مشکلات هست، عقلانیت نیست
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آیت الله جوادی آملی ،مشکلات ،عقلانیت

سابقا این طور بود که اگر میان دو کشوری جنگ بود اگر ولیعهد یک کشوری می‌مرد، یک هفته آتش‌بس می‌دادند و بعد هم جنگ را ادامه می‌دادند، اما اگر ولیعهد عربستان می‌میرد، برخی می‌روند در کنار سفارت عربستان آجیل و شیرینی پخش می‌کنند، این امر نه واجب و نه مستحب و نه معقول و نه منقول است، جلوی این کارها را می‌شود گرفت؛ آن وقت انتظار داریم برای حجاج فرش قرمز پهن کنند؛کارهای علمی و فقهی حوزه‌های علمیه سرجای خود محفوظ است، اما اگر بخواهد اجرایی و جهانی شود همه باید دست به هم دهند، هم مردم و هم ملت‌ها دست به دست هم دهند، همان کاری که با انرژی هسته‌ای می‌کنند، تا کی باید این دردها را تحمل کرد

آیت الله جوادی آملی * - باید دانست که تأسیس و تشکیل حکومت کار آسانی نیست، «یَا أَیُّهَا» ندا برای تنبه و از غفلت درآوردن یا برای تذکر و نشان دادن حساس بودن این مطلب است، در جریان یا ایها النبی این نشان از حساس بودن موضوع است، در هیچ جای قرآن خداوند اسم حضرت را مورد خطاب قرار نمی‌دهد، آن‌جا که اسم حضرت را نظیر سوره آل‌عمران یا فتح یاد می‌کند برای آن است که به مردم بفهماند وجود آن حضرت سمتی به نام رسول الله یا نبی الله دارد، می‌خواهد بگوید که ایشان سمتی دارد، خداوند آن طور که با سایر انبیا اسم آنان را آورده است با پیامبر(ص) برخورد نکرده است، این نشان می‌دهد که ما نیز موظف هستیم با نبی با تجلیل و مودبانه سخن بگوییم.

 سوره مبارکه احزاب در مدینه نازل شد و عناصر محوری آن مسائل حکومتی و سیاسی است، تشریح و تأسیس نظام و ارتش اسلامی و پایگاه اقتصاد اسلامی در سوره های مدنی مطرح است، در سوره مبارکه احزاب از مرجوفون نام برده شد، مرجوفون کسانی هستند که خبرهای رجفه‌دار، لرزه دار و اراجیف را به جامعه انتقال می‌دادند، خبری که پایه و اساس ندارد رجفه‌دار است، این اخبار جامعه را ناآرام می‌کند، در این سوره احزاب پنج بار «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ» آمده که نشان از اهمیت مسأله است که گاه مسائل نظامی و مسائل خانوادگی است که این مسائل خانوادگی بعدها می‌تواند منشأ بسیاری از خطرها شود، والا مسائل خانوادگی در حدی نیست می‌فرماید «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ» این نشان می‌دهد که از این بیت خطری دامن‌گیر جامعه می‌شود، یا می‌فرماید «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَىٰ» چنانچه جنگ جمل از این خانه برخاست.

