چشم ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!دعای زن مرد را چه کرد !
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!دعای زن مرد را چه کرد ! ،چشم پوشاندن و نگاه نکردن به نا محرم ،عظیم‏ترین نعمتها و غنیمتها ،جاسوس دل و شاطر عقل

قال الصّادق علیه السّلام: ما اغتنم احد بمثل ما اغتنم بغضّ البصر، لانّ البصر لا یغضّ عن محارم الله، الاّ و قد سبق فی قلبه مشاهدة العظمة و الجلال.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: تحصیل نکرد هیچکس هیچ نعمتى و غنیمتى که فاضل‏تر باشد نزد خدا ، از پوشاندن چشم از حرام، خواه مالى و خواه عرضى و آبرویی .

حاصل: چشم پوشاندن و نگاه نکردن هر چه در شرع، دیدن او از روى شهوت ممنوع است، مثل زن نامحرم و پسر از روى لذّت، و همچنین میل نکردن به مال مسلمانان از روى ظلم و تعدّى، عظیم‏ترین نعمتها و غنیمتها است، چرا که اغماض عین از محرّمات، به عمل نمى‏آید مگر به یاد کردن خدا و ملاحظه عظمت و جبروت حضرت بارى، تا به سبب او آتش شهوت فسرده شود، پس پوشیدن چشم  از محارم، مشتمل است بر دو عبادت:

یکى- یاد کردن بزرگوارى حضرت بارى.

و دیگرى- گذشتن از محرّمات،  به چشم  ظاهرى و باطنى، هر دو ممکن است

سئل امیر المؤمنین علیه السّلام: بما ذا یستعان على غضّ البصر؟ قال: بالخمود تحت سلطان المطّلع على سرّک.

از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام پرسیدند که: این صفت پوشاندن چشم  از محرّمات را، از چه راه مى‏توان به دست آورد؟ فرمود که: این صفت حاصل نمى‏شود از براى کسى، مگر به ملاحظه کردن سلطنت و بزرگوارى خداوند، و به خاطر آوردن اطّلاع آن حضرت بر ظاهر و باطن هر کسى. یعنى: هر گاه به خاطر آوردى که خداوند عالم، به جمیع افعال و اعمال تو مطّلع است و به هر چه مى‏کنى از نیک‏ و بد، علم دارد، میل به محرّمات و خواهش آن از دل تو سرد مى‏شود. چنانکه از زنى مشهور است که در سال تنگ دستی ، تنگى بر او زور آورد. اولاد و احفادش همه از زحمت گرسنگى به تنگ آمدند. از شدّت استهلاک و اضطرار، آن زن به مردى که تموّل و ثروت داشت، اظهار حال خود نمود. آن شخص گفت: اگر اطاعت مى‏کنى و به آن چه مى‏گویم راضى مى‏شوى، آن چه مى‏خواهى میسّر است. زن قبول نکرد و اطفال بى‏تابى مى‏کردند. لا علاج، باز رجوع به آن شخص کرد و همان جواب شنید، زن گفت: اطاعت مى‏کنم به شرط مکان خلوت، که غیر من و تو در آن جا کسى نباشد. مرد قبول کرد و او را به خانه برد و درها محکم ببست و به جانب زن میل نمود. زن گفت: شرط من به عمل نیامد و غیر من و تو، پنج کس دیگر در اینجا حاضر هستند، که خدا باشد و دو فرشته تو، و دو فرشته من که کاتب اعمالند.

مرد که این بشنید، آتش شهوت بر او سرد شد و از آن عمل قبیح، دست بداشت و از نقد و جنس به قدر مقدور به آن زن داد و زن صالحه به او دعا کرده گفت:

خداوندا، چنانکه او از خوف تو آتش شهوت به من سرد کرد، تو آتش دنیا و آخرت به او سرد کن، و دعاى آن زن به حیّز اجابت رسید و بعد از آن، در حدّادى که حرفه او بود، دیگر محتاج به آلت انبر و آتش گیر نشد. و به دست، کارها را از کوره بیرون مى‏آورد و کار مى‏کرد.

و العین جاسوس القلب، و برید العقل، فغضّ بصرک عمّا لا یلیق بدینک، و یکرهه قلبک، و ینکره عقلک.

مى‏فرماید که: چشم، جاسوس دل است و شاطر عقل است. پس بپوش چشم خود را از هر چه لایق نیست و به دین و مذهب تو، دیدن او روا نیست و از هر چه عقل تو، دیدن او را منکر و کاره است. چرا که حسن و قبح چیزها، عقلى است و عقل سلیم حکم به قبح قبایح و حسن حسن مى‏کند و چنانکه به حسب شرع، ارتکاب قبایح، قبیح است. به حسب عقل نیز منکر و مکروه است.

