فاضل‏ترین وصیّتها ( سفارشها ) به دیگران
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فاضل‏ترین وصیّتها ( سفارشها ) به دیگران ،کارى مکن که محتاج به عذر شوى ،کلّ وصیّتها را در یک خصلت

قال الصّادق علیه السّلام: افضل الوصایا و ألزمها ان لا تنسى ربّک و ان تذکره دائما، و لا تعصیه و تعبده قاعدا و قائما، و لا تغترّ بنعمته، و اشکره ابدا، و لا تخرج من تحت آثار عظمته و جلاله، فتضلّ و تقع فی میدان الهلاک، و ان مسّک البلاء و الضّرّاء و احرقک بنیران المحن.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: فاضل‏ترین وصیّتها، آن است که همیشه به یاد خدا باشى و او را فراموش نکنى و عصیان و نافرمانى او را به خود روا ندارى و بندگى او را چنانکه مأمورى بجا آرى. و در هیچ حال نه در حال نشسته و نه ایستاده و نه در حال زحمت و نه در راحت، از او غافل نباشى و به نعمت او فریفته نشوى و نعمت او را در مصارف نالایق صرف نکنى و شکر نعمت او بجا آرى و از ذکر عظمت و بزرگوارى او غافل نشوى، تا به گمراهى و هلاکت نیفتى و لمحه‏اى از یاد عظمت و اداى شکر او غافل نشوى، هر چند مسّ کند تو را بلا و ضرّاء و بسوزد به آتش محنتها، چرا که ابتلا به بلا، دلیل قرب است، چنانکه گذشت.

و اعلم انّ بلایاه محشوّة بکراماته الابدیّة، و محنه مورثة رضاه و قربه و لو بعد حین، فیا لها من أنعم لمن علم و وفّق لذلک.

بدان که بلاها و دردهاى الهى، آمیخته است به کرامتها و عزّتهائى که هرگز انقطاع ندارد و نتیجه محنتها و زحمتهاى الهى رضاى پروردگار و قرب به جناب او است هر چند بعد از مدّتى باشد. چه، هر چه متیقّن الوقوع است، هر چند دیر باشد که نزدیک است. خوشا حال کسى که کوفتها و محنتهاى دنیا را به خود گوارا کند و توفیق این را داشته باشد.

روى ان رجلا استوصى رسول الله صلّى الله علیه و آله فقال: لا تغضب ابدا، فانّ فیه‏ منازعة ربّک، فقال: زدنی، فقال: ایّاک و ما تعتذر منه فانّ فیه الشّرک الخفىّ، فقال: زدنی، فقال: صلّ مودّع، فانّ فیها الوصلة و القربى، فقال:

زدنی، فقال: استحى من الله تعالى استحیاءک من صالح جیرانک، فانّ فیه زیادة الیقین.

روایت است که شخصى از پیغمبر صلّى الله علیه و آله طلب کرد که مرا وعظی و پندى ده، حضرت فرمود که: هرگز غضبناک مشو و در هیچ واقعه و حادثه غضب به خود راه مده، چرا که هیجان غضب، عنان اختیار از دست آدمى مى‏رباید و گاه باشد که در حین استیلاى غضب، حرفى چند بگوید که موجب خسران دنیا و آخرت باشد.

سائل گفت: یا حضرت، زیاد کن. حضرت فرمود که: کارى مکن که محتاج به عذر شوى، یعنى: باید کار تو در ظاهر و نهان یکسان باشد و کارى نباشد که هر گاه ظاهر شود، محتاج به عذر شوى، چه هر چه محتاج به عذر است، البتّه خالص نیست و هر چه خالص نیست، شرک خفى است و شرک خفى مانند شرک جلى اجتناب از او لازم است و فرق میان شرک خفى و جلى آن است که شرک جلى، العیاذ باللَّه قائل شدن شریک است از براى ذات اقدس الهى. مثل نصارى که به الوهیّت عیسى و مریم علیهما السّلام قائلند و ایشان را نیز خدا مى‏دانند.

و شرک خفى غیر خدا را دخل دادن است در عمل خیر و به مضمون: «و جعل الهه هواه»، عمل نمودن، و از مضمون بلاغت مشحون: وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (کهف- 110)، انحراف ورزیدن.

باز سائل گفت: یا حضرت، زیاد کن. حضرت فرمود که: در نماز بسیار به خضوع و خشوع باش و در هر نماز که مى‏کنى انگار که آخرین نماز است که مى‏کنى و به نماز دیگر نخواهى رسید.

باز سائل گفت: زیاد کن یا حضرت، فرمود که: شرم دار از خداوند عالم چنانکه شرم مى‏کنى از همسایه. یعنى: چنانکه از همسایه ملاحظه مى‏کنى و از ارتکاب بعضى از قبایح اجتناب مى‏نمائى، خداوند که عالم است به ظاهر و باطن تو و در جمیع حالات دنیوى و اخروى به او محتاجى، سزاوارتر است به این ملاحظه و به واسطه اطّلاع او اولى‏تر است به ترک کردن ناشایست، چه خفّت پیش خلق، خفّتى است جزئى و منقطع، و خفّت نزد بارى تعالى، کلّ است و عامّ است و کلّ اهل محشر و حقّ تعالى همه مطّلع هستند و آخر ندارد و هر گاه راه به این معنى بردى و دانستى که هر چه مى‏کنى و مى‏گوئى و به خاطر مى‏گذرانى، حضرت عالم الخفیّات به او مطّلع است و علم به او دارد و هیچ ذرّه‏اى از ذرّات عالم از علم او به در نیست، یقین تو زیاد مى‏شود و اجتناب از مناهى و امتناع از قبایح محکم‏تر مى‏شود.

و قد جمع الله تعالى ما یتواصى به المتواصون من الاوّلین و الآخرین فی خصلة واحدة، و هی التّقوى، یقول الله تعالى: وَ لَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ من قَبْلِکُمْ وَ إِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا الله (نساء- 131).

یعنى: جمع کرده است حضرت بارى عزّ اسمه، کلّ وصیّتها را در یک خصلت، که آن تقوى است. چنانکه فرموده که: ما وصیّت کردیم یهود و نصارى را که پیش از شما بوده‏اند و شما را نیز وصیّت مى‏کنیم که: بترسید از خداوند عالم و بپرهیزید از کارهاى بد و نامشروع.

و فیه جماع کلّ عبادة صالحة، و به وصل من وصل إلى الدّرجات العلى و الرّتب القصوى، و به عاش من عاش مع الله بالحیاة الطّیّبة و الانس الدّائم.

مى‏فرماید که: جمع کرده است تقوى همه عبادات را، و به سبب تقوى مى‏رسد بنده به درجات عالیه و مرتبه‏هاى بلند، و به سبب تقوى و پرهیزکارى، زندگى مى‏کند و مى‏گذراند عمر خود را با خداوند تعالى، گذراندن بسیار پاک و پاکیزه، و یار و مونس متّقى نیست مگر حضرت بارى عزّ اسمه.

قال الله تعالى: إِنَّ الْمُتَّقِینَ فی جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ. فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ. (قمر- 54، 55) چنانکه فرموده است خداوند عزّت که: به تحقیق که متّقیان و پرهیزکاران در بهشت، در جاى پاکان و راستگویان هستند و در نزد پروردگار خود هستند، آن چنان پروردگارى که مالک همه چیز است و به همه چیز توانا است.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ، ص:448 -  453