شوهر: باید در دوازده مورد اعتدال و ادب را رعایت کند:
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شوهر: باید در دوازده مورد اعتدال و ادب را رعایت کن ،ولیمه مستحب است ولی کی ؟ :

1- ولیمه 2- معاشرت 3- شوخى 4- سیاست 5- غیرت 6- هزینه 7- تعلیم‏ 8- تقسیم 9- ادب کردن زن نافرمان 10- آمیزش 11- زایمان 12- جدایى به وسیله طلاق.

اوّل، ولیمه:

ولیمه مستحب است: «رسول خدا (ص) بر چهره عبد الرحمن بن عوف اثر زردى مشاهده فرمود: پرسید: این زردى چیست؟ عرض کرد: با زنى ازدواج کردم در برابر وزن هسته خرمایى از طلا رسول خدا (ص) فرمود: خداوند مبارک کند، ولیمه بده، هر چند به گوشت گوسفندى باشد.»رسول خدا (ص) در ازدواج با صفیّه، با شربت و خرما ولیمه داد.»

و از آن حضرت است که فرمود: «رسول خدا (ص) فرموده است: ولیمه در چهار چیز است: عروسى، کسى مولودى را عقیقه کند و طعام دهد، ختنه کردن پسر بچّه و هنگامى که کسى از سفر بر مى‏گردد، دوستانش را دعوت کند.» در روایت دیگرى‏ آمده است: «و یا در ساختن خانه و نظایر آن.»

دوم، خوشرفتارى با زنان‏

و از باب ترحّم به ایشان- به دلیل نارسا بودن عقل آنها- اذیت و آزار ایشان را تحمّل کردن خداى تعالى فرموده است: وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ«. درباره بزرگداشت حقوق زنان مى‏فرماید: وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً«. و نیز فرموده است: وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ«. بعضى گفته‏اند مقصود زن انسان‏

                       

است. و آخرین چیزى که رسول خدا (ص) درباره آن سفارش کرده، سه چیز است که درباره آنها سخن مى‏گفت تا زبان مبارکش بند آمد و کلامش شنیده نشد، مى‏فرمود:

 «نماز، نماز! و مبادا درباره بردگانتان تکلیف طاقت فرسا بکنید، خدا را، خدا را درباره زنان، که ایشان در دست شما اسیرند و آنها را با پیمان الهى گرفته‏اید و با کلمه الهى آمیزش با ایشان را بر خود حلال کرده‏اید.»

پیامبر (ص) فرمود: «هر کس با بد اخلاقى زنش بسازد خدا به اندازه اجر و ثواب ایوب که در گرفتارى صبر کرد به او مرحمت کند و هر زنى که بد اخلاقى شوهرش را تحمّل کند خداوند به او ثوابى مانند ثواب آسیه همسر فرعون بدهد.»

بدان که خوشرفتارى با زن تنها آن نیست که به او آزار نرسانند، بلکه اذیت و آزار او را تحمل کنند. و موقع سبک عقلى و خشم او شکیبا باشند.

سوم، علاوه بر تحمّل آزار زن، با او بیشتر خوشرفتارى و مهربانى کند

که این قبیل رفتار باعث دلشادى زنان مى‏شود رسول خدا (ص) با زنان خود در رفتار و اخلاق در خور فهم و عقل آنان، با آنها برخورد مى‏کرد.

پیامبر (ص) فرمود: «از همه مؤمنان آن کس ایمانش کاملتر است که با خانواده‏اش خوشخوتر و مهربانتر باشد.»

پیامبر (ص) فرمود: «بهترین شما کسى است که به زنانش بیشتر نیکى کند و من از

همه شما با زنانم خوشرفتارترم.»

چهارم این که شوخى و خوشخویى و موافقت با خواسته‏هاى زنش را تا آن جا گسترش ندهد که باعث فساد اخلاق همسرش شود

و به طور کلى شکوه و ابهتش را در نزد او از دست بدهد بلکه در این باره اعتدال را رعایت کند و آنجا که خلاف شرعى ببیند نباید هیبت و شدّت خود را از دست بدهد و نباید راه کمک به کارهاى ناپسند را به روى او بگشاید، بلکه هر گاه خلاف شرع و خلاف مروتى را از او دید اعتراض کند و خشمگین شود. پیامبر (ص) فرمود: «مرده باد کسى که بنده زنش باشد.»

«در وصیت لقمان به پسرش آمده است: پسر عزیزم! از زن بد بپرهیز زیرا زن بد، قبل از پیرى تو را پیر مى‏کند، و از زنان بد بترس زیرا آنها تو را به نیکى دعوت نمى‏کنند و از زنان خوب نیز بر حذر باش.»

پنجم در غیرت نسبت به همسرش میانه رو باشد

به این ترتیب که نه از مقدّمات کارهایى که عواقب بیمناکى دارند غافل بماند و نه زیاد بدگمان و سخت‏گیر و کنجکاو باشد «که رسول خدا (ص) از تجسّس اسرار زنان نهى فرموده» به عبارت دیگر «از سختگیرى با زنان منع کرده است.»

