علت «رضا» لقب گرفتن امام هشتم چیست؟
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: علت لقب «رضا» ،امام رضا (ع)

«او از آن روی رضا خوانده شد که در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنین گفته شده: از آن روی که همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روی او رضا خوانده اند که مأمون به او خشنود
گویند زیارت تو حج فقراست؛ بر گنبد و بارگاهت از دور سلام، آقا مگذار ما را در این هیاهو، تنها و غریب و سربه زانو، آقا ای کاش ضمانت دلم را بکنی تکرار قشنگ ضمانت بچه آهو، آقا زائری بارانی‌ام، به دادم می‌رسی؟ بی‌پناهم، خسته‌ام، تنها، به دادم می رسی؟ گر چه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیم، ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟ من دخیل التماسم را به چشمت بسته‌ام هشتمین دردانه زهرا، به دادم می‌رسی؟
به گزارش ایسنا، یازدهم ذی القعده مصادف است با سالروز ولادت شمس الشموس پادشاه ایران زمین آقا امام رضا (ع).
زندگی‌نامه امام رضا (ع):
هشتمین پیشوای شیعیان امام علی بن موسی الرضا (ع) در مدینه دیده به جهان گشود، همسران این امام بزرگوار سبیکه یا خیزران، مادر امام محمد تقی (ع)، ام حبیبه (دختر مأمون) و چند ام ولد و فرزندان این حضرت امام محمد تقی (ع) که پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگی به امامت رسید. علمای شیعه ایشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏‌اند؛ اما در برخی منابع، فرزندان دیگری نیز برای آن حضرت ذکر شده است که عبارتند از: ابو محمد حسن، جعفر، ابراهیم، حسن، عایشه و فاطمه.
لقبها و کنیه‌های امام رضا(ع):
کنیه‌های این امام بزرگوار ابوالحسن و ابوعلی و لقب‌هایش رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التدبیر و مشهورترین لقب آن حضرت «رضا» است و علت گرفتن این لقب به این دلیل است که گفته اند: «او از آن روی رضا خوانده شد که در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنین گفته شده: از آن روی که همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روی او رضا خوانده اند که مأمون به او خشنود شد.»
اوضاع سیاسی:
مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:
- ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.
- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.
- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.
مناظرات:
به دستور مامون علی ابن موسی مناظراتی در مجلس مامون برگزار می‌کرد. در یکی از این مناظرات علی ابن موسی با دانشمندان ادیان دیگر از جمله زرتشتی (هربذه اکبر)، یهودی (راس الجالوت)، مسیحی (جاثلیق) و صائبی (عمران) به مباحثه پرداخت و هر کدام را با استفاده از کتاب و عقاید مورد قبول آن شخص مغلوب کرد. در پایان مناظره عمران اسلام آورد و از طرف علی ابن موسی سرپرست صدقات بلخ قرار گرفت.
تالیفات علی بن موسی رضا:
از علی بن موسی رضا برخی تألیفات یاد شده که علمای شیعه از آنها به اجمال و تفصیل یاد کرده‌اند، اما مؤلفات وی، به تفضیل، عبارت‌اند از: آنچه به محمد بن سنان در پاسخ پرسش‌های وی در خصوص علل احکام شرعی نوشته‌ است.
عللی که فضل بن شاذان گوید آنها را از علی بن موسی رضا، یکی پس از دیگری، شنیده و جمع آوری کرده‌است و به علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری اجازه روایت آن‌ها را از وی از علی بن موسی رضا داده‌است.
سه رساله که برای مأمون عباسی درباره اسلام و دستورهای دینی نوشته‌است. این سه رساله را صدوق در عیون اخبار الرضا با اسناد متصل ذکر کرده‌ است.
مختصری از رویدادهای مهم:
زندانی و مسموم شدن امام‏ کاظم(ع)، پدر امام‏رضا (ع)، به ‏دستور هارون‏‌الرشید.
وادار کردن امام رضا (ع)، توسط مأمون برای پذیرش ولایت‏عهدی.
پذیرفتن امام رضا (ع)، ولایت‏عهدیِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور کشورداری در سال 201 هجری.
ضرب سکه به‏ نام امام‏ رضا (ع) و خواندن خطبه به‏نام آن‏ حضرت در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ایشان در شهرهای مختلف اسلامی به‏ دستور مأمون.
مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:
امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."
"علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."
"مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."
"چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."
"نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."
"فروتنی آن است که به مردم چیزی را عطا کنی که دوست‌داری به تو عطا شود."
منابع:
اصول کافی جلد 6
منتهی الاامال
عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۵۴-۱۷۸. اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع) بحار الانوار، ج ۴۹


 
۷ مناظره معروف امام رضا(ع) با علمای ادیان و پیروان مکاتب
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: جاثلیق ،مناظرات ،على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ،علمای ادیان و پیروان مکاتب

حضرت امام رضا(ع) در مدت اقامت کوتاه خویش در مرو با عالمان ادیان دیگر مناظرات متعددی داشتند که از جمله مشهورترین آن‌ها مناظره با «جاثلیق» مسیحی و «رأس‌الجالوت» یهودی است.

خبرگزاری فارس: ۷ مناظره معروف امام رضا(ع) با علمای ادیان و پیروان مکاتب

مناظرات امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ فراوان است، ولى از همه مهمتر هفت مناظره است.

این مناظرات را شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسى نیز در جلد 49 بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد 2 نیز آمده است.


 
چرا به امام رضا(ع) «غریب‌الغرباء» لقب داده‌اند
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: «غرباء» ،امام رضا ( ع )

از پیامبر اعظم(ص) پرسیدند «غرباء» چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: کسانی که از امت من هستند و سنت مرا زنده می‌دارند، که مردم آن سنت‌ها را فراموش کرده و از بین برده‌اند.

خبرگزاری فارس: چرا به امام رضا(ع) «غریب‌الغرباء» لقب داده‌انداز آن رو که امام رضا ـ علیه‌السلام ـ در عصری می‌زیست که از چند جهت مظلومیت آن حضرت نمایان شد که شاید بتوان گفت دلایل ملقب شدنش به لقب «غریب‌الغربا» از این عوامل نشأت می‌گرفت.

 
رمز گشایی از راز سر به مهر راویان احادیث امام رضا(ع)
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: رمز گشایی از راز سر به مهر ،راویان احادیث امام رضا(ع) ،موسی بن جعفر (ع) ،دو برادر
رمز گشایی از راز سر به مهر راویان احادیث امام رضا(ع)/شما دو برادر با من می‌میرید! با هم!

تشکری با متنی شاعرانه در رمان «ولادت» تلاش کرده است که دانستن از زندگی امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) از زبان شیعیان خاص ایشان و همراه با معرفت و صد البته عشق باشد.

خبرگزاری فارس: رمز گشایی از راز سر به مهر راویان احادیث امام رضا(ع)/شما دو برادر با من می‌میرید! با هم!

رمان «ولادت» نخستین کتاب از مجموعه آثاری است که سعید تشکری نویسنده و 


 
ماجرای شاعر و مداح هارون‌الرشید که شیفته امام رضا شد
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: شاعر و مداح هارون‌الرشید ،امام رضا ( ع ) ،دعبل

اگر علی بن موسی فرشته نگهبان شعرم باشد. اگر مهر او صاحب شهر شعرم شود، برج و بارو و تیر و سپر، آب و آبادی، بادیه و صحرا، قافله و ساربان مردم امروز و فردا مرا می‌خواهند و می‌خوانند.

خبرگزاری فارس: ماجرای شاعر و مداح هارون‌الرشید که شیفته امام رضا شد

 رمان ولادت که توسط انتشارات نیستان و به قلم سعید تشکری منتشر شده است، روایت داستانی متفاوتی از زندگی هشتمین امام شیعیان، علی بن موسی الرضا است، این داستان که از نگاه دانای کل روایت می‌شود، نگاهی متفاوت به زندگی و منش آن امام بزرگوار و شیعیانشان دارد.


 
قهرمان قمی در رشته کیوکوشین کای کاراته
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: کیوکوشین کای کاراته ،محمد رضا رمضانخانی ،حجت الاسلام محمد رضا رستمی زاده

محمد

مسابقات کیوکوشین کای کاراته  کشوری روز جمعه تاریخ ۲۲ / ۶/ ۱۳۹۲ درسالن شهید حیدرنیای تهران  برگزار شد .

در این مسابقات آقای  محمد رضا رمضانخانی فرزند   منصور متولد٬۱۳۸۰ ساکن شهر مقدس قم  در گروه  سنی خردسالان ٬ وزن مثبت  چهل وپنج کیلو توانست مقام سوم کشوری (مدال برنز) را کسب  نماید.

لازم به ذکر است ، ایشان تنها حدود یک سال است که در این رشته فعالیت دارند ولی بخاطر داشتن استاد خوبی چون جناب حجت الاسلام محمد رضا رستمی زاده  و علاقه و تلاش زیاد خود ایشان توانست در سطح کشور به این مقام برسد . و در ضمن باشگاه راحله به استادی رستمی زاده رتبه اول تیمی در کشور را کسب نموده اند .

بنده ضمن تبریک و تشکر از استاد بسیار حرفه ای و با اخلاق ایشان ، برای آقا محمد رضا  رمضانخانی هم آرزوی موفقیت هر چه بیشتر در تمامی مراحل زندگی دارم .


 
آداب و مواعظ از امام رضا ( ع )
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آداب و مواعظ ،امام رضا ( ع )

 

1- احمد بن عامر طائى از حضرت رضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام روایت کرده که مردى از على علیه السلام دعوت کرد که به منزلش برود.

على (ع) فرمود: من دعوت شما را میپذیرم در صورتى که چیزى از بیرون تهیه نکنى، و آن چه در منزل دارى براى ما بیاورى، و نسبت به اهل و عیال سخت‏گیرى نه کنى.

آن مرد همه شرائط را پذیرفت و على علیه السلام به منزل او رفت.

2- و نیز حضرت رضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام روایت کرده که حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرمود.

شش خصلت از جوان مردى است: سه خصلت در سفر و سه خصلت در حضر، و اما خصلت‏هائى که در حضر باید در انسان باشد.

تلاوت کتاب خدا، و برپا داشتن مساجد، و برادرى با هم در راه خدا و اما آن سه خصلت که در سفر باید باشد: بذل زاد و توشه، حسن خلق، و بذله‏گوئى و شوخى در غیر معصیت.

3- حسن بن جهم از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده که امیر المؤمنین (ع) فرمود.

رد احسان نمیکند مگر الاغ!.

پرسیده شد: معنى این سخن چیست؟.

فرمود: در مجالس همدیگر را جاى دادن، و قبول عطر و چیزهاى خوشبو از هم نمودن.

4- و در حدیث دیگرى که از ابو زید مکى روایت شده حضرت ابو الحسن- علیه السلام فرمود.

رد احسان نمیکند مگر الاغ! مقصود آن حضرت این بود که اگر در مجالس عطر و یا متکائى به کسى داده شد رد نکند.

5- احمد بن عامر طائى از حضرت رضا (ع) از پدرانش از على علیهم السلام روایت کرده که حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرمود.

از انجام کارهاى خیر با کسانى که اهلیت آن را دارند و یا ندارند خوددارى نکنید، و اگر اهلیت خیر نداشته باشند خود اهلیت آن کار را دارى.

6- عبد العظیم حسنى از حضرت جواد از پدرش امام رضا از پدرانش از على علیهم السلام روایت کرده که فرمود.

مردم همواره در خیر هستند تا آن وقت که با یک دیگر تفاوت داشته باشند، هر گاه با هم مساوى شدند از بین خواهند رفت.

عرض کردم: بیش از این بفرمائید.

فرمودند: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: شما هرگز نمیتوانید مردم را بوسیله ثروت و مالى که در دست دارید بخود متوجه سازید، بلکه آنان را بوسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید.

حضرت عبد العظیم گوید: عرض کردم زیاده از این بیان فرمائید.

فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام گفتند: کسى که بزمان خود خشمگین شد ناراحتى او زیاد بطول خواهد انجامید.

گفتم: زیادتر بفرمائید.

فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: هم‏نشینى با بدان موجب بدبینى نسبت بنیکان است.

گفتم: زیاد بفرمائید.

گفتند: امیر المؤمنین فرمود دشمنى کردن با بندگان خداوند بدترین زاد و توشه براى روز قیامت است.

گوید عرض کردم بیشتر بفرمائید.

گفتند امیر المؤمنین علیه السلام فرمود ارزش هر انسانى بسته به کارهائى است که انجام میدهد و موجب نیکنامى او میگردد، عرض کردم باز هم بفرمائید.

