| فلسفه نماز در قرآن و اسلام چیست؟ |
| ساعت ۱٠:۳۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فلسفه نماز در قرآن و اسلام چیست؟ |
|
عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مىرساند؛ مثلًا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مىکنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مىخواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند. آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را بیان کردهاند: 1. یاد خدا: «وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِى» « طه، آیه 14»؛ نماز را برپا دار تا به یاد من باشى. 2. بازداشتن از گناه و زشتىها: «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر» « عنکبوت، آیه 45»؛ همانا نماز [انسان را در دنیا] از زشتىها و گناه باز مىدارد. 3. پاکیزگى روح: «... إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا یَتَزَکَّى لِنَفْسِهِى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ» « فاطر، آیه 18»؛ ... [تو] تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مىترسند و نماز برپا مىدارند، هشدار مىدهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مىجوید، و فرجام [کارها] به سوى خداست. 4. یارى جستن از نماز در مسیر تکامل: «وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخشِعِینَ» « بقره، آیه 45» ؛ از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان. 5. پاک شدن از کبر و غرور؛ حضرت فاطمة علیها السلام مىفرماید: «... و الصلاة تنزیهاً من الکبر ...؛ « بقره، آیه 45» ... خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند .... 6. رستگارى: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون* الَّذِینَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خشِعُونَ» « مؤمنون، آیه 1- 2»؛ به راستى که مؤمنان رستگار شدند؛ همانان که در نمازشان فروتنند. در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنجگانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مىگذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شستوشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!. «1» و در حدیثى دیگر امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مىایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مىکند. «2» نماز روزانه انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبىهایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمىکند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مىشمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مىکنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى! در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مىکند و اگر انسان لذت این گفتوگو را بچشد، هیچگاه از حال نماز خارج نمىشود. «3» راستى چقدر لذتبخش است با خداى جهان آفرین به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن
__________________________________________________ (1). محمد محمدى رىشهرى، میزان الحکمة، ج 5، ص 372، حدیث 10259 (2). همان، ص 376، حدیث 10279 (3). همان، حدیث 10280 پرسمان قرآنى نماز، ص:43 - 44 |
|
| نماز پیامبر پیش از اسلام |
| ساعت ٩:٤٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نماز پیامبر پیش از اسلام |
|
آیا پیامبر صلى الله علیه و آله پیش از بعثت و نزول قرآن نماز مىخواندند؟ اگر نماز مىخواندند نماز ایشان چگونه بود؟ خداوند متعال مىفرماید: «وَ کَذَ لِکَ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ رُوحًا مّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِى مَا الْکِتبُ وَ لَاالْإِیمنُ وَ لکِن جَعَلْنهُ نُورًا نَّهْدِى بِهِ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِیمٍ» « شورى، آیه 52» ؛ و همین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم. تو نمىدانستى کتاب چیست و نه ایمان [کدام است؟] ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مىنماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مىکنى. ازآیه شریفه بهدست مىآید: .1 آن چه رسول خدا صلى الله علیه و آله دارد و مردم را بهسویش مىخواند، همه از ناحیه خداوند متعال است و مراد از این که: تو خودت درایت و فهم حقایق کتاب را نداشتى این است که از معارف جزیى، عقاید و شرایع عملى که در کتاب آمده، قبلًا اطلاعى نداشتى، زیرا رسولاکرم صلى الله علیه و آله بعد از نبوت و وحى، به آن جزئیات آگاه شد و التزام تفصیلى به تک تک معارف حقه و اعمال صالح پیدا کرد. 2. آیه مىفرماید: تو قبل از وحى، به کتاب و معارف و شرایعى که در آن هست علمى نداشتى و به ایمانى که بعد از وحى دارا شدى، متصف نبودى، پس آیه با ایمان داشتن رسول خدا صلى الله علیه و آله و این که اعمالش همه صالح بوده است، منافاتى ندارد، چون در آن علم به تفاصیل و جزئیات معارفى که در کتاب آمده نفى شده است و بدیهى است که نفى علم و التزام تفصیلى، با التزام اجمالى ایمان به خدا و خضوع در برابر حق، منافاتى ندارد. 3. آیه اشاره مىکند که حال رسول خدا صلى الله علیه و آله قبل از بعثت، با بعد از بعثت، متفاوت است وگرنه پیامبراکرم صلى الله علیه و آله قبل از بعثت نیز موّحد و یگانهپرست بوده است. عدم آگاهى آن حضرت به محتواى قرآن، باعث عدم آگاهى او به خداوند نمىشود و زندگى پیامبراکرم صلى الله علیه و آله قبل از دوران بعثت،- که در کتابهاى تاریخى آمده- گواه زنده این حقیقت است. حضرت على علیه السلام مىفرماید: از همان زمان که رسول خدا صلى الله علیه و آله از شیر بازگرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته رابراى تربیت او گمارد و آن فرشته شبها و روزها اخلاق و آداب نیک را به او مىآموخت. «1» از آیات و روایات به دست مىآید که برخى از احکام و عبادتها، مانند: نماز، روزه، زکات و ...، در شریعتهاى قبل از اسلام نیز وجود داشته است؛ چنانکه پیش از این به نماز آنان اشاره شد. قرآن کریم از قول حضرت عیسى علیه السلام مىفرماید: «وَ أَوْصنِى بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَوةِ مَا دُمْتُ حَیًّا» «2»؛ تا زمانى که زندهام خداوند مرا به نماز و زکات توصیه کرده است و نیز در سوره بقره، آیه 183، از وجوب روزه بر امتهاى گذشته سخن به میان آمده است، ولى جزئیات و کیفیت عبادتهاى پیامبراکرم صلى الله علیه و آله قبل از بعثت نیز در تاریخ نقل نشده است. «3» البته نماز خواندن به شکل کنونى پس از بعثت واجب شد و پیش از آن واجب نبود. (1). نهجالبلاغه، خطبه 192 (خطبه قاصعه) (2). مریم، آیه 31 (3). ر. ک: همان، تفسیر المیزان، ج 18، ص 75- 78؛ همان، تفسیر نمونه، ج 20، ص 504 و 509؛ جعفرسبحانى، فروغ ابدیت، ص 209- 210؛ شرح نهجالبلاغه، شیخ محمّد عبده، ج 1- 4، ص 442 پرسمان قرآنى نماز، ص: 38 |
|
| ذکر تشهد در نماز امّتهاى پیشین |
| ساعت ٩:٤۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ذکر تشهد در نماز امّتهاى پیشین ،کیفیت نماز در ادیان پیشین |
|
امّتهاى پیشین در نماز خود به جاى «اشهد انّ محمداًعبده و رسوله» چهمىگفتند؟ بنابر آنچه گذشت کیفیت نماز در ادیان پیشین روشن نیست؛ از اینرو اولًا: معلوم نیست که نماز در شرایع پیشین داراى تشهد بوده تا گفته شود در تشهد به جاى «اشهد انّ محمداً عبده و رسوله» چه مىگفتهاند، ثانیاً: در بسیارى از احادیث به شیوههاى مختلف آمده است که پیامبران الهى به پیامبر خاتم و آخرین پیامبر الهى معتقد بوده و به او و اهلبیت او محبت داشتند و خداوند را به واسطه نام آنان و توسل به آنها مىخواندند. در روایتى آمده حضرت آدم علیه السلام به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او متوسل شد تا ترکاولاى او بخشیده شد و در حدیثى دیگرآمده: بر پیشانى کشتى حضرت نوح علیه السلام نام پنج تن اهلبیت نوشته شده بود «1». __________________________________________________ (1). علامه طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 97 پرسمان قرآنى نماز، ص: 35 |
|
| آیا فرشتگان هم نماز مىخوانند؟ |
| ساعت ٩:۳٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا فرشتگان هم نماز مىخوانند؟ |
|
در این که فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مىکنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیاتى که به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است: 1. «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلئِکَةِ ... وَ نَحْنُ نُسَبّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدّسُ لَکَ ...» «2» ؛ [به خاطر بیاور] هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مىآوریم و تو را تقدیس مىکنیم. 2. «لَایَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ* یُسَبّحُونَ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ»؛ «3» [فرشتگان] هیچ گاه از عبادتش استکبار نمىورزند و هرگز خسته نمىشوند [تمام] شب و روز را تسبیح مىگویند و سست نمىگردند. 3. «وَالْمَلئِکَةُ یُسَبّحُونَ بِحَمْدِ رَبّهِمْ و ...» «4»؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مىآورند. از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است که «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست. رسولاکرم صلى الله علیه و آله به ابوذر فرمود: اى ابوذر، هر گاه بندهاى در بیابانى تنها باشد و وضو بسازد یا تیمم کند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مىکند که پشت سر او صفى تشکیل دهند که دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند. «1» نماز پیامبر پیش از اسلام آیا پیامبر صلى الله علیه و آله پیش از بعثت و نزول قرآن نماز مىخواندند؟ اگر نماز مىخواندند نماز ایشان چگونه بود؟ خداوند متعال مىفرماید: «وَ کَذَ لِکَ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ رُوحًا مّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِى مَا الْکِتبُ وَ لَاالْإِیمنُ وَ لکِن جَعَلْنهُ نُورًا نَّهْدِى بِهِ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِیمٍ» «2» ؛ و همین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم. تو نمىدانستى کتاب چیست و نه ایمان [کدام است؟] ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مىنماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مىکنى. ازآیه شریفه بهدست مىآید: 5. آن چه رسول خدا صلى الله علیه و آله دارد و مردم را __________________________________________________ (1). علامه طباطبایى، المیزان، ج 20، ص 97 (2). بقره، آیه 30 (3). انبیاء، آیه 19- 20 (4). شورى، آیه 5 (5). ر. ک: شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 5، باب استحباب الاذان و الاقامة لکلّ صلاة فریضة، ص 381؛ نصراللهى زاده، سیماى ملائکه در قرآن کریم، پایان نامه، ص 169
پرسمان قرآنى نماز، ص: 36
|
|
| آیا نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر( ص)... |
| ساعت ٩:٢٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: همسانى نماز شیعه با نماز پیامبراسلام ،آیا نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر (ص) |
|
آیا نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام است و تفاوتى نکرده است؟ نمازى که ما- براساس آنچه فقها و مراجع تقلید بهدست آوردهاند- مىخوانیم، تمام اجزا، شرایط، مسائل و احکام آن از آیات قرآن و روایات پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام گرفته شده است. براى نمونه، سه جلد از کتاب وسائل الشیعه در مورد نماز و احکام و مسائل آن است. بنابراین نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام است. براى نمونه یک روایت را درباره کیفیت نماز بیان مىکنیم: حماد بن عیسى گوید: امام صادق علیه السلام برخاست و رو به قبله ایستاد، دو دستش را روى پاهایش قرار داد و انگشتان دستش را بست، فاصله بین پاهایش را نزدیک کرد تا مقدار سه انگشت باز، با خشوع تکبیرة الاحرام گفت، سپس حمد را با ترتیل قرائت فرمود و سوره توحید را بعد از آن خواند، سپس به مقدار یک نفس کشیدن درنگ کرد، در حالى که ایستاده بود، سپس در همین حال «اللّهاکبر» گفت، بعد به رکوع رفت و کف دستهایش را در حالى که انگشتان دستش باز بود، بر روى زانوهایش قرار داد. زانوهایش را به پشت رد نمود و پشت خود را مستوى نمود؛ به گونهاى که اگر قطره آبى بر آن مىریخت، ثابت مىماند. گردنش کشیده و چشمانش را فرو خوابانیده بود. در این حال سه بار با ترتیل تسبیح (سبحان ربى العظیم و بحمده) گفت، سپس سر از رکوع برداشت وایستاد، پس از آرامش «سمع اللّه لمن حمده» و «اللّه اکبر» را گفت و دستهایش را تا مقابل صورتش بالا آورد. بعد از آن به سجده رفت. هنگام سجده رفتن، ابتدا دستهایش را به زمین نهاد، سپس زانوهایش را. در سجده تنها هشت عضو بدنش را بر زمین نهاد: پیشانى، دو کف دست، دو زانو، سر دو انگشت شست پا و بینى- قرار دادن بینى بر زمین مستحب است- و در سجده سه بار فرمود: «سبحان ربى الاعلى و بحمده». سپس سر از سجده برداشت و به طور کامل نشست؛ آنگاه «اللّه اکبر» گفت و نیز «استغفر اللّه ربى و اتوب الیه» گفت. دوباره «اللّه اکبر» گفت، سپس به سجده دوم رفت و سجده دوم را همانند سجده اول به جا آورد و رکعت دوم را همانند رکعت اول انجام داد. بعد از نماز به حمّاد فرمود: اى حمّاد! این گونه نماز بخوان، در حال نماز به جایى نگاه نکن، با انگشتان خود بازى نکن. «1» __________________________________________________ (1). شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 4، ص 673 پرسمان قرآنى نماز، ص: 41 |
|
| تاریخچه پیدایش نماز |
| ساعت ٩:۱٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تاریخچه پیدایش نماز ،سوت کشیدن و کف زدن |
|
نماز از چه زمانى به وجود آمد؟ آیااز اول خلقت برانسان واجب بوده یا تنها مسلمانان مأمور به آن بودهاند، اگر وجود داشته کیفیت وکمیت آن چگونه بوده است؟ یکى از چیزهایى که همه پیامبران الهى به آن دعوت مىکردند «پرستش خداوند» است. قرآن کریم از زبان پیامبران نقل مىکند که به امّتهایشان مىگفتند: «اعبدوا اللَّه»؛ خدا را پرستش کنید (مائده، آیه 72 و 117؛ اعراف، آیه 59 و 65 و 73 و 85؛ هود، آیه 50 و 61 و 84 و ...). اصل عبادت و پرستش خداوند در همه شریعتهاى الهى وجود داشته، ولى شکل و کیفیت آن متفاوت بود. از قرآن کریم استفاده مىشود که نماز در امّتهاى پیشین هم بوده است؛ همه پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم نماز مى خواندند، اما از چگونگى آن اطلاع دقیقى در دست نیست. خداوند متعال خطاب به حضرت موسى علیه السلام مىفرماید: «إنّنى أنا اللَّه لآإلهَ إلّا أنا فاعبدنى و أقم الصّلوة لذکرى» « طه، آیه 14» ؛ من «اللَّه» هستم، معبودى جز من نیست؛ مرا بپرست و نماز را براى یاد من بر پادار. همچنین قرآن کریم به نقل از حضرت عیسى علیه السلام مىفرماید: «و جعلنِى مبارَکًا أینَ ما کُنتُ و أوصنى بالصّلوة و الزَّکوة مادُمتُ حیًّا» « مریم، آیه 31»؛ و مرا وجودى پر برکت قرار داده، در هر کجا باشم و [خداوند] مرا به نماز و زکات توصیه کرده مادامى که زندهام. از این آیات شریف روشن مىشود که نماز در مکتب دو پیامبر بزرگ الهى- موسى و عیسى علیهما السلام- وجود داشته همانگونه که در مکتب دیگر پیامبران بوده است، چنانکه درباره حضرت شعیب علیه السلام آمده است: «قالوا یشعیب أصلوتکَ تأمرک أن نَّترک ما یعبد ءابآؤنآ» « هود، آیه 87»؛ گفتند: اى شعیب! آیا نمازت به تو دستور مىدهد که آنچه را پدرانمان مىپرستیدند، ترک کنیم .... و نیز از زبان حضرت اسماعیل، مىفرماید: «وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَوةِ وَ کَانَ عِندَ رَبّهِ مَرْضِیًّا» «. مریم، آیه 55»؛ او همواره خانواده خود را به نماز و زکات دعوت مىکرد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود. بنابراین هیچ شریعت و دینى، از نماز جدا نبوده، گرچه صورت ظاهرى آن، تفاوت داشته است. زرتشتیان، پنج نماز دارند که در هنگام طلوع آفتاب و ظهر و عصر و اوّل شب و هنگام خواب، بپا مىدارند. «1» یهودیان در ساعت سوم و ششم و نهم روز و اوّل و آخر شب و هنگام تناول غذا، دعاهایى دارند «2». مسیحیان، روز یکشنبه و برخى روز شنبه در کلیسا جلسه دعاى دستهجمعى تشکیل مىدهند. اما باید توجه داشت که آنچه امروزه، پیروان حضرت موسى علیه السلام (یهودیان) و پیروان حضرت عیسى علیه السلام (مسیحیان) به عنوان نیایش در کلیسا و کنیسه به جاى مىآورند، با مناسکى که به وسیله این پیامبران الهى آورده شده بود، بسیار متفاوت است، زیرا آیین و کتابهاى آسمانى این دو پیامبر الهى دچار تحریف و دستخوش انحرافات پیروان آنها شده است. «3» در واقع نماز فعلى یهودیان و مسیحیان به دعا، نزدیکتر است تا به مجموعهاى از اعمال. از اینرو کیفیت و کمیت نماز در شریعت اسلام با شرایع پیشین متفاوت است، لکن در بیشتر آن آیینها، سجدهجزئى از این عبادت محسوب مىشود. علاوه بر تشریع نماز در ادیان الهى، بتپرستان نیز در برابر بتهایشان، وِردهایى مىخواندهاند. «1» اعراب جاهلى هم در مقابل کعبه مىایستادند و باکفزدن و صوتکشیدن اظهار عبادت مىکردند: «وَمَا کَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَیْتِ إِلَّا مُکَآءً وَتَصْدِیَةً» و نماز و دعاى آنان نزد آن خانه جز سوت کشیدن و کف زدن نیست. __________________________________________________ (1). محمدخزائلى، همان، ص 40
