آداب زکاة
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آداب زکاة

قال الصّادق علیه السّلام: على کلّ جزء من اجزائک زکاة واجبة للَّه تعالى، بل على کلّ شعرة من شعرک، بل على کلّ لحظة من الحاظک.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: بر هر جزء از اجزاى تو و بر هر عضو از اعضاى تو، زکاتى است واجب، و حقّى است لازم، بلکه بر هر موى بدن تو و بر هر نظر کردن تو، زکاتى است مقرّر و ثابت.

فزکاة العین النّظر بالعبر، و الغضّ عن الشّهوات و ما یضاهیها.

پس زکاة چشم، نظر کردن است بر مخلوقات، و عبرت گرفتن از آنها و فرو بستن او است از هر چه حرام است و از هر چه مورث شهوت نفس است.

و زکاة الاذن استماع العلم و الحکمة و القرءان، و فوائد الدّین من الموعظة و النّصیحة، و ما فیه نجاتک بالاعراض عمّا هو ضدّه من الکذب و الغیبة و أشباهها.

یعنى: زکاة گوش، گوش کردن هر چیزى است که فایده آخرت در شنیدن او باشد. مثل قرآن و حکمت و وعظ و نصیحت، و گوش نکردن هر چه نجات آخرت در گوش نکردن او باشد، مثل دروغ و بهتان و مثل اینها.

و زکاة اللّسان النّصح للمسلمین، و التّیقّظ للغافلین، و کثرة التّسبیح و غیره.

و زکاة زبان، نصیحت کردن مسلمانان است و بیدار کردن و به راه آوردن غافلان، و بسیار کردن تسبیح و ذکر الهى به دل و زبان.

و زکاة الید البذل و العطاء، و السّخاء بما أنعم الله علیک به، و تحریکها بکتابة العلم، و منافع ینتفع بها المسلمون فی طاعة الله، و القبض عن الشّرور.

و زکاة دست، إحسان و بخشش کردن است بر ارباب فقر و حاجت، به آن چه‏ خداوند عالم کرامت فرموده است. و حرکت دادن او است به نوشتن کتابهاى علمى و نوشتن چیزى که به وسیله آن، نفعى عاید مسلمانان شود، در بندگى خداى تعالى. و به سبب آن نوشته، بندگان خدا را از عملهاى بد، امتناع نمایند و از شرور و آفات دنیوى و اخروى، منزجر شوند.

و زکاة الرّجل السّعى فی حقوق الله تعالى من زیارة الصّالحین و مجالس الذّکر، و اصلاح النّاس و صلة الرّحم و الجهاد، و ما فیه صلاح قلبک و صلاح دینک.

و زکاة پا، رفتن به جائى است که رضاى الهى متعلّق به او باشد، مثل رفتن به زیارت مشاهد مقدّسه، و زیارت صلحا و مؤمنین، و رفتن به مجالس ذکر، و از براى واقع ساختن صلح میان مسلمانان، و رفتن از براى ادراک صله رحم، از براى کارزار با کفّار در راه خدا. حاصل: هر چه صلاح دنیا و آخرت، یا آخرت در او باشد.

هذا ممّا یحتمل القلوب فهمه، و النّفوس استعماله، و ما لا یشرف علیه الاّ عباده المقرّبون المخلصون اکثر من ان یحصى، و هم أربابه و هو شعارهم دون غیرهم.

یعنى: آن چه ذکر کردیم از زکاة اعضا، به قدر فهم دلها بود، امّا بیان کردن زکاة اعضا و جوارح، موافق واقع و نفس الامر أشراف به او و قدرت بر اطّلاع او، ندارد مگر بندگان مقرّب و مخلصان درگاه الهى، و زیادة از آن است که به حیطه ضبط کسى و وهم کسى تواند، در آمد، چرا که راه بردن به کنه حقیقت چیزها و مطّلع شدن به «کما هی أشیاء»، کار ایشان است و غیر ایشان را به او راه نیست. و ممکن است لفظ «و هم» ضمیر مرفوع باشد و مبتدا باشد و «أربابه» خبر و راجع باشد به موصول.

                                                 مصباح الشریعة،  شهید ثانی ،ص:159 -  163