گفتند: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: مردم در زیر زبان خود مستور هستند مقصود این است که تا انسان سخن نگوید قدر و اندازه‏اش معلوم نمیگردد، گفتم: باز هم بیان فرمائید.

امام علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین گفتند: مردمانى که اندازه و ارزش خود را بدانند هیچ گاه از بین نخواهند رفت.

گوید عرض کردم: باز هم بفرمائید اظهار داشت: امیر المؤمنین فرمود:

پیش از اینکه به کارى شروع کنى در اطراف آن نیک تامل کن تا شما را از پشیمانى نگهدارى کند.

گفتم بیشتر بفرمائید گفتند امیر المؤمنین فرمود هر کسى بزمان خود اعتماد بورزد با پشت بزمین خواهد افتاد.

گوید: عرض کردم زیادتر از این بیان کنید.

فرمود: امیر المؤمنین فرمود: کسى که خویشتن را بى‏نیاز دانست، خود را به مخاطره و هلاکت خواهد افکند.

عرض کردم: بیشتر بیان کنید.

گفت: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

یکى از راحتى و آسایش قلت اهل و عیال است.

گوید: گفتم: زیادتر بیان کنید، فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

هر کس گرفتار خودبینى گردد هلاک خواهد شد.

گوید: عرض کردم اى فرزند پیغمبر، بیشتر بیان کنید.

فرمود امیر المؤمنین فرمودند کسى که یقین داشته باشد اعمال و افعال او پس از مرگ باو خواهد رسید در بذل و بخشش و احسان به همنوعان خود کوتاهى نخواهد کرد.

گوید: گفتم: باز هم بفرمائید.

اظهار داشت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

هر کس با درگذشت از زیردستان خوشنود گردد از اذیت و آزار ما فوق خود در آرامش و سلامتى خواهد بود.

عبد العظیم حسنى گوید در این هنگام به حضرت جواد علیه السلام عرض کردم از این فرمایشات شما کمال استفاده را بردم و همین اندازه براى من بس‏ است.

7- نعیم بن صالح طبرى از حضرت رضا از پدرانش از على علیهم السلام روایت کرده که حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرمود یکى از چیزهاى خوب هدیه است، و هدیه مفتاح نیکیها است.

8- و نیز حضرت رضا علیه السلام فرمود على علیه السلام از حضرت رسول (ص) روایت کرده که فرمود: هدیه کینه‏ ها را از دل بیرون کند.

9- شیخ مفید از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده که فرمود: با علماء مراء و جدال نکنید که شما را ترک خواهند کرد، و با جهال نیز ستیز نکنید که شما را نسبت به جهل خواهند داد.

10- عبد العظیم حسنى از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده که آن جناب فرمود:

اى عبد العظیم دوستان مرا از من سلام برسان و دوستان مرا متوجه کن که خداوند نیکوکاران آنها را آمرزیده و از بدکاران آنان در گذشته، مگر کسانى که مشرک شده و یا یکى از دوستان مرا رنجانیده‏اند، و یا در دل خود نسبت به وى کینه و عداوتى دارند.

پروردگار از این گروه نخواهد گذشت و آنها را نمى‏بخشد، مگر اینکه از نیت خود برگردند.

اگر از این کار زشت خود برگشت مورد آمرزش خداوند متعال قرار خواهد گرفت، و اگر در این عمل باقى ماند، خداوند روح ایمان را از دل او خارج خواهد ساخت و از ولایت من نیز بیرون میرود، و از دوستى ما اهل بیت نیز بهره‏اى نخواهد برد، و من به خداوند از این زلات پناه میبرم.

                منبع : اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ،ص:475 -  478

 

 


 
سبک زندگی در کلام رضوی ( ع )
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سبک زندگی ،امام رضا ( ع )

نیم نگاهى بر پاره ‏اى از گفتار امام رضا علیه السّلام‏

1- صدیق کلّ امرئ عقله، و عدوّه جهله‏:

«دوست هر انسانى، عقل او است، و دشمن هر انسانى، نادانى او است».

2- التودّد الى النّاس نصف العقل‏ : 

«دوستى با مردم، نیمى از عقل است».

3- انّ اللّه تعالى یبغض القیل و القال و اضاعة المال، و کثرة السّؤال‏ : 

«همانا خداوند، قیل و قال [کشمکش لفظى بى‏مورد] و تباه نمودن ثروت، و سؤال کردن بسیار را دشمن دارد».

4- انّا اهل بیت نرى ما وعدنا علینا دینا کما صنع رسول اللّه‏ :

«ما خاندانى هستیم که آنچه را به مردم وعده دادیم، خود را مدیون وفاى به آن مى‏دانیم چنانکه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چنین کرد».

5- یأتى على النّاس زمان تکون العافیة فیه عشرة اجزاء: تسعة منها فى اعتزال النّاس، و واحد فى الصّمت‏ :

«زمانى بر مردم مى‏آید، که عاقبت و آرامش، در آن زمان در ده بخش است، نه بخش آن در دورى از مردم (و گوشه‏گیرى) است، و یک بخش آن، سکوت است».

6- عونک للضّعیف افضل من الصّدقة :

«یارى تو به ناتوان، بهتر از صدقه دادن است».

7- الصّمت باب من ابواب الحکمة، انّ الصّمت یکسب المحبّة، انّه دلیل‏ على کلّ خیر :

«خاموشى، درى از درهاى حکمت و بینش است، همانا خاموشى موجب جلب دوستى است، و راهنماى هر خیر و سعادت مى‏باشد».

8- انّ العابد من بنى اسرائیل لم یکن عابدا حتّى یصمت عشر سنین، فاذا صمت عشر سنین، کان عابدا :

«همانا در میان بنى اسرائیل، کسى عابد نمى‏شد، تا ده سال، سکوت کند، وقتى که ده سال سکوت مى‏کرد، عابد مى‏شد».

9- من رضى عن اللّه تعالى بالقلیل من الرّزق رضى اللّه عنه بالقلیل من العمل‏ :

«کسى که به روزى اندک از خداوند خشنود باشد، خداوند از او به عمل کم، خشنود خواهد شد».

10- الاسترسال بالانس یذهب المهابة :

«انس گرفتن حساب نشده (و بدون کنترل) با مردم، شخصیت انسان را از بین مى‏برد».

11- حضرت عبد العظیم حسنى (ره) مى‏گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود:

یا عبد العظیم ابلغ عنّى اولیائى السّلام، و قل لهم ان لا یجعلوا للشّیطان على انفسهم سبیلا، و مرهم بالسّکوت، و ترک الجدال فیما لا یعنیهم، و اقبال بعضهم على بعض، و المزاورة، فانّ ذلک قرّبه الىّ، و لا یشغلوا انفسهم بتمزیق بعضهم بعضا، فانّى آلیت على نفسى انّه من فعل ذلک و اسخط ولیّا من اولیائى، دعوت اللّه لیعذّبه فى الدّنیا اشدّ العذاب، و کان فى الآخرة من الخاسرین‏ :

«اى عبد العظیم‏! سلام مرا به دوستانم برسان، و به آنها بگو: راه نفوذى براى شیطان، بر خودشان قرار ندهند، و دوستانم را به سکوت‏ (کنترل زبان) و ترک مجادله (کشمکش لفظى) بى‏مورد، امر کن، و به آنها دستور بده که به سوى همدیگر رو آورند، و به دیدار همدیگر بشتابند، زیرا این کار وسیله تقرّب به من‏ است، و نیز به آنها امر کن خود را به بدنام کردن یکدیگر و اختلاف با همدیگر مشغول نسازند، چرا که من بر خود سوگند یاد نموده‏ام که هر کس چنین کند، و یکى از دوستان مرا خشمگین سازد، از درگاه خدا بخواهم تا او را به سخت‏ترین عذابها، عذاب نماید، و در آخرت از زیانکاران باشد».

 

                                 منبع : ( الأنوار البهیة ،ص:346 -  348 )

 

 

 

 


 
سیمای احمد بن موسی ( شاهچراغ )
ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: احمد بن موسی ،شاهچراغ ،على بن موسى الرضا ع ،موسى بن جعفر علیه السّلام

نام مبارک: احمد

القاب معروف: شاهچراغ و سیدالسادات

پدر: حضرت موسی‌بن جعفر (ع)

مادر: ام احمد

ولادت: تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (س) مشخص نیست.

محلّ ولادت: مدینة منوّره

تاریخ شهادت : تاریخ وفات احمد بن موسی دقیقاً معلوم نیست، ولی برخی تاریخ وفات را حدود 203 که همزمان با شهادت امام هشتم(ع) است

محل دفن : شیراز

تاریخچه آرامگاه احمد بن موسی (ع): در سال 475 (هـ.ق) مادر شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس، ملکه تاشی خاتون اقدامات نیکویی بر بارگاه آن حضرت انجام داد. این بانوی نیکوکار، اقدام به بهسازی بارگاه کرد و در عرض 5 سال از سال 745 تا 750 (هـ.ق) آرامگاهی وسیع و گنبدی بلند آن ساخت. همچنین در جنب آرامگاه، مدرسه ای وسیع بنا کرد. او همچنین تعداد زیادی از مغازه های بازار نزدیک حرم و ملک میمند فارس را وقف بر این آستان مقدس کرد.

 

زندگینامه حضرت سید میر احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ ع

در میان تمام فرزندان حضرت ابو الحسن ع فرزند بزرگوارش حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا ع از همه بزرگوارتر و عالیقدرتر و داناتر و فاضلتر بوده.

 بنا به نقل منابع ،احمد بن‏ موسى‏: مردى کریم و بزرگوار و پرهیزکار بود و حضرت موسى بن جعفر این فرزند بزرگوار را دوست میداشت و بر سایر فرزندان مقدم میداشت و یکى از باغهاى معروف خود را در «یسیره» به او بخشیده بود .

بیعت حضرت احمد بن موسی(علیهما السلام) و  مردم مدینه با علی بن موسی الرضا(علیهما السلام)

می گویند : وقتى خبر شهادت موسى بن جعفر علیه السّلام در مدینه منتشر شد اهالى مدینه بدر خانه ام احمد آمدند احمد با آنها بطرف مسجد رفت چون خیلى با جلالت و عابد و پارسا و با فضل بود و کراماتى نیز داشت مردم خیال کردند خلیفه و جانشین پدرش اوست با او بامامت بیعت کردند از آنها بیعت گرفت بعد بر فراز منبر رفت و خطبه‏اى در نهایت بلاغت و فصاحت ایراد کرد آنگاه گفت: مردم! همان طور که اکنون همه شما با من بیعت کردید و بیعت من بگردن شما است من نیز با برادرم على بن موسى الرضا بیعت کرده‏ام بدانید او امام و خلیفه پیغمبر است بعد از پدرم او ولى اللَّه است که اطاعتش بر من و شما از جانب خدا و پیغمبر واجب است هر دستورى بما بدهد.

تمام حاضرین گفتار او را با جان و دل پذیرفتند از مسجد خارج شدند پیش رو آنها احمد بن موسى بود بدر خانه حضرت رضا آمدند با على بن موسى الرضا علیه السّلام تجدید بیعت کردند. حضرت رضا علیه السّلام براى احمد دعا کرد و او پیوسته ملازم خدمت برادر بود تا اینکه مأمون از پى حضرت رضا فرستاد و او را براى ولایت عهد بمرو دعوت کرد.

این احمد همان کسى است که در شیراز دفن شده و معروف بسید سادات و اهالى شیراز او را شاه چراغ مینامند. در زمان مأمون با گروهى قصد شیراز کرد منظورش این بود که خدمت برادرش حضرت رضا علیه السّلام برسد وقتى قتلغ خان فرمانرواى شیراز از طرف مأمون این جریان را شنید بدفع او از شیراز خارج شد و در محلى بنام خان زینان که هشت فرسخ از شیراز فاصله داشت روبرو گردید بین دو طرف جنگ درگرفت یکى از سپاهیان قتلغ گفت: اگر منظور شما رسیدن خدمت حضرت رضا است او از دنیا رفته. اطرافیان احمد که این حرف را شنیدند از گردش پراکنده شدند با او جز چند نفر از بستگان و برادرانش باقى نماند وقتى امکان بازگشت برایش نبود بجانب شیراز رهسپار گردید مخالفین از او تعقیب کردند و در محلى که دفن شده او را کشتند.

بعضى در شرح حالش نوشته‏اند که وقتى وارد شیراز شد در گوشه‏اى پنهان گردید و مشغول بعبادت پروردگار شد تا باجل خود از دنیا رفت کسى بمحل دفن او مطلع نبود تا زمان امیر مقرب الدین مسعود بن بدر الدین که از وزراء مقرب اتابک ابى بکر بن سعد بن زنگى بود او مشغول تعمیرى بود در محل مرقد احمد بن‏ موسى‏ ناگاه جسدى صحیح که تغییر نیافته پیدا شد که در انگشت انگشترى داشت و نوشته بود: «العزة للَّه احمد بن‏ موسى‏» جریان را بگوش ابى بکر رساندند بر فراز قبر او قبه‏اى بنا کرد پس از گذشت سالها مشرف بخراب شدن گردید.

