اصول شناختن پیغمبران علیهم السّلام‏
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: اصول شناختن پیغمبران علیهم السّلام‏

قال الصّادق علیه السّلام: انّ الله تعالى مکّن أنبیاءه من خزائن لطفه و کرمه و رحمته، و علّمهم من مخزون علمه، و افردهم من جمیع الخلائق لنفسه.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: خداوند عالم از وفور شفقت و فرط مهربانى که به بندگان خود دارد، از خزاین لطف و معادن کرم خود، پیغمبر فرستاد به ایشان، و تعلیم داد به آن پیغمبر، جمیع معارف و احکام دین و ملّت را، و برگزید پیغمبران را از براى خود، و نفسى به ایشان کرامت فرمود در غایت تنزّه و تقدّس، که لمحه‏اى از او غافل نیستند و همیشه متوجّه جناب او هستند. و اگر گاهى به سبیل اتّفاق به سبب ارتکاب لوازم بشریّت، مثل اکل و شرب و نوم و وقاع، از ایشان غفلتى از جناب او صادر شود، آن را معصیت انگاشته، فی الفور در مقام تدارک بر آمده استغفار مى‏نمایند. چنانکه حدیث است که خاتم النّبیّین صلّى الله علیه و آله هر روز هفتاد مرتبه استغفار مى‏کرده‏اند و معلوم است که از آن حضرت غیر خلاف اولى واقع نمى‏شد و به این معانى اشارت فرمود که: فلا یشبه اخلاقهم و أحوالهم احد من الخلائق أجمعین.

یعنى: مشابهت ندارد به اخلاق انبیا و مانند به احوال پیغمبران، هیچ یک از غیر پیغمبران، و مانند ایشان نیست هیچ آفریده‏اى.

إذ جعلهم وسائل سائر الخلق إلیه، و جعل حبّهم و طاعتهم سبب رضاه، و خلافهم و انکارهم سبب سخطه.

یعنى: گردانیده است خداوند عالم، دوستى انبیا را و اطاعت ایشان را سبب رضاى خود، و مخالفت و انکار ایشان را سبب غضب خود.

و امر کلّ قوم و فئة باتّباع ملّة رسولهم، و ابى ان یقبل طاعة الاّ بطاعتهم و تبجیلهم، و معرفة حرمتهم و حبّهم و وقارهم و تعظیمهم و جاههم عند الله تعالى.

و امر کرده است خداوند عالم، جمیع بندگان خود را به متابعت کردن و پیروى نمودن دین پیغمبر خودشان، و فرموده است که من که خداوندم، قبول نمى‏کنم اطاعت و بندگى هیچ قوم را مگر به اطاعت پیغمبران. یعنى، قبول بندگى و اطاعت من، وابسته به اطاعت پیغمبران است، و تعظیم من، وابسته به تعظیم پیغمبران است، و شناخت حرمت و عزّت من، مربوط به شناخت حرمت و مرتبه پیغمبران است، و شناختن و دانستن اینکه ایشان را چه مرتبه است نزد من، که خداوندم.

فعظّم جمیع انبیاء الله تعالى، و لا تنزلهم منزلة احد ممّن دونهم.

پس باید بزرگ دانى جمیع پیغمبران را از آدم علیه السّلام تا خاتم صلّى الله علیه و آله و سلّم، و قیاس نکنى مرتبه ایشان را به مرتبه غیر ایشان از آدمیان.

و لا تتصرّف بعقلک فی مقاماتهم و أحوالهم و اخلاقهم، الاّ ببیان محکم من عند الله تعالى، و اجماع اهل البصائر بدلائل یتحقّق بها فضائلهم و مراتبهم.

مى‏فرماید که: تصرّف مکن تو از پیش خود، بى حجّت و دلیل عقلى یا نقلى، از قرآن و حدیث و اجماع، در احوال و اخلاق پیغمبران. یعنى زیادة از آن چه از قرآن و حدیث به تو رسیده است از مرتبه ایشان، به ایشان نسبت مده، چنانکه بعضى ایشان را خدا مى‏دانند و بعضى پسر خدا مى‏دانند، و این فقره ردّ به آن طایفه است.

اضلّهم الله و اعمى أبصارهم.

و این فقره نفرین است به آنها. یعنى: گمراه کرده است ایشان را خداى تعالى و کور کرده است چشم ایشان را و بصیرت ایشان را.

و انّى بالوصول إلى حقیقة ما لهم عند الله تعالى.

یعنى: کجا مى‏توان رسید به حقیقت مرتبه پیغمبران؟! و کى ادراک مى‏توان کرد قدر و عزّت و قرب ایشان را نزد واجب الوجود؟!.

و ان قابلت أفعالهم و أقوالهم بمن دونهم من النّاس، فقد أسأت صحبتهم، و أنکرت معرفتهم، و جهلت خصوصیّتهم باللَّه، و سقطت عن درجة حقائق الایمان و المعرفة، فایّاک ثمّ ایّاک.

یعنى: اگر مقابل کنى و مساوى دانى گفتار و کردار پیغمبران را به گفتار و کردار غیر ایشان از سایر مردمان، پس به تحقیق که بد بجا آورده‏اى صحبت ایشان را و نشناخته‏اى مرتبه ایشان را و جاهل بوده‏اى قرب و منزلت ایشان را نزد خداى تعالى و به در رفته‏اى از درجه ایمان و از شناخت خدا و پیغمبر، پس بپرهیز و حذر کن از اینکه در حقّ ایشان این اعتقاد داشته باشى.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ، ص:425 -  427