مدح و ذم
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شاد مشو به اینکه کسى تو را مدح کند ،چرا ؟ ،از ذمّ کسى هم دلگیر مشو، چرا؟ ،مدح و ذم ،و لا تفرح بمدح احد

مدح (شاد مشو به اینکه کسى تو را مدح کند ،چرا ؟  ) و ذمّ‏ (از ذمّ کسى هم دلگیر مشو، چرا؟)

قال الصّادق علیه السّلام: لا یصیر العبد عبدا خالصا للَّه تعالى، حتّى یصیر المدح و الذّمّ عنده سواء، لانّ الممدوح عند الله لا یصیر مذموما بذمّهم، و کذلک المذموم.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: نمى‏گردد بنده، بنده خالص مگر وقتى که بگردد به حیثیّتى که مدح و ذمّ مردم نزد او مساوى باشد، نه از مدح کسى شاد شود و نه از ذمّ کسى دلگیر. چرا که ممدوح خدا به ذمّ مخلوق، مذموم نمى‏شود و مذموم خدا به مدح کسى، ممدوح نمى‏شود. و آن چه مناط اعتبار است، مدح و ذمّ خدا است، نه مدح و ذمّ دیگران.

و لا تفرح بمدح احد.

یعنى: شاد مشو به اینکه کسى تو را مدح کند.

فانّه لا یزید فی منزلتک عند الله، و لا یغنیک عن المحکوم لک، و المقدر علیک.

چرا که به مدح کسى، زیاد نمى‏شود مرتبه تو نزد خداى تعالى و تغییر نمى‏یابد سرنوشت تو از نفع و ضرّ. و به حسب تقدیر أزلی از براى هر کس آن چه مقدّر است، به مدح و ذمّ کسى تغییر نمى‏یابد.

و لا تحزن ایضا بذمّ احد، فانّه لا ینقص عنک ذرّة، و لا یحطّ عن درجة خیرک شیئا.

یعنى: از ذمّ کسى هم دلگیر مشو، چرا که از ذمّ کسى چیزى از تو کم نمى‏شود و در مرتبه تو از ذمّ او، انحطاط و پستى راه نمى‏یابد.

و اکتف بشهادة الله تعالى لک و علیک.

یعنى: اکتفا کن و کافى دان شهادت و گواهى «علاّم الغیوب» را به خوبى و بدى تو.

قال الله تعالى: وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً (نساء- 79).

چنانکه فرموده است حضرت بارى تعالى: کافى است تو را گواه بودن خداى تعالى در جمیع احوال تو.

و من لا یقدر على صرف الذّمّ عن نفسه، و لا یستطیع على تحقیق المدح له، کیف یرجى مدحه او یخشى ذمّه.

یعنى: هر گاه کسى خود مستحقّ ذمّ باشد و نتواند ذمّ را از خود بر طرف کند و با نفس خود برنیاید، چه امید مدح از او توان داشت؟ که مدح کسى کند، یا ذمّ کند؟! و مدح و ذمّ او چه اعتبار داشته باشد؟! و اجعل وجه مدحک و ذمّک واحدا.

و بگردان مدح و ذمّ مردم را نسبت به خود مساوى.

وقف فی مقام تغتنم فیه مدح الله عزّ و جلّ لک و رضاه، فانّ الخلق خلقوا من العجز، من ماء مهین، فلیس لهم الاّ ما سعوا.

مى‏فرماید که: همیشه در مقام این باش که مدح خداوند عالم شامل حال تو باشد و از این غنیمت عظمى، مغتنم باشى. چرا که خلقت انسان، در نهایت ضعف و سستى است، و از آب سست که نطفه باشد، آفریده شده است. و نیست از براى او از نفع و ضرّ اخروى، مگر آن چه به سعى خود تحصیل کرده و مستحقّ شده.

قال الله عزّ من قائل: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏. (نجم- 39) چنانکه خداوند عزیز در قرآن عزیز فرموده: نیست از براى آدمى مگر آن چه به سعى خود تحصیل کرده است از خیر و شرّ، و نیز فرموده است که: وَ لا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً، وَ لا یَمْلِکُونَ مَوْتاً وَ لا حَیاةً وَ لا نُشُوراً. (فرقان- 3) یعنى: مالک نیست آدمى و قدرت ندارد از براى خود نه منفعت را و نه مضرّت‏ را، و نه حیات را و نه ممات را، و نه حرکت را و نه سکون را. بلکه همه، منوط به قدرت و مشیّت الهى است، هر چند انسان را نیز دخل فی الجملة باشد.

                        ترجمه مصباح الشریعة،  شهید ثانی ، ص:302 -  305