ملکه تاشى خاتون مادر سلطان شیخ ابو اسحاق پسر سلطان محمود ساختمان آن را تجدید نمود و قبه‏اى عالى ساخت و در پهلوى آن مدرسه‏اى بنا کرد و قبر خود را کنار قبه آن جناب قرار داد تاریخ تجدید بنا در حدود 750 هجرى است.

در سال 1243 فتحعلى شاه قاجار ضریحى از نقره خالص براى او ساخت روى قبرش نصف قرآن بخط کوفى خوب یافت شد که روى پوست آهو نوشته بودند نصف دیگر آن با همین خط در کتابخانه حضرت رضا علیه السّلام است، در آخر آن نوشته‏ است: کتبه على بن ابو طالب بهمین جهت گفته‏اند خط حضرت على است.

ولى بعضی از محققین قرآن بخط على علیه السّلام فقط پیش حضرت حجت خواهد بود نویسنده قرآن که نوشته است بخط على بن ابى طالب است آن على بن ابى طالب مغربى است که معروف بنوشتن خط کوفى بوده نظیر همین قرآن نیز در مصر در مقام رأس الحسین علیه السّلام هست چنانچه گفتیم نظیرش در مرقد علوى مرتضوى است که جزو آنچه سوخت مقدارى از آن آتش گرفته. بعضى گفته‏اند که مدفن سید احمد پسر موسى بن جعفر در بلخ است خدا عالم است.

 

              منبع : نرم افزار معصومین ساخت مرکز کامپیوتر اسلامی نور


 
اعتدال در هزینه زندگی از نگاه امام رضا ( ع )
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: اعتدال در هزینه زندگی ،امام رضا ( ع )
 اعتدال در سبک زندگی از نگاه امام هشتم، همراه با فرهنگ رضوی در دهه کرامت

در فرهنگ رضوی شایسته است که فرد در اداره زندگی ضمن پرهیز از اسراف و بخل ورزی، اعتدال را در مدیریت خانه و خانواده رعایت کند. در کتاب الخصال شیخ صدوق، روایتی در این باره از امام رضا که درود خدا بر او باد، نوشته شده که متن آن را در ادامه می خوانید.

«شخصی به نام عباسی می گوید، از امام رضا درباره خرج خانواده پرسیدم، فرمود: "بین المکروحین، میان دو حد ناپسند باشد." گفتم، فدایت شوم، سوگند به خدا نمی دانم دو حد ناپسند کدام است.
فرمود : "خدایت بیامرزد. آیا نمی دانی که خدای بزرگ اسراف و اقتار (تنگ گیری در خرج و مصرف) هر دو را مکروه و ناپسند خوانده است؟ "

سپس امام این آیه را از سوره فرقان خواند: " والَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاما." و کسانى که چون خرج مى کنند اسراف نکنند و بخل نورزند و میان این دو معتدل باشند.»

http://khabarfarsi.com/ext/6496820  


 
اعتدال در شوخ طبعی از نگاه امام رضا(ع)
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: شوخی ،شوخ طبعی از نگاه امام رضا(ع) ،جایگاه مزاح در اسلام
 جایگاه مزاح در اسلام و مرز شوخی از نگاه امام هشتم کجاست؟

شوخ طبعی را از ویژگی های دین داران دانسته اند. وقتی از اخلاق رسول خدا یاد می شود، گشاده رویی و نرم خویی و خوش خلقی را از اوصاف ایشان بر می شمارند. پیامبر با دوستان خود، به قصد آنکه شادمانشان کنند شوخی می کردند تا با سرور و شادابی خستگی ها و فشارهای زندگی را برای آنها کمتر کند. در کتاب اصول کافی، جلد دوم روایتی در این باره از امام رضا که درود خدا بر او باد، نوشته شده که متن آن را در ادامه می خوانید.

معبر بن خلاد می گوید: « به ابوالحسن الرضا گفتم: جانم به قربانت. وقتی در جمعی می نشینی، ممکن است سخنی به میان آید و مزاح کنند و همه بخندند، آیا ایرادی ندارد؟ امام فرمود: مانعی ندارد، اگر چیزی نباشد.
من تصور کردم که منظور آن حضرت، حرف های ناشایست در میان مزاح بود. بعد از این سخن، امام رضا فرمود: یک نفر اعرابی از صحرا می آمد و برای رسول خدا هدیه می آورد و هنوز از جایش برنخاسته بود می گفت، ای رسول خدا پول هدیه را لطفا بپردازید. پیامبر از سخن او می خندید. هر زمان که رسول خدا غمناک بود از او یاد می کرد و می گفت:آن مرد اعرابی چه شد؟ کاش می آمد و ما را می خنداند.»

اعتدال در شوخ طبعی جزو فرهنگ رضوی است و در روایتی از کتاب عیون اخبار الرضا، آمده که امام را هر گز با خنده شدید ندیدند، بلکه ایشان همواره متبسم بودند.

http://khabarfarsi.com/ext/6496820


 
سبک شناسی رفتار رهبری با دولت ها
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سبک شناسی رفتار رهبری با هاشمی رفسنجانیا ،سبک شناسی رفتار رهبری با خاتمی ،سبک شناسی رفتار رهبری با احمدی نژاد ،سبک شناسی رفتار رهبری با روحانی

 
سیمای حضرت فاطمۀ معصومه (س)
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سیمای حضرت فاطمۀ معصومه (س) ،زندگانی حضرت فاطمۀ معصومه (س) ،پاداش زیارت عمّة سادات

نام مبارک: فاطمه (س)

القاب معروف: معصومه، کریمة اهل‌بیت

پدر: حضرت موسی‌بن جعفر (ع)

مادر: نجمه خاتون (س) (مادر امام رضا «ع»)

ولادت: روز اوّل ماه ذیقعدة سال 173 هجری

محلّ ولادت: مدینة منوّره

تاریخ رحلت:10یا12ربیع‌الثانی سال201هجری

سنّ مبارک: در حدود 28 سال

مرقد مطهّر: شهر مقدّس قمحرم حضرت معصومه؛ قم؛ عکس از مصطفی معراجی

زندگانی

سال‌ها پس از رحلت پیامبر،‌ در سال 173 هجری قمری، از میان دودمان پاک آن‌حضرت، ‌دختری در مدینه متولّد شد. او را هم‌نام بهترین زنان عالم، ‌فاطمه نهادند. فاطمه بعدها معصومه و کریمة اهل‌بیت لقب گرفت. پدرش هفتمین امام شیعیان، حضرت موسی کاظم (ع) و مادرش نجمه خاتون (س) یکی از بانوان بزرگ و باشخصیّت بود. در خاندان بزرگ پیامبر، بانوان بزرگ و باشخصیّتی وجود دارند که دارای صفات اخلاقی والا بوده و در عبادت، تقوا، علم و عفّت شهره‌اند. حضرت معصومه (س) یکی از آن‌هاست. ایشان بانویی پاک‌دامن و عفیف بودند، به‌گونه‌ای که امام رضا (ع) او را معصومه لقب دادند. در زمان حیات پدر، گرچه دختری 8-9 ساله بود، امّا پاسخ‌گوی سؤالات علمی مردم بود. افراد جهت سؤالات دینی و فقهی به او مراجعه می‌کردند و پاسخ‌های خود را دریافت می‌نمودند. حضرت معصومه (س) از چنان عظمتی برخوردار بود که سال‌ها قبل از تولّدش امام صادق (ع) از مقام و منزلت او خبر داد و فرمود: «خدا را حرمی است که آن مکّه است؛ و رسول خدا (ص) را حرمی‌است که آن مدینه است؛ و حضرت امیرالمؤمنین (ع) را حرمی است و آن کوفه است؛ و ما را حرمی است و آن قم است. به‌زودی فرزندی از من به نام فاطمه آن‌جا دفن می‌شود که هرکس به زیارت او رود، بهشت بر وی واجب گردد».

اوضاع سیاسی

هنوز بیش از شش بهار از عمر فاطمة معصومه (س) نگذشته بود که هارون الرّشید، خلیفة‌عبّاسی، پدرش را به زندان افکند. فاطمه در این سال‌ها از پدر دور بود و تنها با یاد او زندگی می‌کرد. تا این‌که در سال 183 هجری دست ستم، او را در سوگ پدر داغ‌دار کرد. فاطمه (س)، سال‌ها در مدینه همراه با برادرش حضرت رضا (ع) زندگی کرد تا این‌که امام رضا (ع) در سال 200 هجری قمری از سوی مأمون خلیفة عبّاسی با انگیزة مزوّرانة سیاسی به خراسان دعوت شد. در سال بعد، حضرت معصومه (س) به قصد دیدار برادر و یا حمایت از او در جهت افشای چهرة پلید عبّاسیان به‌ویژه مأمون، همراه عدّه‌ای از برادران و برادرزادگان خود از مدینه عازم ایران شد. ایشان مسیری طولانی طی کرد تا این‌که در نزدیکی ساوه مأموران حکومتی، کاروان آنان را مورد حمله قرار دادند و همراهان حضرت را به شهادت رساندند. این مصیبت جان‌کاه، غمی سنگین بر قلب حضرت معصومه (س) نهاد، چنان‌که او در ساوه بیمار شد و شاید ایشان را مسموم نیز کرده بودند. پس از بیماری، امکان ادامة مسیر به سوی خراسان برای ایشان وجود نداشت. درآن‌هنگام حضرت درخواست کرد او را به قم ببرند و پس از 17 روز اقامت در قم،‌ در ربیع‌الثّانی 201 هجری،‌ روح ملکوتی‌اش به جوار حق شتافت و پیکر مطهّرش در میان حزن مردم دفن گردید.

حرم بی بی

مرحوم آیت‌ا...‌العظمی نجفی مرعشی (ره) فرمود: پدرم که در نجف اشرف می‌زیست، بسیار علاقمند بود که به طریقی، محلّ قبر شریف جدّه‌اش حضرت زهرا (س) را بیابد، برای این مقصود، چهل شب به عبادت مخصوص و مجرّبی مداومت کرد. شب چهلم، بعد از انجام ختم و توسّل فراوان، به بستر خواب رفت؛ در عالم خواب به محضر امام باقر (ع) رسید،‌ امام به او فرمود: «علیک بکریمه أهل‌البیت» به دامن کریمة اهل‌بیت چنگ بزن.

ایشان تصوّر کرد منظور امام (ع) از این جمله،‌ حضرت زهرا (س) است، عرض کرد: «آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم که محل شریف قبر آن حضرت را دقیق‌تر بدانم و زیارتش کنم». امام فرمود: «منظور من قبر شریف حضرت معصومه (س) در قم است.» سپس افزود: «به‌خاطر مصالحی، ‌خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا (س) برای همگان مخفی باشد،‌از این رو قبر حضرت معصومه (س) را تجلّی‌گاه قبر شریف حضرت زهرا (س) قرار داده است، اگر قرار بود قبر حضرت آشکار باشد، همان شکوه و عظمت مرقد حضرت زهرا (س) را خداوند برای قبر حضرت معصومه  (س) قرار داده است».

مرحوم پدرم وقتی از خواب برخاست، تصمیم گرفت به قم مهاجرت کند.