پرسمان قرآنى نماز، ص: 34
|
|
| آیا هم جنس گرایى در مورد زنان نیز صادق است؟ |
| ساعت ۸:٤٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا هم جنس گرایى در مورد زنان نیز صادق است؟ ،هم جنس گرایى، در مورد زنان ،نها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان |
|
با توجه به این که، قرآن کریم، به برخى اعمال زشت قوم لوط و سرنوشت آنان پرداخته، آیا هم جنس گرایى در مورد زنان نیز صادق است؟ قرآن کریم، در کدام سوره و آیه، به آن اشاره فرموده است؟ پاسخ: هم جنس گرایى، در مورد زنان نیز وجود داشته و از جمله گناهان کبیرهاى است که داراى حدّ است و از آن به «مساحقه» تعبیر شده. هر چند در قرآن کریم، همانند عمل زشت «لواط» به آن تصریح نشده؛ ولى با راهنمایى اهل بیت علیهم السلام، آیاتى به آن اشاره دارد؛ خداوند در توصیف مؤمنان مىفرماید: «والَّذینَ هُم لِفُروجِهِم حفِظون* الّا عَلى ازوجِهِم او ما مَلَکَت ایمنُهُم فَانَّهُم غَیرُ مَلومین* فَمَنِ ابتَغى وراءَ ذلِکَ فَاولکَ هُمُ العادون؛ (مؤمنون، 5- 7) و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بىعفتى) حفظ مىکنند. تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهرهگیرى از آنان ملامت نمىشوند. و کسانى که غیز از این طریق را طلب کنند تجاوزگرند» بنابر این، اگر زنى از غیر طریق همسر خویش ارضا جنسى شود، دامان خود را حفظ نکرده و مرتکب معصیت الهى گشته است. در روایتى از امام صادق علیه السلام مىخوانیم که حضرتش در پاسخ به سؤال زنى که از حکم مساحقه پرسیده بود، فرمودند: «حدّش حدّ زناکار است»؛ پرسید: آیا خداوند عزوجل در قرآن، آن را بیان فرموده است؟ فرمودند: «آرى»؛ عرض کرد: در کجاى آن؟ فرمودند: در داستان «اصحاب الرّس» «1» و در روایتى آمده است: زنى همراه کنیز خود خدمت امام صادق علیه السلام رسیده عرض کرد: درباره پرداختن زنان به یک دیگر چه مىفرمایى؟ حضرت فرمودند: جایگاهشان آتش است؛ روز قیامت این گونه زنان آورده مىشوند در حالى که بالاپوشى از آتش و کفشى از آتش و روبندى از آتش بر آنان پوشانده مىشود؛ آن زن عرض کرد: این مطلب در کتاب خداوند متعال نیست! حضرت فرمود: آرى هست؛ عرض کرد: کجاست؟ فرمودند: «آن جا که مىفرماید: «وعادًا وثَمودا واصحبَ الرَّسّ» (فرقان، 38)«2» البته از برخى از احادیث استفاده مىشود که این عمل ناپسند در قوم لوط نیز بوده است؛ امام صادق علیه السلام مىفرمایند: «نخستین کسى که این عمل را مرتکب شد، قوم لوط بودند؛ زیرا مردها به یک دیگر پرداختند و زنان، بى مرد ماندند، در نتیجه آن زنان نیز همانند مردانشان، به یک دیگر روى آوردند» «3» __________________________________________________ (1). کافى، کلینى رحمه الله، ج 7، ص 202، ح 1/ بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 79، ص 75، ح 2 (2). تفسیر نورالثقلین، عبد على عروسى حویزى، ج 4، ص 19، ح 61/ تفسیر نمونه، ج 15، ص 94 (3). بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 79، ص 76، ح 3/ میزان الحکمه، محمد محمدى رىشهرى، ج 5، ص 2418 پرسمان قرآنى زن، ص: 160 |
|
| زن چگونه مىتواند به شهادت برسد؟ |
| ساعت ۸:٤٢ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: زن چگونه مىتواند به شهادت برسد؟ |
|
اسخ: گرچه در اسلام یکى از شرایط وجوب شرکت در جهاد و جنگ، «مرد بودن» است، واجب کفایى است و تفاوتى بین مرد و زن نیست. کسانى که در جهاد دفاعى شرکت کنند و کشته شوند، شهیدند؛ همانند کسانى که در جهاد ابتدایى کشته مىشوند. پس راه رسیدن به مقام شهادت با شرکت در جهاد دفاعى براى زنان ممکن است؛ افزون بر این، اسلام شوهر دارى و خانه دارى به روش نیکو (حسن التبعل) را جهاد زن مىداند: «جهاد المرأة حسن التبعل.» «1» مفهوم حدیث یاد شده چنین است: زنانى که در خانه، رفتارى نیکو با شوهران شان دارند، پاداش شهید مىگیرند. «2» علاوه بر این، مقام شهادت، تنها به کشته شدن در میدان جنگ به دست نمىآید؛ کسانى دیگر هم به این مقام مىرسند و اجر و پاداش شهید نصیب آنان مىشود؛ از جمله: 1. کسى که در راه تحصیل علم از دنیا برود. «3» 2. کسى که در بستر از دنیا برود، ولى معرفت حق پروردگار و معرفت واقعى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیتش علیهم السلام را داشته باشد. «4» 3. کسى که براى دفاع از مالش در برابر مهاجمان ایستادگى کند و کشته شود. «5» 4. کسى که با محبت اهل بیت علیهم السلام بمیرد. و ... __________________________________________________ (1)- فروغ کافى، کلینى رحمه الله، ج 5، ص 9 و 507 (2)- مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسى رحمه الله، ص 200 (3)- سفینة البحار، شیخ عباس قمى رحمه الله، ج 4، ص 513 (4)- نهج البلاغه، صبحى صالح رحمه الله، خ 190، آخر خطبه (5)- سفینة البحار، همان پرسمان قرآنى زن، ص: 158 |
|
| آیا تمام مادران وارد بهشت خواهند شد ؟ |
| ساعت ۸:۳٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا تمام مادران وارد بهشت خواهند شد ؟ ،«بهشت زیر پاى مادران است» |
|
پرسش: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرموده: «بهشت زیر پاى مادران است.» در این صورت تمام مادران وارد بهشت خواهند شد و اگر برخى از زنان هم نتوانند وظیفه خود را انجام دهند و گناه بسیارى داشته باشند پس از کیفر اعمالشان وارد بهشت خواهند شد. آیا زنانى که براى همیشه از مادر شدن محرومند از این موضوع مستثنا هستند؟ پاسخ: در حدیثى مىخوانیم: جوانى مىگوید نزد پیامبر صلى الله علیه و آله براى شرکت در جهاد (آنجا که جهاد واجب عینى نبود) رفتم، تا درباره جهاد با ایشان مشورت کنم پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «ألک والدة قلت نعم قال اذهب فاکر مها فإنّ الجنة تحت رجلیها؛ آیا مادرى دارى؟ عرض کردم آرى. فرمود: در خدمت مادر باش که بهشت زیر پاى او است». «1» این حدیث بر اهمیت مقام مادر، اشاره دارد و مىفهماند که اگر انسان در رکاب و خدمت مادر باشد و در این راه بکوشد از نیکوکاران خواهد بود و امید به بهشت رفتنش افزایش مىیابد. هم چنان که حضرت عیسى در مقام بر شمردن افتخارات خود نیکوکارى نسبت به مادر را ذکر مىکند؛ «مرا نیکوکار و قدردان و خیرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است». (مریم، 32) «2» معناى حدیث شریف این نیست که همه مادران تنها به خاطر مادر بودن به بهشت خواهند رفت. جایگاه انسانهاى معاند، چه زن، چه مرد، جهنّم است. و زنان بدکار همانند مردان بدکار به کیفر اعمالشان خواهند رسید، بلکه به آن معناست که انسان براى رفتن به بهشت باید در برابر مادر متواضع بوده و خود را همانند خاک زیر پاى او بداند و در خدمت او باشد. __________________________________________________ (1). مجموعه ورّام، ورامبن ابن فراس، ج 2، ص 284 (2). ر. ک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 56 پرسمان قرآنى زن، ص: 157 |
|
| اگر در بهشت مردها و زنها با هم هستند وپس محرم و نامحرمى .... |
| ساعت ۸:۳۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اگر در بهشت مردها و زنها با هم هستند وپس محرم و ،آیا در بهشت مردها و زنها با هم هستند ،زنهاى نامحرم با هم ارتباطى ،در بهشت، طاعات، عبادات |
|
پرسش: آیا در بهشت مردها و زنها با هم هستند و محرم و نامحرمى وجود ندارد، یا نه، مانند این جهان است؟ و اگر آنها از هم جدا هستند، مىتوانند با هم ازدواج کنند؟ پاسخ: براى روشن شدن پاسخ لازم است به چند نکته توجه شود، اول این که زندگى در بهشت به خلاف زندگى دنیا، فردى است؛ یعنى بهشتیان نیازى به زندگى اجتماعى ندارند؛ چرا که اصلىترین عامل زندگى اجتماعى «نیاز» است و این عامل به کلى در بهشت منتفى است (مانند آیه 71 زخرف: «وَ فِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُن ...؛ و در آن [بهشت] آن چه دلها بخواهد و چشمها از آن لذت ببرد موجود است ...») و اگر هم دیدارها و مجالسى در بهشت برپا شود، به جهت لذّت بردن از مصاحبت با اخیار و بهشتیان است و نه زندگى اجتماعى.
دیگر این که در بهشت گناه نیست و اساساً زمینهاى هم براى آن وجود ندارد و خدا آنها را از میل به سوى گناه به هر صورت آن، با اعطاى خواب و نعمتهاى فراوان و برآوردن خواستهاى آنها باز مىدارد. «1» و نکته پایانى این که قوانین آخرت با قوانین دنیا متفاوت است و هر قوانین متناسب با خود دارد؛ بنابراین، مقایسه آخرت و بهشت با زندگى دنیایى نادرست است. از مطالب گفته شده این استفاده بعید نیست که مردها و زنهاى نامحرم با هم ارتباطى نداشته باشند، چرا که هیچ گونه زمینهاى براى چنین ارتباطى فرض نمىشود، البته در بهشت ازدواج هست و آیات و روایات متعددى بر آن دلالت، بلکه تصریح دارد (بقره، 25 و نساء، 57 و ...) و پایههاى این ازدواج در دنیا شکل گرفته است که اگر مرد و زن هر دو بهشتى باشند، در صورت تمایل مىتوانند به زندگى زناشویى خویش ادامه دهند و اضافه بر آن خداى متعال در بهشت از بهشتیان با حورالعین پذیرایى مىکند. در پایان توجه شما را به وجود «حجاب» براى زنان بهشتى جلب مىکنیم: پیش از پاسخ، به دو نکته ضرورى اشاره مىکنیم: الف) در بهشت، طاعات، عبادات و اعمالى که در این دنیاست وجود ندارد؛ چون بهشت دار تکلیف و و نشئه اختیار نیست و آزمایش و امتحانى وجود ندارد. در آنجا بهشتىها، عاشقانه خدا را مىستایند و از ستایش او لذت مىبرند، «نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم [خدایا! توپاک و منزهى] و درودشان در آنجا سلام است، و پایان نیایش آنان این است که: الحمدللَّه رب العالمین [ستایش ویژه پروردگار جهانیان است].» «2» ب) محرمات و زشتىها، همچون غذایى نامناسب براى روح انسان است و به طور مسلم روح سالم اشتهاى چنین غذایى را ندارد و بهشت، عالمى است که انسان کاملًا با واقعیتها هماهنگ مىشود و به گفته شاعر: آنچه بینى دلت همان خواهد! و آنچه خواهد دلت همان بینى! بنابراین، بهشتیان هرگز تمایل به اعمال حرام پیدا نمىکنند؛ چرا که تمایل به گناه از ویژگى روحهاى بیمار دوزخى است. «3» برخى از آیات قرآنکریم، اوصاف زنان و همسران بهشتى را این گونه بیان مىکنند: 1. همسران بهشتى، جز به همسران خود چشم ندوخته، و جز به آنها عشق نمىورزند: «فیهن قاصرات الطرف»؛ «4» 2. تمام صفات کمال و جمال یک همسر مطلوب در آنها جمع است؛ «فیهن خیراتٌ حسان» (الرحمن، 70) 3. آنها فقط به همسرانشان تعلق دارند و از دید دیگران پنهانند؛ «حور مقصورات فىالخیام» «5»با توجه به این آیات، مشخص مىشود که زنان در بهشت حجابهایى دارند که نشأت گیرنده از فطرت آنها (عفت، پاکدامنى و ...) است و پوشش بدن، آن گونه که در این جهان معمول است- بر فرض نداشتن- هیچ شکل اخلاقى براى مردان یا زنان دیگر به وجود نمىآورد؛ چون از دید دیگران مستورند. __________________________________________________ (1). ر. ک: کشف المراد، علامه حلى، ص 411 و 412 (2). یونس، 10/ پیام قرآن، آیتاللَّه مکارم شیرازى، ج 6، ص 363 (3). تفسیر نمونه، ج 21، ص 116 (4). الرحمن، 56/ تفسیر نمونه، همان، ج 23، ص 169 (5). الرحمن، 72/ همان، ص 183 پرسمان قرآنى زن، ص: 156 |
|
| حورالعین و زنان بهشتى |
| ساعت ۸:۳٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حورالعین و زنان بهشتى ،از زنان بهشتى سخنى به میان نیامده است، علت چیست؟ |
|
پرسش: قرآن هر گاه در مقام بیان نعمتهاى بهشتى است، از حور العین سخن به میان آورده، ولى در سوره انسان با این که از نعمتهاى بهشتى یاد شده، ولى ازحور العین و زنان بهشتى سخنى به میان نیامده است، علت چیست؟ پاسخ: برخى از دانشمندان چنین استفاده کردهاند که عدم ذکر حورالعین در این سوره، با این ویژگى که در مقام بیان نعمتهاى متعددى از بهشت است، به جهت مقام و منزلت حضرت فاطمهزهرا علیها السلام مىباشد؛ چرا که شأن نزول این سوره درباره حضرت على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و فضه خادم آنهاست؛ و خدا براى حفظ شأن حضرت فاطمهزهرا علیها السلام و احترام به او، در این سوره سخنى از حورالعین به میان نیاورده است. پرسمان قرآنى زن، ص: 154 |
|
| حوریان بهشتى بری مردان پس برای زنان چی ؟ |
| ساعت ۸:٢٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حوریان بهشتى بری مردان پس برای زنان چی ؟ ،زن مؤمن در بهشت با شوهرش ،همسران زنان بهشتى |
|
پرسش: چرا در قرآن همیشه اشاره به حوریان بهشتى مىکند و براى مردان این نعمت (حوریان) را قرار داده و به زنان چنین خطابى نمىشود که براى شما هم چنین نعمتى است؟ پاسخ: نعمتهاى بهشت اختصاص به مردها ندارد، بلکه قرآن مىفرماید: «هر کس کار شایستهاى انجام دهد و مؤمن هم باشد خواه مرد باشد یا زن، وارد بهشت مىشود و روزى بىحساب به او داده مىشود.» (مؤمن/ 40) زن مؤمن در بهشت با شوهرش در بهترین شرایط و حالات زندگى مىکند، اگر هر دو بهشتى باشند و اگر شوهرش بهشتى نباشد، همسر یکى از مردان بهشتى که همشأن او باشد، مىشود. مرد و زن بهشتى، همه جوان، زیبا، مهربان و چهرهاى جذّاب و اخلاقى نیکو دارند. «1» امّا عدم ذکر همسران زنان بهشتى ممکن است از باب عنایت ویژه به حفظ حیاى زن باشد که در احکام اسلامى از قبیل خواستگارى و ازدواج و غیره متبلور شده است. زبان قرآن کریم، زبان فرهنگ محاورهاى و همان روشى است که همه عقلا با آن سخن مىگویند. عقلا در خطابهایى که به عموم مردم (زنان و مردان) دارند، مىگویند: «هان اى کسانى که چنین و چنان کردهاید» نه نامى از مرد مىبرند و نه از زن؛ قرآن کریم نیز در این گونه خطابهایش مىفرماید: «یا ایها الذین آمنوا؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید». از طرف دیگر، عقلا در مواردى که بخواهند همین شمول و عمومیت را به صراحت بفهمانند، مىگویند: «اى مردم متوجه باشید شما چه مرد و چه زن، باید چنین و چنان رفتار کنید». قرآن کریم نیز در بعضى موارد این تصریح و تأکید را بیان کرده، مىفرماید: «مَنْ عَمِلَ صلِحًا مّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى ...؛ (نحل، 97) هر یک از شما که عمل صالحى انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن»؛ اما وقتى مىخواهد خطاب را متوجه مردان کند، مىفرماید: «الرّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَى النّسَآءِ؛ (نساء، 34) مردان، قیّم زنان هستند» و یا هنگامى که مىخواهد خطاب را متوجه زنان کند، مىفرماید: «وَالتِى یَأْتِینَ الْفحِشَةَ مِن نّسَآئکُمْ؛ (نساء، 15) کسانى از زنان شما که مرتکب گناه فاحش شوند». بله، از آنجا که قسمت عمدهاى از خطابهاى قرآن درباره مسائل اجتماعى از قبیل: جهاد، قضا و امثال اینهاست، قهراً آن خطابها متوجه قشرى است که مسئول وظایف اجتماعى است و آن مردان هستند؛ همچنین (علاوه بر آن) براى خوددارى از تکرار نیز، فقط خطاب مذکر مىآید؛ چون خطاب اگر به صورت مؤنث نیز آورده شود، لازم مىآید دوبار در همه آیات، خطاب مذکر و مؤنث ذکر شود؛ لذا تنها «یا ایها الذین آمنوا» و ... بیان شده است و «یا أیّتها اللاتى ...» و ... نیامده است؛ وانگهى از «باب غلبه» نیز خطابات بیشتر به صورت مذکر آمده است؛ چون غالباً خطابات قرآن کریم از طرف رسول اکرم صلى الله علیه و آله متوجه مردان بود. «2» __________________________________________________ (1). تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، زخرف/ 70؛ تفسیر نمونه، الرحمن/ 70؛ تفسیر نورالثقلین، رعد/ 23، حدیث 109 و 110 (2). ر. ک: زن در آینه جلال و جمال، عبداللَّه جوادى آملى، ص 91/ پاسخ به پرسشهاى دینى، موسوى همدانى، ص 15 پرسمان قرآنى زن، ص: 153 |
