معرّفی اجمالی و نمونه ای از فضایل امام جواد (ع)
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نمونه ای از فضایل امام جواد (ع) ،معرّفی اجمالی امام جواد (ع)

 

امام محمّد تقی، ملقّب به جواد‌الأئمّه (ع) بنابه قول مشهور، در دهم رجب سال 195 هجری قمری متولّد شدند. پدر بزرگوارشان، امام رضا (ع) و مادر مکرّمة ایشان، سبیکه

نام داشت و او را خیزران نیز می‌گفتند و به ریحانه ملقّب بود.

مشهورترین القاب آن‌حضرت: تقی و جواد است و القاب دیگری چون زکیّ، مرتضی، مختار و ... برای آن‌حضرت گفته‌اند. کنیة آن‌حضرت، ابوجعفر بوده است که در نقل‌ها به ابو‌جعفر ثانی یاد می‌شود. تا با امام ابوجعفر الباقر (ع) اشتباه نشود. ایشان تنها فرزند ذکور امام رضا (ع) بودند و در خردسالی (حدود 8 سالگی) به مقام امامت رسیدند.

آن‌حضرت شش فرزند داشتند: امام هادی (ع)، ابوطالب زید، موسی مبرقع، حکیمه‌خاتون، خدیجه‌خاتون و امّ کلثوم.

 شهادت آن‌حضرت در در سال 220 هجری در سنّ 25 سالگی و با دسیسة معتصم عبّاسی به دست امّ‌الفضل اتّفاق افتاد و در کاظمین کنار جدّش موسی‌بن جعفر (ع) به خاک سپرده شد.

((( - روزی امام جواد (ع) با تعدادی از بچّه‌ها در کوچه بودند که ناگهان موکب مأمون ظاهر شد، همة بچّه‌ها فرار کردند ولی امام محمّد تقی ایستاد. مأمون متعجّب شد و گفت: تو چرا مثل سایر بچّه‌ها فرار نکردی؟ اماما (ع) فرمود: «راه تنگ نبود که بر تو باز کنم، جرمی نیز مرتکب نشدم که به خاطر آن فرار کنم و گمان نمی‌کنم تو کسی را بدون جرم و تقصیر مؤاخذه کنی.» مأمون بیشتر تعجّب کرد و گفت: نام تو چیست؟ گفت: نام من محمّد است. سؤال کرد: فرزند چه کسی هستی؟ فرمود: علی‌بن موسی‌الرّضا (ع) مأمون او را تحسین کرد و رفت. )))

                                     نرم افزار معصومین و یاداشت هایی  پژوهشگران دفتر تبلیغات


 
فرق ازدواج موقت با زنا
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: فرق ازدواج موقت با زنا ،رضایت زن در ازدواج موقت ،امکان آمیزش جنسی در ازدواج موقت ،دختران باکره

 پیامبر اعظم (ص) می فرمایند : «  ای جوان ازدواج کن و زنا مکن ، زیرا زنا ایمان را از قلب تو بیرون می برد .»

امام علی (ع) : « اگر عمر ازدواج موقت را حرام نکرده بود ، جز بدبخت ترین انسانها کسی دست به زنا نمی زد . »

 راستی آیا فرق ازدواج موقت با زنا فقط خواندن صیغه عقد است ؟  یا اینکه فرق های دیگری نیز دارند .

 بعضی از فرق های ازدواج موقت با زنا :

 1 – در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما در زنا می توان زنی را مجبور به زنا کرد .

 2 – در ازدواج موقت امکان آمیزش جنسی دسته جمعی نیست ، اما در زنا هر تعداد پسر می توانند با یک دختر آمیزش کنند و بر عکس .

 3 – در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.

 4 – در ازدواج موقت پس از پایان زمان مقرر زن و مرد به هم نا محرم می شوند اما در  زنا زن و مرد همیشه  به هم نا محرم هستند.

  – در ازدواج موقت مهریه باید پرداخته شود اما در زنا مرد می تواند بدون پرداخت مهریه به کار خود مشغول شود .

 6 – در ازدواج موقت در صورتی که نزدیکی صورت بگیرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن باید چهل و پنج روز و یا به اندازه دو حیض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان دیگر پرهیز نماید ) اما در زنا زن پس از اتمام نزدیکی می تواند با مرد دیگری نزدیکی کند .

 7– در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشان دهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است .

 8 – در ازدواج موقت دختران باکره  ، نیاز به اجازه پدر یا جد پدری است ، اما در زنا دختران  به راحتی راضی به همبستری مخفیانه می شوند .

 9 – ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .

 10 – کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود .

http://www.nooreaseman.com/forum257/thread9470.htmlظ                  

 

 



 
c
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: بهترین سلاطین ،بهترین دانشها ،بهترینها ،بهترین کارها

بهترین ها 

برخی از بهترینها درسخن مولی العارفین

1 - بهترین سلاطین او است که ریشه ظلم را بخشکاند و عدالت را زنده نماید.

2 - بهترین دانشها آن است که سودمند و همراه با عمل باشد.

3 - بهترین ستایشها آنست که بر زبان نیکان جارى گردد.

4 - بهترین خنده ، تبسم است .

5 - بهترین کارها آنست که انسان را از سختیهاى آخرت خلاصى بخشد.

6 - بهترین بخششها آنست که در موقع حاجت و بدون منت باشد.

7 - بهترین مستشار، خردمندترین و با تجربه ترین مردم است .

8 - بهترین سخن ، راستى است .

9 - بهترین امیران کسى است که بر نفس اماره اش امیر باشد.

10 - بهترین مردم کسى است که به مردم بیشتر سود برساند.

11 - بهترین اموال آنست که ترا کفایت کند و نیازمندیهاى ترا بر طرف سازد.

12 - بهترین بندگان او است که اگر نیکى نماید، شاد گردد و اگر بدى کند، از خداوند آمرزش طلبد.

13 - بهترین صدقات ، صدقه پنهانى و بدون سؤ ال است .

14 - بهترین ارث پدران به فرزندان ، ادب و تربیت است .

15 - بهترین شکرها و سپاسگزاریها آنست که ضامن زیادتى نعمت باشد.

16 - بهترین مواهب الهى ، عقل است .

