فواید یاد مرگ‏
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فوایدیاد مرگ‏ ،پرسیدند که: چه چیز است آن؟ فرمود: ،هر که دوست مى‏دارد لقاى رحمت پروردگار را

قال الصّادق علیه السّلام: ذکر الموت یمیت الشّهوات فی النّفس، و یقطع منابت الغفلة، و یقوّى القلب بمواعد الله تعالى، و یرقّ الطّبع، و یکسر اعلام الهوى، و یطفئ نار الحرص، و یحقّر الدّنیا.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: یاد کردن مرگ و به یاد مرگ بودن، مى‏میراند و بر طرف مى‏کند شهوتها و خواهشهاى نفس را، و قلع مى‏کند. هر چه را که مورث غفلت است. و قوّت مى‏دهد میل به جانب خدا را، و دل را نرم مى‏کند، و آثار و علامات هوا و هوس را درهم مى‏شکند، و آتش حرص را خاموش مى‏کند، و دنیا را در نظر او بى قدر و بى اعتبار مى‏کند.

و هو معنى ما قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: فکر ساعة خیر من عبادة سنة، و ذلک عند ما یحلّ اطناب خیام الدّنیا، و یشدّها فی الآخرة.

و همین معنى است تفسیر کلام حضرت رسالت پناه صلّى الله علیه و آله، که فرموده است: «فکر ساعة خیر من عبادة سنة»، یعنى: فکر کردن یک ساعت، بهتر و فاضل‏تر است از عبادت یک سال. امّا فکرى که از براى آخرت و از براى بى اعتبارى دنیا باشد و فکر مردن و فکر کوچ کردن از دنیا، و وا کردن طنابهاى خیمه‏هاى دنیا و زدن خیمه در آخرت باشد، نه فکر دیگر. و معلوم است که هر که فکر مردن مى‏کند و مردن نصب العین او است و از مردن غافل نیست، گفتار و کردارش البتّه نیکو خواهد بود و پیرامون بدى نخواهد گشت.

و لا یشکّ بنزول الرّحمة على ذکر الموت بهذه الصّفة، و من لا یعتبر بالموت، و قلّة حیلته، و کثرة عجزه، و طول مقامه فی القبر، و تحیّره فی القیامة، فلا خیر فیه.

و هر که مردن را به خاطر بیارد و به نحوى که مذکور شد، او را ملاحظه کند تا او در این فکر است، بلا شکّ رحمت الهى بر او نازل مى‏شود و غرق رحمت الهى است. و هر که از مردن عبرت نمى‏گیرد و بیچارگى و عاجزى خود را در وقت مردن و بعد از مردن به خاطر نمى‏آرد و توقّف بسیار در قبر و حیرانى روز قیامت را ملاحظه نمى‏کند، پس امید خیر و خوبى در او نیست.

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: أکثروا ذکر هاذم اللّذّات، قیل: و ما هو یا رسول الله؟

فقال: الموت.

حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله مى‏فرماید که: بسیار به خاطر بیاورید، محو کننده لذّتها را.

پرسیدند که: چه چیز است آن؟ فرمود: مردن.

فما ذکره عبد على الحقیقة فی سعة الاّ ضاقت علیه الدّنیا، و لا فی شدّة الاّ اتّسعت علیه.

مى‏فرماید که: به خاطر نمى‏آرد مردن را کسى در حال وسعت و فراخى عیش، مگر آن که آن عیش به او تنگ مى‏شود، و به خاطر نمى‏آرد او را کسى در حال تنگى، مگر آن که آن تنگى بر او فراخ مى‏گردد. چه، در اوّل هر گاه در عین عیش و عشرت باشد و به خاطر بیاورد که وقتى خواهد آمد که همه اینها را باید گذاشت و در قبر پر وحشت و تاریک تنها خوابید، و هر چه کرده است و گفته است از زمان تکلیف تا زمان فوت، همه را باید به حسیب لطیف خبیر، عرض کرد و حساب داد.

جمیع لذّات و تنعّمات بر او منغّص و ناگوار مى‏شود، و در ثانى هر گاه در عین تنگى و تلاطم هموم و غموم باشد و به خاطرش بگذرد، موت و ملایمات موت، تنگى و غم، به وسعت و شادى مبدّل مى‏شود و به خود خواهد گفتن که: هر گاه آخر حیات و زندگى، این چنین شداید و سختیها باشد، اگر چند روزى به سختى بگذرد سهل است و به خود آسان مى‏کند.

و الموت اوّل منزل من منازل الآخرة و أخر منزل من منازل الدّنیا، فطوبى لمن کان اکرم عند النّزول باوّلها، و طوبى لمن احسن مشایعته فی أخرها.

مى‏فرماید که: موت، اوّل منزلى است از منزلهاى آخرت، و آخر منزلى است از منزلهاى دنیا. خوشا حال کسى که در وقت نزول موت، اوّل منزل آخرت به او سبک باشد، بلکه خوش‏تر از دنیا باشد، و خوشا حال کسى که مشایعت برادر مؤمن را بعد از موت آن مؤمن، که آخر منزل از منازل دنیاى او است، خوب بجا بیارد و رعایت حقّ ایمان را فراموش نکند. بنا بر این، تفسیر ضمیر «مشایعته» راجع است به موت، و مراد از «موت» میّت. یا آن که مفاد عبارت دوم نیز، مفاد فقره اوّل باشد و تعبیر مختلف. و حاصلش این باشد که: خوشا حال کسى که آخر منزل از منازل دنیا از براى او نیکوتر باشد، از منزلهاى پیشتر. یعنى: قبر او وحشت و ظلمت نداشته باشد و حساب و سؤال منکر و نکیر و سایر أهوال قیامت به او آسان گذرد.

و الموت اقرب الأشیاء من ولد ادم، و هو یعدّه أبعد، فما اجرا الانسان على نفسه، و ما أضعفه من خلق.

مى‏فرماید که: موت نزدیک‏ترین چیزها است به آدمى و او، او را دورتر از همه چیز قیاس مى‏کند. و چه جرأت عظیمى است که انسان دارد بر نفس خود، با وجود ضعف بنیه و خلقت، و فکر عاقبت نمى‏کند.

و فی الموت نجاة المخلصین، و هلاک المجرمین، و لذلک اشتاق من اشتاق إلى الموت، و کره من کره.

مى‏فرماید که: موت باعث نجات مخلصان است از زحمت دنیا، و موجب هلاکت و عذاب گناهکاران است. و از این جهت است که زهّاد و عبّاد و مخلصین، مشتاق موت هستند، و آرزوى موت مى‏کنند، و گناهکاران از موت مى‏ترسند و از موت کراهت دارند.

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: من احبّ لقاء الله، احبّ الله لقاءه، و من کره لقاء الله کره الله لقاءه.

حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله مى‏فرماید: هر که دوست مى‏دارد لقاى رحمت پروردگار را، حضرت پروردگار نیز دوست مى‏دارد لقاى او را، و رحمت خود را شامل حال او مى‏کند. و هر که کراهت دارد ملاقات موت و ملاقات رحمت الهى را، او نیز ملاقات او را کراهت دارد و از رحمت او بى نصیب خواهد بود.

                        ترجمه مصباح الشریعة،شهید ثانی ، ص:506 -  511