پاداش زیارت عمّة سادات

در مورد پاداش زیارت مرقد حضرت معصومه (س) روایات متعدّدی از امامان معصوم نقل شده، از جمله:

- امام صادق (ع) در ضمن گفتاری فرمودند:

«مَنْ زَارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنّـه؛ کسی که او را زیارت کند،‌بهشت بر او واجب می‌گردد».بحارالأنوار، ج48،ص317

- و نیز فرمود: «إنّ زِیَارَتَهَا تَعْدِلُ الْجَنّـه؛ همانا زیارت او برابر کسب بهشت است». بحارالأنوار، ج60،ص219

- سعد بن سعد اشعری می‌گوید: در مورد پاداش زیارت قبر حضرت معصومه (س) از امام رضا (ع) پرسیدم، فرمود:

«مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنّـه؛ کسی که او را زیارت کند، پاداش او بهشت است». عیون اخبارالرّضا، ج2، ص267

- در مورد دیگر فرمود: «مَنْ زَارَها عَارِفاً بِحَقّهَا فَلَهُ الْجَنّـه؛‌کسی که او را از روی معرفت به شأن و مقامش زیارت کند، پاداش او بهشت است».     بحارالأنوار، ج48،ص317

 - و نیز فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ، کَمَنْ زَارَنی؛ کسی که معصومه (س) را در قم زیارت کند،‌ مانند آن است که مرا زیارت کرده است».                    ناسخ‌التّواریخ، ج3، ص317

- یکی از شیعیان به زیارت مرقد منوّر حضرت رضا (ع) رفت و پس از زیارت عازم کربلا شد و از مسیر همدان به سوی کربلا رفت. در بین راه در عالم خواب، حضرت رضا(ع) را دید. آن‌حضرت به او فرمود: «چه می‌شد که اگر از قم عبور می‌کردی و قبر خواهرم را زیارت می‌کردی؟»             

           منبع :  مجله میلغان  ، تهیه کننده: سید محمد میرعمادی

 


 
سیمای حضرت امام رضا ( ع )
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سیمای امام رضا ( ع ) ،مادر امام رضا (ع) ،نقش انگشترى امام رضا (ع) ،اخلاق و رفتار امام رضا (ع)

 

ولادت، وفات، طول عمر و مدفن آن حضرت‏

امام رضا (ع) در روز جمعه، یا پنج شنبه 11 ذى حجه یا ذى‏قعده یا ربیع الاول سال 153 یا 148 هجرى در شهر مدینه پا به دنیا گذاشت.

بنابر گفته مؤلف مطالب السئول، امام رضا (ع) 24 سال و چند ماه از عمر خویش را با پدرش به سر برد و پس از در گذشت پدرش ، 25 سال زیسته است .

امام رضا علیه السّلام در طوس به دست مأمون شهید شد و در همان شهر دفن گردید  .

مادر امام رضا (ع)

مادر آن حضرت کنیزى بود. که در منابع به نام های خیزران ، نجمه و  تکتم  آمده است .

کنیه آن حضرت‏

کنیه آن حضرت را ابو الحسن و نیز ابو الحسن ثانى خوانده‏اند.

لقب آن حضرت‏

القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى ، زکى و وفى، که مشهورترین آنها رضاست.

نقش انگشترى آن حضرت‏

درکتاب فصول المهمة گفته شده است: نقش انگشترى امام رضا (ع) «حسبى الله» بود و در کافى به سند خود از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود: نقش انگشترى من، «ما شاء الله لا قوة الا بالله» است. صدوق نیز در عیون گوید: نقش انگشترى آن حضرت «ولیى الله» بود.

شاعر آن حضرت‏

دعبل خزاعى، ابو نواس و ابراهیم بن عباس صولى، شاعران آن حضرت بودند.

فرزندان امام رضا (ع)

آن حضرت شش فرزند داشت. پنج پسر و یک دختر. نام فرزندان وى چنین است: محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسن و عایشه».

صفات ظاهرى آن حضرت‏

در فصول المهمه آمده است که آن حضرت قامتى معتدل و میانه داشت.

اخلاق و رفتار آن حضرت‏

( 1 ) طبرسى در اعلام الورى گوید: درباره گوشه‏اى از خصایص و مناقب و اخلاق بزرگوارانه آن حضرت، ابراهیم بن عباس (یعنى صولى) گوید: رضا (ع) را ندیدم که از چیزى سؤال شود و آن را نداند. و هیچ کس را نسبت بدانچه در عهد و روزگارش مى‏گذشت داناتر از او نیافتم. مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چیزى مى‏آزمود و امام به او پاسخ مى‏داد و پاسخ وى‏ کامل بود و به آیاتى از قرآن مجید تمثل مى‏جست.

( 2 ) همچنین از ابراهیم بن عباس صولى نقل شده است که گفت: هیچ کس را فاضل‏تر از ابو الحسن رضا نه دیده و نه شنیده‏ام. از او چیزهایى دیده‏ام که از هیچ کس ندیدم. هرگز ندیدم با سخن گفتن به کسى جفا کند. ندیدم کلام کسى را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هیچ‏گاه حاجتى را که مى‏توانست بر آورده سازد، رد نمى‏کرد. هرگز پاهایش را پیش روى کسى که نشسته بود دراز نمى‏کرد. ندیدم به یکى از دوستان یا خادمانش دشنام دهد. هرگز ندیدم آب دهان به بیرون افکند و یا در خنده‏اش قهقهه بزند بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و غذا برایش مى‏آوردند غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خویش مى‏نشانید و با آنها غذا مى‏خورد. شبها کم مى‏خوابید و بسیار روزه مى‏گرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمى‏داد و مى‏فرمود: این سه روز برابر با روزه یک عمر است. بسیار صدقه پنهانى مى‏داد بیشتر در شبهاى تاریک به این کار دست مى‏زد. اگر کسى ادعا کرد که فردى مانند رضا (ع) را در فضل دیده است، او را تصدیق مکنید.

(3) طبرسى از محمد بن ابو عباد نقل کرده است که گفت: «امام رضا (ع) در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس بود. جامه خشن مى‏پوشید و چون در میان مردم مى‏آمد آن را زینت مى‏داد.

( 4 )صدوق در عیون اخبار الرضا (ع) گوید: آن حضرت کم خوراک بود و غذاى سبک مى‏خورد.

        منبع : نرم افزار معصومین علیه السلام ساخت مرکز کامپیوتر اسلامی نور


 
برخورد پیامبر با دختر و پسر حاتم طائی که مسلمان نبودند
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: برخورد پیامبر با دختر و پسر حاتم طائی ،آیت الله حسین مظاهری

روایتی از شیوه مردم داری رسول خدا و پاسخ گویی و برخورد ایشان با مردم

 آیت الله حسین مظاهری در درس اخلاق خود که به موضوع مردم داری اختصاص داشت، پاسخ به توقعات و خواسته های مردم را یکی از عوامل مردم داری ذکر کرده است. وی با توجه به این عامل، روایتی را از شیوه مردم داری پیامبر که درود خدا بر او باد، نقل کرده است که در ادامه می خوانید.

حکایتی آموزنده از مردم داری رسول خدا

در تاریخ صدر اسلام آمده است که قبیله‌ای نصرانی در اطراف حجاز زندگی می‌کردند و رئیس آن قبیله، عدی بن حاتم طائی بود. عدی، پس از درگذشت پدرش حاتم طائی که به سخاوت مشهور بود، سرپرست قوم شده بود و او و قومش تا بعد از فتح مکه هنوز اسلام را نپذیرفته بودند. از این رو گروهی از جانب پیامبر اکرم که درود خدا بر او باد، برای نشر اسلام به سوی قبیلۀ آنها عزیمت کردند. عدی با شنیدن این خبر فرار کرد و مسلمانان، خواهر او که دختر حاتم طایی بود را به همراه سایر افراد آن قبیله به مدینه بردند.

وقتی دختر حاتم طائی پیامبر را دید، گفت: «من دختر حاتم طائی هستم، عزیز بودم و اکنون ذلیل شده‌ام، شما مرا به خانواده‌ام برگردانید.» پیامبر سکوت اختیار کرد. فردای آن روز، دختر در ملاقات با آن حضرت، سخنان و درخواست خود را تکرار کرد. پیامبر در پاسخ فرمود: «از دیروز که گفتی، من منتظرم شخص امین، مورد اعتماد و خیرخواهی بیابم تا تو را به خانواده‌ات برگرداند.» بالاخره او را به خانواده‌اش برگرداندند. دختر حاتم طائی تحت تأثیر رافت و مردم داری پیامبر قرار گرفت و هنگام بازگشت، برادرش عدی را یافت و به او گفت: آگاه باش که دین اسلام پیشرفت می‌کند، زیرا واقعیت و حقیقت خاصی دارد. تو هرچه زودتر نزد پیامبر برو و اسلام اختیار کن.

عدی بن حاتم به مدینه آمد و در مسجد خدمت رسول خدا رسید. پیامبر به او احترام گذاشت، زیرا وی فرزند حاتم طائی بود. پس از نماز، حضرت او را در خانۀ خود مهمان کرد. عدی می‌گوید، به دنبال رسول خدا راه افتادم. در وسط راه، در حالی که هوا بسیار گرم بود، پیرزنی نزد پیامبر آمد و از ایشان سؤال کرد و آن حضرت در آن هوای گرم، معطل شد، اما پیامبر با سعۀ صدر و مهربانی، جواب وی را داد تا اینکه سوال‌ او تمام شد. عدی بن حاتم چون معمولا با ثروتمندان و طبقۀ اشراف سر و کار داشت و اینگونه رفتارها را ندیده بود، تحت تاثیر رفتار متفاوت پیامبر قرار گرفت و با توجه به گفته‌های خواهرش، زمینۀ پذیرش اسلام در وجود او ایجاد شد. با خود گفت، این مرد نمی‌تواند انسانی معمولی باشد. سپس وقتی به خانه پیامبر آمد و ساده‌زیستی ایشان را دید، بسیار تعجب کرد که چگونه حاکم حکومت چنین زندگی ساده‌ای دارد؟

پیامبر احترام خاصی به او گذاشت و پس از صرف غذا، جمله‌ای گفت که او حیران ماند. فرمود: تو که نصرانی نیستی، چرا از نصرانی‌ها عشریه می‌گیری؟

در نصرانیت واجب بود که یک دهم از اموالشان را تحت عنوان عُشریه به رئیس و بزرگ قبیله بدهند. عدی بن حاتم نصرانی نبود، اما قوم او که نصرانی بودند، از این حقیقت خبر نداشتند و به او به عنوان بزرگ قوم نصرانی، عشریه می‌پرداختند. پیامبر فرمود: گرفتن عشریه برای تو که نصرانی نیستی، حق الناس است و گناه بزرگی دارد.

عدی بن حاتم با شنیدن این واقعیت از زبان پیامبر که هیچ کس جز خودش از آن مطلبع نبود و با زمینه‌ای که در اثر مردم داری آن حضرت در او ایجاد شده بود، مسلمان شد.

در واقع، مردم‌داری پیامبر، احترام به دختر حاتم طایی، توجه به خواسته‌های مردم، به خصوص پاسخ‌گویی ایشان در هوای گرم به سؤالات یک پیرزن، ساده‌زیستی آن حضرت و نیز خبر غیبی ایشان، باعث اسلام آوردن عدی بن حاتم شد. این حکایت آموزنده به ما می‌‌فهماند که یکی از دلایل پیشرفت اسلام سعۀ صدر، مردم داری و صبر و استقامت پیامبر در برابر حوائج و توقعات مردم بود.

http://khabarfarsi.com/ext/6491541


 
ازدواج مردی با ۲ دختر در یک شب
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ازدواج مردی با ۲ دختر در یک شب ،سلمان العبیدی
 
 

این مرد در این باره می گوید: بعد از یک ماه فکر کردن به این مسئله این تصمیم را گرفتم.

 

تصاویر/ ازدواج مردی با ۲ دختر در یک شب

  
   


تعبدالرحمن نایف حمید العبیدی ۲۲ ساله در یکی از دهکده های نزدیک بیجی، واقع در ۲۰۰ کیلومتری شمال بغداد با پدرش کشاورزی می کند. او به انتظار ۱۷ ساله و سعاد ۲۱ ساله علاقمند شد و نمی دانست که کدامیک را برای همسری برگزیند.

 
 
 
انتظار ۱۷ ساله در این باره گفت: وقتی عبدالرحمن از من پرسید که با تو و سعاد در یک شب ازدواج کنم چه می گویی؟ به او پاسخ دادم هیچ اشکالی ندارد به شرطی که بین من و او فرق نگذاری.
سعاد ۲۱ ساله نیز گفت: در ابتدا از شنیدن این حرف تعجب کردم اما عبدالرحمن من را قانع کرد که ما را باهم دوست دارد.
سلمان العبیدی- برادر بزرگ داماد- که نقش میانجی در مذاکرات صورت گرفته میان خانواده ها را داشت، گفت: من برادرم را تشویق کردم و در کنار او بودم تا اینکه خانواده دو عروس راضی و قانع شدند.
پدر داماد نیز گفت: ۴ پسر دارم که همگی آنها ازدواج کرده اند. هر کدام از فرزندانم با یک زن ازدواج کرده اند اما عبدالرحمن در یک شب با دو زن ازدواج کرد و من به او افتخار می کنم. من در کنار او بودم و او را تشویق کردم. اگر پسرانم بخواهند همسر دوم اختیار کنند هیچگاه مردد و دودل نخواهم بود.
اهالی دهکده در مراسم عروسی حضور یافته بودند و به دو دسته موافق و مخالف تقسیم شده بود. داماد برای هرکدام از همسرانش ۲میلیون و ۵۰۰ هزار دینار (برابر با هزار و ۹۸۶ دلار) مهریه تعیین کرد.
منبع:مهر

 
چرا اکثر امامزادگان به ایران مهاجرت می‌کردند؟
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آیت الله نوری همدانی ،علت ترک وطن امامزاده ها

 


 آیت الله نوری همدانی در پیام خود به همایش بین المللی امامزادگان در اصفهان، علت مهاجرت فرزندان و نواده های اهل بیت به ایران را تشریح کرده است.