17 - بهترین پندها آنست که انسان را از زشتى باز دارد.

18 - بهترین نیکیها آنست که به احرار و آزادگان برسد.

19 - بهترین دوستان کسى است که در راه امتثال فرامین الهى و انجام تکالیف دینى بر تو سخت گیرد و با تو درشتى کند.

20 - بهترین حلال مشکلات ، یاد خدا است .

                                                                  منبع : غررالحکم

 


 
معجزه ادب‏
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: معجزه ادب‏ ،حجاج ،باغ ،ارث

نقل است که کودکى نزد حجّاج رفت و گفت: اى امیر وقتى که در شکم مادر بودم، پدرم از دنیا رفت و در شیرخوارگى مادرم مرد و دیگران مرا حضانت کردند و باغى از راه ارث به من رسید، که امورات خود را با آن مى‏گذراندم اکنون یکى از افراد تو که نه از خدا مى‏ترسد و نه از امیر، آن را غصب کرده و لازم است که تو دست ظالم را از مال مردم کوتاه کنى و مظالم را به صاحب حق برسانى، تا اجر آن را در روزى که هر کس نتیجه عمل خود را مى‏یابد، بگیرى حجّاج از طرز بیان و فصاحت زبان او، خوشش آمد و دستور داد باغ را به او برگرداندند و گفت: بهترین ادبها ادب خدادادى است که به هر کس بخواهد عنایت مى‏فرماید.

                                                   إرشاد القلوب ،ج‏1 ، ص435

 

 

 


 
ادب جوان‏
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادب جوان‏

در حدیث است که روزى نوجوانى پیش آمد و با لبخند و گشاده‏رویى به آن حضرت سلام داد، حضرت پرسید: مرا دوست دارى؟ عرض کرد: آرى و اللَّه، فرمود: به اندازه‏ چشمت؟ عرضه داشت: بلکه بیشتر، فرمود! به اندازه پدرت؟ عرض کرد بیشتر، فرمود: اندازه مادرت؟ عرض کرد بیشتر، فرمود: اندازه جانت؟ عرض کرد بیشتر، فرمود: اندازه خدایت؟ عرضه داشت نه نه اى پیامبر، این مقام براى تو و دیگران نیست، و من تو را به خاطر خدا دوست دارم.
پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به همراهان فرمود: شما هم چنین باشید و خدا را دوست بدارید، براى احسان و نعمتى که به شما عنایت کرده و مرا هم براى خدا دوست بدارید، آنگاه آن نوجوان را مورد تفقّد قرار دادند و بر او آفرین گفتند.
ادب در برابر خدا این است که فرمانهاى او را انجام دهند و از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم اکرم و اهل بیت او علیهم السّلام پیروى نمایند و خدا را در هنگام نعمتها و خوشیها یاد کنند و بر سختیها صبر نمایند.
إرشاد القلوب ، دیلمی ، ج‏1، ص: 430



 
ادب ، گم شده جامعه امروز ماست
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادب ،گم شده جامعه امروز ،علم ،طالب علم

 

 

 

 

ادب

((((( فقط کافی است سری به خیابان‌ها و بعضی مراکز آموزشی ، مجالس ووو ...  بزنید تا نبودش را خوب احساس کنید. دم‌دستی‌ترین نمونه‌اش، بی احترامی به پدر و مادر ، معلم ، ریش سفید و... بالا دستی ها نسبت به همدیگر !!!!! )))))
راستی ادب به چه معناست ؟
ادب عبارت است از توجّه به خود که مبادا از حریم خود تجاوزى شده باشد و آنچه خلاف مقتضاى عبودیّت است از او سرزند. زیرا که ممکن در برابر واجب حدّ و حریم دارد و لازمه حفظ این ادب رعایت مقتضیات عالم کثرت است، ولى ارادت و محبّت، انجذاب است به حضرت احدیّت و لازمه‏اش توجّه به وحدت است.
مرتبه کامل ادب چیست ؟
مرتبه کامل از ادب آنست که این انسان  در همه احوال خود را در محضر حضرت حقّ - سبحانه و تعالى - حاضر دانسته و در حال تکلّم و سکوت، در خوردن و خوابیدن، در سکون و حرکت و بالأخره در تمام حالات و سکنات و حرکات، ادب را ملحوظ دارد. و اگر بخصوص طالب علم  پیوسته توجّه به أسماء و صفات الهى داشته باشد قهرا ادب و کوچکى بر او مشهود خواهد شد.
امام صادق علیه السّلام فرمود:«اطلبوا العلم و تزیّنوا معه بالحلم و الوقار، و تواضعوا لمن تعلّمونه العلم، و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم، و لا تکونوا علماء جبّارین فیذهب باطلکم بحقّکم».
«علم را بجوئید و خود را بهمراه آن با حلم و وقار بیارائید و نسبت به دانش‏آموزان خود تواضع کنید، و نسبت به استاد خود فروتن و متواضع باشید، و عالم متکبّر نباشید که رفتار باطلتان حقّ شما را از میان مى‏برد».
راستی درخت اگر میوه اش زیاد شود چه اتفاق می افتد ؟
 در حال حاضر فرهنگ به گزاره‌های اخلاقی و دینی محدود شده است. فراموش کردیم که اخلاق در یک فرد دیندار در رأس همه فعالیت‌های اوست. ما هرقدر با فضای اخلاقی بیشتری در شهر مواجه شویم، آن‌وقت می‌توانیم بگوییم شهر ما به یک شهر اسلامی و مدینه فاضله اسلامی نزدیک‌تر شده است.
و انسان  در بستر زندگی اسلامی خود، وظیفه اصلی اش را ادب می داند و در مسیر دستیابی به بهترین نوع انجام وظیفه، به اشتغال و تحصیل علم و معرفت می پردازد. اساسا، ظهور اجتماعی انسان در ظهور ادب  او در جامعه است که حتی بدسرشت ها را به آراستگی به ادب  وامی دارد. اما او الگوی رفتاری می خواهد تا تبعیت اش را به بهترین وجه متمایل کند و چه الگویی از پیامبر گرامی اسلام ( ص ) ، امامان ( ع ) و  فاطمه ( س) بهترکه نهایت ادب در وجود آنها نمایان بود .