|
| آیا زنان دنیا در بهشت برترى بر حوریان بهشتى دارند؟ |
| ساعت ۸:٢٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا زنان دنیا در بهشت برترى بر حوریان بهشتى دارند ،همسران بهشتى دوگونه اند: ،زنان دنیوى برتر از حوریان بهشت |
|
از منابع اسلامى برمىآید که همسران بهشتى دوگونه اند: برخى از آنان همین زنان مؤمن دنیوى هستند که در آن جهان به شکل حوریه، بلکه بهتر با شوهران مؤمنشان زندگى مىکنند و یا به ازدواج افراد مؤمن دیگر در مىآیند و عدهاى از حوریه ها نیز آفریده شدند تا در اختیار بهشتیان قرار گیرند. از روایات استفاده مىشود که مقام زنان دنیوى برتر از حوریان بهشت است. در روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم پرسیده شده است آیا زنان دنیا برترند یا حوریان؟ پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: زنان دنیا برتر از حوریان هستند. پرسیده شد براى چه؟ حضرت فرمود: به خاطر نماز، روزه و عبادتشان خداوند صورتهایشان را از نور و تنشان را از حریر مىپوشاند. «1» همچنین در روایتى در بحارالانوار، مراد از «خیرات حسان» در آیه 70 سوره الرحمن، زنان دنیا دانسته شده و تأکید شده است که این زنان از حوریان برترند. «2» __________________________________________________ (1). الدر المنثور، سیوطى، ج 7، ص 633 (2). بحارالانوار، ج 8، ص 81 پرسمان قرآنى زن، ص: 152 |
|
| سرنوشت زنان در قیامت |
| ساعت ۸:۱٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سرنوشت زنان در قیامت ،آیا بهشت تنها براى مردان است ،«حورالعین» ،زنان بهشتى |
|
پرسش: آیا بهشت تنها براى مردان است که خداوند در آیه 25 سوره بقره مىفرماید: «ازواج مطهرة»؟ مگر زنان به بهشت نمىروند؟ در ضمن اگر حیا براى زنان بهشتى مطرح است، پس چگونه خداوند متعال در سوره واقعه، به توصیف جمال زنان بهشتى پرداخته است؟ پاسخ: با توجه به آیات قرآن کریم شکى نیست که بهشت هم براى مردان مؤمن و هم براى زنان با ایمان است: «وعَدَ اللَّهُ المُؤمِنینَ والمُؤمِنتِ جَنتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الانهرُ خلِدینَ فیها ومَسکِنَ طَیّبَةً فى جَنتِ عَدنٍ ورِضونٌ مِنَ اللَّهِ اکبَرُ ذلِکَ هُوَ الفَوزُ العَظیم؛ (توبه، 72) خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند بود، و مسکنهاى پاکیزه در این بهشت جاودان دارند، هم چنین خشنودى پروردگار که از همه اینها بالاتر است و این است رستگارى بزرگ.»؛ «لِیُدخِلَ المُؤمِنینَ والمُؤمِنتِ جَنتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الانهرُ خلِدینَ فیها ویُکَفّرَ عَنهُم سَیّاتِهِم؛ (فتح، 5) هدف [دیگر از فتح مبین] این بود که مردان و زنان باایمان را در باغهایى [از بهشت] وارد کند که نهرها از زیر درختانش جارى است، در حالى که جاودانه در آن مىمانند و گناهانشان را مىبخشد.» پس مقصود خداوند متعال از آیه «ازواج مطهرة» (بقره، 25)، زنهاى بهشتى هستند که براى مردان بهشتى در نظر گرفته شدهاند و این با بهشت رفتن زنان منافاتى ندارد، زیرا در آیات دیگر به آن اشاره شده است؛ در ضمن علت بیان نکردن، رعایت حیا نیز نبوده است. امّا آن چه در سوره واقعه آمده توصیف «حورالعین» است که به معناى زنان بهشتى نیست، بلکه حور، جمع «حوراء» و «احور» است و به معناى کسى است که سیاهى چشمانش به طور کامل مشکى و سفیدى آن به طور کامل، شفّاف و برّاق باشد. عین نیز جمع «عیناء» و «اعین» مىباشد که به معناى کسى است که چشمانش درشت باشد، و نیز گفته شده که «حور» از «حیرت» گرفته شده، و این کنایه از زیبایى بیش از اندازه آنهاست که هر بینندهاى را به حیرت مىاندازد. بر فرض هم که توصیف زنان بهشتى باشد، با حیاى آنان منافاتى ندارد، زیرا این منافات، زمانى است که از یکى از آنها به طور فردى و مشخص که مخاطب، او را بشناسد، توصیف شده باشد، ولى تعریف از آفرینش و زیبایى نوع آنها، با حیاى آنها منافات ندارد، مانند آن که اگر به فرد مشخصى گفته شود تو از آب گندیده خلق شدهاى، ممکن است ناراحت شود، ولى اگر در حضور همه انسانها گفته شود انسان از آب گندیده خلق شده است، چون به نوع انسان اشاره دارد، کسى ناراحت نمىشود. «1» __________________________________________________ (1). تفسیر المیزان، علامه محمدحسین طباطبایى، ج 1، ص 90 و ج 18، ص 149/ تفسیر تبیان، شیخ طوسى، ج 9، ص 242 و 246/ مجمع البیان، طبرسى، ج 2، ص 254 و ج 8، ص 274؛ ج 9، ص 275/ تفسیر نورالثقلین، عبد على عروسى حویزى، ج 1، ص 321/ مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 262 پرسمان قرآنى زن، ص: 151 |
|
| زنان فاسد و مکّار و زنان خوب و پاک دامن |
| ساعت ٧:۱٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: زنان فاسد و مکّار و زنان خوب و پاک دامن ،حضرت مریم، آسیه، خدیجه |
|
قرآن مجید زنان فاسد و مکّار و زنان خوب و پاک دامن را چگونه توصیف فرموده است؟ به طور کلى از دیدگاه قرآن مجید، خوبى و بدى، درستى و نادرستى، مکر و حقیقت، به قوّت ایمان و ضعف آن بستگى دارد و در این مورد تفاوتى بین زن و مرد نیست؛ بنابراین، فرد فاسد و مکّار چه زن باشد و چه مرد، فردى است که پیرو هوى و هوس بوده، به دستورهاى الهى بىاعتنا است؛ به جاى بندگى خدا، بنده شیطان و غرایز نفسانى خویش بوده، نسبت به امور دنیا حریص و گرفتار غرور و خودبینى است. قرآن در آیاتى، اوصاف انسانهاى مؤمن و صالح و فاسق و منافق را بیان مىفرماید، که به چند نمونه آن اشاره مىشود: «والمُؤمِنونَ والمُؤمِنتُ بَعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ ویُقیمونَ الصَّلوةَ ویُؤتونَ الزَّکوةَ ویُطیعونَ اللَّهَ ورَسولَهُ اولکَ سَیَرحَمُهُمُ اللَّهُ ...؛ (توبه، 71) مردان و زنان با ایمان، ولّى [و یار و یاور] یک دیگرند، امر به معروف و نهى از منکر مىکنند، و نماز را برپا مىدارند، و زکات را مىپردازند، و خدا و رسولش را اطاعت مىنمایند، خداوند به زودى آنها را مورد رحمت خویش قرار مىدهد.» در این آیه، به پنج صفت براى انسانهاى پاک و صالح اشاره شده، که هر یک از این صفات، دلیل قوّت ایمان و منشأ صفات نیک دیگرى است؛ در مقابل، در آیه دیگر، پنج صفت براى انسانهاى فاسد و مکّار و دورو بیان مىفرماید: «المُنفِقونَ والمُنفِقتُ بَعضُهُم مِن بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمُنکَرِ ویَنهَونَ عَنِ المَعروفِ ویَقبِضونَ ایدِیَهُم نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُم انَّ المُنفِقِینَ هُمُ الفسِقون؛ (توبه، 67) مردان منافق و زنان منافق همه از یک گروهند، آنها امر به منکر و نهى از معروف مىکنند، و دستهایشان را [از انفاق و بخشش] مىبندند، آنها خدا را فراموش کردند؛ و خدا نیز آنها را فراموش کرده منافقان فاسق و فاجرند.» در این آیات به صفاتى که در برابر یک دیگرند اشاره شده است. بدیهى است که هر چیزى را باید به ضدّ آن شناخت، انسانهاى خوب و صالح، دوست و پشتیبان هم دیگرند و انسان فاسق و مکّار، دشمن یکدیگر بوده، همه از یک قماش هستند افراد صالح، امر به معروف و ناصالحان نهى از معروف مىکنند، نیکوکاران دست بخشنده دارند، و بدکاران هرگز بخشش ندارند، آنها مطیع خدا و اینها به کلى خدا را فراموش کردهاند، و بنده هوى و هوس خویش هستند. در سوره فرقان نیز اوصاف دیگرى براى بندگان خوب و صالح بیان مىفرماید: «وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذینَ یَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما؛ (فرقان، 63) بندگان خاص خداوند رحمان، آنها هستند که با آرامش و بىتکبّر بر زمین راه مىروند، و هنگامى که جاهلان آن را مخاطب سازند [حلیم و بردبارند]، در مقابل به آنها سلام مىکنند.» سپس در ادامه، اوصاف فراوانى براى آنان بیان مىفرماید، از جمله این که آنها کسانى هستند که براى خدا سجده مىکنند، و براى غیر خدا کُرنش و تعظیم نمىکنند، از هرگونه افراط و تفریط در امور زندگى، از جمله انفاق پرهیز مىکنند، هرگز معبود دیگرى غیر خدا را نمىپرستند، و مرتکب فحشا و کار زشت نمىشوند. (فرقان آیات 64- 68) بدیهى است این صفاتى که براى بندگان خوب و صالح بیان شده، عکس آن در انسانهاى فاسد و ناصالح وجود دارد. یکى از نشانههاى زنان خوب، حفظ حجاب و عفت است. قرآن کریم هنگام معرفى کافر نمونه به دو زن- زنان نوح و لوط پیامبر علیهما السلام اشاره مىکند. (تحریم، 10) و نیز هنگام معرفى مؤمن نمونه مىفرماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْن؛ (تحریم، 11- 12) و در این دو آیه ویژگىهایى که براى آسیه زن فرعون و مریم دختر عمران مىآورد: ایمان به خدا و تسلیم طغیانگرىهاى فرعونیان نشدن، صلابت در ایمان و پاکدامنى و عفاف و تسلیم محض در برابر دستورات الهى شدن و بالاخره عبادت و بندگى مدام داشتن است. البته تنها زن برگزیدهاى که قرآنکریم به صراحت از او نام برده، حضرت مریم مقدس علیها السلام مىباشد که قرآنکریم درباره او مىفرماید: «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلئِکَةُ یمَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفکِ عَلَى نِسَآءِ الْعلَمِینَ؛ (آل عمران، 42) و [و به یاد آورید] هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است.» خداوند متعال در آیات بعدى به تنها خصیصه او یعنى ولالت عجیب [بدون همسر] فرزندش اشاره مىکند و مفسران مىگویند این برگزیدن مطلق نیست؛ بلکه تنها در ولادت عجیب فرزندش، آن حضرت برگزیده زنان جهان بوده است. سرور و برگزیده زنان عالم از جهات فضل و کرامت و ... حضرت فاطمه علیها السلام مىباشد. چنان که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مىفرماید: «خداوند متعال از میان زنان چهار زن را انتخاب کرده، مریم، آسیه، خدیجه، فاطمه علیها السلام ... و فاطمه علیها السلام سرور زنان عالم است.» «1» زیرا حضرت فاطمه علیها السلام در دورانى مىزیسته که مردمش تکامل یافتهتر و متمدنتر از دورانهاى آن سه زن دیگر (حضرت مریم، آسیه، خدیجه) بوده است؛ پس حضرت فاطمه علیها السلام از آن سه تن دیگر افضل است. «2» __________________________________________________ (1) ر. ک: من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 4، ص 420/ نور الثقلین، عبدعلى العروسى الحویزى، ج 1، ص 336 (2). ر. ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 3، ص 204- 233 پرسمان قرآنى زن، ص: 140 |
|
| چهار زن بهشتى و چهار مرد جهنمى |
| ساعت ٧:٠۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چهار زن بهشتى و چهار مرد جهنمى |
|
1. مادر حضرت موسى، یوخابد؛ (قصص، 7) 2. خواهر حضرت موسى؛ (قصص، 11) 3. دختر شعیب که همسر حضرت موسى بود، صفوره یا صفورا؛ (قصص، 26) 4. همسر فرعون، آسیه. (قصص، 9) چهار مرد جهنمى: 1. فرعون؛ (قصص، 3، 6) 2. هامان؛ (قصص، 8) 3. قارون؛ (قصص، 76) 4. مرد قبطى که به دست حضرت موسى کشته شد. (قصص، 15) |
|
| بهترین زنان از نظر قرآن چه ویژگى هایى دارند؟ |
| ساعت ٦:۳٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بهترین زنان از نظر قرآن چه ویژگى هایى دارند؟ ،عفاف در سخن گفتن: ،آبروى شوهر در غیاب وى |
|
پاسخ: در ابتدا باید گفت که در قرآن به دو دسته از صفات خوب اشاره شده است: |
|
| گامهاى اصلى براى انس با قرآن عبارتند از: |
| ساعت ٦:٢٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: گامهاى اصلى براى انس با قرآن عبارتند از: |
|
1- شناخت قرآن؛
|
|
| ذوالنون مصری و عقرب |
| ساعت ٦:٢٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ذوالنون مصری و عقرب ،یا راقدا والجلیل یحفظه ،گر نگهدار من آنست که من بینم |
|
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ نقل شده است که : ذوالنون مصرى روزى بقصد شستن لباسهاى خود بکنار رود نیل آمده ، و ناگاه متوجه میشود که عقرب بزرگى بسوى او میآید، ذوالنون سخت متوحش شده و از شر او بخدا پناه میبرد عقرب بطرف رود نیل متوجه شده ، و در این هنگام قورباغه اى از آب بیرون آمده و عقرب بپشت او سوار میشود، قورباغه خود را بآب زده و از آب عبور میکند. ذوالنون میگوید: چون این حلال را دیدم ، بعجله تمام لنگى به خود بسته و وارد آب شدم ، و از پشت سر قورباغه حرکت میکردم ، تا اینکه از آب خارج شدیم . عقرب در کنار آب از پشت قورباغه پائین آمده و براه افتاد، و من پشت سر او راه میرفتم ، و مراقب او بودم که آخر کار و مقصد او را دریابم عقرب نزدیک درخت بزرگ میوه دارى رسید، و جوان سفید رویى که مست شراب بود در سایه آندرخت خوابیده بود. با خود گفتم که : لا حول و لا قوة الا بالله مانع و یاورى نیست مگر از جانب پروردگار متعال ، و یقین کردم که این عقرب بقصد زدن و کشتن این جوان آمده است . ناگاه متوجه شدم که : افعیى (مار بزرگ ) بسوى آن جوان میآید و قصد زدن او را دارد. در اینموقع عقرب بسرعت تمام خود را بجانب مار زده ، و سخت از دماغ او گزید، و مار بى حرکت افتاده و مرد. عقرب از راهى که آمده بود برگشت ، و باز بهمان کیفیت از آب رود نیل عبور کرده و رفت . ذوالنون این شعر را خواند: یا راقدا والجلیل یحفظه من کل سوء یکون فى الظلم اى کسیکه در خواب هستى و خداوند او را محافظت میکند از هر گونه حوادث سوء و ناملائمات .جوان از شنیدن آواز ذوالنون بیدار شد، و ذوالنون جریان امر را باو خبر داد. جوان بخاک افتاده و توبه کرد، و سپس لباس لهو را بلباس تقوى مبدل کرده ، و بهمین حال از دنیا رفت نتیجه : رحمت و لطف حق تعالى بهمه موجودات جهان اعمّ از حیوان و غیر حیوان و مؤ من و کافر، احاطه داشته ، و هر وجودى خواه کوچک و بزرگ در همه حال غرق احسان و فضل او میباشد. نعمتهاى عمومى جهان که در خوان وسیع و پهناور پروردگار متعال مورد استفاده خاص و عام است : در هیچ دفترى بحساب احسان و نعمت نیامده و هیچکسى خود را مرهون و مدیون آنها قرار نمیدهد. اغلب و اکثر نعمتهاى خصوصى نیز چنین است ، کسى فکر نمیکند که هر یک از اعضاى سالم بدن (چشم و گوش و زبان و دست و پاى و دستگاه عصب و خون و هضم و مغز و غیر آنها) تا چه اندازه ارزش دارد، و در مقابل هر یک از این نعمتها چقدر باید سپاسگذارى و قدردانى کرد. گذشته از این نعمتهاى محسوس و ظاهرى : قسمتى از نعمتهاى پروردگار متعال غیر محسوس است ، و یکى از آنها همان حفظ و حراست و دفع شر و خطر و ضررهاى بموقع و ناگهانى است که زبان در مقابل شکر و قدردانى ازین لطف بزرگ حق صد در صد عاجز و قاصر است . (ان کل نفس لما علیها حافظ فردى نیست مگر اینکه او را از جانب خداوند متعال نگهدارنده و حافظى هست . گر نگهدار من آنست که من بینم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد و در سوره رعد آیه 11 میفرماید: ((له معقبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امر الله ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیر و اما بآنفسهم )) براى هر شخصى از پیشروى و از پشت سر او پاسبانان و محافظینى هستند که او را بدستور پروردگار متعال محافظت و نگهدارى میکنند، و خداوند نعمتهاى خود را از کسى قطع نمیکند مگر اینکه او تغییر روش داده و از راه حق منحرف گردد. نرم افزار پاسخ |
|
| ویژه شهادت امام سجاد علیه السلام |
| ساعت ٥:۱٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: زندگی امام سجاد (ع) ،ویژه شهادت امام سجاد علیه السلام ،ابهت و شخصیت امام سجّاد (ع) ،عفو و جوانمردی امام سجّاد (ع) |
![]() شهادت سید السّاجدین حضرت امام زین العابدین علیه السلام تسلیت باد
![]() حضرت امام سجاد(ع)اسم مبارک آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین العابدین و سجّاد است و مشهورترین کنیة او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین (ع) است و تقریباً بیست و سه سال به پدر بزرگوار زندگی کرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است.