، آیت الله نوری همدانی در بخشی از پیام خود به همایش بین المللی امامزادگان، درباره اینکه به چه علت امامزادگان شهر و دیار خود را ترک کرده و به دیار دیگر مهاجرت می‌کردند، نوشته است. علت این موضوع را در ادامه می خوانید.


علت ترک وطن امامزاده ها و فرزندان و نواده های اهل بیت

«لازم است توضیح و تبیین کامل این موضوع انجام بگیرد که چرا و به چه علت امامزادگان از دیار و اوطان خود یعنی حجاز و عراق صرف‌نظر کرده، مهاجرت نموده و به دیار دیگری روی می‌آورند؟ در توجه دادن به این موضوع بیان این مطلب لازم است که:

بنی‌امیه و بنی‌عباس، این ستمگران تاریخ با ارتکاب بزرگ‌ترین ظلم و جنایت حضرات ائمه را که خداوند، هدایت و حکومت را تنها در شان آن‌ها قرار داده است، کنار زدند و مشکلات فراوانی را برای آن‌ها و فرزندان و پیروان آن‌ها در زندگی به وجود آوردند و بالاخره با شمشیر رساندند که علامه مجلسی در بحارالانوار فصل مخصوصی به عنوان باب "انهم علیهم‌السلام لا یموتون الا بالشهادة" منعقد ساخته و جریان شهادت معصومین را ذکر کرده است، (البته آخرین معصوم امام عصر، که درود خدا بر او باد هنوز زنده است و با قیام خود جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد.) در این رابطه، اصحاب و شیعیان اهل‌بیت و فرزندان آن‌ها نیز که برای حفظ مکتب با این ستمگران به مبارزه بر می‌خواستند هیچ‌وقت در امنیت به سر نمی‌بردند. تعداد زیادی از آن‌ها در زمان بنی‌امیه به دست امثال حجاج بن یوسف که خوراکش قطعات نانی بود که با خون سادات عجین شده بود، کشته شدند که قنبر و کمیل نیز جزء شیعیانی هستند که در این عصر به دست حجاج به شهادت رسیده‌اند.

پس از جریان کربلا و عاشورا این صفحات غم‌بار تاریخ هم‌چنان ادامه یافته است و در دوره بنی‌عباس، منصور دوانیقی، ساخت شهر بغداد را با قرار دادن پیکر سادات و شیعیان زیر پی دیوارها و در داخل ستون‌ها به پایان رسانده است. جریان کشته شدن 75 نفر از سادات بنی‌هاشم در یک شب توسط هارون الرشید، نمونه‌ای از این صفخات غم‌انگیز است که کتاب مقانل الطالبین نمونه‌های فراوانی را ذکر می‌کند و در زمان متوکل عباسی حتی زنان بنی‌هاشم از جهت لباس در حدی در مضیقه بودند که برای خواندن نمازشان چند نفر از آن‌ها به نوبت با یک لباس که تنها در دسترس آن‌ها بود نماز خود را ادا می‌کردند.

در این دوره‌ها تعداد بسیاری از سادات وطن و خانه خود را ترک کرده و به مملکت ایران مهاجرت کردند. صاحب بن عباد در رساله‌ای که در احوال حضرت عبدالعظیم نوشته است می‌گوید: خاف من السلطان فطاف البلدان علی انه فیح، یعنی او از ترس سلطان وقت خود که قصد دستگیری او را داشت ناشناس شهر به شهر به عنوان «پیک» می‌رفت تا بالاخره به شهر ری آمد و در آن‌جا از دنیا رفت و پس از مرگ خود با خواندن قطعه‌ای که در جیب خود پنهان کرده بود او را شناختند و به عظمت مقام و موقعیت او پی بردند.

چرا امامزاده ها فقط به ایران مهاجرت می‌کردند؟

توجه به این موضوع نیز لازم است که توضیح داده شود که چرا امامزادگان محترم در میان ممالک برای مهاجرت و مسافرت خود فقط ایران را اختیار می‌کردند، علت این موضوع این است که ایرانیان، با هوش و درایت خود از آغاز به حقانیت اهل‌بیت، که درود خدا بر آنان باد  پی بردند و از ولایت به عنوان یک فضیلت و افتخار استقبال کردند و در این راه در طول تاریخ جان و خون دادند و بارها در برابر بنی‌امیه و بنی‌عباس قیام کردند و استقلال و عظمت ایران و فرهنگ اهل‌بیت را حفظ کردند. امامزادگان نیز آن طور که در تاریخ شرح داده شد، به ایران آمده و با استقبال و پذیرش ایرانیان مواجه می‌شدند و مردم از برکات فرهنگ آن‌ها بهره‌مند می‌گشتند و پس از درگذشت آنان نیز قبرهای آن‌ها را به عنوان مرکز غروب یک ستاره مورد تکریم قرار می‌دادند و برایشان مقبره و گنبد و بارگاه می‌ساختند.

http://khabarfarsi.com/ext/6480798


 
نشانه‌های مومن در کلام امام صادق علیه السلام
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نشانه‌های مومن

 مومن و غیر مومن هر کدام نشانه هایی دارند که با همان نشانه ها از همدیگر تمیز داده می شوند .

 سه کد برای شناسایی افراد مؤمن از غیر مومن:

امام جعفر صادق در خصوص مومن فرمودند: "سه چیز از نشانه های مومن است« شناختن خدا، شناختن دوستان خدا و شناخت دشمنان خدا»".

منبع حدیث: اصول کافی، ج 2، ص234

   

 
پاسداران دین
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: پاسداران دین ،دین اسلام ،بدعت

    

دین اسلام با وجود مولای متقیان علی ( ع ) به اکمال رسید.

در  هر دورانی افرادی در حوزه  و دانشگاه  هر کدام  به سهم خود در ترویج دین و پاسداری از آن   کوشیده اند.

پیامبر اکرم (ص) در خصوص پاسداری از دین فرمودند: در هر قرنی، افراد عادلی با عهده دار شدن پاسداری دین، تاویل باطل، تحریف کنندگان  و دروغ نادانان را از دین می زدایند همان گونه که دم آختگی مواد زاید را از آهن می زداید.

در ادامه رسول اکرم (ص) فرمودند: هنگامی که بدعت هایی مانند نوآوری باطل در امتم ظاهر شد عالم دین باید دانستن را اظهار کند و در صورت انجام ندادن این کار لعنت خدا بر او باد.

منابع احادیث:
1-وسایل الشیعه، جلد 27، صفحه 150
2-اصول کافی، جلد 1، صفحه 54


 
هر چه خدا بخواهد
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: پادشاه ،وزیر ،زندان ،قربانی پادشاه

سال های بسیار دور پادشاهی زند گی می کرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت : هر اتفاقی که رخ می دهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب  کرد، اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید، وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام  چیز های که رخ می دهد درجهت خیرو صلاح شماست ! پادشاه از این سخن وزیر بر آشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق ، آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد .

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند . پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و واردد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود ددور افتاد ، در حالی که پادشاه به دنبال راه باز گشت بود ، به محل سکونت قبیله ای رسید که مردم آن در تدارک مراسم قربانی برای خدایان شان بودند ، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند ؛ زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آن هاست ! آن ها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند ، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد زد ، چگونه می توانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید ، در حالی که وی بدنی ناقص دارد ، به انگشت او نگاه کنید !! به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد .

پادشاه که به قصر رسید،  وزیر را فرا خوان و گفت: اکنون فهمیدم منظور تو از این که می گفتی هرچه رخ می دهد به صلاح شماست ، چه بوده ؛ زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد ، اما در مورد توچی ؟ تو به زندان افتادی ؛ این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت ؟!

وزیر پاسخ داد : پادشاه عزیز !مگر نمی بینید ، اگر من به زندان نمی افتادم !مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم ؛ در آن جا زمانی که شما را قربانی نکردند ، مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب می کردند ، بنابراین می بینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود .

                                             منبع : افق حوزه ،مرداد 1392 .


 
حکایتی زیبا و قابل تأمل
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: پیر مرد ،حکایتی از مولانا

- حکایت ها حاوی نکات زیبا و قابل تأملی دارند .شاید این حکایت برای شما هم  آموزنده و شیرین باشد.

حکایتی از مولانا

 پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :

ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.

پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :

من تو را کی گفتم ای یار عزیز

کاین گره بگشای و گندم را بریز

 آن گره را چون نیارستی گشود

 این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخش نمود...

نتیجه گیری مولانا از بیان این حکایت:‌

 تو مبین اندر درختی یا به چاه

تو مرا بین که منم مفتاح راه

www.mousavichalak.ir با کمی تصرف

 


 
راستی دانشمند کیست ؟
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دانشمند ،علم و دانش ،مردم

رسول خدا ( ص ) فرموده است :

                               ((العالم من عرف قدره ))

دانشمند کسى است که خود را بشناسد (و قدر خود را بداند)

((العالم ینظر بقلبه و خاطره الجاهل ینظر بعینه و ناظره )).

دانشمند به دل و فکر و اندیشه مى بیند و نادان به دیده و نظر ظاهر خود نگاه مى کند.

((العالم الذى لا یمل من تعلم العلم )).

دانشمند کسى است که از آموزش دانش ملول و خسته نگردد.

((العلماء باقون ما بقى اللیل و النهار))

دانشمندان باقیند چندى که روز و شب باقیند.

 ((العالم من لا یشبع من العلم و لا یتشبع به )).

دانشمند آن کس است که از یاد گرفتن سیر نگردد و وانمود سیرى نکند.

                                                             (غررالحکم ج 1)

رسول خدا ( ص ) فرموده است :

(( العلماء مصابیح الارض و خلفاء الانبیاء و ورثتى و ورثة الانبیاء)).

دانشمندان چراغهاى زمین و جانشین پیامبران و وارثان من و وارثان پیامبرانند.

قال امیرالمؤمنین علیه السلام :

((طلبت القدر و المنزلة فما وجدت الا بالعلم ، تعلموا یعظم قدرکم فى الدارین )).

قدر و منزلت و بزرگى را نیافتم جز با علم و دانش ، علم بیاموزید تا در دنیا و آخرت قدر و مقام بزرگ بیابید.

((لیس الحکیم من قصد بحاجته الى غیر کریم )).

دانشمند نیست کسى که حاجتش را بسوى غیر کریم و ناجوانمرد ببرد.

((لیس الحکیم من ابتذل بانبساطه الى غیر حمیم )).

دانشمند نیست کسى که خرمى و خوشبختى خود را پیش غیر حامى خویش بذل کند و اظهار نماید چون مردم اغلب از روى حسد نعمتها را بر ایشان فاسد سازند. بحار الانوار ، ج 66 ، 339 .

و اما نکات :

(((( روایات راجع به این موضوع زیاد است و ما تنها به عنوان نمونه در اینجا مطرح کردیم .))))

((((  آخرین جمله روایت حضرت علی ( ع ) برای من خیلی غنیمت بود و بحق باید روی این جهت تفکّر و احتیاط  کرد . ))))


 
برکات زبان و هفتاد گناه آن !
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: برکات زبان ،هفتاد گناه زبان

خداوند در قرآن کریم در حق زبان می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَیانَ»( الرحمن/ 4-1)

زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:

 «المرءُ مخبوء تحت لسانه »؛( مستدرک الوسائل،ج9،ص 22)

شخصیت هر کس در پی زبان اوست .

۱ – با زبان خدا را عبادت می کنیم .

۲ – با زبان کتاب خدا را تلاوت می کنیم .

۳ – با زبان امر به معروف و نهی از منکر می کنیم .

۴ – با زبان از دین و ناموس و وطن خود دفاع می کنیم .

۵ – با زبان بر سر ظالم فریاد می زنیم و از مظلوم حمایت می کنیم .

۶ – با زبان بین دل ها پیوند می زنیم ، صفا و صمیمیت را بر قرار می کنیم .

۷ – با زبان مردم را هدایت و راهنمایی می کنیم .

۸ – با زبان اذات می گوییم ، شعار می دهیم و از دین خدا حفاظت می کنیم .

۹ – با زبان دلی را به دست می آوریم و خاطری را شاد می کنیم .

۱۰ -  و ….الی ماشاء الله در این قسمت می توانید اضافه کنید .

زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، باید از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب شود .