از امیر مؤمنان على علیه السلام نقل شده که فرمودند:
 «بهترین زیور براى انسان ادب‏ است»،
و نیز فرمود: «ادب‏ باعث رشد فهم و ثمر دادن ذهن است».
اما ....   امروز ....
انسان امروزی کجا سیر می کند ؟
 و بدنبال چیست ؟
مقام ، پول ، مدرک  ووو...
البته اینجا منظور همه نیستند ؛ خودم  و امثال خودم را می گویم کجا سیر می کنیم ؟!!!!
آیا تنها آگاهی ، اطلاعات مختصر، مدرک  و مدرک گرایی و یا سرمایه می تواند این انسان ارزشی را بیاراید و یا اینکه اگر با اخلاق و ادب همراه بود می شود گفت .....
راستی به نظر شما  گم شده جامعه امروز ما چیست ؟
برای اطلاعات بیشتر  ر . ک : الآداب الدینیة للخزانة المعینیة ، طبرسى ؛ ارشاد القلوب ، دیلمی ؛ برنامه سعادت ، محمد با قر شهیدی ...


 
[عمل «لیلة الرغایب»]
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: لیلة الرغایب ،اولین شب جمعه در ماه رجب

از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت شده است که فرمودند:

 از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید. زیرا شبى است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب » مى‏نامند. این نامگذارى به این جهت است که هنگامى که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته‏اى در آسمان‏ها و زمین نمى‏ماند مگر این که در کعبه و اطراف آن جمع مى‏شوند. آنگاه خداوند بطور غیر منتظره‏اى بر آنان وارد شده و مى‏فرماید: اى فرشتگانم هر چه مى‏خواهید از من درخواست کنید.

فرشتگان عرض مى‏کنند:

حاجت ما این است که از روزه‏داران رجب درگذرى. خداوند مى‏فرماید: این کار را انجام دادم. - بهتر است کسى که این حدیث را مى‏شنود، در این شب، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکلیفى را که آیه تحیت«» به عهده ما گذاشته باندازه توانایى  انجام داده باشد -

سپس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

کسى که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز بجا آورده هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعتى سوره فاتحه یک بار،انا انزلناه فی لیلة القدرسه بار وقل هو اللّه احدرا دوازده بار خوانده، و هنگامى که نماز تمام شد، هفتاد بار بر من (با این الفاظ) صلوات بفرستد:اللّهمّ صلّ على محمّد النّبىّ الأمىّ و على آله،

سپس سجده کرده و در سجده هفتاد بار بگوید:

سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الرّوح،

سپس سر خود را بلند کرده و بگوید:

ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلّم إنّک أنت العلىّ الأعظم‏

آنگاه بار دیگر به سجده رفته و در سجده همان چیزى را بگوید که در سجده اول گفت، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد، ان شاء اللّه تعالى برآورده مى‏شود.

 سپس رسول خدا فرمودند:

 قسم به کسى که جانم در دست اوست، هیچ بنده یا کنیزى - از بندگان و کنیزان خدا - این نماز را بجا نمى‏آورد، مگر این که خداوند گناهان او را مى‏بخشد گرچه گناهان او مثل کف دریا و بعدد شن و بوزن کوهها و بعدد برگهاى درختان باشد و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگى سزاوار آتش باشند شفاعت مى‏کند. و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با روى گشاده و خندان و زبان فصیح براى او مى‏فرستد که مى‏گوید: اى محبوب من مژده بده، از هر سختى نجات پیدا کردى. مى‏پرسد: تو کیستى؟ رویى بهتر از روى تو ندیده و بویى به خوشبویى تو مشامم نرسیده. جواب مى‏دهد: اى محبوب من من ثواب آن نمازى هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال بجا آوردى، امشب آمده‏ام تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایى تو بوده و وحشتت را از بین ببرم، و زمانى که در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افکنم. و تو هرگز هیچ خیرى را از جانب مولایت از دست نخواهى داد.

‏                 المراقبات  ، حاج میرزا جواد ملکى تبریزى قدس سرّه  ،ص :112   -113

 


 
شناسنامه اصالت و اعتقادی ما کجاست ؟
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: شناسنامه ،اصالت ،مهر ثبت احوال ،مهر ولایت

همانطوری که تو شناسنامه هر شخصی ، مهر ثبت احوال نباشد اعتبار ندارد. حال اگر قلب ما  مهر اسلام ناب   یعنی « ولایت »

 

را  نداشته باشد اعتباری نخواهد داشت ...

من وقتی توی کوچه پس کوچه های شهرها و روستاها  قدم می زنم و به  بسیاری از آدم ها که می رسم ،

 می بینم واقعا  افرادی شناسنامه اش مهر افتخار آیین نابی را خورده ...  واقعا خیلی چیز ها  یعنی ارزش ها را فراموش نکرده اند.

دلیلیش چیه ؟

شناخت و آگاهی ایشان  به خود ، خدا ، رسالت پیامبر گرامی اسلام ( ص ) ،  معاد ،  .... ( خود شناسی ، خداشناسی ، ، پبامبر شناسی ، معاد شناسی ... بر می گردد . و به عبارت دیگر از مسیر انسانی خود فاصله نگرفته ولی متأسفانه افرادی هم هستند ......

در بیشتر نسل نوپای امروزی  یا حتی دیگر اعضای جامعه که  در دوراهی تردید " اصالت و مدرن گرایی " قرار دارد ؛ با این حال  باز می بینم از فرهنگ درست انسانی خودش دور نشده  بسیار زیباست .

واقعا چه دلنشین و زیباست .

به نظر می رسد همین که شخصی فرق بین انسان و حیوان را شناخت ....

اعتقادات و باورهایی که شاید کلید طلایی بسیاری از قفلهای بازنشدنی معظلات اجتماعی و فرهنگی نسل امروز بشر باشد.

(((((( بنابر این می طلبد که به فکر باشیم که واقعا شناسنامه اصالت و اعتقادی ما کجاست ؟ ))))))

****عمرم می گذرد   و من در حسرت روز گذشته ولی افسوس که در فکر گذشته امروز هم گذشت ****

 

 


 
مأموریت حیا و دین
ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: عقل ،حیا ،دین

آیا خبر داری حیا

 

و دین

 

 

مأموریت دارند ؟

 و باید  کجا باشند و پیش کی باشند ؟

پس برای  یا فتن جواب با من باش و به این سخن زیبای حضرت علی ( ع  ) دقت کن .