حضرت سجّاد (ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است که دست عنایت حق بطور خارق العاده این دختر را به امام حسین می رساند. شرافت این زن آن است که مادر نه نفر از ائمة طاهرین می شود و چنانچه حسین (ع) اب الائمه است. این زن نیز ام الائمه است. و اما از نظر فضایل انسانی: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بیت علیهم السلام وجه اشتراک در همة فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و کردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.
ایمان امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین (ع) در دعای صباح می گوید: یا من دل علی ذاته بذاته.
«ای کسی که برهان وجود خود هستی.»
حضرت سجّاد نیز در دعای ابوحمزة ثمالی می گوید: بک عرفتک وانت دللتنی علیک وعوینی الیک ولولا انت لم أدرما انت.
«تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودی مرا بر خودت و دعوت نمودی به خودت و اگر نبودی، ترا نمی شناختم.»
این گونه کمات منتهای ایمان را می رساند و این همان ایمان شهودی است که امیرالمؤمنین می فرماید: لو کشفت لی الغطاء ما ازددت یقینا.
«اگر بر فرض محال ممکن بود خدا را بر این چشم ظاهری دید و می دیدم بر یقین من که الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمی شد.».
علم امام سجّاد (ع)
اگر امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: «از من بپرسید هرچه می خواهید که به خدا قسم تمام وقایع را تا روز قیامت می دانم، حضرت سجاد نیز می گوید: «اگر نمی ترسیدم که مردم در حق ما غلوّ کنند، وقایع را تا روز قیامت می گفتم.»
تقوای امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود: والله لو اعطیت الاقالیم السبعة وما تحت افلا کها علی ان اعصی فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت.
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستی را به من دهند که به مورچه ای ظلم کنم و بیجهت پوست جوی را از دهان آن بگیرم، نمی کنم.»
حضرت سجّاد نیز می فرمود:
تعصی الاله وانت تظهر حبّه هذا لعمری فی الفعال بدیع
لو کنت تظهر حبه لأطعته ان المحب لمن یحب مطیع
«خداوند را معصیت می کنی و ادعا می کنی که او را دوست داری. به جان من این ادعا از عجایب امور است. اگر راستی خدا را دوست داشتی او را اطاعت می کردی، زیرا محّب همیشه مطیع محبوب است.»
در این اشعار نیز امام سجاد می گوید محال است که خداوند را معصیت کنم، زیرا او را دوست دارم.
عبادت امام سجاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین گفته شده است که روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می کرد. حضرت سجّاد نیز چنین بود چه بسیار باغها و قنوات که به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدة او به حدی بود که به زین العابدین و سجّاد ملقّب شد.
از رسول اکرم روایت شده که روز قیامت خطاب می شود: «کجا است زین العابدین؟» و می بینم که فرزندم علی بن الحسین جواب می دهد و می آید. از امام باقر روایت شده که: «پدرم را می دیدم که از کثرت عبادت پاهای او ورم کرده، و صورت او زرد، و گونه های او مجروح، و محل سجدة او پینه بسته بود.»
سخاوت، فتوت و رأفت امام سجّاد (ع)
در تاریخ است یکی از کارهای امیرالمؤمنین (ع) اداره کردن فقرا بطور مخفیانه بوده است. امیرالمؤمنین شبها خوراک، پوشاک و هیزم به خانة بینوایان می برد، و آن بینوایان حتی نمی دانستند که چه کسی آنها را اداره می کند. همچنین میان مورخین مشهور است که امام سجاد (ع) چنین بوده است.
راوی می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودیم که از مناقب امیرالمؤمنین (ع) صحبت شد و گفته شد هیچ کس قدرت عمل امیرالمؤمنین را ندارد و شباهت هیچ کس به امیرالمؤمنین، بیشتر از علی بن الحسین نبوده است که صد خانواده را اداره می کرد. شبها گاهی هزار رکعت نماز می خواند.»
از طریق اهل تسنن روایت شده است که چون حضرت سجاد شهید گشت روشن شد که آن حضرت صد خانواده را بطور مخفی اداره می کرده است.
زهد امام سجّاد (ع)
چنانچه امیرالمؤمنین (ع) زاهد به تمام معنی بوده است و دلبستگی به مالی و به کسی جز به خدای متعال نداشته است. همچنین بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب خود سفارش می فرمود: اصحابی، اخوانی، علیکم بدار الآخرة ولا اوصیکم بدار الدنیا فانکم علیها وبها متمسکون اما بلغکم ان عیسی علیه السلام قال للحواریین. الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها. وقال: من یبنی علی موج البحر داراً؟ تلکم الدار الدنیا ولا تتخذوها قراراً.
«ای یاران من، برادران من، مواظب خانة آخرت باشید من سفارش دنیا را به شما نمی کنم زیرا شما بر آن حریص هستید و به آن چنگ زده اید. آیا نشنیده اید که حضرت عیسی به حواریون می گفت: دنیا پل است، از روی آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید! چه کسی روی موج آب خانه می سازد؟ موج دریا این دنیا است، به آن دلبستگی نداشته باشید.»
شجاعت امیرالمؤمنین (ع)
شجاعت امیرالمؤمنین (ع) زبانزد خاص و عام است. و اگر گفتار امام سجاد (ع) را در مجلس ابن زیاد و در مجلس یزید و مخصوصاً خطبة آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگیریم شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می شود.
امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمروبن عبدود و مرحب خیبری به کار می برد و فرزند گرامی او امام سجّاد، شجاعت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به کار برده است.
سیاست امام سجّاد (ع)
امیرالمؤمنین به اقرار همة مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق العاده مفید بود، چنانکه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علی لهک عمر، یعنی: «اگر علی نبود عمر هلاک شده بود.»
امام سجاد علیه السلام در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند که تدبیر امام سجّاد، مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست کسانی چون یزید و عبدالملک مروان نجات داد.
حلم امام سجاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین گفتاری نقل شده و ایشان فرمودند: «برآدم بیخردی گذشتم که به من بد می گفت. از او صرف نظر کردم گویی که او حرفی نزده است.» دربارة امام سجاد نیز گفتاری نقل شده است و ایشان فرمودند: «بر کسی گذشتم که به من بد می گفت. بدو گفتم که اگر راست می گویی خداوند متعال مرا رحمت کند، و اگر دروغ می گویی خدا تو را بیامرزد!»
تواضع امام سجاد (ع)
آن حضرت با فقرا می نشست، با آنان غذا می خورد، از آنان دلجویی می کرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، برای آنان کار می کرد و از آنان پذیرایی می نمود، و دربارة آنان به دیگران سفارش می کرد.
تاریخ نویسان اقرار دارند که امام سجاد (ع)، دوست داشت فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره اش باشند و با آنها بنشیند، غذا برای آنها آماده کند و حتی غذا در دهن آنان بگذارد.
فصاحت و بلاغت امام سجّاد (ع)
فصاحت به معنی خوب سخن گفتن، مجاز، کنایه، لطایف و مثالها را به کار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول کلام بی فایده پرهیز داشتن است. فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین مورد اقرار همه است آنچنانکه دربارة نهج البلاغه گفته شده:
دون کلام الخالق وفوق کلام المخلوق.
«پایین تر از کلام خالق و بالاتر از کلام مخلوق است.»
امام سجّاد صحیفة کامله سجادیه را به جهان عرضه داشت. صحیفه ای که چون آن نیامده و نخواهد آمد. صحیفه ای که در ضمن دعا، معارف اسلام، سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یک دوره معارف اسلامی را آموزش می دهد. صحیفه ای که محققین اسم آن را اخت القرآن، انجیل اهل بیت، زبور آل محمد نهاده اند. صحیفه ای که ابلهی با فصاحت ادعا کرد که می تواند چون آن بیاورد چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق کرد و مرد.
جهاد امام سجاد (ع)
امیرالمؤمنین علیه السلام بزرگترین مجاهد اسلام است که توانست اسلام را از دست کفار و مشرکین نجات دهد. ولی فرزندش امام سجّاد گرچه در کربلا کشته نشد اما وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام بوده است. قیام ابی عبدالله الحسین (ع) درختی بود که در کربلا کاشته شد و آبیاری و به ثمر رساندن و نگاهداری از آن به دست امام سجاد (ع) به دست زینب کبری انجام گرفت.
تدبیر امام سجاد در اسارت، گریه های امام سجاد در مدینه، نوحه خوانی و روضه خوانیهای آن حضرت در مدت سی و پنج سال سخنرانیش، به موقع جهادی بود فوق العاده مفید و ثمربخش که تحلیل سیاسی تاریخ، این مطالب را نشان می دهد.
عفو و جوانمردی امام سجّاد (ع)
اگر تاریخ دربارة امیرالمؤمنین (ع) می گوید که چگونه از ابن ملجم مواظبت کرد و هنگامی که ظرف شیری را برای حضرت می آوردند نیمی را می خورد و نیم دیگر را برای او می فرستاد، و دربارة او وصیّت و سفارش فراوان نمود، دربارة امام سجّاد نیز منقول است که: فرماندار مدینه که دل امام سجاد را خون کرده بود، از طرف عبدالملک مروان معزول شد و امر شد که او را به درختی ببندند و مردم بیایند و به او توهین کنند. امام سجاد (ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود که مبادا به او توهین شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداری داد و نزد عبدالملک مروان وساطت او را کرد که از این خواری نجات یابد.
آن فرماندار معزول می گفت از علی بن الحسین و یارانش ترس دارم زیرا به آنها ظلم بسیار کردم.
ابهت و شخصیت امام سجّاد (ع)
دربارة امیرالمؤمنین (ع) گفته شده که بسیار متواضع بود، ولی بزرگی شخصیّت آن بزرگوار میان همه محفوظ بود. همچنین است فرزند عزیزش امام سجاد (ع).
در تاریخ ضبط است که هشام بن عبدالملک به حج آمده بود و کثرت جمعیت مانع شدکه حجر الاسود را استلام کند. پس در گوشه ای برای او فرشی انداخته و نشسته بود که امام سجّاد وارد طواف شد و وقتی به حجر الاسود رسید، مردم کنار رفتند و حضرت مکرّر استلام نمود. هشام فوق العاده ناراحت شد. یکی از اطرافیان پرسید: این مرد کیست که مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل کرد و گفت نمی دانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهة قصیدة مفصلی دربارة امام سجاد سرود. ما چند بیت از آن قصیده را می آوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:
هذا الذی تعرف البطحاء وطاته والبیت یعرفه والحل والحرم
ما قال لاقط الا فی تشهده لولا التشهد کانت لانه نعم
یغضی حیاء ویغضی من مهابته فما یکلم الا حین یبتسم
من معشر حبهم دین وبغضهم کفر وقربهم منجی ومقتصم
مقدم بعد ذکر الله ذکرهم فی کل فرض ومختوم به الکلم
«این مردی است که حجاز، خانة خدا، حل، حرم او را میشناسند.
نه، در کلامش نیست ـ حاجت سائل را همیشه برآورده می کند جز در تشهد ـ که لا اله الا الله می گوید. و اگر تشهد در نماز نبود، نه او، همیشه آری بود: هنگام برخورد با مردمان چشمها را فرو می بندد برای آنکه حیا دارد، و دیگران چشم فرو می بندد به جهت ابهتی که او دارد. و سخن با او نمی گویند مگر که آن بزرگوار تبسّم کند. روز قیامت حب آنها دین است و بغض آنها کفر است و قرب و نزدیکی به آنان پناه و نجات انسانها است. در نمازها یاد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چیزی است بعد از اسم خدای متعال. و نمازها به اسم آنان تمام می شود ـ یعنی در نماز بعد از اسم خدا در اقامه، اسم اهل بیت است و آخر مطلب که در تشهد آخر گفته می شود باز اسم اهل بیت است. گفته شده که فرزدق به این اشعار آمرزیده شده است و به گفتة جامی اگر اهل عالم به این اشعار آمرزیده شوند جا دارد.
زندگی امام سجاد (ع)
می دانیم زندگی امیرالمؤمنین (ع) پر تلاطم بود در نهج البلاغه می فرماید: صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی. یعنی: «صبر نمودم در مصایب نظیر کسی که خاری در چشم و استخوانی در گلو داشته باشد.» ولی زندگی امام سجّاد علیه السلام از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار پرتلاطم تر بود. آن حضرت در بحبوحة جنگ صفین به دنیا آمد: در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا کرده. معاویه را با کشتارهای دسته جمعی شیعیان، با اشاعة سبّ امیرالمؤمنین در خطبه ها و بعد از نمازها دیده است. بعداً حماسة کربلا و اسارت، که هر روزی از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زیاد و مجلس یزید را با اهل بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیة حره که ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده کرد.
یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشگر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدینه را برای لشگریان خود مباح اعلام نمود.
او شاهد قضیة عبدالله بن زبیر است ـ که همة بنی هاشم و من جمله محمد بن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود که بسوزاند و چون دشمن رسید موفق نشد ـ شاهد مروان بن حکم بود که دشمن سرسخت اهل بیت بود. شاهد حکومت عبدالملک مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است. زندانی زندان حجاج بن یوسف است که در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حیاة الحیوان می گوید خوراک آنها دو قرصه نان بود که بیشتر آن خاکستر بود. شاهد کشتار بیشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستی با اهل بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی کرد ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.
والسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث حیاً.
http://alivaliyollah.persianblog.ir |
|
| فضیلت خواندن سوره حمد : |
| ساعت ٤:٤٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره حمد : ،هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند ،شریفترین چیزى است که در گنجینه هاى عرش |
|
از رسول اکرم نقل شده است که فرمود: هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند بدو آن چنان پاداش میدهند که گویى دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مؤمن و مؤمنه صدقه داده است. همین مضمون از آن حضرت، بسند دیگرى نقل شده است با این تفاوت که گویى تمام قرآن را خوانده است. از ابىّ بن کعب نقل شده است که گفت من سوره فاتحه را بر رسول اکرم خواندم حضرت فرمود قسم بکسى که جانم در دست اوست در تورات و انجیل و زبور و حتى در خود قرآن مانند این سوره نیست این سوره «امّ الکتاب» و- «سبع مثانى» است و این سوره بین خدا و بندهاش تقسیم شده است و براى بنده است آنچه بخواهد. محمّد بن مسعود عیاشی نقل میکند که رسول اکرم بجابر فرمود: اى جابر آیا بهترین سورهاى را که خدا در کتابش نازل کرد بتو نیاموزم؟ جابر عرض کرد: آرى. پدر و مادرم فدایت باد یا رسول اللَّه بمن یاد ده. پس رسول اکرم سوره حمد را که امّ الکتاب است باو آموخت سپس فرمود اى جابر! دوست دارى از فضیلت آن براى تو بگویم؟ گفت: بلى پدر و مادرم فدایت. حضرت فرمود: این سوره شفاء هر درد و بیمارى است جز مرگ. از حضرت امام صادق نقل شده است که فرمود: کسى که از حمد شفا نیابد هیچ چیز او را خوب نمیکند. امیر المؤمنین از رسول اکرم نقل میکند که خدا بمن گفت «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً- مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» « آیه 87 از سوره حجر » (اى محمّد همانا ما هفت آیه با ثنا (سوره حمد)- و قرآن با عظمت را براى تو فرستادیم) حضرت میگوید خدا سوره حمد را در برابر همه قرآن قرار داد و بر نازل کردن آن بخصوص بر من منّت نهاد بعد فرمود: فاتحة الکتاب شریفترین چیزى است که در گنجینه هاى عرش است. خداوند محمّد را بدان اختصاص و شرافت داد و هیچکدام از پیامبران را با او در این جهت شریک ننمود. جز سلیمان که باو از این سوره (بسم اللَّه ....) داده شد. همانطور که قرآن از زبان بلقیس این چنین حکایت میکند: «إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتابٌ کَرِیمٌ إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» « آیه 29 از سوره نمل» (نامهاى گرامى بمن دادهاند از جانب سلیمان و بنام خداى رحمن و رحیم است). سپس فرمود: هر که آن را بخواند در حالى که بدوستى محمّد و آل او معتقد. و بظاهر و باطن آن مؤمن، و پیرو فرمانش باشد خداوند در برابر هر حرفى از آن حسنهاى باو میدهد که هر یک از آن بالاتر از دنیا با همه اموال و خیراتش مىباشد. و اگر کسى بدین سوره که خوانده میشود گوش فرا دهد بمقدار یک سوم از ثواب و اجر خواندنش را خواهد داشت این چیز را غنیمت شمرده و آن را بیشتر کنید تا موقعش نگذرد و حسرت و آه در دلتان نماند. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص: 36 |
|
| فضیلت خواندن سوره یس : |
| ساعت ٤:٢٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره یس : ،هر کس سوره یس را براى خداى عزّ و جل قرائت کند ،سى هزار فرشته براى غسل او حاضر ،پنج اسم رسول خدا ( ص ) |
|
ابى بن کعب گوید: هر کس سوره یس را براى خداى عزّ و جل قرائت کند خداوند او را آمرزیده و اعطاء کند از اجر و پاداش باو اجر کسى که دوازده مرتبه قرآن را تلاوت کرده و هر مریض و بیمارى که نزد او پس قرائت شود بعدد هر حرفى از آن ده فرشته نازل شود و بر او که در جلوى او به صفها مىایستند و براى او استغفار کنند و در موقع قبض روح او حاضر باشند، و جنازه او را تشییع و بر آن نماز بخوانند و بدفنش نیز حاضر باشند، و هر بیمارى که آن را قرائت کند و یا در نزد او قرائت شود رضوان خازن بهشت با یک لیوان و جام از آبهاى بهشتى نزد او آید و باو بیاشامد و حال آنکه او در بستر بیمارى است، پس مینوشد و سیرآب میمیرد و سیرآب برانگیخته شود و دیگر نیازى به حوضى از حوضهاى پیامبران ندارد تا داخل بهشت شود و سیرآب شود. ابو بکر از پیغمبر (ص) روایت کرده که فرمود سوره یس در تورات معمه خوانده میشود، گفتند معمه چیست، فرمود صاحبش را خیر دنیا و آخرت فرا گیرد، و تحمّل کند از او بلاى دنیا را و دفع کند از او هراسهاى آخرت را و بآن مدافعه و قاضیه هم گفته میشود که از صاحبش دفع میکند هر بدى را و آورده کند براى او هر حاجتى را، و هر کس آن را قرائت کند براى او بیست حج نوشته شود و کسى که آن را بشنود براى او محسوب شود ثواب هزار دینارى که در سبیل اللَّه بدهد، و کسى که بنویسد آن گاه بیاشامد داخل جوف او شود هزار دواء و هزار نور و هزار یقین و هزار برکت و هزار رحمت و از او برطرف شود هر درد و بیمارى. و از انس بن مالک از پیغمبر (ص) روایت شده که فرمود البتّه براى هر چیزى قلبى است و قلب قرآن سوره یس است. و از او از پیامبر (ص) رسیده که فرمود کسى که بگورستانى وارد شود یس را بخواند خدا در آن روز از عذاب ایشان تخفیف و براى او بعدد امواتى که در آنجاست حسناتى نوشته شود. و ابو بصیر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود، البتّه براى هر چیزى قلبى است و قلب قرآن سوره یس است پس هر کس در روز پیش از آنکه شام کند بخواند در روز آن از حفظ شدگان و روزى داده شدگان باشد تا شب کند و هر کس در شب بخواند پیش از آنکه بخوابد خدا بر او هزار فرشته مأمور کند تا او را از هر شیطانى پلیدى و از هر آفتى حفظ نماید، و اگر در خوابش بمیرد خدا او را در بهشت داخل کند و سى هزار فرشته براى غسل او حاضر و همگى براى او استغفار میکنند و او را تا قبرش تشییع مینمایند به استغفار کردن براى او، پس چون او را داخل قبرش مینمایند آنها در قبر او خدا را عبادت میکنند و ثواب عبادتشان براى اوست و قبرش تا دیدگاه چشم گشاد و وسیع میشود و از فشار قبر ایمن خواهد بود و همواره از قبرش نورى ساطع است تا فضاء آسمان تا آنکه خدا او را از قبرش بیرون آورد، پس چون از قبرش بیرون آمد فرشتهها پیوسته با او هستند و او را مشایعت نموده و با او گفتگو میکنند و در روى او خندیده و او را بهر خیرى مژده میدهند تا او را از صراط و میزان عبور دهند و او را در مکانى از بهشت خدا اقامت دهند که نباشد نزد خدا خلقى که نزدیکتر از او باشد مگر فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل و او با پیامبران در مقابل خدا ایستاده و محزون نیستند با کسانى که در غم و غصّه بسر میبرند و با مهمومین مهموم نیستند و جزع و ناراحتى ندارند با مردمى که در ناراحتى و جزع میباشند، سپس خداوند تعالى باو میگوید: اشفع عبدى اشفعک فى جمیع ما تشفع، بنده من شفاعت کن در تمام آنچه میخواهى که شفاعت کنى من شفاعت تو را مىپذیرم و از من بخواه بتو عطا کنم تمام چیزهایى که تو میخواهى، پس سؤال میکند و باو عطا میشود و شفاعت میکند، پس، قبول میشود و او را محاسبه نمیشود در میان کسانى که محاسبه میشوند و ذلیل و خوار نمیگردد، و ملامت بگناهى و نه بچیزى از اعمال بدش نمیشود و از رفقاء محمد (ص) میباشد. و محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده که براى رسول خدا" ص" دوازده اسم است، پنج اسم آن در قرآن است: 1- محمد 2- احمد 3- عبد اللَّه 4- یس 5- نون.
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج20، ص: 361 |
|
| فضیلت خواندن سوره الرحمن : |
| ساعت ٤:٢۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره الرحمن : ،لکلّ شیء عروس و عروس القرآن سورة الرحمن جلّ ذکره ،عروس قرآن سوره الرحمن |
|
ابى بن کعب گوید: حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس سوره (الرحمن) را قرائت کند خدا بر ضعف و ناتوانى او ترحّم نماید و او سپاس و شکر آنچه را که خدا بر او انعام نموده بجا آورده است، و از حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام از پدران گرامیش از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله روایت شده که فرمود: «براى هر چیزى عروسى است و عروس قرآن سوره الرحمن است، لکلّ شیء عروس و عروس القرآن سورة الرحمن جلّ ذکره». و ابو بصیر از حضرت ابى عبد اللَّه صادق علیه السلام روایت نموده که فرمود: ترک نکنید قرائت الرحمن را و قیام به آنرا زیرا که آن در دلهاى منافقین قرار نمیگیرد و روز قیامت در صورت آدمى در زیباترین صورت و خشبوترین بوى میآید نزد پروردگارش تا آنکه میایستد در جایى که هیچکس نزدیکتر از او به خدا نیست، پس خداى سبحان باو میفرماید چه کسى در زندگانى دنیا قیام بحق تو نموده و مداومت کرد بقرائت تو، پس سوره الرحمن میگوید: «اى پروردگارم فلانى و فلانى و فلانى پس صورت ایشان سفید میشود پس بآنها میفرماید، شفاعت کنید در هر کس که دوست دارید، پس شفاعت میکنند تا آنکه باقى نماند براى ایشان غایتى و کسى نباشد که براى او شفاعت کنند پس بایشان میگویند داخل بهشت شوید و هر کجا که خواستید مسکن نمائید». حماد بن عثمان گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: لازم است که هر مردى سوره الرحمن را در روز جمعه قرائت کند پس هر وقت که خواند (فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ) بگوید «لا بشىء من آلائک رب اکذب». و از آن حضرت است که فرمود: کسى که در شب سوره الرحمن را بخواند، و بعد از هر فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ بگوید «لا بشیء من آلائک رب اکذب» خداوند فرشته و ملکى بر او موکّل کند اگر در اوّل شب خواند که او را تا صبح حفظ نماید و اگر در هنگام صبح آن را خواند موکّل فرماید بر او فرشتهاى که او را تا شب حفظ کند. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج24، ص: 55 |
|
| فضیلت خواندن سوره نور : |
| ساعت ٤:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره نور : ،مال و عورت ( آلت تناسلی ) خود را ،زنان خود را بوسیله آن در حصار عفت ،راه حفظ مال و عورت ( آلت تناسلی ) |
|
ابى بن کعب از پیامبر خدا نقل کرده که هر که سوره نور را بخواند، خداوند ده حسنه به او میدهد به اندازه اجر همه مؤمنین گذشته و آینده. از امام صادق (ع) نقل شده که: مال و عورت خود را بخواندن سوره نور حفظ کنید و زنان خود را بوسیله آن در حصار عفت قرار دهید: زیرا کسى که این سوره را در هر شب و هر روز بخواند، هیچیک از خانوادهاش هرگز زنا نمیکند تا بمیرد، در وقت مردن هفتاد هزار ملک تا کنار قبر او را تشییع جنازه میکنند و براى او دعا و استغفار میکنند تا وارد قبر شود. مه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج17، ص: 93 |
|
| فضیلت خواندن سوره توبه : |
| ساعت ٤:۱٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره توبه : |
|
1- ابىّ بن کعب از رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- روایت کرده که فرمود: هر که سوره انفال و برائت را بخواند من شفیع او گردم ... تا بآخر حدیث که در آغاز سوره انفال تمامى آن ذکر شد. و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: انفال و برائت یک سوره است. چنانچه از سعید بن مسیب نیز روایت شده. 2- ثعلبى بسند خود از رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- روایت کرده که فرمود: قرآن آیه آیه و حرف حرف نازل شد جز سوره برائة و قل هو اللَّه احد که آن دو با هفتاد صف از فرشتگان (یک جا) بر من نازل شد و هر کدام میگفتند: اى محمد در مورد نسب خدا به نیکى سفارش کن. «1» و اما اینکه در آغاز این سوره نه در قرائت و نه در کتابت بسم اللَّه ذکر نمىشود: دانشمندان و مفسران در اینباره چند قول گفتهاند: اول- آنکه این سوره چون دنبال سوره انفال است هر دو یک سوره بحساب آیند، زیرا سوره انفال در ذکر پیمانها است و این سوره در رفع پیمانها است- و این قولى است که ابىّ بن کعب گفته. دوم- اینکه در این سوره بسم اللَّه نازل نشده بخاطر آن است که «بسم اللَّه» براى امان و مهر و رحمت است، ولى سوره برائت براى برداشتن امان و رفع آن است، از اینرو بسم اللَّه در آغاز این سوره نازل نشد- و این وجه از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده، و سفیان بن عیینه و ابو العباس مبرد نیز همین وجه را اختیار کردهاند. سوم- وجهى است که از ابن عباس روایت شده که گوید: بعثمان بن عفان گفتم: چرا سوره برائت را که از «مئین» «1» است با سوره انفال که از مثانى «2» است هر دو را در «سبع طول» «3» قرار دادید، و میان آنها «بسم اللَّه» ننوشتید؟ عثمان در پاسخ گفت: شیوه رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- چنان بود که چون آیات قرآن بر او نازل میشد یکى از نویسندگان (و کتّاب) وحى را میخواند و بدو میفرمود: این آیات را در فلان سوره بگذار ... و سوره انفال از نخستین سورههایى بود که در مدینه نازل شد، و سوره برائة از آخرین سورههایى بود که در آن شهر نازل گشت، و چون داستان این دو سوره شبیه بهم بود ما گمان کردیم که سوره برائت دنباله سوره انفال است، و خود آن حضرت نیز تا روزى که از دنیا رفت در اینباره چیزى نفرمود، از اینرو ما این سوره را در ضمن «سبع طول» قرار دادیم، و میان آن دو «بسم اللَّه» ننوشتیم. و این دو سوره را «قرینتین» (قرین یکدیگر) میخواندند. __________________________________________________ (1)- ظاهرا جمله «کل یقول استوص ...» مربوط بسوره قل هو اللَّه است که در آن از نسبت پروردگار متعال بحث شده، و در ذیل سوره قل هو اللَّه نیز بیاید که یکى از اسامى آن سوره «نسبة الرب» است. و ممکن است مربوط بهر دو سوره باشد چون در مواردى از سوره برائة نیز ذکرى از توبه و آمرزش. بمیان آمده، و منظور از نسبت خدا ارتباط با او باشد ولى این معنى بعید است و بهتر همان است که بگوئیم مربوط بسوره قل هو اللَّه احد میباشد. و اللَّه العالم. «مترجم»
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج11، ص: 6
|
|
| فضیلت خواندن سوره واقعه : |
| ساعت ٤:۱۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فضیلت خواندن سوره واقعه : ،روایت شده که عثمان بن عفان ،چه میخواهى؟ و از چه شکایت داراى؟ |
|
ابى بن کعب گوید: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: کسى که سوره واقعه را بخواند از غافلین نوشته نشود: و از مسروق روایت شده که گوید: کسى که میخواهد خبر پیشینیان و خبر اهل بهشت و خبر اهل آتش و خبر دنیا و خبر آخرت را بداند پس سوره واقعه را بخواند. و روایت شده که عثمان بن عفان بر عبد اللَّه بن مسعود وارد شده که او را عبادت کند در بیمارى او که از دنیا رفت پس باو گفت: از چه شکایت داراى؟ گفت: از گناهانم، گفت: چه میخواهى؟ گفت: رحمت پروردگارم را، گفت: آیا طبیبى برایت نیاورم، گفت: طبیب من مرا بیمار کرده، گفت: آیا دستور ندهم که عطا و سهمیّه تو را از بیت المال بدهند؟ گفت: آن روز که محتاج بودم مرا محروم داشتى و امروز میخواهى بدهى که من احتیاج ندارم و بى نیاز از آن هستم، گفت: پس براى دخترانت باشد. گفت: آنها نیازى بآن حقوق و عطا ندارند، چون من آنها را فرمان دادم که سوره واقعه را بخوانند و بآن مداومت کنند، زیرا که من از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله شنیدم که میفرمود هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز نیاز و تنگدستى و فقر باو نرسد «1». و عیاشى باسنادش از زید شحام از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: کسى که سوره واقعه را پیش از خوابیدن بخواند خدا را ملاقات کند در حالى که صورت او مانند ماه شب چهارده خواهد بود. و از ابى بصیر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: کسى که در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خدا او را دوست دارد و محبّت او را در دل تمام مردم قرار دهد و هرگز در دنیا بدى و فقر و آفتى از آفات دنیا نبیند، و از رفقاء امیر المؤمنین علیه السلام خواهد بود ... پس خون او گردن عثمان است، و این یکى از جنایات اوست.