خداوند در آیه ابتدایی سوره احزاب به پیامبر(ص) می‌گوید تقوا داشته باش، تو کار مهمی در پیش داری و این مطلب با دست‌یابی به قله تقوا محقق می‌شود، جنگ‌، خون‌ریزی، اسیردادن و کشته شدن اصحاب ر در پیش داری، عزیزترین بستگانت را در این راه از دست می‌دهی و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیری، پیمودن این راه با تقوا ممکن است، این پیامبر اگر بخواهد با روش عادی با جامعه برخورد کند کار سختی است، باید قله تقوا را داشته باشد، وجود مبارک حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) کعبه را ساختند، بعد از مدتی این کعبه بت کده شد، همه بت‌ها را در آن‌جا گذاشتند، یک‌بار پیامبر(ص) به اینان بد نگفت و فحش نداد، فرمود از اینان کاری ساخته نیست، شما هم اگر بخواهید آرام زندگی کنید و از طرفی تکفیری نداشته باشید و از این طرف کشتار بیرحمانه روزانه در میانمار و بنگلادش و در شرق نداشته باشید باید به این روش عمل کنید، باید راه پیامبر را بروید، یک‌بار نشد که پیامبر(ص) به آنان فحش دهد.
مقداری که از شما برمی‌آید در راه صحیح قدم بردارید، خداوند نیز به شما کمک می‌کند، اگر کسی بخواهد یک حکومت و نظام اسلامی تشکیل دهد، راهکار مشخصی دارد، ادب اجتماعی و مردمی را حفظ کند و با بت‌پرست‌ها از راه برهان و مانند آن پیش می‌روند، به بت فحش دادن کاری را حل نمی‌کند، سب و لعن کاری را حل نمی‌کند، ما که در عالم تنها زندگی نمی‌کنیم، ما مشکلات ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی داریم، این‌ها را باید عاقلانه حل کنیم، تولی و تبری باید با مسأله امنیت جمع شود، این یک کار سیاسی و اجتماعی است، هم دارالتقریب، کارهای فقهی را باید مراجع و علما و اصولیین حل می‌کنند، اما اصل تولی و تبری از یک سو و برقراری امنیت و حفظ دما مسلمین از سوی دیگر باید جمع شود، این موضوع کمتر از جریان انرژی هسته‌ای نیست، از این طرف مدام سب و لعن و از آن طرف همواره کشتار، هر روز می‌شنوید که کشتاری صورت می‌گیرد، این امر در نهایت راه حلی دارد، این راهی دارد یا باید هر روز برای کشتار در میانمار، پاکشتان، بنگلادش و میانمار غصه بخوریم، اگر این دین برای برقراری امنیت آمده است، راه حل دارد، تنها راه حل فقهی و اصولی نیست که حوزه علمیه انجام بدهد، این نیاز به راه امنیتی، مذاکره و مانند آن است، ما ناچار یک قدری افسوس و گریه می‌خوریم، یک ناله کردن و افسوس خوردن و مجلس ترحیم گرفتن کار ما شده است.

سابقا این طور بود که اگر میان دو کشوری جنگ بود اگر ولیعهد یک کشوری می‌مرد، یک هفته آتش‌بس می‌دادند و بعد هم جنگ را ادامه می‌دادند، اما اگر ولیعهد عربستان می‌میرد، برخی می‌روند در کنار سفارت عربستان آجیل و شیرینی پخش می‌کنند، این امر نه واجب و نه مستحب و نه معقول و نه منقول است، جلوی این کارها را می‌شود گرفت؛ آن وقت انتظار داریم برای حجاج فرش قرمز پهن کنند؛کارهای علمی و فقهی حوزه‌های علمیه سرجای خود محفوظ است، اما اگر بخواهد اجرایی و جهانی شود همه باید دست به هم دهند، هم مردم و هم ملت‌ها دست به دست هم دهند، همان کاری که با انرژی هسته‌ای می‌کنند، تا کی باید این دردها را تحمل کرد.

منبع : جهان

 


 
ارزش تفکّر و تدبّر
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تفکّر و تدبّر

قرآن کریم مى‏فرماید:

وَ یَتَفَکَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الارْضِ :

 خردمندان، آنانکه)... و در آفرینش زمین و آسمان‏ها تفکر مى‏کنند. (سوره آل عمران، آیه 191

 و مى‏فرماید:ا فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ امْ عَلىْ قُلُوبٍ اقْفالُها : 

آیا منافقان در آیات قرآن تفکر نمى‏کنند یا بر دلهایشان قفلهاى جهالت زده‏اند (سوره محمد صلى اللّه علیه و آله و سلّم، آیه 24

 پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است .

و امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: تفکر انسان را به نیکى و عمل به نیکى مى‏خواند .

و مى‏فرماید: با تفکر قلبت را آگاه کن، شب خود را از رختخوابت جدا کن، و از پروردگارت بپرهیز .

و نبى اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: در نعمتهاى خدا تفکر کنید نه در ذات او، زیرا شما به کنه او نمى‏رسید .

امام باقر علیه السّلام فرمود: از تفکر در ذات خدا پرهیز کنید، ولى اگر خواستید عظمت او را درک‏ کنید به عظمت مخلوقاتش نظر کنید .

امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس در چگونگى ذات خدا فکر کند، هلاک مى‏شود . تفکرى که امیر المؤمنین علیه السّلام درباره آن مى‏فرماید: انسان را به نیکى مى‏خواند، گاهى تفکر در حسنات و سیئات است و گاهى تفکر در صفات و افعال الهى است.

در قسم اول انسان در مورد حسنات خویش مى‏اندیشد که کاملند یا ناقص آیا به پاى بدیهاى او مى‏رسند یا نه، از شرک و شک خالص هستند یا آلوده به شرک و شک مى‏باشند. چنین تفکرى حتما انسان را به اصلاح و جبران نواقص مى‏خواند.

همچنین هنگامى که در بدیها و عقوبتهائى که به دنبال دارند و دورى از خدا که ثمره آنهاست تفکر مى‏کند، این تفکر او را به خوددارى از گناه و تدارک آنها به وسیله ندامت و توبه مى‏خواند.

در قسم دوم تفکر در صفات و افعال الهى چون لطف و احسان او به بندگان با نعمتهاى کامل و گسترده، با تکالیفى که همه در حد طاقت انسانند، تفکر در اینکه او به خاطر اعمال کوچک و ناچیز بندگان وعده پاداش بزرگ و ستایش نیکو فرموده، زمین و آسمان و هر چه را بین آنهاست مسخّر بشر نموده. چنین تفکرى انسان را به نیکى و عمل به نیکى خوانده او را به طاعات ترغیب، و از معصیتها باز مى‏دارد.

این تفکر، مخصوص افراد متوسط است  و امام رضا علیه السّلام به همین نوع تفکر اشاره مى‏کند آنجا که مى‏فرماید: عبادت نماز و روزه زیاد نیست. عبادت تفکر در کار خداست

از امام صادق علیه السّلام سؤال شد منظور از تفکر در این روایت: «یک ساعت تفکر از یک شب نماز بهتر است» چگونه تفکرى است؟ فرمود: هنگامى که از خرابه یا خانه متروکه‏اى گذشتى، بگویى ساکنینت کجایند؟ بنیانگذارانت کجایند؟ چه شده که جواب نمى‏دهى؟ این درجه تفکر از آنچه قبلا ذکر شد پائین‏تر است و مردم را در این باب مراتب متفاوت است.

                        ترجمه‏اخلاق  سیىد عبد الله شبر ص :441 -   442  با کمی تصرف

 


 
بچندین وجه‏ حضرت محمد ( ص ) از اول پیامبر بود :
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

 (وجه اول) آنکه خاصه و عامه از آن جناب روایت کرده‏اند که فرمود من پیغمبر بودم در وقتى که آدم ما بین آب و گل بود احادیث بسیار وارد شده است که روح آن جناب را در عالم ارواح بروح انبیاء مبعوث گردانیدند و همه باو ایمان آوردند و ملائکه تسبیح و تقدیس الهى را از ارواح مقدسه او و اهل بیت او آموختند

(وجه دویم) آنکه امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه قاصعیه فرمود که حقتعالى مقرون گردانید به پیغمبر خود در هنگامى که او را از شیر بازگرفتند یا نزدیک بآن بزرگترین ملکى از ملائکه خود را که دلالت میکرد او را براه مکارم افعال و محاسن اخلاق اهل عالم در شب و روز همین است. معنى پیغمبرى معلوم شد که شرایع دین خود را از ملک فرا مى‏گرفت‏

