داستان جالب قضاوت امام باقر(ع) میان دو پرنده
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

محمد بن مسلم یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام نقل می کند: روزى خدمت امام باقر علیه السلام بودم که یک جفت قمرى آمدند و روى دیوار نشسته طبق مرسوم خود بانگ می کردند، و امام باقر علیه السلام ساعتى به آنها پاسخ می‌گفت، سپس آماده پریدن گشتند، و چون روى دیوار دیگرى پریدند، قمرى نر یک ساعت بر قمرى ماده بانگ مى‌کرد، من عرض کردم: قربانت گردم، داستان این پرندگان چه بود؟
فرمود: اى پسر مسلم هر پرنده و چارپا و جاندارى را که خدا آفریده است نسبت به‌ما شنواتر و فرمان‌بردارتر از انسانست، این قمرى به‌ماده خود بدگمان شده و او سوگند یاد کرده بود که کاری نکرده است و گفته بود به داورى محمد بن على (علیه السلام)راضى هستى؟
پس هر دو به داورى من راضى گشته و من به‌قمرى نر گفتم: که نسبت به ماده خود ستم کرده ‏اى او تصدیقش کرد.
منبع: اصول کافى-ترجمه مصطفوى، ج‏۲، ۳۷۵

 
خیانت همسر به چه علت و چه باید کرد؟
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: خیانت همسر

یکی از عوامل اصلی خیانت ها روابط نامناسب زن و شوهر است

در روابط زناشویی میان افراد مختلف، اشکال، تعاریف و توجیهات متفاوتی دارد اما بسیارند زنان و مردانی که بنا به دلایلی درگیر مسئله خیانت در زندگی زناشویی خود شده‌اند.
متوجه می شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است، این امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شما وارد می سازد. تصور می کردید که ازدواج سبب می شود تا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بد عهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شما پیـش نرفـت. هنوز هم زمانیکه یاد کارهایی که او انجام داده است، می افتید، احساس ناراحتی میکنید. چگونـه می تـوانید آزار و اذیت ها را به دست فراموشی سپرده، همسر بی وفای خود را ببخشید و زندگی مشترک خود را از خطر نابودی نجات دهید؟
علل خیانتهای مردان...

 
همه نکاتی که درباره ازدواج موقت باید دانست
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ازدواج موقت ،نفقه

در ماده‌ ۱۰۷۵ قانون مدنی‌ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارتند از شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن.
   در ماده‌ ۱۰۷۵ قانون مدنی‌ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارتند از شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن. موانع ازدواج موقت نیز همان موانع نکاح دائم هستند. 

 
مرکز مشاوره ....
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: کلینک مشاوره و خدمات روانشناسی رهنمون ،منصوررمضانخانی ،خانواده

کلینک مشاوره و خدمات روانشناسی رهنمون

                              با مجوز رسمی از سازمان بهزیستی استان البرز

 

حضرت علی ( ع ) :

                            مشورت کننده در آستانه موفقیت است .

 

                                     منصوررمضانخانی

                       کارشناس سبک زندگی اسلامی و خانواده

                                   استاد حوزه و دانشگاه

 

مشاوره :

تحصیلی - خانواده – پیش از ازدواج – انشا عقد – حل تعارضات  زناشویی و خانوادگی – تربیت فرزند – پیشگیری از طلاق – و آموزش و ترویج سبک زندگی اسلامی

 

 

09109310828 -02632219106

کرج : چهار راه طالقانی ، به سمت میدان شهدا ، انتهای زیر گذر ، ساختمان حکیم ، طبقه سوم ، واحد32 .


 
همنشینی با موسی علیه السلام
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: همنشینی با موسی علیه السلام

 

روزی حضرت موسی علیه السلام هنگام مناجات با خدا عرض کرد: خدایا! مایلم یکی از همنیشنان بهشتی ام را ببینم.

خداوند، مرد قصابی را به او معرفی کرد.

حضرت موسی علیه السلام با کمال اشتیاق به دکان مرد قصاب رفت و از دیدن او خوشحال شد، با خود گفت: چقدر خوب است اعمال و کردار او را تحت نظر قرار بدهم تا ببینم او چه عمل فوق العاده دارد که سزاوار چنین مقامی گردیده است. موسی علیه السلام پس از بررسی احوال جوان، چیزی جز فروش گوشت ندید. هنگام شب که جوان قصاب، مغازه خود را تعطیل کرد و راهی منزل شد، موسی علیه السلام پیش آمد و بدون این که خود را معرفی کند، از جوان قصاب خواست که میهمان او باشد.