__________________________________________________ (1)- مترجم گوید: موجب بیمارى جناب عبد اللَّه بن مسعود صحابى- بزرگوار خود عثمان شد و این یکى از مطاعن عثمانست که دانشمندان سنّى و شیعه نقل کردهاند که وقتى عثمان تصمیم گرفت قرآنها را جمع و بسوزاند، و فقط قرآن زید بن ثابت اموى را که از فامیل و نزدیکان او بود باقى گذارد، ابن مسعود مذکور را طلبید و قرآن او را خواست، ابن مسعود استنکاف کرد از دادن قرآنش، پس عثمان دستور داد تا پاسداران و عمّال او را بزنند و با خودش با لگد بر شکم و پهلوى او زد تا مبتلا بفتق شده و مریض و بسترى گشت و از دنیا رفت. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج24، ص: 129 |
|
| کدام قدرت ... کدام خوارى ...و آنکه دینش را براى دنیاى دیگرى بفروشد!!!!!! |
| ساعت ٢:۳٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کدام قدرت کدام خوارى ،کدام فقرکدام دعوت ،کدام رفیقکدام خلق ،آنکه دینش را براى دنیاى دیگرى بفروشد! |
|
امام زین العابدین علیه السّلام از امام حسین علیه السّلام روایت کرده که فرموده است: روزى امیر المؤمنین صلوات اللَّه و سلامه علیه با اصحابش نشسته بود و آنها را براى نبرد صفبندى مىکرد . زید بن صوحان عبدى عرض کرد، یا امیر المؤمنین! کدام قدرت چیرهتر و نیرومندتر است؟ فرمود: هواى نفس. گفت: کدام خوارى، خوارتر است؟ فرمود: حرص بر دنیا. گفت: کدام فقر سختتر است؟ فرمود کفر به خدا پس از ایمان. گفت: کدام دعوت گمراهکنندهتر است؟ فرمود: آنکه دعوت به «نیست» کند. گفت: کدام عمل برتر است؟ فرمود: تقوا. گفت: کدام عمل کامیابتر است؟ فرمود: جستن آنچه نزد خداست. گفت: کدام رفیق بدتر است؟ فرمود: آنکه معصیت خدا را برایت بیاراید. گفت: کدام خلق بدبختتر است؟ فرمود: آنکه دینش را براى دنیاى دیگرى بفروشد! گفت: کدام مردم نیرومندتر است؟ فرمود: حکیم. گفت: کدام شخص بخیلتر است؟ فرمود: آنکه مال حرام به دست آورد و در غیر حقّ، صرف کند. گفت: کدام کس زیرکتر است؟ فرمود، کسى که راه حقّ را از باطل بشناسد و به رشد و حقّ گراید. گفت: چه کسى بردبارتر است؟ فرمود: آنکه [بیهوده] خشم نگیرد. گفت: کدام کس رأى ثابتترى دارد؟ فرمود آنکه او را از خود نفریبندش و دنیا به خود آرایىاش او را نفریبد. گفت: کدام کس احمقتر است؟ فرمود، آنکه زیر و رو شدن دنیا را ببیند و فریفته آن گردد. گفت: کدام مردم بیشتر در حسرتند؟ فرمود: آنکه از دنیا و آخرت محروم مانده، و آن همان زیان آشکار است. گفت: کدام مردم کورترند؟ فرمود: آنکه به ریا عمل کند و ثواب از خدا خواهد. گفت: کدام قناعت بهتر است؟ فرمود: قانع به آنچه خدا به او داده است. گفت: کدام معصیت سختتر است. گفت: معصیت در دین. گفت: کدام عمل نزد خدا محبوبتر است؟ فرمود: انتظار فرج. گفت: کدام مردم نزد خدا بهتر است؟ فرمود: آنکه بیشتر از خدا ترسد، و در عمل پرهیزگارتر و در دنیا زاهدتر است. گفت: کدام سخن نزد خدا برتر است. فرمود: زیاد یاد خدا را نمودن، و تضرّع و زارى به درگاهش داشتن، و دعا کردن. گفت: کدام گفتار راستتر است؟ فرمود: شهادت به اینکه معبود شایسته پرستشى جز خدا نیست؟ گفت: کدام عمل نزد خدا بزرگتر است؟ فرمود: تسلیم و پارسایى. گفت: کدام کس راستگوتر است؟ فرمود: آنکه در کارزارها راستگوترست. آنگاه على علیه السّلام رو به پیرمرد کرد و فرمود: اى شیخ: به راستى که خداوند متعال، خلقى را آفریده که دنیا در نظرشان تنگ است، از آن و کالایش روگردانند؛ و مشتاق دار السّلامى هستند که خدا آنها را بدان دعوت کرده است، و بر تنگى معاش و ناراحتى صبر کرده و مشتاق آنچه نزد خدا از کرامت است شدهاند. و جان خود را به رضاى او دهند و سرانجامشان شهادت باشد. [آنان]، خدا را ملاقات کردند در حالى که از آنها خشنود بود و دانستند که مرگ راه گذشتهها و باقیماندههاست. و براى آخرت خود چیزى جز طلا و نقره پس انداز کردند. و بر خوارى [در دنیا] صبر نمودند، و توشه اضافى را پیش فرستادند، و در راه خدا دوست داشتند و در راه او دشمنى ورزیدند. [آرى]، آنان چراغهاى [هدایت] و اهل نعمتهاى آخرتند و السّلام. آن شیخ گفت: من بهشت را با تو و یارانت مىنگرم! آن را بگذارم، کجا روم؟! اى امیر المؤمنین! ساز و برگى به من ده تا با آن بر دشمنت بتازم. على علیه السّلام به او ساز و برگ داد. در نبرد، پیش روى آن حضرت شمشیر مىزد و پیش مىرفت: امیر المؤمنین از دلیرى او در شگفت مىشد! و چون نبرد سخت گردید اسبش را پیش راند تا کشته شد. یکى از یاران على علیه السّلام، دنبال او رفت، دید بر خاک فتاده، اسبش حاضر و شمشیرش در بازوست. آنها را برگرفت و پس از پایان جنگ نزد امیر المؤمنین علیه السّلام آورد. آن حضرت براى او طلب رحمت کرد [یا بر او نماز گزارد]. فرمود: به خدا این مرد بحقّ خوشبخت بود اینک به برادر خود رحمت فرستید [رحمک اللَّه بگوئید]. چهل حدیث، ص: 59 - 62
|
|
| نسخه ای برای گناه کردن |
| ساعت ۱:٤٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نسخه ای برای گناه کردن ،پنج کار را انجام بده و بعد هر ،از ولایت و حکومت خدا خارج شو ،اگر امکان داشت داخل نشو |
|
مردی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و عرض کرد که شخص گنه کاری هستم و نمی توانم خود را از معصیت دور نگهدارم ، لذا نیازمند نصایحتان می باشم! امام علیه السلام فرمودند پنج کار را انجام بده و بعد هر گناهی می خواهی بکن اول روزی خدا را نخور ، بعد هر گناهی می خواهی بکن دوم از ولایت و حکومت خدا خارج شو و هر گناهی مایلی بکن سوم جایی را پیدا کن خدا تو را نبیند ، سپس هر گناهی می خواهی بکن چهارم وقتی ملک الموت برای قبض روح تو آمد اگر توانستی خود را از او دور کن و بعد هر گناهی می خواهی بکن! پنجم وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد ، اگر امکان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهی مایل بودی انجام ده http://parvazeeshgh.persianblog.ir/ نوسینده :غریب آشنا |
|
| - هر کس دوست دارد که ....... |
| ساعت ۱:۱٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: - هر کس دوست دارد که ،ارجمندترین مردم ،با تقواترین مردم ،آیا شما را از بدترین مردم خبر ندهم؟ |
|
عن أبی عبد اللَّه جعفر بن محمّد الصّادق علیه السّلام. عن آبائه علیهم السّلام قال: قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: من أحبّ أن یکون أکرم النّاس، فلیتّق اللَّه عزّ و جلّ. من أحبّ أن یکون أتقى النّاس، فلیتوکّل على اللَّه. من أحبّ أن یکون أغنى النّاس، فلیکن بما عند اللَّه عزّ و جلّ أوثق منه بما فی یده. ثمّ قال ألا أنبّئکم بشرّ النّاس؟ قالوا: بلى یا رسول اللَّه. قال: من أبغض النّاس، و أبغضه النّاس. ثمّ قال: ألا أنبّئکم بشّر من هذا؟ قالوا: بلى یا رسول اللَّه. قال: الّذی لا یقیل عثرة، و لا یقبل معذرة، و لا یغفر ذنبا. ثمّ قال: ألا أنبّئکم بشّر من هذا؟ قالوا: بلى یا رسول اللَّه. قال: من لا یؤمن شرّه، و لا یرجى خیره. إنّ عیسى بن مریم علیه السّلام قام فی بنی إسرائیل فقال: یا بنی إسرائیل لا تحدّثوا بالحکمة الجهّال فتظلموها، و لا تمنعوها أهلها فتظلموهم، و لا تعینوا الظّالم على ظلمه، فیبطل فضلکم. الأمور ثلاثة: أمر تبیّن لک رشده فاتّبعه و أمر تبیّن لک غیّه فاجتنبه، و أمر أختلف فیه فردّه إلى اللَّه عز و جلّ. رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده است: - هر کس دوست دارد که ارجمندترین مردم باشد، باید از خداوند متعال بترسد. - هر کس دوست دارد که با تقواترین مردم باشد، باید بر خدا توکّل نماید. - هر کس دوست دارد که بىنیازترین مردم باشد، باید نسبت به آنچه که نزد خداوند متعال است اطمینان بیشترى داشته باشد تا آنچه که در دست اوست. سپس فرمود: آیا شما را از بدترین مردم خبر ندهم؟ گفتند: چرا، یا رسول اللَّه. فرمود: کسى که مردم را به خشم آورد و [در نتیجه] مردم او را بر خشم آورند. بعد فرمود: آیا شما را به بدتر از او هم خبر ندهم؟ گفتند: چرا، یا رسول اللَّه. فرمود: کسى که از شرّش، امانى نیست؛ و به خیرش هم امیدى نیست. عیسى بن مریم در میان بنى اسرائیل برخاست و فرمود: اى بنى اسرائیل! جاهلان را حکمت نیاموزید که به حکمت ستم کردهاید؛ و از اهلش دریغ مدارید که به آنان [نیز] ستم کردهاید؛ و ستمگر را بر ستمش یارى نرسانید که احسانتان از بین مىرود. کارها سه قسم است: کارى که رهیابى آن بر تو آشکار است آن را پیروى کن. و کارى که گمراهیش بر تو آشکار است، از آن بپرهیز و کارى که مورد اختلاف است، آن را به خداى عزّ و جلّ برگردان. چهل حدیث، ص: 51
|
|
| سؤال شده: کدام مال بهتر است؟ |
| ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سؤال شده: کدام مال بهتر است؟ ،کدام مال بعد از زراعت کردن بهتر است؟ ،کدام مال پس از گوسفند بهتر است؟ ،کدام مال پس از نخل بهتر است؟ |
|
عن الصّادق علیه السّلام جعفر بن محمّد عن أبیه، عن آبائه علیهم السّلام قال سئل رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: أیّ المال خیر؟ قال: زرع زرعه صاحبه، و أصلحه، و أدّى حقّه یوم حصاده. قیل: یا رسول اللَّه فأیّ المال بعد الزّرع خیر؟ قال: رجل فی غنمه قد تبع بها مواضع القطر، یقیم الصّلاة و یؤتی الزّکاة. قیل: یا رسول اللَّه فأیّ المال بعد الغنم خیر؟ قال: البقر تغذو بخیر و تروح بخیر. قیل: یا رسول اللَّه فأیّ المال بعد البقر خیر؟ قال: الرّاسیات فی الوحل المطعمات فی المحلّ، نعم الشّیء النّخل، من باعه فإنّما ثمنه بمنزلة رماد على رأس شاهق اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ إلّا أن یخلف مکانها. قیل: یا رسول اللَّه فأیّ المال بعد النّخل خیر؟ فسکت. فقال له رجل: فأین الإبل؟ قال صلّى اللَّه علیه و آله: فیها الشّقاء و الجفاء، و العناء، و بعد الدّار، تغدو مدبرة، و تروح مدبرة لا یأتی خیرها إلّا من جانبها الأشأم، أما إنّها لا تعدم الاشقیاء الفجرة. از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سؤال شد: کدام مال بهتر است؟ فرمود: زراعتى که صاحبش آن را کشت نموده و پرورش داده و هنگام درو حقّ آن را پرداخته باشد. پرسیدند: اى رسول خدا؛ پس کدام مال بعد از زراعت کردن بهتر است؟ فرمود: مردى که گوسفند دارد و [براى سیراب کردنشان] در پى آنها راهى محلها و گودالهایى که در آنها آب باران جمع شده، مىگردد و نماز مىخواند و زکات مىدهد. پرسیدند، اى رسول خدا! کدام مال پس از گوسفند بهتر است؟ فرمود، گاو، که بامداد به خوبى [شیر مىدهد]، و شامگاه هم به خوبى [شیر مىدهد]. پرسیدند: اى رسول خدا! پس از گاو، چه چیزى بهتر است؟ فرمود: آن درختهاى بلندى که در گل و لاى ریشه دارند، و خوراک روزهاى قحط را فراهم مىسازند. چه خوب چیزى است درخت خرما! هر کس آن را بفروشد بهایش چون خاکستر سر قلّه کوه است که در روز طوفانى، باد سختى بر آن بوزد و آن را پراکنده سازد، مگر آنکه به بهاى آن، نخلستان دیگرى بخرد. پرسیدند، اى رسول خدا! کدام مال پس از نخل بهتر است؟ حضرت سکوت کرد [و جوابى نداد]. مردى گفت، پس شتر چگونه [منزلتى دارد]؟ فرمود: بدبختى و دل سختى و رنج، در شتر دارى است؛ در بامداد و شامگاه از خانه دور مىشود [و در بیابان بسر مىبرد]، خیرى نمىدهد مگر از آن سویى که خطرناک است [راه دوشیدن و سوارشدنش از طرف چپ اوست]، ولى مردمان بدبخت نابکار، آن را از دست ندهند. چهل حدیث، ص: 54
|
|
| ... او را در آغوش ... و میان دو چشمش را بوسید... |
| ساعت ۱٢:۳٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: او را در آغوش و میان دو چشمش را بوسید ،مرد کوهستانى گفت: ،چرا سرزنش مىکنند؟ ،از این دو خوشحالترم |
|
أبی عبد اللَّه جعفر بن محمّد الصّادق علیه السّلام فأتى رجل فقال: جعلت فداک إنّی رجل من أهل الجبل و ربما لقیت رجلا من إخوانی، فالتزمته فیعیب علىّ بعض النّاس و یقولون: هذا من فعل الأعاجم و أهل الشّرک. فقال علیه السّلام: و لم ذاک؟ فقد التزم رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله جعفرا و قبّل بین عینیه. فقال له الرّجل: کیف هذا؟ فقال: إنّه یوم افتتح خیبر، أتاه بشیر، فقال: هذا جعفر قد جاء. فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: و بأیّهما ما أدری أنا أشدّ فرحا، بقدوم جعفر، أو بفتح خیبر؟ فلم یلبث أن قدم جعفر، فالتزمه رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و قبّل ما بین عینیه، و جلس النّاس کأنّما على رؤوسهم الطّیر. فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله- ابتداء منه-: یا جعفر قال: لبّیک یا رسول اللَّه. فقال: ألا أمنحک؟ ألا أحبوک؟ ألا اعطیک؟ فقال له جعفر: بلى یا رسول اللَّه قال: و ظنّ النّاس أنّه سیعطیه ذهبا أو فضّة. فقال: إنّی أعطیک شیئا إن أنت صنعته کلّ یوم کان خیرا لک من الدّنیا و ما فیها، و إن أنت صنعته بین کلّ یومین غفر لک ما بینهما أو کلّ جمعة، أو کلّ شهر، أو کلّ سنة، غفر لک ما بینهما. قال: ثمّ قال: صلّ أربع رکعات تکبّر ثمّ تقرأ، فإذا فرغت قلت: سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله إلّا اللَّه و اللَّه أکبر «خمس عشرة مرّة» فإذا رکعت قلتها عشرا، فإذا رفعت رأسک قلتها عشرا، فإذا سجدت قلتها عشرا، و إذا رفعت رأسک قلتها عشرا، و إذا سجدت قلتها عشرا، و إذا رفعت رأسک قلتها عشرا و أنت قاعد قبل أن تقوم، فذلک خمس و سبعون تسبیحة فی کلّ رکعة، فذلک ثلاثمائة تسبیحة فی أربع رکعات. فقال: أ باللّیل أصلّیها أم بالنّهار؟ فقال صلّى اللَّه علیه و آله: لا، و لا، تصلّیها من صلواتک الّتی کنت تصلّی قبل ذلک ابن بسطام گوید: من در نزد امام صادق علیه السّلام بودم، مردى پیش آن حضرت آمد و گفت: فدایت گردم، من مردى از اهل کوهستانم. گاهى مردى از برادران [دینىام] را ملاقات نموده و دست به گردنش انداخته و او را در آغوش مىکشم؛ بعضى از مردم مرا سرزنش کرده و گویند: این کار عجمها و مشرکین است. امام صادق علیه السّلام فرمود: چرا سرزنش مىکنند؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله جعفر بن ابى طالب را در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید. مرد کوهستانى گفت: چگونه بوده؟ امام علیه السّلام فرمود: روزى که خیبر فتح گردید، مژده رسان پیش پیامبر آمد و گفت: این جعفر است که آمده است. پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: نمىدانم به کدامیک از این دو خوشحالترم، به آمدن جعفر، یا به فتح خیبر؟ درنگ نکرد که جعفر جلو بیاید، آن حضرت [پیش رفت] و او را در آغوش کشید و میان دو چشمش را بوسید، مردم نشستند، [از خوشحالى و هیجان] گویى که پرنده بر سرشان به پرواز درآمده است. رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله در حالى که آغاز به سخن کرد فرمود: اى جعفر! گفت: لبّیک یا رسول اللَّه فرمود: آیا جایزهاى به تو ندهم؟ آیا بخششى به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیّهاى ندهم؟ جعفر گفت: آرى یا رسول اللَّه. مردم گمان کردند که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله به او طلا یا نقرهاى مىبخشد. فرمود: چیزى را به تو مىبخشم که اگر هر روز آن را بجاى آورى، براى تو از دنیا و آنچه در آن است بهتر است، و اگر هر دو روز یک بار بدان عمل کنى، خداوند گناه بین آن دو روزت را مىآمرزد. و یا هر جمعه، یا هر ماه، یا هر سال، آن را انجام دهى، خداوند گناه بین آنها را مىبخشد. سپس فرمود: چهار رکعت نماز را با دو سلام بخوان [دو تا دو رکعتى و در هر رکعتى حمد و سوره را مىخوانى]، بعد از حمد و سوره 15 مرتبه بگو: سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا آله الا اللَّه و اللَّه اکبر و همین تسبیح را ده مرتبه در رکوع و همچنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از رکوع و همچنین ده مرتبه در سجده اوّل و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از آن، و ده مرتبه در سجده دوّم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن در حالى که نشسته باشى و برنخیزى. که جمعا 75 تسبیح در هر رکعتى مىشود و مجموع آنها در تمام چهار رکعت، 300 تسبیح مىشود. جعفر گفت: آیا در شب بخوانم یا در روز؟ فرمود: نه، نه، این نماز را جزء دیگر نمازهاى مستحبّى که قبلا مىخواندى بدان. چهل حدیث، ص:42 - 44
