بیان درجات حلال و حرام‏
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: بیان درجات حلال و حرام‏

بدان که هر نوع حرامى پلید است، ولیکن بعضى پلیدتر از برخى دیگر است و تمام حلالها پاکیزه است، اما بعضى پاکتر از برخى دیگر است. همچنان که پزشک هر ماده شیرینى را گرم مى‏داند، ولى مى‏گوید: بعضى مانند شکر در درجه اوّل و بعضى مانند فانیذ (نوعى حلوا) در درجه دوم و بعضى مانند شیره انگور در درجه سوم و بعضى مثل عسل در درجه چهارم است، همچنین حرام بعضى در درجه اوّل پلیدى و بعضى در درجه دوم، سوم و یا چهارم است و نیز حلال از نظر صفا و پاکى درجات مختلفى دارد.

باید به پزشکان در این اصطلاح- به چهار درجه تقریبى- اقتدا کنیم، هر چند که‏ تحقیق و بررسى، انحصار به این چهار درجه را تأیید نمى‏کند، زیرا هر درجه‏اى از این درجات نیز اختلاف زیادى مى‏تواند داشته باشد. چه بسا نوعى از شکر کم‏حرارت‏تر از نوع دیگر باشد و همین طور در چیزهاى دیگر. همچنین مى‏گوییم: پرهیز از حرام، چهار درجه دارد:

اوّل، پرهیز عدالت پیشگان. این حرامى است که ارتکاب آن باعث فسق شده و عدالت بدان وسیله از بین مى‏رود و نشانه معصیت و آمادگى براى ورود به آتش دوزخ است و این درجه پرهیز از هر چیزى است که فتاوى فقها آن را حرام مى‏داند.

دوّم، پرهیز صالحان و شایستگان که عبارت از خوددارى از هر چیزى است که احتمال تحریم در آن راه دارد، ولى صاحب فتوا بر اساس ظاهر اجازه ارتکاب آن را مى‏دهد، و چون به طور اجمال از موارد شبهه است از این رو اجتناب از آن پرهیز صالحان نام گرفته و این در درجه دوّم است.

سوّم، آنچه فتوا آن را حرام نمى‏داند و هیچ شبهه‏اى در حلال بودن آن نیست و لیکن بیم آن مى‏رود که انجام آن به حرام بینجامد، و آن ترک عمل بى‏اشکالى است به خاطر ترس از ارتکاب عملى که داراى اشکال است، و این پرهیز متّقین و تقوا پیشگان است.

چهارم، آن چیزى که هیچ اشکالى ندارد و بیم آن هم نمى‏رود که منجر به عملى شود که اشکالى داشته باشد، لیکن براى غیر خدا و بدون داشتن نیّت قدرت بر عبادت خدا، به آن دست مى‏یازد و یا آن که باعث مى‏شود تا براى دستیابى به وسایل مقدماتى آن مرتکب کراهت و یا معصیتى شوند، از این رو خود دارى از آن، پرهیز صدّیقین است.

این بود درجات حلال به نحو اجمال تا در آینده آن را با مثالها و شواهد به تفصیل بیان کنیم.

امّا حرامى که ما آن را در درجه اول بیان کردیم، حرامى است که هر کس از آن پرهیز کند عادل مى‏گردد و اثر فسق از او ساقط مى‏شود و این حرام نیز درجات پلیدى‏ متفاوتى دارد. بنابراین آنچه از راه عقد فاسد به دست آید حرام است لیکن به درجه مال غصبى که از راه زور و جبر گرفته شده باشد نمى‏رسد، بلکه مال غصب شده، پلیدتر است، زیرا در کسب آن قانون شرع را پشت پا زده و باعث آزار دیگرى شده در حالى که در معامله فاسد آزار دیگرى نیست و تنها راه قبول بندگى و طاعت را ترک گفته است، سپس ترک راه تعبّد به وسیله عقد فاسدى غیر از ربا سهلتر است از ترک آن به وسیله ربا و این تفاوت را مى‏توان از شدّت عمل شرع و وعده عذاب و تأکید آن درباره بعضى از موارد نهى فهمید، آن طورى که در کتاب توبه آن جا که فرق بین گناه صغیره و کبیره را مى‏گوییم، خواهد آمد، بلکه گرفتن چیزى از روى ظلم از فقیر، یا از شخص صالح و یا از یتیمى پلیدتر و بدتر است از آنچه از شخص نیرومند یا ثروتمند و یا فاسقى گرفته مى‏شود، زیرا که درجات آزار با اختلاف درجات فردى که آزرده مى‏شود، فرق مى‏کند.

این دقّتها در موارد تفصیل پلیدیها وجود دارد، سزاوار نیست که از آنها غفلت کنند و اگر درجات گنهکاران اختلاف نداشت، درجات آتش دوزخ نیز تفاوت نمى‏داشت، و اکنون که از انگیزه‏ها و علل بد بودن آگاه شدید، پس نیازى به محدود کردن در سه و یا چهار درجه نیست، زیرا اعتقاد به محدودیت به منزله زورگویى و به دلخواه چیزى را گفتن است، یعنى محدود دانستن چیزى که محدود نیست، مطلبى که در باب تعارض محذورات و برترى بعضى از آنها بر بعضى خواهد آمد، رهنمودى براى شما در تشخیص درجات حرام در پلیدى خواهد بود، تا آنجا که هر گاه اضطرار به خوردن مردار و یا مال غیر و یا شکار در حرم پیش آید، بعضى از اینها را بر بعضى مقدّم مى‏داریم.

                        راه روشن، فیض کاشانی ، جلد3، ص:240 -  245