 (وجه سیم) آنکه در احادیث صحیحه وارد شده است که حق تعالى حضرت ابراهیم را بنده خاص خود گردانید پیش از آنکه او را پیغمبر گرداند و پیغمبر گردانید او را پیش‏ از آنکه او را رسول گرداند و رسول گردانید پیش از آنکه خلیل گرداند و خلیل گردانید او را پیش از آنکه امام گرداند- و در حدیث صحیح وارد شده است که نبى آنست که در خواب مى‏بیند مانند خواب ابراهیم و مانند آنچه میدید رسول خدا از اسباب پیغمبرى پیش از آنکه جبرئیل وحى بیاورد از براى او برسالت پس معلوم شد که پیغمبرى از رسالت بوده‏

(وجه چهارم) در احادیث صحیحه بسیار وارد شده است که رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللَّه علیهم از اول سن تا آخر سن مؤیدند بروح القدس که ایشان را تعلیم و تسدید مینماید و از سهو و خطا و نسیان نگاه میدارد

(وجه پنجم) بنص قرآن و احادیث متواتره معلوم شده است که حضرت رسول افضل انبیاء است و هر فضیلتى و کرامتى که بهر پیغمبرى داده‏اند بآن حضرت زیاده از آن کرامت کرده‏اند چون تواند بود که حضرت عیسى علیه السّلام در گهواره پیغمبر باشد و حضرت یحیى در سن صبى بشرف نبوت فایز گردد و حضرت رسالت با آن جلالت قدر تا چهل سال خلعت نبوت نپوشد ایضا در حدیث بسیار وارد شده است که از ائمه صلوات اللَّه علیهم در وقت طفولیت بلکه در هنگام ولادت آثار علم و کمال ظاهر میشود و حضرت قائم علیه السّلام در کودکى در دامان پدر از مسائل مشکله غامضه جواب فرمود و حضرت جواد علیه السّلام در سن نه سالگى در سه روز سى هزار مسئله غامضه را بیان شافى نمود چون تواند بود که حضرت رسالت از ایشان کمتر باشد

(وجه ششم) اختلاف است  که حقتعالى آن حضرت را چرا امى نامید اکثر گفته‏اند براى آن بود که خط و سواد نداشت و در اخبار وارد شده است که نسبت بام القرى که مکه مشرفه است داده شده است و در این خلافى نیست که آن حضرت پیش از بعثت تعلیم خط و سواد از کسى ننموده بود چنانچه نص قرآن بر آن دلالت کرده است و خلاف در اینست که آیا بعد از بعثت میتوانست خواند و نوشت یا نه حق آنست که قادر بود بر خواندن و نوشتن چنانچه بوحى الهى همه چیز را میدانست و بقدرت الهى کارهائى که دیگران از آن عاجز بودند میتوانست اما براى مصلحت خود نمینوشت و وحى را دیگران مى‏نوشتند و غالب اوقات دیگران را امر بخواندن نامه‏ها میفرمود و از حضرت صادق علیه السّلام منقولست که حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نامه را میخواند و نمینوشت و بسند معتبر منقولست که شخصى از امام محمد تقى علیه السّلام پرسید که چرا حضرت رسول را امى نامیدند آن جناب فرمود که سنیان چه میگویند عرض کرد میگویند که نمیتوانست چیزى نوشت فرمود که دروغ میگویند لعنت خدا بر ایشان باد و اللَّه که آن حضرت میخواند و مى‏نوشت به هفتاد و سه زبان بلکه او را خدا مى‏نامید براى آنکه از اهل مکه است و یک نام مکه ام القرى است.

