آداب قرائت قرآن‏
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آداب قرائت قرآن

قال الصّادق علیه السّلام: من قرا القرآن و لم یخضع للَّه، و لم یرقّ قلبه، و لم ینشئ حزنا و وجلا فی سرّه، فقد استهان بعظم شأن الله، و خسر خسرانا مبینا.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: هر که تلاوت قرآن کند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتى حاصل نشود و ترس الهى در دل او بهم نرسد، پس به تحقیق که سهل گرفته است این قارى، مرتبه و منزلت قرآن را، حقیر شمرده است مرتبه صاحب قرآن را، چنین قارى هر آینه زیانکار و نقصان روزگار است، زیانى بیّن و واضح.

فقارئ القرءان یحتاج إلى ثلاثة أشیاء، قلب خاشع، و بدن فارغ، و موضع خال، فإذا خشع للَّه قلبه فرّ منه الشّیطان الرّجیم.

مى‏فرماید که: قارى قرآن در رسیدن به ثواب تلاوت قرآن و رسیدن به فواید آن، محتاج به سه چیز است: یکى: دل خاشع، و دوم: بدن فارغ از شغلها، سوم:

جاى خالى، و هر کدام از این سه خصلت، منشأ فایده‏اى است عظیم، امّا خشوع، سبب گریختن شیطان است.

قال الله تعالى: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ من الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ (نحل- 98).

چنانکه حضرت بارى تعالى در مقام تعلیم آداب قرائت، خواه در نماز و خواه در غیر، فرموده است: هر گاه که تلاوت قرآن مى‏کنى، استعاذه کن و پناه بر به خداى تعالى، از شیطان رجیم محروم از رحمت الهى. باید دانست که استعاذه متنوّع است به دو نوع:

یکى- به زبان، و گفتن: أعوذ باللّه، و این استعاذه را چندان قدرى و کمالى نیست. و استعاذه حقیقى آن است که، هر در ورود آن دیو، و طریق اغوا و اضلال او باز شناسى، و از هر راه که قصد تو کند، سر راه در وى در بندى، و ارباب مجاهده که عنان اختیار از دست این مکّار ربوده‏اند، فرموده‏اند که: او از ده باب در مى‏آید:

اوّل- از باب حرص، و آن را به قناعت مى‏توان بست و کریمه: وَ ما من دَابَّةٍ فی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى الله رِزْقُها (هود- 66)، را «نصب العین» خود ساخت.

دوم- از باب طول امل در مى‏آید، و آن را به خوف موت، مسدود مى‏توان کرد و التجا به کریمه: وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ (لقمان- 34)، مى‏توان برد.

سوم- از ممرّ طلب راحت و نعمت در مى‏آید، و آن را به زوال نعمت و یاد کردن صعوبت و سختى حساب، مقابله مى‏توان کرد، و تأدیب او به وعید: ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (حجر- 3)، باید کرد.

چهارم- از معبر عجب و خودبینى در مى‏آید، آن راه را به خوف عاقبت مسدود باید ساخت، و تقویت از آیه: فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ، باید جست.

پنجم- دخل و تصرّف وى از ممرّ استخفاف برادران مؤمن است، آن را به رعایت حرمت و مبادرت ایشان، قلع باید نمود.

ششم- عبور او از راه حسد است، آن را به رضا دادن به قسمت الهى و عدل در حکم پادشاهى، مقابله باید نمود، و استدلال به آیه: نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فی الْحَیاةِ الدُّنْیا (زخرف- 32)، باید نمود.

هفتم- از راه ریا و سمعه و طلب خودنمایى در مى‏آید، و آن طریق را به اعمال اخلاص، در اعمال باید گرفت. و اعتماد بر کریمه: وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (کهف- 110)، باید کرد.

هشتم- از راه بخل در مى‏آید، دل را به فناى: «ما فی ایدى النّاس ینفد»، قرار باید داد و به بقاى: ما عِنْدَ الله باقٍ (نحل- 96)، اقرار باید کرد.