امیر المؤمنین علی  علیه السّلام فرمود:

 جبرئیل بر حضرت آدم علیه السّلام- علیه السّلام فرود آمد و گفت: اى آدم خداوند تو را مخیر کرده که یکى از سه چیز را اختیار کنى و اینک یکى از آنها را برگزین و بقیه را رها کن، آدم گفت آن سه چیز که خداوند فرموده چیست؟ جبرئیل گفت: عقل، حیاء، و دین آدم گفت: من عقل را پذیرفتم، جبرئیل به حیاء و دین گفت: شما بروید، آن دو گفتند: اى جبرئیل ما مأموریت داریم هر جا عقل باشد با آن باشیم جبرئیل گفت: پس باشید و بعد به آسمان بالا رفت. 

نمی دانم آیا حیا و دین جای دیگر هم مأ موریت دارند که میرن ؟ !! اخه در بعضی جاه ها از اینها سراغی نیست !!! شاید هم عقل تو اونجا نیست نیامدند !!

شاید !!................. شاید هم !!! ... نمی دانم شاید !!!!.....

                                                                                     المواعظ ، ص 236

 

 


 
سوال به اینها میگن نه به اونهایی که ......
ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سوالات ،زید بن صوحان ،امیر المؤمنین علی (ع )

سوالات زیدبن صوحان از امیر المؤمنین  علی (ع )

زید بن صوحان عبدى عرض کرد: یا امیر المؤمنین کدام سلطان قوت و قدرتش بیشتر است؟ فرمود: مرگ.

عرض کرد: کدام چیز ذلتش بیشتر است؟ فرمود: حرص بر جمع مال دنیا.

عرض کرد: کدام فقر از همه سخت‏تر است؟ فرمود: کفر بعد از ایمان.


 
دیگه مکر و حیله چرا ؟ ووو ....... ؟
ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مکر و حیله ،قیامت ،موعظه ،صراط

مردى خدمت حضرت صادق علیهما السّلام آمد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت باد اى فرزند رسول خدا مرا موعظه کن، امام علیهم السّلام فرمود:

خداوند ضامن روزى تو هست پس این فعالیت و حرص و ولع تو براى چیست؟،

 و اگر روزى تقسیم شده و هر کس باندازه خود از روزى بهره میبرد پس این حرص و آزار براى چیست؟.

و اگر حساب روز قیامت حق است پس این خوشحالى چیست؟

و اگر حساب مردم در روز قیامت به خداوند عرضه میگردد پس مکر و حیله براى چیست؟

و اگر شیطان با مردم دشمنى دارد و آنان را گمراه میکند پس غفلت مردم براى چیست؟

و اگر عبور مردم از صراط حق است، پس خود پسندى مردم براى چیست؟

 و اگر همه امور به حکم خداوند جریان دارد و دنیا گذران و فانى است پس آرامش خواطر براى چیست ؟

و اگر و اگر و اگر .......!!!!؟؟؟

حالا شاید برای بدست آوردن   ریاست  و یا مال دنیای زیاد  نمی دانم خودشان می دانند .

                                                                  المواعظ ، ص 83 با کمی تصرف

 

 


 
کجایند پدران و مادران این دوره زمانه
ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: پدران ،مادران ،زیارت ،سیاحت

راستی کجایند پدران

 

 

و مادران

 

 

در این دوره زمانه ؟

شاید خیلی ها بگویند مگر کجا باید می شدند ؟!

خانه های خود هستند .

بله منم می گویم خانه های خود و یا هم در مکانی با نام آشنای بعضی ها سالمندان !

عرض من اینجاست ، آیا چنین سخنی که امام صادق ( ع ) فرموردند دیدند یا نه ؟!

 ابو ولاد حناط گوید: از حضرت صادق سلام اللَّه علیه از قول خداوند متعال «و بالوالدین إحسانا» پرسیدم که مقصود از این احسان چیست؟ فرمود: مقصود از احسان این است که با آنها به نیکى معاشرت کنى، و آنها نیازمند نباشند که از تو سؤالى کنند و تو خود باید قبل از سؤال آنان از امور آنها با خبر باشى.

و اگر پدر و مادر مستغنى باشند باز هم طبق آیه شریفه باید از آنچه که دوست دارى در باره آنها انفاق کنى سپس فرمودند: اگر پدر و مادر در سنین پیرى بودند باید از آنها به نیکى، سرپرستى کنى، و اگر روزى موجبات ناراحتى تو را فراهم کردند باید آنها را از خود نرنجانى‏

و کلمه‏ اى که باعث ناراحتى آنها باشد بر زبان جارى نسازى.

باید همواره با والدین خود با آرامى و نرمى سخن بگوئى و براى آنها طلب مغفرت و آمرزش کنى و همواره با خضوع و نرمش در برابر آنها قرار گیرى و با دیده محبت به آنان بنگرى، و هرگز فریاد بلند در نزد آنها ابراز نکنى و دست خود را بالاى دست آنها قرار ندهى و جلوتر از آنها قدم بر ندارى.( المواعظ، ص: 106)

نکته :

می دانید این روز ها بجای دیدن پدر و مادر به کجا ها سفر می کنند ؟

خود شما هم می دانید ولی چه کنم  ذکر کنم بهتره .

بجای معاشرت با پدر و مادر ، سفرهای  زیارتی ( کربلا ، مشهد مقدس ، قم ووو ... ) و  سیاحتی ( شمال ،  شیراز ،   اصفهان ، ووو ... شاید هم خارج از کشور ....)

نمی گویم خدای نکرده زیارت و سیاحت بده می خواهم  بگویم  دیدن پدر و مادر  ...... خودت جای خالی را پر کن

ولی زیارت مستحب  و سیاحت هم برای تقویت روحیه نیاز است .ولی وقتی که ......

حالا چی می شود با آنها با هم سفر کنیم

چه بگیم شاید هم کمبود بوجه هست ! اونم فقط برای اینها نیست !

پس پس پس ووو ....