حق الیقین، ص: 35

 

 

 


 
بچندین وجه‏ حضرت محمد ( ص ) از بدو تولد به شریعت خود عمل می کرد
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: عمل به شریعت

 (وجه اول) آنکه اگر عمل بشریعت پیغمبر دیگر نماید رعیت او خواهد بود و باید که آن پیغمبر افضل از او باشد و این خلاف ضروریات دین است‏

(وجه دویم) آنکه شریعت آن پیغمبر را باید بداند تا بشرع او عمل نماید و اگر بوحى دانست پس پیغمبر خواهد بود و عمل بشرع خود کرده خواهد بود که موافق شرع پیغمبر دیگر باشد و اگر بغیر وحى دانست پس بایست از علماء آن ملت اخذ کرده باشد و از جمله معجزات آن جناب آن بود که خط و سواد نداشت و با علماء اهل کتاب معاشرت نکرد و قصص انبیاء را بنحوى که در کتب ایشان بود بیان کرد پس چگونه از ایشان فرا گرفت و ایضا اکثر علماء اهل کتاب در آن عصر فاسق و فاجر بودند چگونه اعتماد بر گفته ایشان میتوانست کرد

(وجه سیم) آنکه در احادیث بسیار وارد شده است که هیچ زمان دنیا خالى از حجت خدا نمیباشد اگر حضرت رسول در ابتداء تکلیف پیغمبر نبود بایست یا وصى عیسى یا وصى ابراهیم را تتبع نماید و باو ایمان بیاورد و تابع او گردد پس بایست این معنى را اکثر اهل مکه بدانند و نقل کنند قطع نظر از آنکه لازم مى‏آید که آن حضرت مرتبه‏اش پست‏تر از آن وصى باشد و افضلیت آن حضرت بر سایر خلق ضرورى دین اسلام است پس گوئیم که پیغمبرى آن جناب همیشه بود پیوسته بوحى و الهام الهى بشریعت خود عمل مینمود و بعد از چهل سال رسول شد و مأمور گردید که مردم را بسوى خدا دعوت نماید

                                                                              حق الیقین ، علامه مجلسی ، ص  33

 

 


 
برخی از معجزات حضرت رسول ( ص ) ...
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: معجزات

(اول) از آنها شق القمر است که حقتعالى فرموده است‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ یعنى نزدیک شد قیامت و شکافته شد ماه و اکثر مفسران گفته‏اند که این آیه وقتى نازل شد که قریش از آن حضرت معجزه طلب کردند حضرت با انگشت اشاره بماه کرد بقدرت الهى بدونیم شد و باز بهم پیوست چون از اهل بلاد دیگر پرسیدند ایشان نیز خبر دادند که نیمى بر پشت خانه کعبه افتاد و نیمى بر کوه ابو قبیس


 
بعضى از معجزات بدن شریف حضرت رسول ( ص ) ....
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: معجـزه ،حضرت رسول ( ص )

 (معجزه اول) آنکه پیوسته نور از جبین نورانیش ساطع بود و چون ماه شعاع جبین آن معدن انوار بر در و دیوار میتابید و گاه دست مبارک را بلند میکرد انگشتان مبارکش مانند ده شمع روشنى میداد

(معجزه دویم) بوى خوش آن جناب بود چنانکه هر وقت آن جناب از راهى میرفتند تا دو روز و زیاده هر که از آن راه میرفت میدانست حضرت از آن راه رفته است از عطر او و از عرق آن جناب جمع مى‏کردند بهترین عطرها بود و داخل عطرهاى دیگر مى‏کردند و دلو آبى طلبید بنزد آن حضرت آوردند و کف آبى در دهان مبارک کرد و مضمضه کرد و در دلو ریخت آب از مشک خوشبوتر شد


 
بعضی از اموری که فقط بر پیامبر اکرم ( ص ) واجب بوده ...
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بعضی از اموری که فقط بر پیامبر اکرم ( ص ) واجب بوده است بدین شرح می باشد :

