درباره دوستى کننده در راه خدا
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: درباره دوستى کننده در راه خدا ،المحبّ فی الله محبّ الله، ،ذوق نامش عاشق مشتاق را

قال الصّادق علیه السّلام: المحبّ فی الله محبّ الله، و المحبّ فی الله حبیب الله، لانّهما لا یتحابّان الاّ فی الله.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: محبّ در راه خدا، هم محبّ خدا است و هم محبوب خدا. یعنى: هر که مؤمنى را از براى خدا دوست دارد، نه از براى غرض دیگر، هم محبّ محبّ خدا است و هم محبوب محبوب خدا، چرا که دوستى ایشان نیست مگر از براى خدا.

قال رسول الله صلّى الله علیه و آله: المرء مع من احبّ، فمن احبّ عبدا فی الله فانّما احبّ الله تعالى، و لا یحبّ عبد الله الاّ احبّه الله.

چنانکه حضرت رسالت پناه علیه و آله سلام الله مى‏فرماید: هر که دوست مى‏دارد بنده‏اى را در راه خدا، پس به یقین دوست داشته است خدا را. و هر که دوست مى‏دارد خدا را، خدا هم او را دوست مى‏دارد. حاصل آن که دوست داشتن بنده‏اى، بنده‏اى را از براى خدا، نزد الهى بسیار عزیز است، خواه بنده محبوب حرّ باشد و خواه بنده.

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: افضل النّاس بعد النّبیّین صلوات الله علیهم أجمعین فی الدّنیا و الآخرة، المحبّون للَّه، المتحابّون فیه.

حضرت رسالت پناه صلّى الله علیه و آله فرموده است: بهترین مردمان بعد از پیغمبران و اوصیاى پیغمبران در دنیا و آخرت، دوستان خدا هستند و دوستداران بندگان خدا در راه خدا.

و کلّ حبّ معلول یورث بعدا فیه عداوة الاّ هذین، و هما من عین واحدة یزیدان ابدا و لا ینقصان.

مى‏فرماید: هر دوستى که معلول باشد. یعنى: نه از براى خدا باشد، مورث بعد و دورى است از رحمت الهى، و دوستی این چنین از شائبه دشمنى خالى نیست، مگر آن دو دوستى که مذکور شد که دوستى از براى خدا و در راه خدا باشد، که این دو دوستى از یک چشمه‏اند و همیشه زیاد مى‏شوند و کم نمى‏شوند.

و در بعضى از نسخه‏ها لفظ «بعدا» نیست، بنا بر این «عداوة» مفعول «یورث» مى‏شود. چنانکه به تقدیر اوّل «بعدا»، و «معلول» به هر تقدیر صفت حبّ است، و «یورث» خبر «کلّ» چنانکه معلوم است.

قال الله عزّ و جلّ: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ.

 (زخرف- 67) چنانکه حضرت بارى عزّ اسمه در قرآن مجید فرموده: دوستان و مصاحبان دنیا، دشمن هم مى‏شوند در روز قیامت، مگر متّقیان که دوستى ایشان در دنیا با یک دیگر از براى خدا و در راه خدا بوده است.

لانّ اصل الحبّ التّبرّى عن سوى المحبوب.

چرا که اصل دوستى، دوست داشتن محبوب است و از غیر محبوب برى بودن.

و قال امیر المؤمنین علیه السّلام: انّ اطیب شی‏ء فی الجنّة و ألذّه حبّ الله، و الحبّ فی الله و الحمد للَّه.

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام مى‏فرماید: خوشبوترین چیزها در بهشت و لذیذترین چیزها در بهشت، دوستى خداى تعالى است، و دوستى مؤمنین در راه خدا. و «الحمد للَّه» احتمال دارد که از جمله «اطیب» باشد و اطیب سه چیز باشد دوستى خدا، و در راه خدا، و شکر خدا کردن و حمد الهى بجا آوردن، و احتمال دارد که مقطع کلام باشد و از بابت «و السّلام» باشد. در حدیث «الزّیارة الحضور و السّلام» اگر چه او هم احتمال جزئیّت دارد چنانکه بعضى گفته‏اند، بنا بر این احتمال «اطیب» دو چیز است چنانکه معلوم است، اگر چه ذکر آیه در تلو او مؤیّد اوّل است.

قال الله عزّ و جلّ: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ. (یونس- 10) خداوند عالم در قرآن مجید فرموده است: سلام و تحیّت ملایکه در بهشت به یک دیگر در اوّل ملاقات با یک دیگر سلام است و آخر دعاى ایشان در بهشت به یک دیگر حمد الهى است، و گفتن: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (حمد- 1) است.

روایت است که: چون مؤمنان به بهشت در آیند و انواع عظمت و کبریائی حضرت عزّت را مشاهده کنند، زبان به نعت حضرت ذو الجلال و تسبیح ملک متعال مى‏گشایند و وظایف حمد و ثناى الهى بجا مى‏آورند، و ختم کلام به کلمه‏اى تسبیح و تحمید کنند، و حقّ سبحانه و تعالى با ملایکه به ایشان سلام کنند و ایشان را به انواع کرامات و علوّ مقامات بشارت دهند و هر آینه لذّت تسبیح و تحمید ایشان را از جمیع لذّتهاى بهشت خوش‏تر آید، بیت:

         ذوق نامش عاشق مشتاق را             از بهشت جاودانى خوش‏تر است‏

 و مروى است که: چون مرغى بر بالاى سر ایشان پرواز کند، ایشان آرزوى گوشت آن کرده گویند: «سبحانک اللّهمّ»، فی الحال پرها از آن مرغ جدا شده بریان شود و پیش دست ایشان افتد، و چون آن را تناول کنند گویند: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، در حال، استخوان‏هاى مرغ گوشت پیدا کرده به پرواز در آید مانند اوّل.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی ، ص:585 -  589