غزالى گوید: «در خبر مشهورى آمده است: زن همچون استخوان دنده است. اگر بخواهى آن را راست کنى مى‏شکند، پس در همان حالت کجى از آن استفاده کن.

غزالى گوید: پیامبر (ص) فرموده است: «نوعى از غیرت وجود دارد که باعث خشم خدا و رسول خدا مى‏شود و آن غیرت مرد نسبت به خانواده‏اش در جایى است که هیچ زمینه شکى وجود ندارد.» زیرا این نوع غیرت برخاسته از بدگمانى است که ما را از

آن نهى کرده‏اند، خداى تعالى فرموده است: إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ«على (ع) مى‏فرماید: «نسبت به خانواده‏ات زیاد غیور مباش که با بدگمانى‏ات او را متهم خواهى کرد.» اما غیرت در جاى خود لازم و ضرورى است و از آن ستایش کرده‏اند.

ششم، میانه روى در خرج‏

بنابراین سزاوار نیست که بر زنان در خرج دادن سخت بگیرد و نه هم زیاده روى کند، بلکه میانه رو باشد. خداى تعالى فرموده است: کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا« و نیز مى‏فرماید: وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ.

پیامبر مى‏فرماید: «بهترین شما کسى است که با خانواده‏اش بهترین رفتار را داشته باشد.»

پیامبر (ص) فرمود: «از چهار دینار که اوّلى به خانواده‏ات انفاق کنى، دومى در راه خدا بدهى، سومى در راه آزاد کردن بنده صرف کنى و چهارمى به مستمندان صدقه دهى، اجر و پاداش آن دینارى از همه بیشتر است که به خانواده‏ات انفاق کرده‏اى.»

نقل کرده‏اند که حضرت على (ع) چهار زن داشت براى هر کدام از آنها در هر چهار روز یک درهم گوشت مى‏خرید.

هفتم، باید شوهر مسائل و احکام حیض را به مقدارى که زن تکلیف واجبش را بداند به او بیاموزد

و احکام نماز و آنچه پس از انقضاى زمان حیض، باید قضا کند (مثل روزه) و آنچه را قضا ندارد (مانند نماز) به او تعلیم دهد، زیرا شوهر مأمور است تا خود و خانواده‏اش را از آتش دوزخ باز دارد: قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً.«57» بنابراین لازم است که مرد به همسرش عقاید اهل حق را تلقین کند و هر بدعتى را که به گوش او خورده از دل او خارج سازد و او را- در صورت سهل انگارى در امور دینى- از عذاب خدا بترساند و احکام لازم و ضرورى حیض و نفاس را به وى بیاموزد چرا که تعلیم مسائل استحاضه به طول مى‏انجامد. اما آنچه درباره حیض لازم است به زن بیاموزند بیان نمازهایى است که باید به جا آورد، زیرا به مجرد این که خون قطع شد اگر به مقدار طهارت و یک رکعت نماز وقت باقى است باید آن نماز را به جا آورد، همچنین اگر به مقدار طهارت و خواندن نماز از اول وقت بگذرد و حایض شود، قضاى آن نماز بر او واجب است. این مقدار کمترین حدّى است که باید زنان رعایت کنند. پس اگر مرد به همسرش تعلیم داد، زن حق ندارد که براى پرسش از علما از خانه بیرون رود همچنین اگر مرد مسائل را نداند و از طرف زن مسائل را از صاحب فتوا بپرسد و جواب را به زنش برساند باز هم حق بیرون شدن از خانه را ندارد. ولى اگر هیچ کدام از اینها نباشد، زن حق‏ دارد که براى پرسیدن مسأله‏اش از خانه بیرون رود، بلکه واجب است برود و مرد اگر مانع شود گنهکار است و هر وقت واجبات را آموخت حق ندارد بدون رضاى شوهر به مجلس ذکر و یا براى آموختن مسائل بیشتر بیرون رود و هر گاه زن در حکمى از احکام حیض و استحاضه کوتاهى کند و مرد نیز به او تعلیم ندهد بلکه به همراه زن از خانه بیرون رود با وى در گناه شریک است.

هشتم، هر گاه مردى چندین زن داشته باشد، باید عدالت را در میان آنها رعایت کند

و مبادا به یکى بیشتر از دیگران علاقه نشان دهد پس اگر به سفرى رفت و خواست یکى از آنها را به همراه خود ببرد باید میان آنها قرعه بزند چرا که رسول خدا (ص) چنین مى‏کرد. و اگر شبى را که متعلّق به زنى است در حق وى ستم روا داشته و حقش را ضایع کرده است باید قضاى آن را به جا آورد زیرا قضاى عمل بر او واجب است و در این مورد لازم است که مرد احکام تقسیم کردن شبها را بین همسرانش بداند و بیان آن به درازا مى‏کشد.