 

 

 


 
زیباترین ونرمترین لباس
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: لباس ،مؤمن ،تقوی ،عورت

قال الصّادق علیه السّلام: ازین اللّباس للمؤمنین لباس التّقوى، و أنعمه الایمان.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید که: زیباترین لباس براى مؤمن، لباس تقوى است، چرا که لباس، چیزى است که عورت ظاهرى آدمى را بپوشاند و از شدّت سرما و گرما محافظت کند. چون مؤمن متّقى، از رسوائى روز قیامت و از شدائد سرما و گرماى آن روز ترس دارد ،با این اوصاف ،  تقوى، بهترین و زیباترین لباس است برای آن روز .

 و نیز مى‏فرماید که: نرم‏ترین لباس، لباس ایمان است براى مؤمن.

 یعنى:

اعتقاد جازم، ثابت داشتن به خداى تعالى و پیغمبر صلّى الله علیه و آله و هر چه به او آمده است از احوال مبدا و معاد، چون به سبب ایمان، استحقاق دخول بهشت به هم مى‏رسد.

به نظر می رسد :  لباس تقوى و ایمان  بهتر باشد از لباس ظاهرى، چرا که لباس ظاهرى،فقط عورت ظاهر را مى‏پوشاند، در صورتی که  لباس تقوىو ایمان  ظاهر و باطن می پوشاند .

 

مصباح الشریعة، شهید ثانی ،  ص:70 -  77

 


 
افتخار بزرگ برای معلمان عزیز
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: معلم ،عابد ،عالم

درود تمام موجودات عالم بر معلمین

 ترمذى از ابى امامه نقل کرده است  :

 رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:

 

فضل عالم بر عابد، مثل فضل من بر پایین ترین فرد شماست . و سپس ‍ فرمود: خدا و ملائکه و اهل آسمان ها و زمین ، حتى مورچه در خانه خود و ماهى در آب ، بر
معلمان مردم درود مى فرستند...


 
محبت اوجاقی ننه (کان محبت مادر )
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ننه ،آنا جان ،محبت ،مادر


وار سلامیم سنه ای کان محبت آنا جان                         چوخ چکوبسن ، منه زحمت آنا جان

نه قدر خدمت ائدم من چخا بیلمم عوضین                      منه واجبدی ائدم تا سنه خدمت آنا جان

من اوره کدن  دیورم جانیوه جانم قربان                        چون چکوبسن هر زمان چوخلی مشقت آنا جان

بیر باخش باخماقووی وئرمرم عالملره من                      ای گوزلّر گوزلی وی منه عزّت آنا جان

دنیالار بیر یانا سن بیر یاناسان ای گوزه لیم                    چون ایکی دنیادا اولماز سنه قیمت آنا جان

بویوروب حضرت پیغمبر خاتم بو سوزی                       آنالارین ایاقی آتدادی جنت آنا جان

احترام ایلیرم هم سنه همده آتاما                      والدینه گرک اولاد ائده حرمت آنا جان                                                                                      

 سید بشیر حسینی میانجی

                                  ((((((((روز مادر بر همگی مبارک   ))))))))))


 
رهبر معظم انقلاب سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور....
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

رهبر معظم انقلاب سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور را ابلاغ کردند (۱۳۹۲/۰۲/۱۰ - ۱۸:۰۴)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاستهای کلی"ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور" را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند.

متن سیاستهای کلی " ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور " که به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به شرح زیر است:


 
ای که نامش دوا و یادش مایه شفاست
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: شف ،دوا ،هدهد صبا


ای هدهد صبا به سبا می فرستمت                 بنگرکه از کجا به کجا می فرستمت                  

حیف است طائری چو تو در خاکدان دهر             زاینجابه آشیان وفا می فرستمت                                         

 در راه عشق مرحله قرب وبعد نیست                می بینمت عیان ودعا می فرستمت  

 هر صبح وشام غافله ای از دعای خیر               در صبحت شمال وصبا می فرتمت

 ای غایب از نظر که شدی همنشین دل              می گویمت دعا وثنا می فرستمت

                                              به نقل از کتاب تذکره المتقین


 
پس یأس چرا ؟ سستی چرا ؟ تحیّر را ؟؟؟؟
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: یأس ،سستی ،تحیّر ،بکه ماند


هله  نومید   نباشی  اگرت   یا      براند                             گرت امروز براند نه که فردات بخواند
گر به روی تو ببندد همه درها و   گذرها                            در دیگر بگشاید که کس آن را نداند
در به روی تو ببندد نو مرو صبر کن آنجا                           که پس از تو را او به سر صدر نشاند
هله قصاب به خنجر چو سر میش   ببرّد                             نهلد کشته خود را و سوی خویش کشاند
چو دم میش نماند ز دم  خود کندش   پر                             تو ببین کین دم یزدان به کجاهات رساند
به غلط گفته ام این را و گرنه به حقیقت                              نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند  
همه ملک سلیمان به یکی مور   ببخشد                               بدهد هر دو جهان را و دلیرانه رماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش                               بکه ماند بکه ماند بکه ماند بکه ماند
هله خاموش که شمس الحق تبریز از این می                        همگان را بچشاند بچشاند بچشاند ( ن )



 
رهنمودی زیبا بر پروا پیشگان
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: بارهاگفته ام ،استاد ،خنده و گریه عشاق ،طوطی صفتم

بارهاگفته ام و باردگر می گویم                       که من دلشده این ره نه به خود می پویم

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند                 آنچه استاد ازل گفت می گویم

من اگر خارم اگر گل چمن آرایی هست            که از آن دست که می پروردم می رویم

دوستان عیب من بیدل حیران مکنید                گوهری دارم وصاحب نظری می جویم

گر چه بادلق ملمع می رنگین عیب است                   مکنم عیب کزو رنگ و ریا می شویم

خنده و گریه عشاق  ز جایی دگر است                می سرایم به شب ووقت سحر می مویم

واعظم گفت که حافظ در میخانه مبوی             گو مکن عیب که من مشک ختن می بویم

                                                                                        ((حافظ))


 
بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی؛
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: بیانات مهم رهبر v ،اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی

بیداری اسلامی اگر سالم بماند قادر به رقم زدن تمدن ‌اسلامی خواهد بود/ توطئه غرب برای تبدیل کردن بیداری اسلامی به معارضه‌های خونین قومی و مذهبی/ مسئله فلسطین محکی برای نهضتهای بیداری اسلامی (۱۳۹۲/۰۲/۰۹ - ۱۱:۳۳)

اجلاس علما و بیداری اسلامی صبح امروز (دوشنبه) با حضور صدها نفر از علماء، اندیشمندان، نخبگان و روحانیون برجسته جهان اسلام و با سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، آغاز بکار کرد.


