مؤمنان از تقصیر هم بگذرید و در صدد انتقام هم نباشید .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مؤمنان از تقصیر هم بگذرید و در صدد انتقام هم نباشی ،خداى من امر کرده است مرا به چند خصلت:

قال الصّادق علیه السّلام: العفو عند المقدرة من سنن المرسلین و المتّقین.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: عفو کردن و از تقصیر کسى گذشتن با وجود قدرت به انتقام، طریقه پیغمبران و متّقیان است.

و تفسیر العفو ان لا تلزم صاحبک فیما أجرم ظاهرا، و تنسى من الأصل ما أصبت منه باطنا، و تزید على الاختیارات إحسانا.

مى‏فرماید که: معنى عفو این است که هر گاه از کسى جرمى و تقصیرى نسبت به تو واقع شود، پى او نروى و به او اظهار نکنى و فراموش کنى از ظاهر و باطن و از زبان و دل، و زیاد کنى إحسان را به او زیادة از پیشتر.

قال الله تعالى: وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ الله لَکُمْ وَ الله غَفُورٌ رَحِیمٌ (نور- 22).

و من لا یعفو عن بشر مثله کیف یرجوا عفو ملک جبّار.

خداوند عالم مى‏فرماید که: باید مؤمنان از تقصیر هم بگذرند و در صدد انتقام هم نباشند. و نیز مى‏فرماید که: آیا دوست نمى‏دارید شما، که به وسیله عفو شما از یک دیگر، خداى تعالى از تقصیر شما بگذرد؟! و خداى نیک آمرزنده و نیک رحم کننده است. هر گاه شما با وجود ضعف و ناتوانى، خواهید که به این صفت کمال موصوف باشید و از تقصیر هم بگذرید و به یک دیگر رحم کنید، خداوند شما با وجود عظمت و بزرگوارى، سزاوارتر است به این صفت کمال و رحم کردن به شما، و اگر شماها، رحم به یک دیگر نکنید و عفو ننمائید، پس چون امید مى‏دارید آمرزش گناه خود را از پادشاه جبّار که پروردگار عالم است ..؟! و قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله حاکیا عن ربّه یأمره بهذه الخصال، قال: صل من قطعک، و اعف عمّن ظلمک، و أعط من حرمک، و احسن إلى من أساء إلیک.

و حضرت ختمى پناه صلّى الله علیه و آله از جناب عزّت، حکایت مى‏فرماید که: خداى من امر کرده است مرا به چند خصلت:

یکى آن که- بپیوند به هر که رمیده باشد از تو. یعنى: هر چند خویشان و سایر مؤمنان از تو دورى کنند و مواصلت با تو ننمایند، تو قطع مکن و آن چه حقّ صله‏ رحم است به عمل آر.

دوم آن که- عفو کن از هر که به تو ظلم کند.

سوم آن که- إحسان کن به هر که تو را محروم کند.

چهارم آن که- نیکى کن به هر که به تو بدى کند.

و قد امرنا بمتابعته بقوله تعالى: وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ، وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. (حشر- 7) مى‏فرماید که: ما مأموریم از جانب حق سبحانه و تعالى، به متابعت کردن پیغمبر در این خصلتها، چرا که او عزّ و جلّ فرموده است که: به هر چه امر مى‏کند به شما پیغمبر شما، او را أخذ کنید و به عمل آرید، و به هر چه نهى کند، از او باز ایستید. و از جمله آن چه امر کرده است خصال مذکوره است، پس اطاعت لازم است و امتثال متحتّم و واجب.

و العفو سرّ الله فی قلوب خواصّه، فمن بشّر الله له یسّر له.

یعنى: عفو کردن و گذشتن از تقصیر تقصیر کار و ترغیب الهى بندگان را به این صفت، سرّى است از اسرار الهى، که انداخته است آن سرّ را در دلهاى خواصّ خود. یعنى: اشارت است به آن که، هر گاه من شما را که بنده و مخلوق هستید، امر کنم به عفو کردن و گذشتن از تقصیر تقصیر کار، پس من که خداوندم و خالق شما هستم، چه گنجایش دارد که موصوف به این کمال نباشم و از تقصیر مقصّران نگذرم ...؟! و هر که اقدام کرد به این صفت کمال و اراده کرد که محلّى به این زیور باشد و به این حلیه علیّه مزیّن گردد، حضرت بارى تعالى نیز به حکم: وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا (عنکبوت- 69)، توفیق او مى‏دهد و به او آسان مى‏کند رسیدن به این صفت کمال را.

و کان رسول الله صلّى الله علیه و آله یقول: أ یعجز أحدکم ان یکون کأبی ضمضم، قالوا: یا رسول الله صلّى الله علیه و آله: ما أبو ضمضم، قال: رجل ممّن قبلکم کان إذا أصبح یقول: اللّهمّ انّى قد تصدّقت بعرضی على النّاس عامّة.

حضرت رسالت پناه صلّى الله علیه و آله مى‏فرمودند به اصحاب خود و به خلّص تابعین خود که: آیا عاجزید شما که مثل ابى ضمضم باشید؟ سؤال کردند که: ابو ضمضم چون بوده؟ فرمود که: او شخصى بود که هر روز که صبح مى‏کرد، مى‏گفت: خداوندا من بخشیدم و تصدّق کردم و ابرا نمودم، هر بدى و تقصیرى که از مردم نسبت به من واقع شده است و ایشان را حلال کردم.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ،  ص:374 -  378