حقیقت شوق ‏لقای الهی
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: حقیقت شوق ‏لقای الهی

قال الصّادق علیه السّلام: المشتاق لا یشتهی طعاما، و لا یلتذّ شرابا، و لا یستطیب رقادا، و لا یأنس حمیما، و لا یأوی دارا، و لا یسکن عمرانا، و لا یلبس لینا، و لا یقرّ قرارا، و یعبد الله لیلا و نهارا، راجیا بان یصل إلى ما اشتاق إلیه، و یناجیه بلسان الشّوق، معبّرا عمّا فی سریرته.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: هر که مشتاق لقاى الهى شد، خواهش طعام و شراب و لذّت اینها از او قطع مى‏شود، و میل خواب و استراحت بر طرف مى‏شود، و به دوست و مصاحب و رفیق، انس نمى‏گیرد، و در منزل و خانه مأوى نمى‏کند، و در معموره ساکن نمى‏شود، و لباس نرم نمى‏پوشد، و به جایى قرار نمى‏گیرد، و در هیچ وقت از اوقات، از عبادت و ذکر الهى فارغ نمى‏شود، و همیشه آرزومند وصال الهى است، و تمنّاى لقاى رحمت الهى دارد، و آن چه در دل دارد از آرزوى لقاى الهى، به زبان شوق مناجات مى‏کند و به ألفاظ و عبارات تعبیر مى‏نماید.

 

کما أخبر الله تعالى عن موسى علیه السّلام فی میعاد ربّه.

آورده‏اند که: حضرت موسى علیه السّلام وعده داده بود بنى اسرائیل را که بعد از هلاک فرعون، کتابى بیارم به شما از نزدیک خداى تعالى، که هر چه شما را باید در آن مبیّن باشد. پس چون از دریا نجات یافتند و فرعونیان هلاک شدند، طلب آن کتاب کردند. و موسى علیه السّلام از خدا درخواست کرد که آن کتاب را بدو فرستد. حکم شد که: اى موسى سى روز، روزه رو و بعد از آن به طور آى که من با تو سخن گویم.

موسى علیه السّلام سى روز، روزه داشت و روز سى و یکم به طور رفت و چون بوى دهن موسى به جهت روزه، متغیّر شده بود از آن سبب کراهت داشت که با خداى تعالى سخن گوید. پس براى دفع آن رایحه، مسواک بر دندان مالید تا آن رایحه زایل شد.

ملایکه گفتند: ما از تو بوى مشک مى‏شنیدیم، آن را به مسواک زایل کردى.

حق تعالى فرموده: روز دیگر روزه رو تا آن رایحه عود کند.

حاصل آن که، رسیدن به مطالب عالیه، بى تحصیل استعداد و قابلیّت لایقه، میسّر نیست، خصوص وقتى که مطلوب رسیدن به بارى تعالى و قرب به جناب او باشد و تا حضرت موسى علیه السّلام چهل روز، روزه نگرفت و استعداد قرب بهم نرساند، قابلیّت تکلّم و شنیدن بیست و چهار هزار کلمه بهم نرساند.

و فسّر النّبیّ صلّى الله علیه و آله عن حاله انّه ما اکل و ما شرب و لا نام، و لا اشتهى شیئا من ذلک فی ذهابه و مجیئه أربعین یوما، شوقا إلى ربّه.

و حضرت پیغمبر ما علیه السّلام خبر داده است از حال موسى علیه السّلام که او در مدّت چهل روز، نه در رفتن و نه در آمدن، نه نان خورد و نه آب، و نه خواب کرد و نه استراحت، از بس که شوق لقاى پروردگار داشت و مراد زیادة از قدر ضرورت است وگر نه به قدر ضرورت، لازمه حیات است و گذشتن از او ممکن نیست.

و إذا دخلت میدان الشّوق فکبّر على نفسک و مرادک من الدّنیا، و ودّع جمیع المألوفات، و اجزم عن سوى معشوقک، و لبّ بین حیاتک و موتک لبّیک اللّهمّ لبّیک و اعظم الله أجرک.

مى‏فرماید: هر گاه داخل شدى در میدان شوق الهى، پس پنج تکبیر فنا بر خود بگو و توقّع و طمع از دنیا و مرادات از دنیا و اهل دنیا ببر، و خود را مرده گیر، چنانکه مرده را رغبت به هیچ چیز نیست، سواى رحمت الهى. تو نیز هر گاه خود را در سلک اهل شوق منسلک کردى، قطع نظر کن از همه چیز، و از هر چه باعث دورى است از معشوق، دست بردار از جمیع مألوفات: از زن و فرزند و مصاحب، وداع کن و قطع کن امید از غیر معشوق هر چه هست، و همان قیاس کن که معشوق حقیقى تو را به جانب خود خوانده است، لبّیک اجابت بگو و پیش از ورود موت حقیقى به حکم: «موتوا قبل ان تموتوا»، خود را مرده گیر، و به توقّع حیات ابدى، حیات عارض منقطع را از خود سلب کن، و به امید رسیدن به لذّات روحانى جاودانى، از لذّات جسمانى بگذر و بگو: «لبّیک اللّهمّ لبّیک» یعنى: بنده‏اى ضعیفم و ایستاده‏ام به خدمت تو و به هر چه بفرمایى مطیع و منقادم.

و مثل المشتاق مثل الغریق لیس له همّة الاّ خلاصه، و قد نسى کلّ شی‏ء دونه.

مى‏فرماید که: حال عاشق صادق و هر که مشتاق لقاى الهى است، مانند حال‏ کسى است که نزدیک به غرق باشد و چنانکه غریق در حال غرق قصدى و مرادى ندارد غیر خلاصى از غرق و نجات یافتن از هلاکت، همچنین عاشق صادق هم هیچ قصدى و مرادى ندارد غیر وصول به معشوق.

                        ترجمه مصباح الشریعة،شهید ثانی ،  ص:590 -  593