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: غضّوا أبصارکم تروا العجائب.

                       

حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله مى‏فرماید که: بپوشید چشمهاى خود را از محرّمات، تا ببینید عجایب. چرا که به قدر بستن چشم ظاهر از محرّمات، مى‏گشاید چشمه نور و معرفت در دل، و نوردیده و باطن زیاد مى‏شود، و علوم حقّه و معارف یقینیّه در نفس، حاصل مى‏شود.

قال الله عزّ و جلّ: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا من أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ (نور- 30).

خداوند عالم به حبیب خود مى‏فرماید که: بگو به مؤمنین که بپوشید چشمهاى خود را، و حفظ کنید. فرجهاى خود را از حرام.

و قال عیسى بن مریم علیه السّلام للحواریّین: ایّاکم و النّظر إلى المخدورات، فانّها بذر الشّهوة و نبات القسوة.

حضرت عیسى علیه السّلام به خلّص اصحاب خود، که ملقّب هستند به حواریّین، مى‏فرموده‏اند که: بپرهیزید از نظر کردن به زنان نامحرم، که زنان، تخم شهوت هستند و مورث قساوت و منتج کدورت دل هستند. و اگر «مخدورات» به «حاء» مهمله و «دال» معجمه خوانده شود، مفادش اشمل است از «خاى» معجمه و «دال» مهمله که به معنى زنان است، یعنى: احتراز کنید از هر چه حذر کردن از او لازم است، خواه زن و خواه امتعه دنیا، که دیدن آنها نیز موجب قساوت دل است.

چنانکه در قرآن عزیز است که: وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا به أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ (طه- 131)، یعنى: میانداز اى حبیب من، نظر به چیزى که ما برخوردار گردانیدیم به او، أصناف کفّار را از یهود و نصارى و سایر اهل دنیا را از زینت و بهجت دنیا، تا بیازماییم ایشان را در آن چیز، که آیا به شکر گزارى آن قیام مى‏نمایند یا نه؟.

و قال یحیى بن زکریّا علیهما السّلام: الموت احبّ إلىّ من نظرة بغیر واجب.

یحیى معصوم علیه السّلام مى‏فرماید که: مردن دوست‏تر است به نزد من از نگاه  که واجب نباشد، یعنى: مباح نباشد و واجب در برابر حرمت است، و ممکن است که مراد، واجب حقیقى باشد، یعنى: تا دیدن چیزى بر من واجب نشود، نگاه به او نمى‏کنم، به واسطه خوف افتادن نظر به حرام.

و قال عبد الله بن مسعود لرجل نظر إلى امرأة قد عادها فی مرضها: لو ذهبت عیناک لکان خیرا لک من عیادة مریضک.

مردى به عیادت زن بیمارى رفت و نگاه به صورت آن زن کرد. عبد الله مسعود به او گفت که: اگر چشم تو کور شده بود، به از این عیادت بود که به این زن کردى و خود را به مهلکه انداختى و خانه دین خود را تباه کردى.

و لا تتوفّر عین نصیبها من نظر إلى محذور، الاّ و قد انعقد عقدة على قلبه من المنیة، و لا تنحلّ الاّ بإحدى الحالتین، امّا ببکاء الحسرة و النّدامة بتوبة صادقة، و امّا بأخذ حظّه ممّا تمنّى و نظر إلیه، فأخذ الحظّ من غیر توبة، مصیره إلى النّار، و امّا التّائب الباکی بالحسرة و النّدامة عن ذلک، فمأواه الجنّة و منقلبه إلى الرّضوان.

مى‏فرماید که: نیست هیچ چشمى که نظر کند به حرامى و به آن حرام، نظر سیر کند مگر آن که منعقد مى‏شود گرهى بر دل او از آرزو، و وا نمى‏شود آن گره، مگر به یکى از دو چیز:

یا به ریختن اشک حسرت و ندامت از آن عمل قبیح و رجوع صادقى از آن عمل شنیع.

یا به وصل و رسیدن به آن آرزو، اگر به موافق شرع ممکن باشد و اگر پى آن نظر رفت و توبه نکرد، پس جاى او جهنّم خواهد بود. و اگر توبه کرد و از آن حرکت لغو، پشیمان شد و قطرات عبرات از دیده ریخت، جاى او بهشت است و مرجع و بازگشت او به رضاى الهى است.

                        ترجمه مصباح الشریعة،  شهید ثانی ، ص:273 -  279