بنا به گزارش منابع اسلامی بیشترین افرادی که عاقبت بخیر نمی شوند  به خاطر زبانشان است. هفتاد گناه پای زبان نوشته اندکه بدین شرح می باشد :

۱ -  غیبت. ۲٫ نمیمه. ۳ -  دروغ. ۴ -  دو زبانی. ۵ -  بهتان و افتراء. ۶ – قذف. ۷ – افشاء اسرار مؤمن. ۸ -  دشنام ۹ -  لعن و نفرین. ۱۰ -  طعن و شماتت.

۱۱ -  سُخریه و استهزاء. ۱۲ -  مدح. ۱۳ -  اظهار غضب. ۱۴ -  غنا. ۱۵ -  کثرت مزاح و خنده. ۱۶ -  مراء و جدال. ۱۷ -  خصومت.۱۸ -  سؤال عوام از امور مشکله. ۱۹ -  تکلم بدون علم. ۲۰ -  تکلم بی فایده.

۲۱ -  منکر خدا شدن. ۲۲ – غیر خدا را پرستش کردن. ۲۳ -  دروغ بستن به خدا. ۲۴ -  تکذیب آیات خدا. ۲۵ -  کفران نعمت. ۲۶ -  از خدا شکوه کردن. ۲۷ -  اظهار ناامیدی کردن از خداوند. ۲۸ -  به خداوند دشنام دادن. ۲۹ -  نسبت فرزند به خدا دادن. ۳۰ -  نسبت بی عدالتی به خدا.

۳۱ -  ادعای خدائی کردن. ۳۲ -  از خدا درخواست بیجا کردن. ۳۳ -  دعای خیر برای ستمگران. ۳۴ -  نفرین کردن. ۳۵ -  چون و چرا کردن در کار خدا. ۳۶ -  خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. ۳۷ -  با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. ۳۸ -  منکر رسالت پیامبر شدن. ۳۹ – پیامبر را مجنون خواندن. ۴۰ -  اسرار امامان معصوم را فاش کردن.

۴۱ – از سخن امام عیب گرفتن. ۴۲ -  برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. ۴۳ -  ادعای امامت کردن. ۴۴ -  حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. ۴۵ – احکام را با قیاس سنجیدن. ۴۶ -  به ناحق شهادت دادن. ۴۷ -  تفسیر به رأی کردن قرآن. ۴۸ – مؤمن را خوار کردن. ۴۹ – فاسق را عزیز شمردن. ۵۰ -  مؤمن را ترساندن.

۵۱ – اظهار فقر و تنگدستی کردن. ۵۲ -  راز خود را به دیگران گفتن. ۵۳ -  به پدر و مادر اُف گفتن. ۵۴ -  عیبجوئی کردن. ۵۵ -  نسبت زنا به کسی دادن. ۵ – خلافکار را تشویق کردن. ۵۷ -  مؤمنان را با القاب زشت خواندن. ۵۹ -  به مال و منال دیگران غبطه خوردن. ۶۰ -  وعدة دروغ دادن.

۶۱ -  صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. ۶۲ -  با زن نامحرم شوخی کردن. ۶۳ -  فال بد زدن. ۶۴ – عذرتراشی برای ظلم ظالمان. ۶۵ – سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن. ۶۶ -  پیشگویی و کهانت. ۶۷ -  منّت کشیدن. ۶۸ – با خواندن قرآن کسب روزی کردن. ۶۹ -  امر سلاطین را امر خدا دانستن. ۷۰ -  در کیفیت خدا سخن گفتن.

                                              معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

                                                          ۱ - معراج السعاده، احمد نراقی

                                                                 ۲ - گناهان زبان، محمدعلی صفری

 


 
برکات صلوات و اسامی ائمه با حروف ابجد
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: برکات صلوات ،اسامی ائمه با حروف ابجد

برکات صلوات و اسامی ائمه با حروف ابجد هوز،حطی ،کلمن ،سعفص، قرشت ،ثخذ ، ضظغ

حروف ابجد

عدد110 برای همه ی ما آشناست.این عدد نام علی است که به این ترتیب به دست آمده است:

علی= ع70 + ل30+ ی 10 =110 حالا به حروف زیر نگاه کنید. اگر حروف الفبای عربی (أ ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ی) را به این ترتیب در کنار هم قرار دهیم :ابجد ، هوز،حطی ،کلمن ،سعفص، قرشت ،ثخذ ، ضظغ ،به آنها حروف ابجد می گویند و عدد مربوط به هر کدام از حروف به ترتیب زیر قرار می گیرد:

 ا  ب  ج   د

1 2   3    4 

ه   و  ز

5 6 7

 ح   ط  ی

8   9   10

 ک      ل     م      ن

20 30      40   50

س     ع         ف          ص

60    70      80        90

ق         ر         ش           ت

100      200 300       400

ث        خ          ذ

500   600    700           

ض          ظ           غ

800     900       1000

برکات صلوات

یکی از ختم های مجرب برای گرفتن هر حاجتی ، مادی یا معنوی، فرستادن صلوات و هدیه این صلوات به محضر نورانی معصومین علیهم السلام است چنان چه رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند : هر که روزی بر من صلوات فرستد حق تعالی درِ عافیت را بر وی گشاید و حاجت معنوی و مادی ، دنیایی و اخروی او به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد علیه و علیهم صلوات الله بر آورده می‌شود .( جامع الاخبار ، ص 67 و مستدرک الوسایل ج5 ،ص100 . )
و بهتر آن است که این ختوم به عدد نام این بزرگواران انتخاب شود . در زیر راهنمای شمارنده اعداد نامهای چهارده معصوم علیهم السلام طبق حروف ابجد جهت ختم گرفتن ذکر می‌شود .(به عنوان مثال به یمن و برکت نام مبارک امیر المؤمنین علیه السلام و به عدد نام ایشان صد و ده صلوات فرستاده شود و...)

1- نام مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم = 92

2- نام مبارک امیرالمومنین علیه السلام = 110

3- نام مبارک حضرت فاطمه زهراء علیها السلام = 135

4- نام مبارک امام حسن علیه السلام = 118

5- نام مبارک امام حسین علیه السلام = 128

6- نام مبارک امام سجاد علیه السلام = 110

7- نام مبارک امام محمد باقر علیه السلام = 92

8- نام مبارک امام صادق علیه السلام = 353

9- نام مبارک امام کاظم علیه السلام = 116

10- نام مبارک امام رضا علیه السلام = 110

11- نام مبارک امام جواد علیه السلام = 92

12 - نام مبارک امام هادی علیه السلام = 110

13 - نام مبارک امام حسن عسکری علیه السلام = 118

14- نام مبارک امام عصر علیه السلام = 5 http://www.babaadian.blogfa.com/post-25.aspx


 
رمزگشایی گریه نوزاد ( معنی صداهایی که در گریه کردن نوزاد می شنویم )
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گریه نوزاد

آیا تا بحال از خود پرسیده اید که نوزادتان با گریه خود چه چیزی را میخواهد به شما بگوید؟

دانستن مفهوم این صدا ها شما را به دنیای مکالمه با نوزادتان هدایت خواهد کرد. تا الان شما توانایی این را دارید که گریه خاص نوزاد خود را از دیگر نوزادان تشخیص دهید و در واقع شما به زبان خاصی با او ارتباط برقرار کرده اید . آنهایی که کودکان کمتر از دوسال در منزل دارند حتماً برای فهم گریه دلبندشان مشکل دارند، یعنی با کلی دقت کردن باز هم در فهم ایماء و اشارات ایشان اشکالاتی ایجاد می شود!. صداهای ایجاد شده در نوزادان شامل موارد ذیل می باشد که به شرح آن می پردازیم.

 Neh یا Heh ،  Eairh ،  Eh ،  Owh ،  Nah

Neh یا Nah
یعنی  :  من گرسنه ام      I 'm hungry
 اگر شما در گریه نوزاد خود این صدا را میشنوید یعنی اینکه زمان شیر دادن است. بخش مهم این صدا حرف "ن" است که در ابتدای گریه شنیده میشود. (صدای "ایننقه"را در گریه  میتوانید تشخیص بدهید.)
Owh
یعنی  :  من خسته ام     I 'm sleepy  
 نوزادان این صدا را که شبیه صدای خمیازه کشیدن است بهنگام خستگی ایجاد میکنند. دهان نوزاد معمولا به شکل بیضی باز میشود.
Eh
یعنی  :  میخواهم آروغ بزنم      I have gas
این صدا زمانی ایجاد میشود که عضلات سینه نوزاد منقبض میشود و او میخواهد آروغ بزند.گاه ممکن است صدای تکراری "eh-eh-eh-eh." را بشنوید. آروغ زدن در هر ساعتی از روز ممکن است نیاز باشد و الزاما تنها بعد از شیر خوردن نیست. پس به راهنمایی نوزاد خود توجه کنید.
Eairh  
یعنی :  نفخ دارم     I have lower gas
 اگر شما بشنوید که نوزادتان چنین صدایی ایجاد میکند یعنی نفخ دارد و نیاز به تسکین. به دقت گوش دهید ممکن است این صدا را هم بشنوید: "eeerrrhhh" or "air.". زمانی که عضلات اطراف شکم نوزاد منقبض میشوند این صدا ایجاد میشود.زمانی که گاز از معده وارد روده نوزاد بشود او این صدا را ایجاد میکند و نیاز دارد که گاز را خارج کند. اگر آروغ اش را نگرفته باشید این مرحله پیش می اید. میتوانید به یکی از تکنیکهای زیر به او کمک کنید:
- نوزاد را روی شکم بخوابانید و پشتش را ماساژ بدهید.
-نوزاد را به پشت روی زمین بخوابانید و شکمش را به آرامی ماساژ دهید. (ماساژ بهتر است در جهت عقربه های ساعت که هم جهت با حرکت مدفوع در روده است و در اطراف ناف بصورت دایره ای به شعاع تقریبی 5 سانت انجام شود.
Heh
یعنی   :  من ناراحتم    I 'm experiencing discomfort
بسیاری از مادران براحتی این صدا را تشخیص میدهند. گاه ممکن است این صدا این چنین هم تکرار شود:"heh-heh-heh" or "ha-ha-ha-ha.". حال شما باید چک کنید که آیا او گرم یا سردش است؟ شاید پوشک  نیاز به تعویض دارد. گاهی وقت ها هم تنها جابجا کردن وضعیت نوزاد مشکلش را حل

میکند.                                                               
در پایان باید گفت :
- تمام کودکان منحصر بفرد هستند و هیچ 2 نوزادی گربه مشابه ندارند.
- پس سعی کنید زبان خاص نوزادتان را با توجه به صداهای کلیدی بشناسید.
- اگر شما بیش از یک صدا را میشنوید به آن بخش که واضح تر است یا بیشتر تکرار میشود توجه و عمل کنید.

ارائه کننده :  نوید نظامی    ،     BY :  Navid . Nezami

منابع  :
http://www.simashop.ir
http://www.cloob.com
وبلاگ زبان جهانی کودکانDunstan Baby Language
http://en.wikipedia.org/wiki/Dunstan_Baby_Language


 
نگاهی متفاوت
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نکات اخلاقی

در هیاهوی زندگی امروز گویا خیلی از واﮊه ها, دیگر رنگ باخته . برادری, شرف, بزرگواری ... واقعا چه وارونه شده است !

شما را دعوت می کنم به این حدیث شریف دقت و خودتان مقایسه کنید .

امیر المومنین( علیه السلام ): فرزندم درستی چیست ؟

حسن بن علی(علیه السلام): پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیکی هاست .

-          شرف چیست ؟

-          نیکی کردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .

-          جوانمردی چیست ؟

-          پاکدامن بودن ...

-          پستی چیست ؟

-          به چیزهای خرد نظر داشتن و از اندک چیزی دریغ ورزیدن .

-          کرم چیست ؟

-          بخشیدن قبل از خواستن ...

-          فرومایگی چیست ؟

-          راحت خود را خواستن و به همسر بی اعتنایی کردن .

-           جود چیست ؟

-          بذل و بخشش در حال تنگ دستی و توانگری.

-          بخل چیست ؟

-          آنچه که داری را شرافت(خود) پبنداری و آنچه که انفاق می کنی را  تلف شده بدانی.

-          برادری چیست ؟

-          وفاداری در سختی و آسایش.

-          ترس چیست ؟

-          دلیری بر دوست و گریز از دشمن .

-          غنیمت چیست ؟

-          گرایش به تقوی و پارسایی در دنیا , که نیکو غنیمتی است .

-          بردباری چیست ؟

-          خشم را فرو خوردن و خویشتن دار بودن .

-          بی نیازی چیست ؟

-          دلخوش بودن به قسمت الهی , اگر چه اندک باشد ...

-          فقر چیست ؟

-          حریص بودن بر هر چیزی ...

-          ذلت چیست ؟

-          وحشت از حقیقت و راستی ...