 (اول) آنکه نماز شب و نماز وتر بر آن حضرت واجب بود

 (دویم) قربانى بر آن حضرت واجب بود

 ( سیم) بعضى گفته‏اند که مسواک بر آن حضرت واجب بود

( چهارم) مشورت کردن با اصحاب بعضى گفته‏اند بر آن حضرت واجب است

(پنجم) هر بدى که میدید بایست البته انکار کند

(ششم) مخیر گردانیدن زنان که در کتاب طلاق مذکور است

 ( هفتم) حرام بودن زکاة واجب بر او و ذریه او و در حرمت زکاة سنت و تصدقات سنت خلاف است

( هشتم) واجب بودن اداء دین کسى که بمیرد و فقیر باشد

( نهم) آنکه گفته‏اند آن حضرت سیر و پیاز میل نمیفرمودند و بعضى گفته‏اند حرام بود بر او

( دهم) آنکه بر پهلو تکیه کرده طعام میل نمى‏فرمود و بعضى گفته‏اند که حرام بود بر آن حضرت

( یازدهم) بعضى گفته‏اند خط نوشتن و شعر گفتن بر آن حضرت حرام بود ثابت نیست

( دوازدهم) وصال در روزه براى آن حضرت جایز بود و بر دیگران حرام بوده است و وصال آنست که دو روز روزه بگیرد و در میان افطار نکند یا افطار را تا سحر تأخیر نماید با قصد

 ( سیزدهم) بر آن حضرت زیاده از چهار زن بعقد دائم جایز بود و بر دیگران حرام است

(چهاردهم) بر آن حضرت حلال میشد زنى که خود را باو مى‏بخشید بدون عقد

 ( پانزدهم) آنکه نکاح زنان آن حضرت خواه دخول کرده باشد خواه نکرده باشد در حال حیات آن حضرت و بعد از وفات هر دو بر دیگران حرام بود

( شانزدهم) حرام بود که آن حضرت را بنام ندا کنند که یا محمد و یا احمد بگویند و حق تعالى نیز در قرآن در هیچ موضع آن حضرت را بنام ندا نفرموده است بلکه‏ یا أَیُّهَا النَّبِیُ‏ و یا أَیُّهَا الرَّسُولُ‏ و یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ‏ و یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ فرموده است

( هفدهم) حرام بود مردم را که صدا را در سخن گفتن بلندتر از صداى آن حضرت کنند

( هیجدهم) حرام بود که از پشت حجره‏ها آن حضرت را ندا کنند و خصایص بسیار دیگر ذکر کرده‏اند .

حق الیقین، علامه مجلسی ،  ص: 36

 

 

 

 


 
مقام علمی حضرت فاطمه زهرا (س)
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مقام علمی حضرت فاطمه زهرا (س)

