حقیقت معرفت‏
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

قال الصّادق علیه السّلام: العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله تعالى، و لو سها قلبه عن الله تعالى طرفة عین لمات شوقا إلیه، و العارف امین ودائع الله تعالى، و کنز اسراره، و معدن نوره، و دلیل رحمته على خلقه، و مطیّة علومه، و میزان فضله و عدله.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: هر که به مرتبه عرفان رسید و به ذات و صفات حق تعالى و احوال مبدأ و معاد فی الجملة شناسا شد، دل او هرگز از یاد خدا و ذکر خدا غافل نمى‏شود، هر چند بدن او با خلایق باشد و با ایشان مختلط  محشور باشد. و اگر فرضا لحظه‏اى از یاد حقّ غافل شود، از شدّت شوق هلاک مى‏شود.

و جناب عزّت عارف را امین خود گردانیده و علوم و معارف خود، به او سپرده تا خلایق از او طلب کنند و به او عمل نمایند.

و نیز گردانیده است خداوند عالم، عارف را گنج اسرار خود و منبع نور خود و دلیل رحمت بر خلایق، یعنى: چنانکه از گنج، اسباب حیات دنیوى متمشّى مى‏شود از عارف نیز اسباب حیات دنیوى و اخروى تمشیت مى‏یابد.

و نیز گردانیده است حقّ سبحانه و تعالى، عارف را هادى و راهنماى خلایق به سوى رحمت خود، همچنین گردانیده است ایشان را مطیّه علوم خود. یعنى: ایشان را حامل علوم خود گردانیده است که مکلّفین به وسیله ایشان، او را شناسند و راه به ذات و صفات او برند، و به احکام شرع و قوانین دین آشنا شوند.

و نیز گردانیده است ایشان را ترازوى فضل و عدل خود. یعنى: هر کس باید گفتار و کردار خود را به گفتار و کردار ایشان بسنجد، اگر تمام عیار است و موافقت با افعال و اعمال ایشان دارد خوب، و گر نه سعى کند تا تشبّه به ایشان بهم رساند و در افعال و اعمال مناسب ایشان شود و تأسّى به ایشان نماید.

و قد غنى عن الخلق و المرات و الدّنیا، فلا مونس له سوى الله، و لا نطق و لا إشارة و لا نفس الاّ باللّه تعالى، و للَّه و من الله و مع الله، فهو فی ریاض قدسه متردّد، و من لطائف فضله متزوّد، و المعرفة اصل فرعه الایمان مى‏فرماید که: صفت عارف آن است که قطع طمع کند از خلایق و از ایشان گریزان باشد، میل به دنیا و اهل دنیا نداشته باشد، یار و مونس او جز مونس حقیقى نباشد و نگوید و نشوند و نفس نزند، مگر از براى خدا و در راه خدا. پس چنین عارفى در بوستانهاى قدس الهى متردّد است و از لطایف فضل او خوشه چین. و نیز مى‏فرماید: معرفت اصل ایمان است و ایمان متفرّع بر او است و هر که را معرفت نیست، ایمان نیست.

                        ترجمه مصباح الشریعة، شهید ثانی  ص:579 -  581