نهم- کبر، و آن را به قوّت بازوى تواضع، مسدود باید ساخت. و به حکم: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ الله أَتْقاکُمْ (حجرات- 13)، بزرگى و کرامت را، در تقوى باید دانست.

دهم- آمد و شد او از راه طمع است، پس دست طمع از خلق، کوتاه باید ساخت و روى همّت بر خزانه کرم نامتناهى الهى باید آورد، و آیت عالى رأیت:

وَ من یَتَّقِ الله یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ من حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ (طلاق- 3، 2)، را بدرقه راه و اعتماد کار خود ساخت.

حاصل آن که: از براى اهل هوش و بصیرت، چه در وقت قرائت قرآن و چه در غیر وقت قرائت، سدّ راههاى مداخل آن غاوى مغوى، به تذکار آیات قرآنى و مواعظ سبحانى با توفیق ربّانى، سهل است.

و إذا تفرّغ نفسه من الاسباب، تجرّد قلبه للقراءة، فلا یعترضه عارض فیحرمه برکة نور القرءان و فوائده.

مى‏فرماید که: فایده فراغ خاطر در وقت تلاوت قرآن، آن است که هر گاه فارغ باشد دل قارى از اسباب تشویش خاطر، خاطر او متوجّه تلاوت مى‏شود، و از عروض چیزهایى که مانع ادراک برکت نور قرآن و محرومى از آن است، ایمن مى‏شود. مى‏داند که چه مى‏خواند و چه مى‏گوید، و با که متکلّم است. و اگر تلاوتش به محض تحریک لسان باشد و با یاد دنیا و شغل به دنیا، قرآن خواند، هر آینه از منافع تلاوت، ممنوع و از ادراک نور قرآن، محروم خواهد بود.

و إذا اتّخذ مجلسا خالیا، و اعتزل الخلق بعد ان اتى بالخصلتین الاوّلتین، استأنس روحه و سرّه باللّه عزّ و جلّ، و وجد حلاوة مخاطبات الله عزّ و جلّ عباده الصّالحین، و علم لطفه بهم، و مقام اختصاصه لهم، بفنون کراماته و بدائع إشاراته.

و هر گاه به دست آورد قارى از براى تلاوت قرآن جاى خالى، و بتواند از خلق‏ عالم کناره گرفت و به دو خصلت سابق که «خشوع دل» و «فراغ بدن» باشد، هم موصوف شد، انس مى‏گیرد نفس او به خداوند عالم، و از غیر او متوحّش مى‏شود، و ادراک لذّت تلاوت خواهد کرد. و به حلاوت و مزه مخاطبات الهى که در قرآن مجید، به بندگان خود کرده، خواهد رسید. و مراتب شفقت و مرحمت الهى به بندگان، به او ظاهر خواهد شد. و فنون کرامتها و انحاى عزّتهاى خود را، به ایشان معلوم خواهد کرد. و به اشارات بدیعه و رموزات عجیبه قرآن، خواهد رسید.

فإذا شرب کأسا من هذا المشرب حینئذ، لا یختار على ذلک الحال حالا، و لا على ذلک الوقت وقتا، بل یؤثره على کلّ طاعة و عبادة، لانّ فیه المناجاة مع الرّبّ بلا واسطة.

پس، هر گاه قارى، یک جام از این شراب چشید. و سرش از باده محبّت الهى گرم شد، هیچ حال را بر این حال، اختیار نخواهد کرد. و هیچ کار را بر این کار، ترجیح نخواهد داد. بلکه حال تلاوت را بر هر حالى و این وقت را بر هر وقتى، اختیار خواهد کرد. بلکه او را بر اکثر عبادات ترجیح خواهد داد، چرا که تلاوت و قرائت قرآن، مناجات با پروردگار است بى واسطه، و توجّه به جناب او است بى حاجب و مانع.

فانظر کیف تقرأ کتاب ربّک و منشور ولایتک؟ و کیف تجیب أوامره و نواهیه؟ و کیف تمتثل حدوده؟ فانّه کتاب عزیز، لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه، تنزیل من حکیم حمید.