 
وجه تسمیه القاب حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ چیست؟
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: القاب ،حضرت زهر ،مرضیه ،طاهره

جواب:

در آیین پر شکوه اسلام در مورد انتخاب نام زیبا و خوش آهنگ و معنی دار، سفارش و تأکید بسیار شده است. این امر را نه تنها برعهده پدر و مادر گذاشته بلکه داشتن نام و لقب پسندیده را یکی از حقوق مشروع فرزندان به حساب می آورد، با توجه به چنین زمینه ای در اسلام، به هر کدام از اسامی و القاب حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ که توجه شود علاوه بر معانی زیبا و پسندیده، دارای نکات آموزنده و هدفی ارزنده هم بوده است.
در اینجا باید توجه به این مطلب داشته باشیم که لقب و کنیه در ادبیات عرب نقش خاصی دارد. زیرا در واقع، وسیله یا عاملی است که توصیف و تشخیص خصوصیات اخلاقی و روحی هر فرد را نشان می دهد. و از سوی دیگر در آن روزها مسأله لقب و کنیه و نام افراد از اهمیت به خصوص و حسّاسی برخوردار بوده است.


 
زیبایی واقعی چیست؟ (((( زیبایی‌های حضرت زهرا س ))))
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زیبایی ،حضرت زهرا

جواب:

از آنجائی که زیبائی از کیفیات می باشد و امری نسبی شمرده می شود لذا در تعریف و تفسیر آن سخنان فراوانی از زیبایی شناسان و دانشمندان ارائه شده است.[1] علامه جعفری می فرماید معنای زیبائی و جمال حقیقتی است که در برابر درک آدمی بر نهاده می شود و موجب تحریک مشهود و ذوق و یا احساس خاص زیبایابی می گردد و یا در وضع روانی آدمی انبساط بوجود می آورد. اما حد اعلای زیبائی، پرده و نمودی است نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده است که موجب انجذاب آدمی به سوی آن کمال می گردد و کمال همان قرار گرفتن هر موضوعی در مجرای بایستگی ها و شایستگی های خود است.[2]


 
برنامه‏اى براى زنده ماندن ملتها
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نیکى پدر و مادر ،وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً ،بنى اسرائیل ،برنامه‏ زنده ماندن

خداوند متعال در سوره بقره آیات 83 – 86 برنامه بسیار زیبایی را برای بندگان خود فرموده که بدین شرح می باشد :

1- توحید و پرستش خداوند یگانه، چنان که نخستین آیه مى‏گوید:" بیاد آورید زمانى را که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم جز اللَّه (خداوند یگانه) را پرستش نکنید، (و در برابر هیچ بتى سر تعظیم فرود نیاورید) (وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ)

2-" و نسبت به پدر و مادر نیکى کنید" (وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً)


 
دلیل همدیگر را کشتن ؟
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دلیل همدیگر را کشتن ؟ ،گوساله پرستان

 درسوره بقرة  آیه 54 آمده است ،  به خاطر بیاورید وقتى که موسى پس از بازگشت به سوى قومش که گوساله را پرستیده بودند گفت:

 فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ باید همدیگر را بکشید، موسى فرمان داد کسانى که به‏

گوساله پرستى نگرویده‏اند گوساله پرستان را بکشند.

در این که چه کسى مأمور شد آنان را بکشد اختلاف است:

بعضى مى‏گویند: موسى فرمان داد که همه غسل کنند و کفن بپوشند و دو صف تشکیل داده و بایستند و هارون با 12 هزار نفر که به گوساله پرستى نگرویده بودند، در حالى که تیغهاى برّان در دست داشتند بر آنها هجوم برده و شروع به کشتار نمودند و چون هفتاد هزار نفر از آنان کشته شد خداوند از گناه بقیّه در گذشت.

بعضى گفته‏اند: آنان دو صف شده و هر کدام دیگرى را مى‏زدند تا هفتاد هزار کشته شد. قول سوّم آن است که آنان در تاریکى شدید شب شروع به کشتن یکدیگر کردند و وقتى هوا روشن شد معلوم شد که هفتاد هزار نفر کشته شده‏اند (ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 1 ص 177). ممکن است چنین تصور شود که این توبه چرا باید با این خشونت انجام گیرد؟ پاسخ سؤال این است که مسأله انحراف از اصل توحید و گرایش به بت‏پرستى، مسأله ساده‏اى نبود که به این آسانى قابل گذشت باشد، آن هم بعد از مشاهده آن همه معجزات و نعمتهاى بزرگ خدا، از این رو باید چنان گوشمالى به آنها داده شود که خاطره آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و کسى هرگز بعد از آن به فکر بت‏پرستى نیفتد، و شاید جمله «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ» (این کشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است) اشاره به همین معنى باشد.- م.

روایت شده است که [وقتى امر شد یکدیگر را بکشند] هر کس فرزندان و خویشاوندان خود را در بین جمعیّت مى‏دید، توانایى اجراى فرمان خداى سبحان از او سلب مى‏شد [و براى این که مسائل عاطفى مانع انجام آن نشود] خداوند هوا را مه آلود ساخت به طورى که بنى اسرائیل جلوى پاى خود را نمى‏دیدند، در همین حال به آنان دستور داده شده بود تا در صحن خانه‏هایشان جمع شوند، و کسانى که گوساله را نپرستیده بودند دست به شمشیر برده و تا شب به کشتار گوساله پرستان مشغول بودند، تا آن که موسى و برادرش هارون دست به دعا بلند کردند و گفتند:

پروردگارا بنى اسرائیل هلاک شدند، آنان را دریاب، پس توبه آنان قبول شد آن گاه شمشیرها را از دستشان افتاد در حالى که هفتاد هزار کشته بر جاى مانده بود.

ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ این توبه خونین و کشتار نزد خالقتان بهتر است‏

إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ او پذیرنده توبه بندگان و نسبت به آنان رحیم است.

                     ترجمه جوامع الجامع، ج‏1، ص: 86


 
روح چیست؟
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: روح چیست؟

خىاوند متعال درسوره  اسراء أیه  85 مى‏گوید: «از تو در باره روح سؤال مى‏کنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است و به شما بیش از اندکى علم و دانش داده نشده است» وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا.

از مجموع قرائن موجود در آیه و خارج آن چنین استفاده مى‏شود که                       

 پرسش کنندگان از حقیقت روح آدمى سؤال کردند، همین روح عظیمى که ما را از حیوانات جدا مى‏سازد و برترین شرف ماست، و تمام قدرت و فعالیت ما از آن سر چشمه مى‏گیرد و به کمکش اسرار علوم را مى‏شکافیم.

و از آنجا که روح، ساختمانى مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکى و شیمیایى آن است، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مأمور مى‏شود در یک جمله کوتاه و پرمعنى بگوید: «روح، از عالم امر است یعنى خلقتى اسرارآمیز دارد».

و چون بهره شما از علم و دانش بسیار کم و ناچیز است، بنابراین چه جاى شگفتى که رازهاى روح را نشناسید، هر چند از همه چیز به شما نزدیکتر است؟

از امام باقر و امام صادق علیهم السّلام چنین نقل شده که در تفسیر آیه یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ فرمود: «روح از مخلوقات خداوند است بینایى و قدرت و قوت دارد، خدا آن را در دلهاى پیغمبران و مؤمنان قرار مى‏دهد».

البته روح آدمى مراتب و درجاتى دارد، آن مرتبه‏اى از روح که در پیامبران و امامان است مرتبه فوق العاده والایى است، که از آثارش معصوم بودن از خطا و گناه و نیز آگاهى و علم فوق العاده است و مسلما چنین مرتبه‏اى از روح از همه فرشتگان برتر خواهد بود حتى از جبرئیل و میکائیل!-

                              برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 665


 
تقاضاى عجیب!
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تقاضاى عجیب! ،هفتاد نفر ،صاعقه ،سران بنى اسرائیل

در سوره البقرة  آیات 55 تا 56 ، یکى دیگر از نعمتهاى بزرگ خدا را به بنى اسرائیل یادآور مى‏شود، و نشان مى‏دهد چگونه آنها مردمى لجوج و بهانه‏گیر بودند و چگونه مجازات سخت الهى دامانشان را گرفت ولى بعد از آن باز لطف خدا شامل حالشان شد.

وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (55) ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (56  )

آیه نخست مى‏گوید" به خاطر بیاورید هنگامى را که گفتید اى موسى ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر اینکه خدا را آشکارا با چشم خود ببینیم" (وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً)

این در خواست ممکن است به خاطر جهل آنها بوده، چرا که درک افراد نادان فراتر از محسوساتشان نیست، حتى مى‏خواهند خدا را با چشم خود ببینند.

و یا به خاطر لجاجت و بهانه‏جویى بوده است که یکى از ویژگیهاى این قوم بوده.

به هر حال آنها صریحا به موسى گفتند: تا خدا را بالعین و با همین چشم نبینیم هرگز ایمان نخواهیم آورد!.

در اینجا چاره‏اى جز این نبود که یکى از مخلوقات خدا که آنها تاب مشاهده آن را ندارند ببینند، و بدانند چشم ظاهر ناتوانتر از این است که حتى بسیارى از مخلوقات خدا را ببیند، تا چه رسد به ذات پاک پروردگار: صاعقه‏اى فرود آمد و بر کوه خورد، برق خیره‏کننده و صداى رعب‏انگیز و زلزله‏اى که همراه داشت آن چنان همه را در وحشت فرو برد که بى‏جان به روى زمین افتادند.

چنان که قرآن در دنبال جمله فوق مى‏گوید:" سپس در همین حال صاعقه شما را گرفت در حالى که نگاه مى‏کردید" (فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ. )

موسى از این ماجرا سخت ناراحت شد، چرا که از بین رفتن هفتاد نفر از سران بنى اسرائیل در این ماجرا بهانه بسیار مهمى بدست ماجراجویان بنى اسرائیل مى‏داد که زندگى را بر او تیره و تار کند، لذا از خدا تقاضاى بازگشت آنها را به زندگى کرد، و این تقاضاى او پذیرفته شد، چنان که قرآن در آیه بعد مى‏گوید:

" سپس شما را بعد از مرگتان حیات نوین بخشیدیم شاید شکر نعمت خدا را بجا آورید" (ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. )

                       تفسیر نمونه، ج‏1، ص:258 -  260


 
گناه عظیم و توبه بى‏سابقه.
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: گناه عظیم ،توبه بى‏سابقه ،قوم بنی اسرائیل ،گوساله سامرى

شکی نیست که پرستش گوساله سامرى، در میان قوم بنی اسرائیل  کار کوچکى نبود، ملتى که بعد از مشاهده آن همه آیات خدا و معجزات پیامبر بزرگشان موسى ع همه را فراموش کنند و با یک غیبت کوتاه پیامبرشان به کلى اصل اساسى توحید و آئین خدا را زیر پا گذارده بت‏پرست شوند.

اگر این موضوع براى همیشه از مغز آنها ریشه کن نشود وضع خطرناکى به وجود خواهد آمد، و بعد از هر فرصتى مخصوصا بعد از مرگ موسى ع، ممکن است تمام آیات دعوت او از میان برود، و سرنوشت آئین او به کلى به خطر افتد در اینجا باید شدت عمل به خرج داده شود، و هرگز تنها با پشیمانى و اجراى صیغه توبه بر زبان نباید قناعت گردد، لذا فرمان شدیدى از طرف خداوند، صادر شد که در تمام طول تاریخ پیامبران مثل و مانند ندارد، و آن اینکه ضمن دستور توبه و بازگشت به توحید، فرمان اعدام دستجمعى گروه کثیرى از گنهکاران بدست                       خودشان صادر شد.

این فرمان به نحو خاصى مى‏بایست اجرا شود، یعنى خود آنها باید شمشیر به دست گیرند و اقدام به قتل یکدیگر کنند که هم کشته‏شدنش عذاب است و هم کشتن دوستان و آشنایان.