جوان قصاب پذیرفت و موسی علیه السلام را به منزل خود برد. جوان پس از احترام میهمان، ریسمانی را از دیوار باز کرد و زنبیلی از سقف اتاق پایین آمد. پیرزنی که در قنداق پیچیده شده بود داخل زنبیل بود. غذای رقیقی آورد و قاشق قاشق در دهان آن پیرزن ریخت. زن، گاه گاه نگاهی به آسمان می کرد و چیزهایی می گفت؛ ولی مفهوم آن روشن نبود. مرد جوان از میهمان پذیرایی کرد و دوباره وی را میان همان زنبیل گذاشت و به سقف اتاق آویزان کرد.

موسی علیه السلام و جوان از منزل خارج شدند. حضرت علیه السلام از جوان پرسید: این پیرزن چه کسی بود؟

جوان گفت: مادرم.

حضرت پرسید: چرا مادرت را به سقف آویزان کردی؟

جوان گفت: برای این که کسی در منزل ندارم و می ترسم حیوانی او را بیازارد.

موسی علیه السلام گفت: مادرت هنگام غذا خوردن به آسمان نگاه می کرد، او چه می گفت؟

جوان گفت: مادرم می گفت: خدایاً فرزندم را در روز قیامت با حضرت موسی علیه السلام محشور گردان.

حضرت فرمود: بر تو مژده باد که من موسی هستم. از خداوند متعال خواستم که همنشینم را در بهشت به من نشان دهد و او تو را معرفی کرد.

حال دانستم که این عمل پسندیده موجب شده است که همنشین من باشی.


 
همنشین حضرت داوود علیه السلام
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: همنشین حضرت داوود علیه السلام ،متی

 

حضرت داوود علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! همنشین مرا در بهشت به من معرفی کن و نشان بده.

خداوند فرمود: متی (پدر حضرت یونس) همنشین تو در بهشت است. داوود اجازه خواست به دیدار متی برود، خداوند به او اجازه داد. او با فرزندش سلیمان به محل زندگی متی آمدند. خانه ای را دیدند که از برگ خرما ساخته شده بود.

پرسیدند: متی کجا است؟ گفتند: در بازار است.

هر دو به بازار آمدند و از محل او پرسیدند.

در جواب گفتند: او در بازار هیزم فروشان است. به سراغ او رفتند.

عده ای گفتند: ما هم منتظر او هستیم.

داوود و سلیمان به انتظار دیدار او نشستند و او در حالی که پشته ای از هیزم بر سر داشت آمد.

مردم به احترام او برخاستند و پشته را از سر او بر زمین نهادند.

متی پس از حمد خدا هیزم را در معرض فروش گذاشت و گفت:

چه کسی جنس حلالی را با پول حلال می خرد؟

یکی از حاضران هیزم را خرید. داوود و سلیمان به او سلام کردند. متی آن ها را به منزل خود دعوت کرد و با پول هیزم مقداری گندم خرید و به منزل آورد، سپس آن را با آسیاب آرد کرد و خمیر نمود، آن گاه آتش افروخت و مشغول پختن نان شد.

در آن حال با داوود و سلیمان به گفت و گو پرداخت تا نان پخته شد. مقداری نان در ظرف چوبی گذاشت و کمی نمک بر آن پاشید و ظرفی پر از آب هم در کنارش نهاد و دو زانو نشست و همگی مشغول خوردن آن شدند.

متی لقمه ای برداشت، وقتی خواست آن را در دهان بگذارد گفت: بسم الله و هنگامی که خواست ببلعد گفت: الحمدالله و این عمل را در لقمه های بعدی نیز تکرار کرد، آن گاه با نام خدا کمی آب میل کرد و هنگامی که خواست آب را بر زمین بگذارد، خدا را ستود و گفت: الهی! چه کسی را مانند من نعمت بخشیدی و درباره اش احسان نمودی؟ چشم بینا، گوش شنوا و تن سالم به من عنایت کردی و نیرو دادی تا توانستم نزد درختی که آن را نه کاشته ام و نه در حفظ آن کوشش نموده ام بروم و آن را وسیلة روزی من قرار دادی و کسی را فرستادی که آن را از من خرید و با پول آن، گندمی خریدم که آن را نکاشته بودم و آتش را مسخرم ساختی تا با آن نان بپزم و با میل و رغبت آن را بخورم تا در عبادت و اطاعت تو نیرومند باشم، خدایا! تو را سپاسگزارم.

پس از آن، متی گریست. در این موقع داوود به فرزندش سلیمان فرمود: فرزندم! بلند شو برویم، من هرگز بنده ای مانند این شخص ندیده بودم که نسبت به پروردگار سپاسگزارتر و حق شناس تر باشد.