پیامبر (ص) فرمود: «هر کس دو زن داشته باشد و به یکى بیشتر علاقه مند باشد- و به عبارت دیگر: بین آنها به عدالت رفتار نکند- روز قیامت در حالى بیاید که یک طرف طرف بدنش کج باشد.» البته این عدالت مربوط مى‏شود به دادن چیزى و بیتوته در شب امّا عدالت در دوست داشتن و آمیزش خارج از حد اختیار است. خداى متعال مى‏فرماید: وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ: در علاقه نفسانى و گرایش قلبى هرگز نمى‏توانید به عدالت رفتار کنید و این تفاوت، باعث تفاوت در آمیزش مى‏شود.

نهم، در نافرمانى زنان،

هر گاه بین زن و شوهر اختلافى پیش آید و سازش نکنند اگر ناسازگارى از هر دو طرف و یا تنها از طرف مرد باشد و زن نتواند همسرش را به سازش بکشاند و مرد نیز قادر نباشد که اصلاح کند ناگزیر باید دو نفر از طرف مرد و زن انتخاب شوند تا بین آنها داورى کنند و سازش دهند که اگر آنها قصد اصلاح داشته باشند خداوند آنان را موفّق خواهد کرد. اما اگر نافرمانى تنها از طرف زن باشد، پس مردان بر زنان مسلّطند و آن مرد مى‏تواند همسرش را ادب و به زور وادار به اطاعت کند، با وجود این باید به تدریج او را ادب کند به این ترتیب که نخست موعظه کند و بترساند و تهدید کند و اگر موفق نشد موقع خوابیدن در بستر بى‏اعتنایى کند و صورتش را برگرداند و یا جدا بخوابد و در حالى که خود در خانه است، از یک شب تا سه شب او را در خوابیدن تنها بگذارد، و اگر این هم مفید واقع نشد کتک نه چندان سختى بزند به طورى که او را برنجاند اما استخوانى نشکند و جایى از بدنش خونى نشود و حق ندارد به صورتش لطمه‏اى بزند که از آن نهى شده است.

از رسول خدا (ص) پرسیدند: «حق زن بر همسرش چیست؟ فرمود: وقت غذا، خوراک او را بدهد و به هنگام احتیاج به لباس، براى او لباس فراهم کند و با او تندى نکند و کتک نزند، مگر- در صورت ضرورت- تنبیه کم آزارى کند و جز در خانه از او جدا نشود.» مرد، حق دارد که بر زنش خشم بگیرد و به خاطر کوتاهى در امرى از امور دینى تا ده روز و تا یک ماه از او دورى کند.»

«دوازدهم درباره» طلاق‏

باید توجه داشت که طلاق مباح است، لیکن در نزد خدا ناپسندترین مباحات است. البته وقتى مباح مى‏شود که بیهوده باعث اذیت کسى نشود. بنابراین اگر زن را طلاق‏ داد در حقیقت او را آزرده است و آزردن دیگرى مجاز نیست. مگر به دلیل جنایتى از جانب آن شخص و یا به مقتضاى ضرورتى از طرف آزار دهنده. خداى متعال فرموده است: فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا، یعنى در صدد بهانه جویى براى جدایى بر نیایید.

مى‏گویم: در کافى از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «چیزى نیست که خداوند حلال کرده باشد و به قدر طلاق در نزد او مبغوض باشد و خداوند دشمن مى‏دارد کسانى را که زود طلاق مى‏دهند و زود ازدواج مى‏کنند.

و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «خداوند خانه‏اى را که در آن ولیمه عروسى داده شود، دوست مى‏دارد و خانه‏اى را که در آن طلاق دهند، دشمن مى‏دارد و چیزى در نزد خدا مبغوض‏تر از طلاق نیست.»

شوهر باید چهار چیز را در طلاق دادن رعایت کند:

 «اوّل، آن که زن را در زمان پاکى از عادت ماهیانه طلاق دهد که در آن زمان پاکى همبستر نشده باشد، زیرا طلاق در زمان حیض و پاکى که مجامعت صورت گرفته باشد

: «دوم، آن که به یک طلاق اکتفا کند و بین سه طلاق در یک مجلس جمع نکند.»

«سوم آن که در اقدام به طلاق، سخت نگیرد و سرزنش نکند بلکه مقدارى نرمش به خرج دهد و مدارا کند و دل زنش را با دادن هدیه‏اى بر خلاف میل قلبى و ناخواسته، به دست آورد به خاطر این که با رنج طلاق دل او را رنجانده است

چهارم، راز زنش را نه در طلاق فاش کند و نه در ازدواج، زیرا درباره فاش کردن راز زنان در خبر صحیح وعده عذاب بزرگ داده شده است.

از یکى از صالحان نقل شده است که مى‏خواست زنش را طلاق دهد، پرسیدند چه چیز دل تو را نسبت به او بد کرد؟ گفت: آدم عاقل، پرده از راز همسر خودش بر نمى‏دارد و پس از آن که او را طلاق داد، پرسیدند: چرا او را طلاق دادى؟ در جواب گفت: مرا چه کار به زن دیگرى؟! این بود مطالب مربوط به شوهر.

                        راه روشن،فیض کاشانی ،  جلد3، ص:135-  154