| رمز زیبایى |
| ساعت ٧:٠٦ ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: رمز زیبایى ،سر شیشه عطر |
|
تا زمانیکه سرشیشه عطر بسته است ، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود،ولى به محض اینکه چند ساعتى سر شیشه عطر برداشته شود عطر داخل آن مى پَرد و تنها شیشه خالى بدون عطر مى ماند و کسى بدان میلى ندارد.حجاب همانند سرشیشه عطر است که بوى خوش و زیبایى و حلاوت و طراوت زنها را حفظ مى کند و با برداشتن حجاب ، آن زیبایى و حلاوت از بین مى رود. رمز زیبایى زنهاى مسلمان هم همین حجاب است |
|
| سیم خاردار ، چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! |
| ساعت ٧:٠٦ ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: سیم خاردار ، چرا ؟ |
|
شما چرا به دور خانه هایتان دیوار مى کشید و بر روى دیوارها سیم خاردار نصب مى کنید؟ اگر دربهاى خانه تان چوبى باشد، چرا آهنى مى کنید و اگر دیوارها کوتاه باشد چرا بلند مى کنید؟ آیا اینها همه براى راحتى یا ناراحتى شماست ؟ حجاب همچون دیوار خانه و همچون سیم خاردار است ، حال اگر دیوار خانه هایتان بلند بود و کوتاه کردید، یا سیم خاردار داشت برداشتید، یا درب بسته بود باز کردید، این موجب راحتى ، آرامش و آسایش یا موجب ناآرامى شما خواهد بود؟ اگر دربها، دیوارها و... براى راحتى خانه ها باشد، حجاب هم براى راحتى و آسودگى بانوان است ، پس اگر اسلام براى زن حجاب آورده ، براى راحتى است نه مشقت مشقت در بى حجابى و بدحجابى است . |
|
| پر طاووس که چی ؟................... |
| ساعت ٧:٠٦ ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: پر طاووس که چی ؟ |
|
طاووس تا وقتى که پر دارد زیبا و قشنگ است اگر پر طاووس را از او بگیرى و عریان بشود، چقدر زیبایى خود را از دست مى دهد. در حقیقت حجاب براى زن همانند پر براى طاووس است . پوشش براى شیر زن آگاه چون پر بود که زینت طاووس است |
|
| همسرداری حضرت زهرا علیها السلام |
| ساعت ٤:٤۸ ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: همسرداری حضرت زهرا علیها السلام ،جهاد زن |
|
*** حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند : « جهاد زن این است که خوب شوهر داری کند» . ((( وسایل الشیعه ، باب 80 از ابواب نکاح . ))) *** « حضرت زهرا ( س ) همیشه شوهرشان را تحسین و تشویق می کردند و فداکاری ها و شجاعت هاشان را می ستود » . *** حضرت علی ( ع ) می فرمایند : « وقتی به خانه می آمدم و به حضرت زهرا ( س ) نگاه می کردم ، تمام غم ها غصه ها یم برطرف می شد » . ((( مناقب خوارزمی ، ص 256 . ))) *** « حضرت زهرا ( س ) هرگز بدون اجازه حضرت امیر از خانه خارج نشدند ، هیچ گاه ایشان را خشمگین نکردند ، زیرا می دانستند که اسلام می گوید : هر زنی که شوهرش را خشمگین کند . خدا روزه و نمازش را قبول نمی کند ، تا اینکه شوهرش راضی شود » . ((( وسایل الشیعه ، باب 80 از ابواب نکاح . ))) *** « حضرت زهرا ( س) در خانه امیر المؤمنین ( ع ) هرگز دروغ نگفتند و خیانت نکردند و هیچ گاه از دستوراتشان سرپیچی ننمودند » . *** حضرت امیر ( ع ) می فرمایند : « به خدا سوگند ، هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود ؛ فاطمه هم هیچ گاه مرا به خشم نیاورد » . ((( مناقب خوارزمی ، ص 256 . ))) *** حضرت علی ( ع ) در آخرین ساعات وداع حضرت زهرا فرمودند : « فاطمه ( س ) در آخرین ساعت های زندگی خویش به حضرت امیر فرمودند : پس عمو ! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی . از روزی که با من معاشرت کردی ، با دستورات تو مخالفت نکردم » . *** حضرت امیر ( ع ) در پاسخ فرمودند : « ای دختر پیامبر !پناه بر خدا تو در خانه من بدرفتاری کرده باشی ، زیرا خداشناسی ، نیکوکاری ، پرهیزکاری ، بزرگی و خداترسی تو ، به حدی است که جای ایراد و خرده گیری نیست . همسر عزیزم ! دوری و جدایی از تو برای من بسی ناگوار است ، ولی مرگ را چاره ای نیست » . ((( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 191 .)))
