در تعریفی بدبینانه می نویسد:‌دین عبارت است از مجموعة وسوسه هائی که از به کار انداختن آزادانه قوا و استعدادات ما جلوگیری می کند.(2) تعریف های دیگری نیز البته وجود دارد که ذکر آنها ضروری به نظر نمی رسد.
متکلمین و دانشمندان مسلمان با عنایت به اسلام دین را تعریف کرده اند چنانکه استاد علامه طباطبائی می فرماید: «دین عبارت است از مجموعه ای مرکب از معارف مربوط به مبداء و معاد و قوانین اجتماعی که از طریق وحی و نبوت اخذ می شود(3)».
حال که با برخی از نظریات درباره دین آشنا شدیم مبدأ و پیدایش ادیان و قدیمی ترین دین را هم جستجو می کنیم. بعضی از جامعه شناسان مثل ادوارد تیلور رسم نیاپرستیAncestor- worship)) یا آئین پرستش اجداد را نخستین شکل دین در قبائل اولیه دانسته اند و گفته اند تقدیس ارواح مردگان آغاز پدید آمدن دین ابتدایی بوده است(4).گروه دیگری از مردم شناسان و جامعه شناسان هم آغاز دین را سحر و جادوگری ابتدایی در اجتماعات اولیه انسانی می دانند سحر و جادو (Magic) از نظر تعریف جامع، کوششی بوده برای تسلط بر طبیعت به وسیله الفاظ و اعمال غیر واقعی و از راه خطا.
جامعه شناسانی که جادو را آغاز دین شمرده اند، مبنای جادو را اعتقاد به مانا دانسته اند و «مانا را در نظر قبائل ابتدایی محرک اشیاء جانبخش جانداران، قدرت دهنده جادوگران توصیف کرده اند(5)».
گر چه مجال این مقاله اندک است و نمی توان تمام ابعاد نظریه ها را مورد بررسی قرار داد، امّا اجمالاً می گوئیم که تمام این نظریه ها مبنای قطعی و یقینی ندارند و اختلافات و تباین نظرات در این باره، خود مبیّن این موضوع است.
در کتاب‌های آسمانی و خصوصاً قرآن کریم با توجه به این که حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ اولین انسان دارای شعور و مصداق واقعی کلمه انسان بوده و دارای مقام نبوت بوده است، پس اولین دین عالم، دین خداپرستی است که هیچ شرک و خرافه ای در آن وجود نداشته است (اگر چه در طول زمان خرافه ها ساحت ادیان را پوشانده اند که خداوند در هر دوره ای به مقتضای درک و فهم مردم آن زمان پیامبری را به نبوت برای زدودن خرافه ها، مبعوث می کرده است) یکی از محققین مسلمان در این باره می نویسد: اگر کسی علاقمند باشد که از رهگذر نصوص آسمانی و کتب الهی راهی به سوی حقیقت در برابر خود باز کند، قطعاً به این نتیجه می رسد که حق با کسانی است که می گویند عقیدة صحیح الهی مبدأ پیدایش ادیان است.
قرآن مجید و نیز عهدین که متون مقدس یهودی و مسیحی هستند، ماجرای خلقت انسان را این گونه نقل می کنند که خدا انسان را از خاک آفرید .... و از این متون برمی آید که نخستین انسان خداشناس بوده و در حقیقت ذاتاً دیندار خلق شده و از همان ابتداء با خدا سخن گفته است.
این که انسان از ابتدا خداشناس بوده، نه فقط از آن روست که عقیده الهی، فطری و غریزی است، آنگونه که خدا فرموده «دین آسمانی عقیده ای فطری است که خداوند درون انسانها را بر اساس آن سرشته است(6)». بلکه در تطور زمانی نیز عقیده الهی به عنوان اولین آئین و اعتقاد به شمار می رود، اما انحراف و اختلاف به عنوان عارضه دامنگیر آنها شد، قرآن این معنی را تأیید کرده و می فرماید:
«مردم جز امتی واحد نبود و بعدها دچار اختلاف شدند(7)»،(8) و در روایتی هم آمده است که: تمام انسانها بر اساس فطرت و دین الهی زاده می شوند و پدر و مادرانند که آنها را مسیحی یا یهودی یا مجوس بار می آورند.(9)
خلاصه آنکه تمام نظریات که خواستند دیانت اولیه را با دیانت های گذشته و جوامع عقب افتاده تطبیق دهند، باید گفت چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند، چرا که همة آنها فرضیاتی مبتنی بر فرضیاتی دیگرند که صلاحیت ارائه واقعیات ثابت مثل دین اولیه را ندارند و نهایتاً باید این نکته گفته شود که در ادیان شرقی و هندی هم افسانه هایی برای آئین اولیه بشر آمده که پیروان آن ادیان هم چندان بدان تکیه نمی کنند و آنها را در غیر معنی ظاهر آنها تفسیر می نمایند.

                                                                                                   نرم افزار پاسخ


پاورقی:

1. فضایی، یوسف، ‌تاریخ عقاید و مذاهب اهل سنت،‌ آشیانه کتاب، چ اول. 83، تهران، ص 33.
2. ویل دورانت، لذات فلسفه،‌ ترجمه زریاب خویی،‌ چاپ تهران، 1350،‌ ص 409.
3. علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ج 1، ص 469.
4. تاریخ عقاید و مذاهب اهل سنت، ص 35.
5. فضایی، یوسف، بنیان های اجتماعی دین، چاپ تهران، 1356،‌ص 209.
6. روم:30.
7. یونس:19.
8. درّاز، عبدالله، ‌مدخلی بر کاوش در تاریخ ادیان، نشر فرهنگ اسلامی، 77، تهران، ص 182.
9. سفینة الٍبحار، ج2، ص373.