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد: انا اعطیناک الکوثر..(.مابرای تو خیرفراوان عطا کردیم )
برای درک مقام معنوی و فضایل آن حضرت کافی است که روایات رسیده از پیامبر اکرم ـ صل الله علیه و اله ـ را از خاطر بگذرانیم. فاطمه بهترین زنان دو عالم است، افضل از همه بانوان جهان از مقام عصمت کبری برخوردار بود، و از هر حیث نسبت به بانوان جهان برتری و الگوی زنان بعد از خود است «فاطمه سیدة زنان عالمین است».
چنانکه در روایات فراوان آمده است، حضرت زهرا تنها بانویی بود که در شأن همسری امیرمؤمنان بود و اگر علی نبود برای زهرا کفوی نبود، این روایت و روایتهای دیگری که در منابع حدیثی درباره مقام و فضیلت حضرت زهرا آمده است همه نشانگر این است که این بانو فضایل و مقام معنوی و علمی بسیار بالایی داشت. از نظر علمی در حدّی بود که سایر ائمه در آن درجه قرار داشتند، اگر آن بانو همکفوی غیر از علی نداشت این حقیقت بیانگر عظمت علمی حضرت زهرا (س) است. از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که سؤال فرمود: آیا میدانید تفسیر کلمه «فاطمه» چیست؟ راوی گوید خیر مولایم مرا به تفسیر آن آگاه فرمایید. فرمود یعنی که شرّ و بدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار علی نبود تا قیامت کسی همشأن ایشان نمیشد(1) مقام علمی آن حضرت نیز چونان علی(ع) بعد از پیامبر سرآمد تمام بشریت است اگرچه عرصه را به آن حضرت به قدری تنگ نمودند که اندکی پس از پدر مهربانش دنیا را ترک کرد و با پهلوی شکسته به حضور پدرش شتافت.
(الله لقد فطمها الله تبارک و تعالی بالعلم و عن الطمث بالمیثاق)(2) ترجمه: خداوند آن با نور را از علم مملو ساخت و از ناپاکیهای زنان در عالم در منع کرد و مبرا نمود.
«به خدا سوگند خداوند متعال آن حضرت را به قدری در علم وسعت و ظرفیت داد که از علم بشری بینیاز نمود و هرگز نیازی به آموختن از دیگران نداشته باشد زیرا پدرش اولین معلم اسلام است و آخرین پیامبر است که خداوند او را با دین کامل و کتاب آسمانیش به سوی بشریت فرستاد».(3)
همچنانکه علی میفرمود: «بپرسید از من از هر چیزی که نمیدانید و از هر چیزی که می خواهید زیرا که در این سینة من علومی انباشته شده که از پیامبر فراگرفتهام و همواره دنبال مردمی هستم که لیاقت داشته باشد، تا آن را به آنها بیاموزم. فاطمه نیز از این مقام رفیع علمی برخوردار بود، چون همشأن با علی در تمام فضایل معنوی و علمی بود، اگر ما به خطبه آن حضرت که دربارة دفاع از ولایت که در مسجد ایراد فرمود خوب تأمل کنیم خطبهاش را همسنگ خطبههای امیرمؤمنان خواهیم یافت.(4)
مرحوم مجلسی دربارة تفسیر حدیث امام باقر ـ علیه السلام ـ که فرمود: «...فطمها الله بالعلم...»
یعنی به سیب کثرت علم از جهل بریده شد و به قدری علم دارد که جهالت هرگز در آن راه ندارد و از آغاز آفرینش برخوردار از علوم ربانی شده(5) بنابراین با توجه به اینکه آن حضرت تنها دختر پیامبر اکرم بوده است که فرزندانش امامان معصومی چون حسن و حسین هستند که هر یک معدن و مخرن علوم الهی بودند و در حضور آن بانو تعلیم و تربیت دیده بودند.
از طرفی آن بانو تنها هم شان امیرمؤمنان(ع) بود و از هر جهت خصوصاً از جهت علمی و همچنین یازده امام معصوم که وارث علم الهی هستند، فرزندان آن حضرت هستند و تمام آنها به فضائل آن حضرت تصریح کردهاند و آن حضرت در تمام فضائل با آنها شریک است(6) و آنها وارث علم فاطمه (س) هستند که مصحف فاطمه به آنها رسید.

                                                   نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. موسوی، محمدکاظم، فاطمه از مهد تا لحد، نشر آقاق، چاپ چهارم، 1371، ص65.
2. مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص14، 15، و رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا و بهجه قلب المصطفی، تهران، مرضیه، چاپ دوم، 1372ش، ص149.
3. موسوی، محمدکاظم، «پیشین»، ص 64.
4. ر.ک: خطابة فدک، عزالدین زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا، مشهد، چاپ اول، ص40.
5. مجلسی «پیشین» ج 43، ص65، 101. و ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ج43، ص14.
6. ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ص37، 60 و ص9، 13. (فضائل حضرت زهرا از زبان فرزندانش).