|
|
| دروغ معروف هنر براى هنر |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: دروغ معروف هنر براى هنر |
|
یکى از اشکالات هنر، انحطاط پیدا کرده و پایین رفته است . اشکال دیگر، مهار گسیختگى است ؛ یعنى از حدود خارج شده است . اشکال بعدى ، گم کردن و نایافتن جهت است . هنر، ولو سالم هم باشد، باید جهت آن مشخص باشد؛ ما با این هنر چه کار مى خواهیم بکنیم . تزهنر براى هنر از دروغهاى معروفى بود که کسانى هم که این را به ما یاد دادند، تا صحبت مى شد، مى گفتند این چیزها را داخل نکنید؛ اما بعد فهمیدیم هیچ اعتقادى ندارند. اینها چون آن روز مى دیدند هنر - که البته آنچه در دستگاه دوستان ما بود، عمدتا شعر بود - در خدمت اهداف و آرمانهایى دارد به کار مى رود، مى خواستند مانع بشوند؛ والا وقتى نوبت خودشان رسید، همه ى هنرهایى که داشتند و نداشتند، در خدمت آرمانهاى دستگاههاى استکبارى قرار دادند؛ از زندانها آزاد شدند و رفتند در دفتر فرح و دیگران شغل هنرى گرفتند، هنر براى هنر را براى دیگران مى خواستند؛ مثل اروپاییها که امروز خیلى از چیزها را براى کشورهاى جهان سوم مى خواهند؛ اما وقتى نوبت به خودشان مى رسد، لازم نیست . به کار بردن سلاح اتمى و سلاح شیمیایى ، ساختن سلاحهاى کشتار جمعى ، بد اخلاقى کردن با ملتها، غارت اموال ملتها و تعرض به حیثیت و هویت آنها؛ در صورتى که خودشان بکنند، ایرادى ندارد؛ اما اگر نسبت به آنها انجام بگیرد، ایراد دارد، آنها هم همین طورى بودند. بنابراین من هیچ عقیده یى به این تز ندارم . هنر باید جهت و مفاد و غایت داشته باشد و هنرمند بداند کارش براى چیست ؛ معلوم باشد چه مى خواهد بروز و ظهور کند و شکوفا شود و سپس به اجرا در آید و در خارج تحقق پیدا کند. البته هنرهایى که فعلا در حوزه ى این کار بوده ، بیشتر موسیقى و فیلم بوده ، که هر دو بسیار مهم و هر کدام از جهتى واقعا جهانگیر است . پیداست که اینها دنبال نشده است . نرم افزار بوستان حکایت |
|
| تذکر عمده امام خمینی ( ه ) به بنده |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: تذکر عمده امام خمینی ( ه ) به بنده |
|
بنده در زمان ریاست جمهورى عازم اجلاس غیر متعهدها بودم . نطق این کنفرانس را نوشته بودم و معمول بنده این بود که نطقها را به امام عرضه مى کردم و ایشان مى دیدند و اگر نظرى داشتند، مى گفتند. ایشان این نطق را خوانده بودند و تذکرات مختصرى داده بودند. تذکر عمده ى ایشان این بود که شما در این نطق راجع به عدم تفتیک دین از سیاست چیزى نیاورده اید. من تعجب کردم ، چون مناسبتى نداشت . حدود صد کشور عضو این تشکیلات هستند که بخش کمترى را کشورهاى اسلامى تشکیل مى دهند ؛ بنابراین مساءله ى جدایى دین و سیاست به نظر انسان خیلى مناسب نمى آمد، اما چون امام گفته بودند، رفتم در طلیعه ى این نطق ، دو سه صفحه ى متقن و قوى راجع به عدم تفتیک دین از سیاست نوشتم . بعد رفتم این نطق را در آن جا ایراد کردم . برداشت خود من این بود که مؤ ثرترین ، مهمترین ، مهمترین ، جذابترین و تازه ترین بخش این نطق ، همین بخش اول است که مربوط به عدم تفتیک دین از سیاست است . امام اصرار داشتند این مطلب در ابعاد جهانى - نه فقط در دنیاى اسلام - مطرح بشود و مطرح شد و دشمن همین نقطه را هم هدف گرفت . البته مطالبى را که شما در این زمینه در داخل کشور ملاحظه مى کنید؛ خرده ریزها و ترشحات تبلیغات جهانى است ؛ خودش فى نفسه چیزى نیست و ارزشى هم ندارد. در دنیا روى مساءله ى عدم تفتیک دین از سیاست در نظام اسلامى ، جنجالها و غوغاها کردند، و به خیال خودشان تئورى پردازى کردند. نقطه ى اصلى این جاست که اسلام وارد زندگى و نظام اجتماعى بشود و مهمترین حرف خود را - که عبارت است از اداره ى مردم و سیاست اداره ى یک جامعه - به میان بیاورد؛ از این مى ترسند و مى خواهند با آن مقابله کنند. همه ى تبلیغات و ساز و برگ و تجهیزات دشمن علیه همین نقطه و نقاط اساسى دیگرى است که در اسلام وجود دارد. این جنجالها و دعواهاى سیاسى ، بخشهاى کوچک و سطحى قضیه است ؛ بخشهاى عمیق تر، مبارزاتى است که اینها دارند با فکر اسلامى ، ایده ى اسلامى ، نظرات اسلامى ، آزادى ، مردم سالارى و تعبد در منطق اسلام مى کنند؛ این وظیفه سنگینى را بر دوش ما مى گذارد. نرم افزار بوستان حکایت |
|
| من مسلمانى امام خمینى را قبول دارم ! |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: من مسلمانى امام خمینى را قبول دارم ! |
|
چیزى که امروز غرب بعد از گذشت دو سه دهه ، مجددا روى آن تکیه دارد براى این که اهمیت آن را از ذهنها دور کند، جدایى دین از سیاست ، و مجرد کردن دین از حقایق و واقعیتهاى زندگى است ، که متاسفانه من مى بینم رگه هاى غلط آن گاهى اوقات در زبان بعضى از عناصر خود ما باید در خط مقدم جبهه باشند، دیده مى شود. سیاست خارجى را با دین مخلوط نکنید؛ این از آن حرفهاى غلطى است که کسى مطرح مى کند، درست هم محتوایش را نمى فهمد و نمى داند لازمه ى این حرف چیست ترویج تشیع هم همین طور است . براى ترویج تشیع هیچ عاملى بالاتر از آن نیست که شما نشان بدهید تشیع پرچم عدل اسلامى و آزادى از قدرتهاى استکبارى را در دنیا برافراشته و حرف نویى براى ملتها آورده است . یکى از این سران فلسطینى که دهها سال با تفکر مارکسیستى زندگى کرده بود، بعد از انقلاب اسلامى - حدود هفده ، هجده سال پیش - در یک سخنرانى در لبنان یا سوریه گفت من اعلام مى کنم که مسلمانم . بعد یکى از آقایان علماى اهل تسنن که آن جا بود، سخنرانى کرد و گفت خیلى خوشوقتیم و خوشحال شدیم که دیدیم فلانى که از معارف است و شما او را مى شناسید - بعد از سالها که دوره ى جوانى خود را در مرام مارکسیستى گذرانده ، حالا مسلمان شده است . او از وسط جمعیت صدا زد و گفت : نه ، اشتباه نکیند؛ من مسلمانى شما را ندارم و هنوز هم به آن اعتقادى ندارم ؛ من مسلمانى امام خمینى را قبول دارم . نرم افزار بوستان حکایت |
|
| دو خطر تهدید کننده سیاست |
| ساعت ۱۱:٢٦ ق.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ کلمات کلیدی: دو خطر تهدید کننده سیاست |
|