-          رنج بیهوده چیست ؟

-          سخن گفتن در باره ی چیزی که به دردت نمی خورد  .

-          بزرگواری چیست ؟

-          در عین تنگدستی بخشیدن و گذشت از بدی ها   .

-          خردمندی چیست ؟

-          حفظ آن چیزی که به تو سپرده شده ...

-          بلند مرتبگی چیست ؟

-          انجام زیبایی ها و دوری از زشتی ها .

-          دوراندیشی چیست ؟

-          بسیار بردبار و بودن و با نزدیکان با نرمی رفتار کردن .

-          سفاهت چیست ؟

-          پیروی از فرو مایگان و همنشینی با گمراهان ...

-          محرومیت چیست ؟

-          از دست دادن بهره ای که به تو داده شده است ...

-          نادانی چیست ؟

-          شتاب دردستیابی به فرصت ها قبل از اینکه امکان پذیر با شد, و نیز خود داری از پاسخ گویی(نسبت به آنچه میدانی). و چه نیکو یاوری است سکوت در بسیاری از مواقع,  هر چند که سخن ور باشی. (سخنان امام حسن(علیه السلام), ترجمه علیرضا میرزا محمد)

   بیایید کمی به واﮊه ها فکر کنیم .

      گویا می شود دوباره نگریست ,

         طعم زندگی درست را چشید

            و رنگ الهی از آن گرفت  

                این رنگ رنگ واقعی و سرنوشت ساز است .


 
مسجد، محبوب‌ترین زمین‌ها نزد خداوند متعال
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ثمرات حضور مداوم در مسجد ،هفته جهانی مسجد ،فضیلت نماز در مساجد مختلف ،برخی از احکام مسجد

به مناسبت هفته جهانی مسجد؛
مسجد، خانه خدا و محبوب‌ترین مکان‌ها نزد خداوند متعال می‌باشد و از اهمیت خاصی برخوردار است. مسجد از جمله جاهایی است که اگر مورد بی‌مهری و غربت قرار بگیرد، در قیامت به محضر خداوند متعال شکایت می‌کند.

مسجد، خانه خدا و محبوب‌ترین مکان‌ها نزد خداوند متعال می‌باشد و از اهمیت خاصی برخوردار است. کسانی که زودتر از دیگران به مسجد می‌روند و دیرتر از آن‌جا بیرون می‌آیند، از محبوب‌ترین اهل زمین نزد خداوند می‌باشند. به نماز خواندن در مسجد توصیه فراوانی شده است؛ تا جایی که بر همسایه مسجد، مکروه است که نماز را در مسجد نخواند و مستحب است با کسی که اهل مسجد نیست، معاشرت صورت نگیرد و از ازدواج با چنین افرادی خودداری شود.
یکی از چیزهایی که در قیامت به محضر الهی شکایت می‌کند، مسجدی است که مورد بی‌مهری قرار گرفته و به ‌آن اقبالی نشده است. از این رو، مسجد از جایگاه و حرمتی برخوردار است که باید مورد تکریم قرار گیرد و در آبادانی و رونق آن کوشیده شود.
فضیلت رفتن به مسجد و رسیدگی به‌ آن
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَنْ مَشَى إِلَى الْمَسْجِدِ لَمْ یَضَعْ رِجْلَیْهِ عَلَى رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلَّا یُسَبِّحُ لَهُ إِلَى الْأَرَضِینَ السَّابِعَةِ؛ امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس پیاده به سوى مسجد گام بردارد، پاهاى خود را بر هیچ تر و خشکى نمی‌گذارد، مگر آنکه تا طبقه هفتم زمین براى او تسبیح خداوند می‌گویند.
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه‌السلام مَنْ بَنَى مَسْجِداً کَمَفْحَصِ قَطَاةٍ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ؛ امام باقر علیه السّلام فرمود: هر که مسجدى بسازد اگر چه باندازه لانه قطاة (پرنده‏اى به اندازه معمولى کبوتر) باشد، خداوند عزّ و جلّ برایش در بهشت خانه‏اى می‌سازد. من لا یحضره الفقیه/شیخ صدوق/دفتر انتشارات اسلامی/ ج‏۱/ ص۲۳۵
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله‏ مَنْ أَسْرَجَ فِی مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ سِرَاجاً لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِکَةُ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ مَا دَامَ فِی ذَلِکَ الْمَسْجِدِ ضَوْءٌ مِنَ السِّرَاجِ؛رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هر که در مسجدى از مساجد خداوند متعال چراغى افروزد، تا وقتى روشنائى آن چراغ در آن مسجد باقیست فرشتگان و حاملان عرش الهى براى او طلب آمرزش کنند. من لا یحضره الفقیه/ ج‏۱/ص۲۳۷
ثمرات حضور مداوم در مسجد
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ الْخِصَالَ الثَّمَانِیَةَ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ مُسْتَعْمَلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ أَوْ عِلْمٌ مُسْتَطْرَفٌ أَوْ أَخٌ مُسْتَفَادٌ أَوْ کَلِمَةٌ تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکُهُ الذَّنْبَ خَشْیَةً أَوْ حَیَاءً؛ کسى که مدام به مسجد رفت و آمد داشته باشد [حداقل یکى از] هشت خصلت نصیبش می‌شود:
۱- نشانه محکمى از نشانه‏ هاى‏ حق. [ظاهراً آیات قرآن منظور است]
 ۲- عمل واجبی که باید انجام شود.
 ۳- سنتی از سنت‌های به پا شده [که ظاهراً سنتی از پیامبر و ائمه علیهم‌السلام می‌باشد].
۴- علم و دانشی جدید.
 ۵- برادری مفید که بتوان از او استفاده کرد.
 ۶-کلامی که او را به هدایت راهنمایی کند.
۷- کلامی که او را از گمراهی دور کند.
۸- گناهى را ترک می‌کند، از ترس خدا و یا از روى شرم و حیا. المحاسن برقی/دارالکتب الاسلامیه/ج‏۱/ ص۴۸
این حدیث شریف، حاوی مطالب مهمی پیرامون ثمرات حضور در مسجد می‌باشد که در یک کلام می‌توان گفت، دائم به مسجد رفتن، نتیجه‌اش آشنایی با آموزه‌های دینی و در مسیر هدایت قرار گرفتن و با تقوا شدن می‌باشد و نباید مسجد رفتن، امری سبک و عادی تلقی شود و بسیار پسندیده است که انسان مؤمن از این مسئله غفلت نورزد.
نکته‌ای که از این موارد استفاده می‌شود این است که مسجد پایگاه تعالیم دینی است و در مسجد باید مجلس وعظ و کلاس‌هایی مرتبط با امور دینی برگزار شود و نباید فقط به اقامه نماز اکتفا گردد؛ زیرا اگر کارایی مسجد فقط به اقامه نماز منحصر شود، می‌توان گفت که اکثر موارد ذکر شده در حدیث، محقق نمی‌شود.
در این‌جا، مشخص می‌شود که امام جماعت مسجد، چه نقش مهمی می‌تواند ایفا کند و و ظیفه‌اش فقط اقامه نماز نیست و باید بخش مهمی از برنامه‌های مسجد، به تبیین احکام و معارف دینی اختصاص یابد و جمع بین اقامه نماز و برنامه‌های تعلیمی، رونق خاصی به مسجد می‌دهد.
متأسفانه در برخی از مساجد فقط به اقامه نماز اکتفا می‌گردد و عملاً‌ هیچ فعالیت فرهنگی که در جهت رشد فرهنگ دینی مردم بشود، صورت نمی‌گیرد. البته این بدان معنا نیست که اقامه نماز جماعت در مسجد امری ناچیز است؛ زیرا یکی از اعمال مهم در مسجد، همین اقامه نماز، به خصوص نماز جماعت است که توصیه زیادی به شرکت در آن و حضور در مسجد به این منظور شده و از اهمیت خاصی برخوردار است و ثمرات معنوی و سازنده مهمی دارد و زیبنده  است که با شکوه هر چه بیشتر برگزار شود؛ بلکه آن چه که در این جا مهم می‌باشد، این است که نباید از تبیین احکام و معارف دینی غافل شد.
نکاتی مهم
نکته دیگری که جای تأسف دارد و بی‌اغراق می‌توان به آن اذعان کرد، این است که خیلی از مردم، اهل مسجد رفتن نیستند و اصولاً تمایلی هم به‌ آن ندارند و بعضی‌ها در تمام عمرشان فقط برای مجلس ترحیم آشنایان و بستگانشان است که در مسجد حاضر می‌شوند و این موضوعی قابل تأمل و تأسف برانگیز است و به هیچ عنوان شایسته یک مسلمان نیست. اگر به طور تقریبی بخواهیم به صورت آماری بگوییم که چند درصد، اهل مسجد و نماز جماعت هستند، قطعاً بیش از ده درصد را شامل نمی‌شود؛ مؤید این مطلب جمعیتی است که در  مساجد حاضر می‌شوند و نسبت به جمعیت محل، خیلی کم است. البته این مقدار تقریبی با توجه به محلّات و شهرهای مختلف ممکن است متغیر باشد؛ ولی میانگین کلی بیش از ده درصد نیست و چه بسا کمتر از این هم باشد که واقعاً چنین آماری تأمل برانگیز است.
البته در این‌جا این نکته را نباید فراموش کرد که بعضی‌ واقعاً معذور هستند که در مسجد حاضر شوند و از باب بی‌توجهی و سبک شمردن نیست که در مسجد حاضر نمی‌شوند.
یکی از نکات مهم پیرامون عدم استقبال از مسجد، این است که در کشور ما ساعات باز بودن مسجد خیلی کم است و به طور معمول در اغلب جاها حدوداً نیم ساعت به اذان درب مسجد باز می‌شود و معمولاً دقایقی بعد از اتمام نماز جماعت، بسته می‌شود و خود این مطلب یکی از عواملی می‌تواند باشد که برخی افراد از مسجد آمدن محروم بمانند؛ برای این‌که چه بسا هنگام اذان و نماز جماعت موقعیت مسجد آمدن را ندارند، ولی می‌توانند یک ساعت بعد از اذان در مسجد حاضر شوند و از فضیلت خواندن نماز در مسجد بهره‌مند شوند؛ ولی این‌که خیلی زود درب مسجد بسته می‌شود، مانع این فضیلت می‌گردد و واقعاً جا دارد که مسئولین مربوطه چاره‌ای اساسی برای این قضیه بیندیشند.
حدیثی دیگر در ثمرات مسجد رفتن
عن الصادق علیه‌السلام: إِنَّهُ لَا یَرْجِعُ صَاحِبُ الْمَسْجِدِ بِأَقَلَّ مِنْ إِحْدَى ثَلَاثٍ: إِمَّا دُعَاءٍ یَدْعُو بِهِ یُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ، وَ إِمَّا دُعَاءٍ یَدْعُو بِهِ لِیَصْرِفَ اللَّهُ بِهِ عَنْهُ بَلَاءَ الدُّنْیَا، وَ إِمَّا أَخٍ یَسْتَفِیدُهُ فِی اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)؛ مصاحب مسجد،از مسجد بر نمی‌گردد، مگر حداقل با یکى از این سه چیز:
۱- یا دعائى که می‌کند و به وسیله آن داخل بهشت مى‏شود.
۲- دعائى که به وسیله آن بلاء از او برطرف مى‏شود.
۳- برادرى را در راه خدا بدست مى‏آورد. الأمالی طوسی /دارالثقافه/ ص۴۷ 
فضیلت نماز در  مساجد مختلف
قَالَ عَلِیٌّ علیه‌السلام‏ صَلَاةٌ فِی بَیْتِ الْمَقْدِسِ تَعْدِلُ أَلْفَ صَلَاةٍ وَ عِشْرِینَ صَلَاةً وَ صَلَاةٌ فِی الْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ‏ تَعْدِلُ مِائَةَ أَلْفِ صَلَاةٍ وَ صَلَاةٌ فِی مَسْجِدِ الْقَبِیلَةِ تَعْدِلُ خَمْساً وَ عِشْرِینَ صَلَاةً وَ صَلَاةٌ فِی مَسْجِدِ السُّوقِ‏- تَعْدِلُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ صَلَاةً وَ صَلَاةُ الرَّجُلِ فِی بَیْتِهِ تَعْدِلُ صَلَاةً وَاحِدَةً؛ از امیرالمؤمنین على علیه السّلام منقولست که فرمود: یک نماز در بیت المقدّس برابرست با هزار نماز و یک نماز در مسجد اعظم [که ظاهراً مسجد الحرام می‌باشد] برابرست با صد هزار نماز و یک نماز در مسجد قبیله برابرست با بیست و پنج نماز و یک نماز در مسجد بازار برابرست با دوازده نماز و نمازى که شخص در خانه خود می‌خواند، تنها ارزش یک نماز را دارد. من لا یحضره الفقیه/ ج‏۱/ ص۲۳۳
برخی از احکام مسجد
۱- زینت کردن مسجد به طلا حرام است.
۲- نقاشی کشیدن صورت انسان و  هر صاحب روحی در مسجد، حرام است.
۳- نجس کردن زمین، سقف، بام و دیوار داخلی مسجد حرام است و اگر نجس شود باید فوراً تطهیر گردد و احتیاطاً دیوار بیرونی مسجد را هم نباید نجس کرد.
۴- توقف جنب و حائض در مسجد حرام است.
۵- مستحب است وقتی انسان داخل مسجد می‌شود دو رکعت نماز تحیّت بخواند.
[مورد یک و دو در بین فقها اختلافی است، ولی قول اکثر ایشان همین است]
مطلب پایانی
نماز خواندن در حرم ائمه علیهم‌السلام ثوابش از مسجد بیشتر است و روایت شده که نماز خواندن در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام برابر با دویست هزار نماز است. نجس کردن حرم امامان علیهم‌السلام هم حرام است و باید تطهیر شود.
           منبع : مقاله منتشر شده در خبر گزاری رسا با کمی تصرف
                                  و الحمدلله رب العالمین

 
ازدواج موقت و اما و اگرهای آن
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ازدواج موقت و اما و اگرهای آن

متعه یا نکاح منقطع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن طرفین قصد تشکیل زندگی دائم را ندارند و برای مدت زمان مشخص و محدود و با مهریه معلوم تصمیم می‌گیرند زندگی موقتی را تشکیل دهند.