|
|
| شهرت یافتن به وسیله عبادت، شبههناک و گمان برانگیز .... |
| ساعت ۱٢:۳۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: شهرت یافتن به وسیله عبادت، شبههناک و گمان برانگیز ،عابدترین مردم ،عالمترین مردم ،کم وفاترین مردم |
|
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: شهرت یافتن به وسیله عبادت، شبههناک و گمان برانگیز است. پدرم از پدرش از جدّش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روایت کرده که آن حضرت فرموده است: - عابدترین مردم کسى است که واجبات را بپا دارد. - سخىترین مردم کسى است که زکات مالش را بپردازد. - زاهدترین مردم کسى است که از حرام دورى ورزد. - با تقواترین مردم کسى است که حقّ را بگوید. چه به نفعش و چه به ضررش باشد. - عادلترین مردم کسى است که آنچه براى خود مىپسندد براى دیگران هم بپسندد، و آنچه براى خود نمىپسندد، براى دیگران نیز نپسندد. - زیرکترین مردم کسى است که زیاد به یاد مرگ باشد. - و غبطه خورندهترین مردم، کسى است که در دنیا از عقاب الهى، ایمن و [عمل ناکرده] امید به ثواب داشته باشد. - غافلترین مردم کسى است که از تغییر و دگرگونى دنیا، پند نگرفته باشد. - بزرگترین مردم در دنیا از جهت عظمت، کسى است که دنیا نزد او عظمتى نداشته باشد. - و عالمترین مردم کسى است که علم و دانش مردم را با علم و دانش خود، جمع نماید. - شجاعترین مردم کسى است که بر نفسش غالب آید. - با ارزشترین مردم کسى است که دانشش بیشتر باشد. - کم لذّتترین مردم، حسود است. - کم راحتترین مردم، بخیل است. - بخیلترین مردم کسى است که نسبت به آنچه خداوند بر او واجب کرده بخل ورزد [و اداى واجب نکند]. - سزاوارترین مردم به حقّ، کسى است که بیشتر به حقّ، عمل کند. - کم وفاترین مردم، زمامدارانند. - کم حرمتترین مردم، آدم فاسق است. - کم دوستترین مردم، زمامدار است. - فقیرترین مردم، آدم طمعکار است. - بىنیازترین مردم، کسى است که اسیر حرص و آز نباشد. - و باایمانترین مردم، خوشخلقترین مردم است. - گرامىترین مردم، با تقواترین آنهاست. - با منزلتترین مردم کسى است که امور بىربط و بیهوده را ترک نماید. - پارساترین مردم، کسى است که جدال را ترک کند اگر چه محقّ باشد. - کم مروّتترین مردم، کسى است که دروغگو باشد. - بدبختترین مردم، زمامداران و معذّبترینشان متکبّرانند. - سختکوشترین مردم، کسى است که گناهان را ترک کند. - حکیمترین مردم، کسى است که از مردمان نادان دورى جوید. - خوشبختترین مردم کسى است که با مردمان ارجمند، آمیزش و معاشرت داشته باشد. - عاقلترین مردم، کسى است که مدارایش با مردم بیشتر باشد. - سزاوارترین مردم به تهمت، کسى است که با اهل تهمت بنشیند. - طاغىترین مردم، کسى است که غیر قاتل را بکشد، و غیر ضارب را بزند. - سزاوارترین مردم به عفو و گذشت، کسى است که بر عقوبت و کیفر [خطاکار] قادرتر باشد. - سزاوارترین مردم به فرومایگى، کسى است که بىخرد و بدگو باشد. - و پستترین مردم، کسى است که به مردم توهین کند. - بااحتیاطترین مردم کسى است که خشمش را بیشتر فرو برد. - صلحجوترین مردم کسى است که در میان مردم، بهتر صلح و آشتى را برقرار سازد. - و بهترین مردم کسى است که، مردم بهتر از او سود برند. چهل حدیث، ص: 49
|
|
| آیا مىدانید که پروردگارتان چه گفته است؟ |
| ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا مىدانید که پروردگارتان چه گفته است؟ ،کسى که نمازها را در وقتش نخواند |
|
عن یعقوب بن یزید الأنباری، عن ابن أبی عمیر عن إسماعیل البصری، عن الفضیل؛ عن أبی عبد اللَّه علیه السّلام قال: دخل رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله المسجد و فیه ناس من أصحابه فقال: أ تدرون ما قال ربّکم؟ قالوا: اللَّه و رسوله أعلم قال صلّى اللَّه علیه و آله: إنّ ربّکم یقول إنّ هذه الصّلوات الخمس المفروضات، من صلّاهنّ لوقتهنّ و حافظ علیهنّ لقینی یوم القیامة و له عندی عهد أدخله به الجنّة، و من لم یصلّهنّ لوقتهنّ و لم یحافظ علیهنّ فذاک إلیّ إن شئت عذّبته، و إن شئت غفرت له. از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در حالى که عدّهاى از اصحابش در مسجد بودند، وارد شد. فرمود: آیا مىدانید که پروردگارتان چه گفته است؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود: به راستى که پروردگارتان مىفرماید: این نمازهاى پنجگانه واجب، هر کس که آنها را در وقت خودش بخواند، و بر آنها مواظبت داشته باشد، مرا روز قیامت ملاقات خواهد کرد و متعهّدم که او را داخل بهشت گردانم. و کسى که آنها را در وقتش نخواند و بر آنها مواظبت ننماید، در این صورت اگر بخواهم او را عذاب مىدهم، و اگر بخواهم او را مىآمرزم. چهل حدیث، ص: 36
|
|
| دین براى چیست؟ |
| ساعت ۸:٥٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دین براى چیست؟ ،فقط خداى یکتاى ،فقط باید از خدا ترسید |
|
در هر کشورى قوانینى به تصویب مىرسد تا جامعه را از لغزش و خطا باز دارد و کار و کوشش مردم را براى رفاه بیشتر زیاد کند. ولى در عمل مشاهده مىشود که زمامداران براى رسیدن به هدف مذکور، کمتر موفق مىشوند به همین جهت روز به روز قوانین جدیدى به تصویب مىرسد و قوانین قبلى اصلاح یا لغو مىشود. و نیز به اثبات رسیده است که هر چه حجم قوانین بیشتر و دستور العملها زیادتر مىگردد، تخلف از آنها که جرم خیز نیز هست، فزونى مىیابد. و متأسفانه زمامداران که معمولا از میان طبقه خاصى بر مىخیزند، نمىگذارند مردم، راه کوتاه و مستقیمى که خدا فرا راه بندگانش قرار داده است بپیمایند. قوانینى که خدا، براى پیمودن راه سعادت و خوشبختى، وضع فرموده، حجیم و زیاد نیست و در چند قاعده تغییر ناپذیر خلاصه مىشود. و این قواعد منحصر به دین اسلام نیست، بلکه همه ادیان الهى را شامل مىگردد. پس فرامین خدا که در امر و نهى خلاصه مىشود براى خوب زیستن و خوب مردن است. نیک اندیشیدن و نیکو عمل کردن، همان گونه که خداوند فرموده است، دیندارى است. اکنون به اصول و رئوس دین، که سعادت دنیا و آخرت را به دنبال دارد اشاره مىکنیم. 1- فقط خداى یکتاى بى همتا، همه هستى را آفریده است و هیچ شریکى ندارد. 2- فقط خداست که به آشکار و پنهان همه چیز آگاه است و روزى ده همه مخلوقات اوست پس حمد و عبادت مخصوص اوست. 3- فقط باید از خدا ترسید، تا ترس و جبن از دیگران سبب اطاعت بیجا از آنان و انحراف از راه راست نشود. بلکه ضرورى است در برابر ظالم قیام کرد و او را از مسند ستم بزیر کشید. 4- باور داشت که روز قیامت در پیش است و هر کس پاداش اعمال نیک و کیفر اعمال زشت خویش را خواهد دید. پس «عمل صالح» و کار را خوب انجام دادن شرط حتمى به سعادت رسیدن است. 5- رسالت همه پیامبران، براى این بوده است که پیام خدا را به مردم برسانند. لذا از خود سخنى را به خدا نسبت ندادهاند و در وحى الهى دخالت ننمودهاند. حتى مىتوان دین را در چند جمله کوتاه خلاصه کرده به این شرح که: «مالک هستى و روز جزا خداست باید از او ترسید و از هیچ چیز نهراسید و براى رضاى او کارها را نیکو انجام داد». امیر المؤمنین على (ع) مىفرماید: (انّک مخلوق للآخرة فاعمل لها) یعنى تو براى آخرت آفریدهشدهاى پس براى سراى دیگر کار کن.» اگر کسى کارهاى روزانهاش را بخواهد براى آخرت انجام دهد یعنى آنها را براى آینده ذخیره نماید، به یقین بهترین کار را انجام خواهد داد. مثلا در کسب تقلب نمىکند و مال دیگران را با تزویر، به مال خود نمىافزاید. و با مردم همان رفتار را خواهد داشت که دوست مىدارد مردم با او همان رفتار را داشته باشند. که پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده است. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 152
|
|
| آرام بخش دلها و راهگشاى انسانها |
| ساعت ۸:٤٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آرام بخش دلها و راهگشاى انسانها |
|
1- وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ (انعام- 61 و 62) اوست قاهرى فراتر از بندگانش و نگهبانانى بر شما مىگمارد تا چون یکى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما، بىهیچ کوتاهى و گذشتى جان او بگیرند. سپس به نزد خدا، مولاى حقیقى خویش بازگردانیده شوند. بدان که حکم حکم اوست و او سریعترین حسابگران است. «حفظه» جمع حافظ و نگهبان است و از این کلمه که در این آیه بکار رفته است فهمیده مىشود که نگهبانان انسان براى مرگ او به یک یا چند چیز منحصر نمىشود بلکه مىتوانند بیماریهاى منتهى به مرگ نظیر وبا، طاعون، سرطان، سکته و یا آفات طبیعى نظیر سیل، طوفان، زلزله و ... از زمره «حفظه» باشند. حال اگر در آیه 4 سوره طارق مىخوانیم که خداوند فرموده: إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ (هیچ کس نیست مگر بر او نگهبانى است) با توجه به این که «حافظ» نکره استعمال شده است و در قرآن مغایرت و تناقض وجود ندارد. کلمه «حافظ» در این آیه و «حفظه» در آیه 61 سوره انعام و «حافظین» در آیه 10 سوره انفطار إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ یک مقصود و مفهوم را تداعى مىکند، و آن کثرت حافظان و نگهبانان و مأموران خدا در عالم خلقت است. «1» 2- وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ (تکویر- 12 تا 14) چون جهنم افروخته گردد و چون بهشت را پیش آورند، هر کس بداند که چه حاضر آورده است. وقتى که انسان باور کند که همه کارهاى نیک یا بد او، ثبت و ضبط مىشود و در روز قیامت همه آنها از ریز و درشت، کوچک و بزرگ، در برابر او به نمایش در مىآید، به یقین از کار بد مىپرهیزد و به کار نیک روى مىآورد و در نتیجه جامعه از نیکوکاران بوجود مىآید که همگى یار هم و غمگسار یک دیگر باشند. آیا چنان جامعه در رفاه و آسایش خواهد بود یا ملّتى که محاکم قضائى آن، توان رسیدگى به جرائم ارتکابى را نداشته باشند؟ 3- وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ (انبیاء- 47) روز قیامت ترازوهاى عدل را تعبیه مىکنیم و به هیچ کس ستم نمىشود. اگر عملى به سنگینى یک خردل هم باشد به حسابش مىآوریم، که ما حساب کردن را بسندهایم. وقتى وزن یک خردل، عمل نیک یا بد، از قلم نمىافتد، خردمند کدام کار را انتخاب مىکند؟ خوب یا بد را؟ گرچه آیات قرآنى در این باره فراوان است در اینجا به همین سه مورد بسنده مىکنیم و چند سخن دیگر از امیر المؤمنین على (ع) را از غرر و درآمدى شاهد مىآوریم. 1- جعل اللَّه لکلّ عمل ثوابا و لکلّ شىء حسابا و لکلّ اجل کتابا خدا از براى هر عملى پاداشى و از براى هر چیزى حسابى و از براى هر اجلى مدّتى و کتابى قرار داده است. 2- من حاسب نفسه وقف على عیوبه و احاط بذنوبه و استقال الذّنوب و اصلح العیوب هر کس نفس خود را محاسبه کند بر عیبهاى خویش آگاه شود و بر گناهانش احاطه یابد و از خداوند درگذشت از گناهان را خواستار شود و عیبهایش را اصلاح کند. پس بیائیم هر روز کارهاى روزانه را محاسبه کنیم، تا برطرف کردن عیبهایمان عادتمان و کار نیک کردن خصلتمان گردد و یقین کنیم که خداوند «سَرِیعُ الْحِسابِ» و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:155 - 157
|
|
| شبنمى که قاتل را معرفى کرد |
| ساعت ۸:۳۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: شبنمى که قاتل را معرفى کرد ،در شهر وین چند سال پیش زن جوانى ،انتحار (خودکشى) نبوده و زن جوان کشته |
|
در شهر وین چند سال پیش زن جوانى را در روى نیمکت باغ عمومى شهر که به حال نشسته فوت نموده بود صبح زود پیدا کردند ظاهر صحنه حکایت مىکرد که آن زن خود را با تیر از پیشانى هدف قرار داده و طپانچه روى زمین به وضعى قرار گرفته بود که روشن مىنمود از دست او پس از خالى شدن پایین افتاده است. پلیس قبل از هر عملى و قبل از طلوع آفتاب از صحنه جنایت عکسبردارى نموده و پس از چند ساعت چون عکس ظاهر گردید، متخصص عکاسى از روى عکس تشخیص داد که شخص دیگرى تا مدت خیلى کمى قبل از کشف جنازه در نزدیک او نشسته بوده و این موضوع از روى علائم نشیمنگاه در روى نیمکتى که پوشیده از شبنم بوده در عکس به خوبى دیده مىشد و همین عکس پرونده را از مسیر خود خارج و پس از تحقیقات دیگر معلوم شد که قضیه انتحار (خودکشى) نبوده و زن جوان کشته شده است. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 137
|
|
| مگس پلیس |
| ساعت ۸:۳۳ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مگس پلیس ،مگسهاى کوچک گوشتخوار ،مگسها خیلى بهتر از سگ بو مى کشند |
|
از صفحه 4 روزنامه کیهان شماره 8305 فروردین 1350 چندین ماه است متخصصان آزمایشگاه تحقیقات اسکاتلندیارد پلیس معروف انگلستان، سرگرم آزمایش بسیار عجیبى هستند و آن اینکه مگسهاى کوچک گوشتخوار را پرورش مىدهند تا در آینده براى باز یافتن اندام یک انسان دفن شده از آنها کمک بگیرند. در واقع ثابت شده است که این مگسها خیلى بهتر از سگ بو مىکشند. و وجود بدن انسان را از اعماق چند مترى تشخیص مىدهند براى این کار مگسهاى گوشتخوار را در سطح زمین رها مىکنند مگسها به طور خستگى ناپذیرى مىروند و مىآیند و ناگهان در جایى که جسد خاک شده جمع مىشوند. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 147
|
|
| شب یلدا و اقامه نماز |
| ساعت ۸:٢٩ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: شب یلدا و اقامه نماز ،فقط هندوانه خوردى، تخمه شکاندى ،دو ساعت و نیم تخم کدو مىشکنیم |
|