دو آفت ، هم دیندارى را تهدید مى کند و هم سیاست را. یکى از آفتهاى دیندارى این است که دیندارى یک جامعه یا یک شخص ، با انحراف یا بى مبالاتى یا تحجر و جمود یا فراموش کردن نقش عقل یا التقاط و از این چیزها همراه شود. آفت دیگر دیندارى این است که دین به زندگى شخصى محدود شود؛ عرصه ى وسیع زندگى جمعى انسانها و جامعه را فراموش یا درباره ى آن سکوت کند و از آن کناره بگیرد. دو خطر هم سیاست را تهدید مى کند: یکى این است که سیاست از اخلاق فاصله بگیرد و از معنویت و فضیلت خالى شود؛ یعنى شیطنتها بر سیاست غلبه پیدا کند؛هواهاى نفسانى اشخاص ، سیاست را قبضه کند؛ منافع طبقات زور گویان و زرسالاران جوامع ، سیاست را به دست بگیرد و به این سمت و آن سمت بکشاند. اگر این آفت به سیاست خورد، آنگاه همه ى صحنه ى اجتماعى انسانها دچار عیب و آفت مى شود. آفت دیگر سیاست این است که انسانهاى کوته بین ، کودک منش و ضعیف ، سیاست را در دست بگیرند و زمام سیاست از دستهاى پر قدرت خارج شود و به دست انسانهاى بى کفایت بیفتد. راه کار چیست ؟ بهترین شکل و راه کار این است که در راءس سیاست و اداره ى امور جوامع ، کسانى قرار بگیرند که دیندارى و سیاستگذارى آنها این دو آفت را نداشته باشد؛ یعنى کسانى اداره ى امور جوامع را بر عهده بگیرند که دیندار و داراى معنویت باشند؛ فکر دینى آنها بلند باشد، از انحراف و خطا و التقاط و کج بینى در دین مصون باشند؛ از تحجر و جمود و متوقف ماندن در فهم دین برکنار باشند دین را ملعبه ى دست زندگى خود نکنند؛ از لحاظ سیاست ، انسانهاى با کفایت و با تدبیر و شجاعى باشند و سیاست زا از معنویت و اخلاق و فضیلت جدا نکنند. چنین کسانى اگر زمام امور یک جامعه را به دست گرفتند، آنگاه جامعه از بیشترین خطراتى که ممکن است براى آن پیش بیاید، محفوظ خواهد ماند. اوج چنین وضعیتى کجاست ؟ آن جاست که یک انسان معصوم از خطا و اشتباه در راءس قدرت سیاسى و دینى قرار بگیرد؛ امام یعنى این . امام معصوم ، انسان والایى است که از لحاظ دینى ، قلب او آیینه ى تابناک انوار هدایت الهى است ؛ روح او به سرچشمه ى وحى متصل است ؛ هدایت او، هدایت خالص است ؛ از لحاظ اخلاق انسانى ، رفتار و اخلاق او صددرصد همراه با فضیلت است ؛ هواى نفس دراو راهى ندارد؛ گناه بر او چیره نمى شود؛ شهوت و تمایلات انسانى ، او را مغلوب خود نمى کند؛ خشم و غضب ، او را از راه خدا دور نمى کند؛ از لحاظ سیاسى ، بینش وسیع او آن چنان است که آرام ترین حرکات و ریزترین حوادث را در صحنه ى زندگى جامعه ، با چشم تیز بین خود مى بیند - که امیر المؤ منین فرمود: والله لا اکون کالضبع تنام على طول اللدم ؛ یعنى من کسى نیستم که بشود با لالایى او را خواب کرد - در مواجهه ى با حوادث زندگى وقایع کمرشکن ، از خود شجاعت و اقتدار روحى و معنوى نشان مى دهد؛ جانش براى او ارزشى ندارد، اما براى جان انسانها، حتى مردم دور دست ، حتى زنانى که جزو پیروان دین او نیستند، ارزش قائل است و مى گوید اگر کسى از غصه دق کند، حق دارد. نرم افزار بوستان حکایت
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

