کمال صدق ( راستی )حاصل نمى‏شود در آدمى مگر به وجود چهار صدق:
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: کمال صدق ( راستی )حاصل نمى‏شود در آدمى مگر به وجود

اوّل- صدق زبان که هر چه گوید و هر خبر که دهد، خواه با خدا و خواه با خلق و خواه از ماضى و خواه از مستقبل، راست گوید، و به هر چه گوید و خبر دهد صادق باشد. پس بنا بر این با وجود میل به دنیا و رغبت به دنیا در گفتن: «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» (انعام- 79)، و گفتن: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» (حمد- 5)، و امثال اینها از ادعیه و آیات کاذب، خواهد بود.

دوم- صدق نیّت است. یعنى: صدق حقیقى و راستى و درستى تحقیقی، مقتضى آن است که در نیّت هر فعل، طاعت و عبادت غیر خدا ملحوظ نباشد و به تقرّب حضرت بارى، غیر او را دخیل نکند و الاّ در آن نیّت کاذب خواهد بود.

سوم- صدق عزم است. یعنى: عزمش آن باشد که اگر ولایت ناحیه‏اى به او رجوع شود، عدالت کند و اگر صاحب ثروت و تموّل شود، به ضعفا و اهل حاجت إحسان نماید و اگر در قضا و ولایت ناحیه‏اى و تدریس مدرسه‏اى، اولى از خود یابد ولایت و تدریس به او رجوع کند.

چهارم- صدق مقامات است. یعنى: در هر مقام از مقامات ستّ: که زهد است و محبّت و توکّل و خوف و رجا و رضا، حقیقت آن مقام را طلب کند و به مرتبه ضعیف آن راضى نشود و در هر مقام از مقامات مذکوره، کامل باشد و اگر به خلاف آن باشد و به مرتبه ناقص این مراتب راضى شود، کاذب خواهد بود نه صادق. و به این تفصیل اشارت فرمود: و ادنى حدّ الصّدق ان لا یخالف اللّسان القلب و لا القلب اللّسان.

یعنى: آن چه گفتیم در تفسیر صدق از تساوى ظاهر و باطن و مخالفت نکردن‏ زبان با دل و دل با زبان، ادناى مرتبه صدق است.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ، ص:459 -  461