طبق نقل بعضى از روایات موسى دستور داد در یک شب تاریک تمام کسانى که گوساله‏پرستى کرده بودند غسل کنند و کفن بپوشند و صف کشیده شمشیر در میان یکدیگر نهند!.

ممکن است چنین تصور شود که این توبه چرا با این خشونت انجام گیرد؟

آیا ممکن نبود خداوند توبه آنها را بدون این خونریزى قبول فرماید؟.

پاسخ به این سؤال از سخنان بالا روشن مى‏شود، زیرا مساله انحراف از اصل توحید و گرایش به بت پرستى مساله ساده‏اى نبود که به این آسانى قابل گذشت باشد، آنهم بعد از مشاهده آن همه معجزات روشن و نعمتهاى بزرگ خدا.

در حقیقت همه اصول ادیان آسمانى را مى‏توان در توحید و یگانه پرستى خلاصه کرد، تزلزل این اصل معادل است با از میان رفتن تمام مبانى دین، اگر مساله گوساله‏پرستى ساده تلقى مى‏شد، شاید سنتى براى آیندگان مى‏گشت، بخصوص اینکه بنى اسرائیل به شهادت تاریخ مردمى پر لجاجت و بهانه جو بودند، لذا باید چنان گوشمالى به آنها داده شود که خاطره آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و کسى هرگز بعد از آن به فکر بت پرستى نیفتد، و شاید جمله ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ این کشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است اشاره به همین معنى باشد.

                        تفسیر نمونه، ج‏1، ص:256 -  257


 
بزرگترین انحراف بنى اسرائیل‏
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

قرآن در سوره البقرة (2): آیات 51 تا 54به بخشی از تاریخ پر ماجراى بنى اسرائیل اشاره کرده، و خاطرات تکان دهنده‏اى را به یهودیان یادآور مى‏شود.

این آیات از بزرگترین انحراف بنى اسرائیل در طول تاریخ زندگیشان سخن مى‏گوید، و آن انحراف از اصل توحید، به شرک و گوساله‏پرستى است، و به آنها هشدار مى‏دهد که شما یک بار در تاریختان بر اثر اغواگرى مفسدان گرفتار چنین سرنوشتى شدید اکنون بیدار باشید راه توحید خالص (راه اسلام و قرآن) به روى شما گشوده شده، آن را رها نکنید.

نخست مى‏گوید:" به خاطر بیاورید زمانى را که با موسى چهل شب وعده گذاشتیم" وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً

هنگامى که او از شما جدا شد، و میعاد سى شبه او به چهل شب تمدید گردید" شما گوساله را بعد از او به عنوان معبود انتخاب کردید، در حالى که با این عمل، به خود ستم مى‏کردید" ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ.

شرح این ماجرا در سوره اعراف از آیه 142 به بعد، و در سوره طه آیه 86 به بعد مشروحا خواهد آمد و خلاصه آن چنین است:

بعد از نجات بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان و غرق شدن آنها در نیل، موسى ماموریت پیدا مى‏کند براى گرفتن الواح تورات، مدت سى شب به کوه طور برود، ولى بعدا براى آزمایش مردم، ده شب تمدید مى‏گردد، سامرى که مردى نیرنگ باز بود از این فرصت استفاده کرده، از طلا و جواهراتى که نزد بنى اسرائیل از فرعونیان به یادگار مانده بود گوساله‏اى مى‏سازد که صداى مخصوصى از آن بگوش مى‏رسد و بنى اسرائیل را به پرستش آن دعوت مى‏کند.                       

اکثریت قاطع بنى اسرائیل به او مى‏پیوندند، هارون ع جانشین و برادر موسى ع با اقلیتى بر آئین توحید باقى مى‏مانند، اما هر چه مى‏کوشند دیگران را از این انحراف بزرگ باز گردانند توفیق نمى‏یابند، بلکه چیزى نمانده بود که خود هارون را هم از بین ببرند.

موسى پس از بازگشت از کوه طور از مشاهده این صحنه شدید ناراحت مى‏شود و آنها را سخت ملامت مى‏کند، آنها متوجه زشتى کار خود مى‏شوند و در صدد توبه بر مى‏آیند، موسى از طرف خداوند پیشنهاد یک توبه بى سابقه به آنها مى‏دهد که شرح آن در آیات آینده خواهد آمد.

در آیه بعد خداوند مى‏گوید:" با این گناه بزرگ باز شما را عفو کردیم شاید شکر نعمتهاى ما را بجا آورید" ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.

و در ادامه این بحث مى‏فرماید:" به خاطر بیاورید هنگامى را که به موسى کتاب و وسیله تشخیص حق از باطل بخشیدیم، تا شما هدایت شوید"وَ إِذْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ الْفُرْقانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ.

" کتاب" و" فرقان" ممکن است هر دو اشاره به تورات باشد و نیز ممکن است کتاب اشاره به تورات و فرقان اشاره به معجزاتى باشد که خداوند در اختیار موسى گذارده بود (چون فرقان در اصل به معنى چیزى است که حق را از باطل براى انسان مشخص مى‏کند) سپس در زمینه تعلیم توبه از این گناه مى‏گوید:" بخاطر بیاورید هنگامى را که موسى به قوم خود گفت: اى جمعیت شما با انتخاب گوساله به خود ستم کردید" وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ.

" اکنون که چنین است توبه کنید و به سوى آفریدگارتان باز گردید" (فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ).                        

" بارى" به معنى خالق است و در اصل به معنى جدا کردن چیزى از چیز دیگر مى‏باشد، چون آفریدگار مخلوقات خود را از مواد اصلى و نیز از یکدیگر جدا مى‏کند، اشاره به اینکه دستور این توبه شدید را همان کسى مى‏دهد که آفریننده شما است.

" توبه شما باید به این گونه باشد که یکدیگر را به قتل برسانید"! (فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ).

" این کار براى شما در پیشگاه خالقتان بهتر است" ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ.

" و به دنبال این ماجرا خداوند توبه شما را پذیرفت که او تواب رحیم است" فَتابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.

                      تفسیر نمونه، ج‏1، ص:255 -  257