عظیم‏ترین فساد ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عظیم‏ترین فساد ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ،فساد ظاهر از فساد باطن

قال الصّادق علیه السّلام: فساد الظّاهر من فساد الباطن، و من اصلح سریرته اصلح الله علانیته، و من خان الله فی السّرّ هتک الله علانیته.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: فساد ظاهر از فساد باطن است، هر که باطنش پاک است و به صفات ذمیمه ملوّث نیست، خداى تعالى ظاهر او را هم صالح مى‏کند، و در نظر مردم، عزیز و محترم مى‏دارد. و هر که باطنش از غدر و مکر و شیطنت، تیره و سیاه است، حضرت عزّت ظاهر او را نیز مثل باطن، خفیف و خوار مى‏دارد.

و اعظم الفساد ان یرضى العبد بالغفلة عن الله تعالى، هذا الفساد یتولّد من طول الامل و الحرص و الکبر، کما أخبر الله تعالى فی قصّة قارون فی قوله: وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فی الْأَرْضِ إِنَّ الله لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ.

یعنى: عظیم‏ترین فساد، غافل بودن است از جناب احدیّت، و این غفلت ناشى نمى‏شود مگر از طول امل و حرص و کبر. چنانکه خداوند جلیل در قرآن عزیز در قصّه قارون، خبر داده که:

وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فی الْأَرْضِ إِنَّ الله لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ (قصص- 77).

یعنى: مجوى تباه کارى و بیدادگرى و تکبّر و فعل معاصى در زمین، به درستى که خداى تعالى دوست نمى‏دارد فساد کنندگان را که در دنیا تفاخر و تعظّم کنند و افعال بد از ایشان ظاهر شود.

 و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده، و أصلها من حبّ الدّنیا و جمعها، و متابعة النّفس و هواها، و إقامة شهواتها، و حبّ المحمدة، و موافقة الشّیطان، و اتّباع خطواته، و کلّ ذلک یجتمع بحسب الغفلة عن الله و نسیان مننه.

مى‏فرماید که: این خصلتهاى مذکوره، از بابت غفلت و طول امل و حرص، همه در قارون جمع بود و به هر کدام از این صفات رذیله مذکوره، موصوف بود و منشأ و اصل این صفات ذمیمه، دوست داشتن دنیا است و جمع کردن دنیا و پیروى کردن نفس و هوا، و به عمل آوردن خواهشهاى نفس و دوست داشتن ستایش دیگران ، که مردم حمد و ثناى او کنند و خوبى او گویند و متابعت کردن شیطان و گوش به اغواى او داشتن، و همه اینها به سبب غفلت از حضرت بارى است و فراموش کردن نعمتهاى او.

و علاج ذلک: الفرار من النّاس، و رفض الدّنیا، و طلاق الرّاحة، و الانقطاع عن العادات، و قطع عروق منابت الشّهوات بدوام ذکر الله، و لزوم الطّاعة له، و احتمال جفاء الخلق، و ملامة القربى، و شماتة العدوّ من الاهل و الولد و القرابة، فإذا فعلت ذلک فقد فتحت علیک باب عطف الله، و حسن نظره إلیک بالمغفرة و الرّحمة، و خرجت من جملة الغافلین، و فککت قلبک من أسر الشّیطان، و قدمت باب الله فی معشر الواردین إلیه، و سلکت مسلکا رجوت الاذن بالدّخول على الملک الکریم الجواد الرّحیم، و استیطاء بساطه على شرط الاذن، و من وطئ بساط الملک على شرط الاذن، لا یحرم سلامته و کرامته، لانّه الملک الکریم و الجواد الرّحیم.

مى‏فرماید که: علاج این خصلتهاى ذمیمه، از اصل و فرع، دورى کردن است از خلایق، و ترک کردن دنیا است، و طلاق دادن راحت و در پى راحت نبودن، و از تعارفات میان مردم کناره گرفتن، و منشأ شهوات و خواهشهاى نفسانى را از بیخ بر کندن، و وصول به اینها میسّر نمى‏شود مگر به دوام ذکر الهى، و ملازمت طاعت و بندگى، و تحمّل نمودن جفا و آزار خلق، و از ملامت خویشان و سایر مردم باک نداشتن، و شماتت دشمنان و اقربا را به خود آسان کردن. هر گاه تو اینها را بجا آوردى پس به یقین گشوده‏اى به روى خود، درى از عطوفت و شفقت الهى را، و منظور نظر رحمت رحیم حقیقى شده‏اى، و از سلک غافلان بیرون رفته، در فرقه بیداران منسلک شده‏اى، و دل خود را از بند شیطان لعین خلاصى داده‏اى، و با گروه روندگان به جانب خدا ملحق گشته‏اى، و به راهى رفته‏اى که رونده آن راه زود باشد که مأذون شود به دخول بهشت و مرخّص شود به گذاشتن قدم بر بساط مالک الملوک، و هر که قدم گذاشت بر بساط مالک الملوک، محروم نمى‏شود از سلامت از عقاب و عذاب، و دور نمى‏ماند از کرامت: «مفتّحة لهم الابواب».

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ،ص:496 -  499