پس، نظر کن اى قارى قرآن، که چون خواهى خواند کتاب پروردگار خود را و منشور ولایت او را؟ که به تو کرامت فرموده است، و به چه طریق بجا مى‏آرى حدود او را از فرایض و سنن؟ چرا که قرآن عزیز، کتابى است بس به عزّت و رفعت. و راه نداد به او خلاف حقّ و باطل، نه نظر به اخبار و قصص گذشتگان، و نه نظر به احوال آیندگان، چرا که این قرآن فرود آمده است از جانب حکیم حمید.

یعنى: از جانب کسى که، افعالش در نهایت احکام و اتقان است. و نظر به نظام کلّ، به هیچ نحو خلل ندارد. و هر که چنین است، البتّه محمود است و جمیع افراد حمد، از براى او ثابت است و منحصر به او است. و وجه تأخیر وصف ثانى از اوّل ظاهر شد.

فرتّله ترتیلا.

یعنى: پس بخوان قرآن را شمرده، نه با بسیار تعجیل که حرفها از هم جدا نشود و نه بسیار از هم جدا. یا آن که رعایت کن مخارج حروف را که هر حرفى به مخرج خود ادا شود و خلل در مخارج حروف راه نیابد. یا آن که رعایت کن وقف و وصل را، جاى وقف، وقف کن، و جاى وصل، وصل کن، على اختلاف الاقوال.

وقف عند وعده و وعیده، و تفکّر فی أمثاله و مواعظه.

یعنى: در هنگام قرائت، هر گاه مى‏رسى به آیه رحمت و وعد به درجات بهشت، لحظه‏اى توقّف کن و بگو: «اللّهمّ ارزقنا». و به آیه عذاب و وعید به درکات جهنّم که مى‏رسى، استعاذه کن و بگو: «اللّهمّ عافنا». و به آیه‏هاى امثال و مواعظ که مى‏رسى، به تفکّر و تأمّل بگذر، نه از روى غفلت.

و احذر من إقامتک حروفه فی اضاعة حدوده.

یعنى: حذر کن و بپرهیز از اینکه اقامت حروف قرآن، و اداى مخارج آن را چنانکه باید بجا نیارى و حدود آن را ضایع گذارى، و به اوامر و نواهى او عمل نکنى. حدیث است که: «ربّ تال للقرءان و القرءان یلعنه»، یعنى: بسا قارى قرآن که تلاوت قرآن کند و قرآن بر او لعنت کند: از جهت رعایت نکردن حدود و آداب تلاوت. و از آن جمله است پیروى نکردن و به عمل نیاوردن اوامر و نواهى قرآن مجید.

باید دانست که: تلاوت قرآن با رعایت شروط مذکوره، فضیلت بسیار دارد.

حدیث قدسی است که: هر که مشغول شود به تلاوت قرآن، و از آن جهت، اشتغال‏ نتواند نمود به دعا کردن و عرض کردن حاجت خود به من، من بهترین مزد شاکران به او عطا مى‏فرمایم، و نام او را در زمره صابران و حامدان ثبت مى‏کنم، و حاجت او را روا مى‏کنم.

عبد الله بن مسعود از حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله روایت کرده که آن حضرت فرموده که: قرآن، خوان إحسان خدا است که جمیع بندگان را به او دعوت نموده، پس از خوان نعمت او، بهره‏مند شوید. و هر چند توانید فایده آن را فرا گیرید. چه، آن ریسمانى است محکم که هر که دست در آن زند، هرگز از رحمت واسعه خدا محروم نشود. و نورى است روشن، که گمراهان را به سر منزل مقصود رساند. و شفائى است به غایت سودمند، که دردمندان و مستمندان جهل، از «دار الشّفاى» معرفت آن، عارف مى‏شوند. و کافى است که هر که تابع او مى‏شود، به مرتبه ارجمند مى‏رسد. پس تلاوت آن نمائید، تا حضرت او سبحانه، به هر حرفى از آن، ده حسنه در دیوان حسنات شما بنویسد. نمى‏گویم که «الم» ده حسنه دارد، بلکه «ألف» را ده حسنه است، و «لام» را ده حسنه، و «میم» را ده.

                        مصباح الشریعة، ص:111 -  119