خبرگزاری فارس: ازدواج موقت و اما و اگرهای آن

 
مهم‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب در اولین دیدار با دولت‌ها
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مهم‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب در اولین دیدار با د ،دولت اول احمدی نژاد ،دولت اول خاتمی ،دولت اول هاشمی رفسنجانی
مهم‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب در اولین دیدار با دولت‌ها/ "به شعارهایتان عمل کنید"

رهبر انقلاب همواره در اولین دیدار با اعضای هیأت دولت به شعارهای ارائه شده از سوی دولت‌ها اشاره و آنها را متوجه ضرورت عمل و توجه به وعده‌ها می‌کردند.

خبرگزاری فارس: مهم‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب در اولین دیدار با دولت‌ها/

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، دیدارهای رهبر انقلاب با هیات دولت که هر سال و به مناسبت هفته دولت برگزار می شود، حاوی نکات قابل تامل و جدی است.

در میان دیدارهای هر ساله رهبر انقلاب با دولت ها، اولین دیدار انجام شده در ابتدای اولین دوره سه رئیس جمهور گذشته بنا به دلایلی قابل توجه است.

این دیدار از این جهت حائز اهمیت است که هشت ساله دولت قبلی به صورت مشخص جمع بندی شده و می توان بر روی آن نظر داد. نکته بعدی آنکه دولت و جناحی که در غالب دولت بر سر کار آمده در ابتدای راه بوده و می توان نقاط ضعف دولت قبلی را جبران و راهکارهای جدید را ارائه کرد.

ضمنا دولت هایی که در سال های 68، 76 و 84 به عنوان طیف سازندگی، اصلاحات و اصولگرایی بر سر کار آمدند شعارهایی داشتند که رهبر انقلاب نیز بر اجرایی دقیق آنها تاکید داشتند و عنوان مثال دولت سازندگی را به "توجه به حقوق متقابل مردم و مسئولان" دولت اصلاحات را به "قانون گرایی" و دولت اصولگرا را به "توجه به عدم انحراف و اجرای دقیق عدالت " که ریشه در شعارهای انتخاباتی آنها داشت، توصیه کردند.

در ادامه این گزارش به بازخوانی توصیه های رهبر انقلاب در اولین دیدار با هیات دولت های پنجم، هفتم و نهم، در دو بخش بازخوانی سریع و همچنین مهمترین بخش بیانات می پردازیم.

اولین دیدار رهبر انقلاب با اعضای دولت نهم / دولت اول احمدی نژاد (8/6/84)

بازخوانی مهمترین بخش ها

*غفلت کردن و از راه منحرف شدن، یکى از آفتهایش این است که ما ادبیات دینى را غلیظ کنیم؛ بدون این‌که مابازایى در عمل داشته باشد. این ما را، هم به ریاکارى مى‌کشاند و هم ریاکارى را در بین مردم تشویق مى‌کند. این‌که ادبیات دینى تقویت شود، من با آن هیچ مخالفتى ندارم؛ ولى باید مابه ازا داشته باشد.

*یکى از شعارهاى این دولت، عدالت است. عدالت یقیناً محور انقلاب بود؛ در این شکى نیست. هیچ دولتى هم از اول نیامده صریحاً بگوید من نمى‌خواهم طبق عدالت رفتار کنم؛ لیکن من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهن‌ها را به خودش متوجه کرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. این کار، کار مهمى است.

*یکى از شعارهاى خوب آقاى احمدى‌نژاد مسأله‌ى ساده‌زیستى است. این شعار، شعار بسیار مهمى است؛ این را نباید دست‌کم گرفت. یک وقت هست که ما در زندگى شخصى خود مثلاً حرکت اشراف‌گونه‌اى داریم بین خودمان و خدا؛ که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما یک وقت هست که ما جلوى چشم مردم یک مانور اشرافى‌گرى مى‌دهیم؛ این دیگر مباح و مکروه ندارد؛ همه‌اش حرام است؛ به‌خاطر این‌که تعلیم‌دهنده‌ى اشرافى‌گرى است.

بازخوانی سریع توصیه ها

*عدم انقطاع از یاد خدا

*غنیمت شمردن روزهای خدمت

*استقامت در پیشبرد کارها

*تلاش برای حرکت به سمت و پایبندی به شعار "دولت اسلامی"

*پایبندی به شعار عدالت به عنوان محور مهم تبلیغات انتخاباتی

*همراهی معنویت و عقلانیت در کنار عدالت به عنوان شرط رسیدن به عدالت

*به کارگیری خرد و علم برای برقراری عدالت

*تلاش برای گسترش علم و دانایی در کشور

*مبارزه با فساد

*تامین عزت ملی

*مبارزه با سلطه به عنوان وظیفه دولت اسلامی

*دقت در شیوه برخورد با دشمنان

*توجه به عدم غفلت و انحراف از راه

*تحول در نحوه مدیریت مطابق با دولت اسلامی

*پایبندی به شعائر اسلامی بدون ریاکاری

*انجام اقداماتی که برای بهبود زندگی مردم محسوس باشد

*لزوم پاسخگویی دولتمردان

*انجام کار جمعی و متوازن در بخش های مختلف دولت

*توجه جدی به شعار ساده زیستی به عنوان دیگر شعار مهم دولت

*توصیه به انس با قرآن

اولین دیدار رهبر انقلاب با اعضای دولت هفتم / دولت اول خاتمی (2/6/76)

بازخوانی مهم ترین بخش ها

*یکى از شعارهاى بسیار خوبِ جناب آقاى خاتمى - که من از اوّلى که آن را از ایشان شنیدم، واقعاً خدا را شکر کردم - مسأله «قانونگرایى» بود. این، حرف خیلى خوبى است و خوشبختانه این را شما بارها تکرار کرده‌اید. در دوره انتخابات گفتید، در مجلس گفتید، این‌جا و آن‌جا گفتید. من مى‌خواهم عرض کنم که تا لحظه آخر، به این شعار تمسّک کنید و بدانید که قانونگرایى کار سختى هم هست؛ اما با وجود سختیهایش، در کوتاه مدّت و بلند مدّت، فوایدش از بى‌قانونى بهتر است.

*نکته دیگر این است که عزیزان من! زمان را قدر بدانید. شما الان چهار سال وقت دارید. این چهار سال، مثل طَرفةالعینى خواهد گذشت. واقعاً چهار سال، زمان خیلى کوتاهى است. اگر کسى کار کند و از هر لحظه‌اش استفاده نماید، سرمایه عظیم و مغتنمى است. چنانچه خداى نکرده بگوییم حالا که وقت داریم، هنوز که چهار سال یا سه سال و نیم وقت هست، و تسویف کنیم - که این تسویفى که در روایات ما هست، معنایش این است؛ سوف افعل، سوف افعل: خواهم کرد، خواهم کرد - و دائماً کار را به تأخیر بیندازیم، یک وقت مى‌بینید که چهار سال تمام شد،ولى چیزى در دستمان نیست! از همین لحظه اوّل، دقایق را قدر بدانید و آن کار مهمّ اساسى را که مى‌خواهید آخر انجام دهید، همین اوّلِ کار انجام دهید.

بازخوانی سریع توصیه ها

*حرکت معقول و منطقی به سمت اهداف به عنوان خواسته اصلی مردم

*دوری از عجله و کار شتابزده برای رسیدن به برنامه ها

*اساس قرار گرفتن مردم درکارها

*توجه به حقوق مردم در زمان ایجاد تضاد بین حقوق ملت و گروهی خاص

*عدم رفتن به سمت جناحی و گروهی فکر کردن

*لزوم شناخت همراهان واقعی دولت

*توجه به قانون گرایی به عنوان شعار انتخاباتی

*عدم اجازه برای دور زدن قانون

*قدر دانستن دوران خدمت

*توجه ویژه به معنویت

اولین دیدار رهبر انقلاب با اعضای دولت پنجم/ دولت اول هاشمی رفسنجانی (8/6/68)

بازخوانی مهم ترین بخش ها

*در اسلام مسؤولیت و تکلیف یک جانبه نیست و مردم و مسئولین هر یک وظایفی و حقی را بر یکدیگر دارند. حق مردم بر مسئولین این است که شما با همه وجودتان برای مردم کار کنید و هر چه ظرفیت در جسم،‌ ذهن و ابتکار خود دارید برای اداره امور کشور صرف کنید تا مردم زندگی خود را به سمت یک زندگی اسلامی ادامه دهند.

*گشودن گره هایی از زندگی ملتی که هشت سال جنگ را پشت سرگذاشته و مشکلات و فشارهای جهانی را تحمل کرده است به معنای دوری از معنویات و آرمان ها نیست. اسلام برای دنیا و آخرت مردم برنامه و هدف دارد و مسئولین اداره کشور موظفند بطور یکسان به امور مادی و معنوی مردم توجه کنند. بیگانگان اینگونه تبلیغ می کنند اگر یک مجموعه ای بخواهد مشکلات مردم را حل کرده و تولید را در کشور زیاد، معادن و صنایع را فعال،‌ کشاورزی را پربار و کارخانه ها را با تمامی ظرفیت به کار وادارد، این به معنای فراموش کردن و یا ضعیف کردن آرمان ها و معنویات است و دشمنان ما می خواهند این مطلب را در اذهان مردم ما القاء کنند.

*اگر کسی تصور کند که جامعه آرمانگرا به حل مشکلات مادی و رفاه مردم رسیدگی نخواهد کرد این به معنای آن است که گفته شود ادیان، مقدسات و معنویات و آرمان ها به فکر دنیای مردم و زندگی مردم نیست و این برخلاف صریح اسلام و قانون اساسی است. مطمئناً حرکت در سمت گشودن گره مشکلات مردم و بازکردن راه به سمت یک زندگی مرفه، سالم و خوب که در آن مردم از فراوانی، ارزانی و امکانات استفاده کنند یک وظیفه اسلامی است که بر دوش همه مسئولین کشور است و این امر عملی و قطعاً جزء آرمان های اسلام و امام عزیزمان است.

بازخوانی سریع توصیه ها

*توجه به حق متقابل مسئولان و مردم

*تلاش برای خدمت به مردم با همه وجود

*حرکت به سمت ایجاد رفاه و بازکردن راه برای یک زندگی خوب و مرفه

*برنامه ریزی به همراه صبر در بخش های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و رساندن آن به عمل

*رعایت انصاف و عدالت و لغو امتیازات بی دلیل در جهت رسیدن به عدالت

*قرار گرفتن روستائیان، عشایر و قشرهای آسیب پذیر در اولویت برنامه های فرهنگی 

با توجه و بررسی نکات و توصیه های ذکر شده در این دیدارها مشخص می شود که بسیاری از نقاط ضعف دولت های پس از دفاع مقدس در داخل همین توصیه ها وجود دارد و دولت ها می توانستند با دقت بیشتر بر روی آن در جهت رفع مشکلات خود گام بردارند.

قطعا دولت یازدهم نیز از این قاعده مستثنی نیست و حسن روحانی می تواند با بهره گیری از توصیه های اولین دیدار دولتش با رهبری بسیاری از موانع آینده خود را حل کند.

                                                  منبع : خبر گزاری فارس