برادرها و خواهرها وضع نماز در مملکت ما، در شأن جمهورى اسلامى دارد مىشود. ولى هنوز نشده است. هنوز نشده است. پاویون ما که شخصیتها مىروند نمازخانهاش دو متر در دو متر است. یعنى 5 نفر نمىتوانند در آن نماز بخواند. پاویون یعنى رجال سیاسى در آنجا مىروند. سالن فرودگاه ما، نمازخانههایش کوچولو، کوچولو، کوچولو، یا تنگ، به خصوص وقتهایى که حج و اینها مىآیند بروند، اینقدر شکایت براى وضع نماز شده است، جادههاى ما کمى خوب شده است ولى باز مشکل دارد. مدارس ما داغان است. عرض کردم یاسوج، بسیارى از استانهاى دیگر، یک همتى بکنیم، دینمان را نسبت به نماز انجام ندادیم. افرادى براى نماز سختى کشیدند، براى نماز سیلى خوردند، خدا رحمت کند همهى جانبازها و اسرا و شهدا و آزادگان را، مرحوم ابوترابى در اجلاس نماز بلند شد، گفت: یک خاطره براى شما بگویم. زمانى که ما اسیر بودیم، صدام دستور داد 17 نفر سران دانه درشتها و اسیرها را بگیرید، با شکنجه اینها را بکشید. خوب یک نفر را آوردند، دو نفر را آوردند، چنان در سر و این طرف و آنطرف چشمش زدند که چشمش روى موزاییکها افتاد. یعنى مثل کله پاچهاى که چنین مىکنى مغزش مىریزد، خود ابوترابى را میخ گذاشتند، گفتند: همهى هفده تا را با شکنجه امشب نابود کنید. هرکدام را یک شکنجهاى رفتند. ما در خون خودمان افتادیم. حال اینکه آخ بگوییم نداشتیم. به هر حال یک سفیدى دیدیم فکر کردیم سپیدهى صبح است. همان در خون خودمان دو رکعت نماز خواندیم. بعد فهمیدیم این سپیدى سپیدهى صبح نبوده است، یعنى یک سفیدى دیگر بوده است. بعد سپیده که زد، یکبار دیگر هم نماز خواندیم. مىگفت: آن روزى که در خون خودمان غلتیدیم، دو تا نماز خواندیم. ما شب یلدا، شبهاى 16 ساعتى، تازه نماز صبح قضا مىشود. دو دقیقه نماز نمىخوانیم، ولى دو ساعت و نیم تخم کدو مىشکنیم. دو ساعت و نیم تخمه ى کدو مى شکنیم. ولى دو دقیقه با خدا حرف نمىزنیم. . و یا توى این همه شب یلدا فقط هندوانه خوردى، تخمه شکاندى، طولانىترین شب یک ساعت مطالعه نکردى؟ البته تک و تا اینطور هستند. ولى تک و تا هم نباید ... در کشور حضرت مهدى نباید یک تارک الصلاه باشد. در کشور امام زمان یک بىسواد نباید باشد. خدایا آنچه غفلت کردیم، گذشتهى ما را ببخش، توفیق جبران مرحمت بفرما. صلوات بفرستید. (صلوات حضار) «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» برنامه درسهایى از قرآن سال 87، انقلابواسلامناب، ص: 1
|
|
| نوشته سوخته شده خوانا مىشود |
| ساعت ۸:۱۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نوشته سوخته شده خوانا مىشود ،کلرال هیدراته در الکل |
|
غالبا اشخاصى که اسنادى را به ضرر خود تشخیص مىدهند مى سوزانند تا از دسترس مأمورین یا دادگاه خارج شود ولى وقتى کاغذ سوخته شده را روى شیشه قرار داده و بوسیله عطر پاش با ماده ثابت کننده (ترکیبى از لاک و الکل که نقاشان در سیاه قلم بکار مىبرند) آن را مرطوب کنند و شیشه دیگرى رویش بگذارند به نحوى که کاغذ سوخته شده بین دو شیشه فشرده گردد و بعد آن را روى دوربین عکاسى سوار و با شیشه اورتوکروماتیک عکس بردارى کنند نوشتههاى کاغذ ظاهر مىشود. یا اگر نوشته سوخته شده را در محلول 25 درصد کلرال هیدراته در الکل فرو برده و در حرارت حدود درجه بالاى صفر خشک کنند و چند مرتبه این عمل را تکرار نمایند و مرتبه آخر در محلول مذکور ده درصد گلیسرین اضافه کنند نوشته بخوبى ظاهر خواهد شد. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 132
|
|
| تاریخ ولادت و مدت زندگى حضرت سجاد علیه السّلام |
| ساعت ۸:۱٤ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تاریخ ولادت و مدت زندگى حضرت سجاد علیه السّلام ،ذو ثفنات |
|
حضرت سجاد علیه السّلام روز جمعه و یا پنجشنبه نیمه ماه جمادى الآخر و یا در نهم ماه شعبان سال 38 و یا 36 در مدینه متولد شدند، کنیه آن جناب ابو محمد و یا ابو الحسن بودند و آن حضرت را قاسم هم میگفتند. القاب حضرت: سید الساجدین، زین العابدین، سجاد، و ذو الثفنات بود، علی بن الحسین را از این جهت «ذو ثفنات» میگفتند که محل سجده آن حضرت در پیشانى پینه گرفته بود. مادر امام سجاد «شاه زنان» و یا شهربانو نام داشته است، امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه هنگام خلافت ظاهرى خود حریث بن جابر حنفى را در یکى از شهرستانهاى شرقى حاکم کرد، و او دختران یزدجرد را خدمت آن حضرت فرستاد، «1» علی علیه السّلام یکى از آنها به فرزندش حسین و دیگرى را به محمّد بن ابى بکر ببخشیدند و حضرت سجاد و قاسم از این دو خواهر متولد شدند. وفات حضرت امام زین العابدین علیه السّلام هم در روز شنبه دوازدهم محرم سال نود و پنج واقع شد، و در جوار عموى بزرگوارش در بقیع دفن گردید، و پس از پدر ارجمندش سى و چهار سال امامت کرد، و آن جناب بقیه خلافت یزید بن معاویه و معاویة بن یزید و مروان بن حکم و عبد الملک بن مروان را درک کرد، و در زمان خلافت ولید بن عبد الملک از جهان رحلت فرمود. زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام، متن، ص: 359
|
|
| «نکوهش بىجا» |
| ساعت ٧:٤٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: «نکوهش بىجا» ،سیر یک روز طعنه زد به پیاز ،ما زبونیم و شوخ جامه و پست ،گفت از عیب خویش بىخبرى |
پروین اعتصامى |
|
| محاسبه با کیست؟ |
| ساعت ٧:۳۳ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: محاسبه با کیست؟ |
|
چون همه چیز از آن خداست و آفریننده هستى اوست حسابکننده اصلى و حقیقى خداست که در این باره آیاتى را شاهد مىآوریم. 1- فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ وَ عَلَیْنَا الْحِسابُ (رعد- 40) همانا وظیفه تو (اى پیامبر) تبلیغ مردم است و بر ما هم حساب و سزاى آنهاست. 2- وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ (بقره- 184) اگر چیزى را آشکار یا پنهان کنید خداوند آن را براى شما به حساب مىآورد. 3- وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ «انبیاء- 47) در روز جزا ترازوهاى عدل و موازین قسط را مىنهیم و به هیچ کس در باره چیزى ستم نخواهد شد و اگر به اندازه دانه خردلى چیزى باشد آن را بیاوریم و کافى است که ما از حسابکنندگان باشیم. خداوند حسابگران فراوان و آمار تهیهکنندگان بسیار آفریده ولى خود خدا بهترین محاسب و سریعترین حسابکننده است و چون در همه لحظات زندگى به حسابها رسیدگى مىشود به انسان که روز دشوار قیامت را هم در پیش دارد سفارش شده که در شبانه روز وقتى را براى محاسبه اعمال خود قرار دهد تا اگر خطایى مرتکب شده روز دیگر با عمل نیک خطاى گذشته را جبران نماید. اکنون در این باره به چند حدیث توجه کنید. امیر المؤمنین (ع) مىفرماید: (اجعل لنفسک فیما بینک و بین اللَّه افضل المواقیت و الاقسام) براى خودت در آنچه بین تو و خداست بهترین وقتها و قسمتها را قرار بده. کسى که وقتى را قرار مىدهد تا در آن کارهاى نیک و بد خویش را با خدایش در میان بگذارد و به گناهانش اعتراف کرده و از کارهاى بد خود عذر بخواهد از علم احصاء که نشانه عقل و خردمندى دارنده آن است استفاده مىکند و در نتیجه از کارهاى بد اعراض کرده و به کارهاى نیک رو مىآورد. گهر وقت بدین خیرگى از دست مده آخر این در گرانمایه بهایى دارد (حاسب نفسک لنفسک فانّ غیرها من الانفس لها حسیب غیرک) براى خودت از نفس خودت حساب بکش زیرا که براى نفوس دیگران محاسبى غیر تو مىباشد. یکى از صفات شوم و عادات زشت، دیدن معایب دیگران و فراموش کردن معایب خویش است اگر کسى عادت کند که فقط از خودش حساب بکشد و به کارهاى نیک و بد خویش بیندیشد و از خدا که راز نهان و آشکار او را مىداند و اعمال او را در خلوت و جلوت مىبیند بترسد، رفتار و گفتارش در جامعه نیکو و خودش خداگونه خواهد شد. اما اگر کارهاى خود را با اعمال دیگران مقایسه کند و معایب آنان را در مقابل محاسن خود قرار دهد به فساد و گناه خواهد افتاد زیرا انسان فقط در برابر خدا مسئول است نه مردم از این رو لازم است آدمى اعمال خود را با اوامر و نواهى الهى بسنجد که خالى از هر گونه عیب و نقص است نه اعمال مردمى که چون خود او داراى آرزوها و هوسهاى گوناگونند باید گفت آنها که از دیدن معایب خود غافلند و در معایب دیگران مىنگرند دیوانهاند نه عاقل زیرا خردمند هرگز قدمى به زیان خویش بر نمىدارد و بزرگترین زیان عیب دیگران دیدن و از خود غافل ماندن به گمراهى و فساد افتادن است و مسلم است که خود را به ورطه هلاک افکندن شرط عقل نیست. (حاسبوا انفسکم باعمالها و طالبوها باداء المفروض علیها) از خودتان به آنچه کردهاید حساب بکشید و آنچه را که بر نفسهاى شما واجب گشته است از آنها مطالبه کنید. اینک چند حدیث دیگر در باره محاسبه نفس از غرر الحکم (سخنان على «ع») نقل مىکنم. (حاسبوا انفسکم تأمنوا من اللَّه الرهب و تدرکوا عنده الرّغب) به حساب نفسهاى خود برسید تا ایمن باشید از خدا ترس را و دریابید نزد او رغبت را (تا از عذاب جهنم که مىترسیدید در امان مانید به بهشت و نعمتهایش که رغبت داشتید برسید). (من تعاهد نفسه بالمحاسبة امن فیها المداهنة) هر کس از خود حساب بکشد از مداهنه و سهلانگارى در امان ماند. (قیّدوا انفسکم بالمحاسبة و املکوها بالمخالفة) خودتان را با محاسبه مقید کنید و با مخالفت با نفس مالکش شوید. (من حاسب نفسه وقف على عیوبه و احاط بذنوبه و استقال الذّنوب و اصلح العیوب) هر که به حساب خود برسد بر عیبهاى خویش آگاه شود و به گناهانش احاطه یابد و از خدا در گذشتن از گناهان و اصلاح عیبهایش را در خواست نماید. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:109 - 111
|
|
| حسابگران طبیعت |
| ساعت ٧:٢٩ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حسابگران طبیعت ،سریع الحساب |
|
از جمله صفاتى که خداوند براى خود مىشمارد «سریع الحساب» بودن و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است که براى اختصار فقط دو آیه از قرآن کریم را در این باره شاهد مىآوریم. وَ اللَّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسابِ. (رعد- 41) أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ (انعام- 62) آگاه باشید که حکم و فرمان از آن خداست (فرمانرواى کل هستى اوست) و فقط او سریعترین حسابکنندگان است. چون ممکنات را ممکن نیست که بتوانند از زیر بار فرمان خدا شانه خالى کنند و سنت تغییر ناپذیر هستى را بشکنند، لذا سر بر خط فرمان حساب نهاده و همه چیز همدیگر را به شماره و احصاء درآورده و ضمن همکارى شاهد و ناظر یک دیگر مىشوند. چند دقیقه اندیشه در مخلوقات روى زمین به سادگى بر انسان معلوم مىسازد که جهان چون خط و خال و چشم و ابرو گرچه جدا از همند ولى به یک دیگر پیوسته و به هم نیازمندند و چون نیازهایى که باید برآورده شود معدود و محدود است لا جرم هر موجودى که چیزى مىدهد و یا بهرهاى مىگیرد کاستى و فزونى او مشخص و معین مىگردد. مثلا شاخه بریده گل گلایل سفید رنگ را در لیوان پرآبى که حبهاى قند و چند قطره رنگ آبى به آن افزودهایم قرار مىدهیم تا ضمن اینکه آب از آوندهاى ساقه به بالا مىرود رنگ آبى را هم به گلبرگها برساند و گلایل سفید، آبى رنگ شود. در این آزمایش مقدار آبى که گل و ساقه از آن استفاده مىکند و رنگى که از داخل آب به ساقه و گل منتقل مىگردد و میزان آبى که تبخیر مىشود قابل اندازهگیرى و محاسبه است و در این آزمایش آب و قند و رنگ مقدارى از وجود خود را براى بقاى دیگرى از دست دادهاند ولى از حساب خارج نشدهاند زیرا در جاى دیگر از گلبرگها و ساقه و برگ حضور خود را به اثبات رسانیدهاند و همه اجزاء جابجا شده هم، گواه و شاهد یک دیگرند. آثارى که اشیاء بر همدیگر دارند و شهادتهایى که علیه هم یا به سود هم مىدهند در علوم امروز به اثبات رسیده و از این آثار براى کشف جرائم نیز استفادههاى فراوانى مىکنند که بعدا توضیح خواهیم داد. و شاید هم بتوان گفت که تأثیرات موجودات بر همدیگر بدیهى و ثابت است و نیاز به اثبات ندارند مثلا کیست که تأثیر چشم و گوش، معده، ریه و قلب و ... را در همدیگر منکر شود و بهرههایى که اعضاء بدن به یک دیگر مىدهند و یا رنجهایى را که از رنج عضوى متحمل مىگردند انکار نماید. چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چون خداوند همه چیز را به اندازه آفریده و هر چه را به آن نیاز داشته داده بنا بر این ممکن نیست آن چیزها که در مجموع عالم هستى را تشکیل مىدهند بىحساب باقى بمانند. ابتدا به اطراف خود نگاه کنید و در موضوع مورد بحث بیندیشید و آنگاه آیه 3 سوره طلاق را بنگرید که مىفرماید: وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً هر کس بر خداوند توکل کند خدا او را کافى است، همانا امر و فرمان خدا در همه جا در حال اجرا است و خداوند براى هر چیزى اندازه قرار داده است. پس همه چیز به اندازه و مقدار و روى قاعده و حساب آفریده شده بنا بر این امکان ندارد چیزى بىاندازه و بىحساب باقى بماند. غفلت آدمى از حساب و به فراموشى سپردن احصاء دلیل بر نبودن این دو نیست. ضربه انتباه و چکش آگاهى لازم است که مغز خفته را بیدار کند و او را با حسابى که در خود او جمع است و در موجودات اطرافش نیز وجود دارد آشنا سازد و در آن موقع است که انسان خواهد دانست «همه چیز از همدیگر حساب مىبرند». محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 114
حسابگران طبیعت از جمله صفاتى که خداوند براى خود مىشمارد «سریع الحساب» بودن و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است که براى اختصار فقط دو آیه از قرآن کریم را در این باره شاهد مىآوریم. وَ اللَّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسابِ. (رعد- 41) أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ (انعام- 62) آگاه باشید که حکم و فرمان از آن خداست (فرمانرواى کل هستى اوست) و فقط او سریعترین حسابکنندگان است. چون ممکنات را ممکن نیست که بتوانند از زیر بار فرمان خدا شانه خالى کنند و سنت تغییر ناپذیر هستى را بشکنند، لذا سر بر خط فرمان حساب نهاده و همه چیز همدیگر را به شماره و احصاء درآورده و ضمن همکارى شاهد و ناظر یک دیگر مىشوند. چند دقیقه اندیشه در مخلوقات روى زمین به سادگى بر انسان معلوم مىسازد که جهان چون خط و خال و چشم و ابرو گرچه جدا از همند ولى به یک دیگر پیوسته و به هم نیازمندند و چون نیازهایى که باید برآورده شود معدود و محدود است لا جرم هر موجودى که چیزى مىدهد و یا بهرهاى مىگیرد کاستى و فزونى او مشخص و معین مىگردد. مثلا شاخه بریده گل گلایل سفید رنگ را در لیوان پرآبى که حبهاى قند و چند قطره رنگ آبى به آن افزودهایم قرار مىدهیم تا ضمن اینکه آب از آوندهاى ساقه به بالا مىرود رنگ آبى را هم به گلبرگها برساند و گلایل سفید، آبى رنگ شود. در این آزمایش مقدار آبى که گل و ساقه از آن استفاده مىکند و رنگى که از داخل آب به ساقه و گل منتقل مىگردد و میزان آبى که تبخیر مىشود قابل اندازهگیرى و محاسبه است و در این آزمایش آب و قند و رنگ مقدارى از وجود خود را براى بقاى دیگرى از دست دادهاند ولى از حساب خارج نشدهاند زیرا در جاى دیگر از گلبرگها و ساقه و برگ حضور خود را به اثبات رسانیدهاند و همه اجزاء جابجا شده هم، گواه و شاهد یک دیگرند. آثارى که اشیاء بر همدیگر دارند و شهادتهایى که علیه هم یا به سود هم مىدهند در علوم امروز به اثبات رسیده و از این آثار براى کشف جرائم نیز استفادههاى فراوانى مىکنند که بعدا توضیح خواهیم داد. و شاید هم بتوان گفت که تأثیرات موجودات بر همدیگر بدیهى و ثابت است و نیاز به اثبات ندارند مثلا کیست که تأثیر چشم و گوش، معده، ریه و قلب و ... را در همدیگر منکر شود و بهرههایى که اعضاء بدن به یک دیگر مىدهند و یا رنجهایى را که از رنج عضوى متحمل مىگردند انکار نماید. چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چون خداوند همه چیز را به اندازه آفریده و هر چه را به آن نیاز داشته داده بنا بر این ممکن نیست آن چیزها که در مجموع عالم هستى را تشکیل مىدهند بىحساب باقى بمانند. ابتدا به اطراف خود نگاه کنید و در موضوع مورد بحث بیندیشید و آنگاه آیه 3 سوره طلاق را بنگرید که مىفرماید: وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً هر کس بر خداوند توکل کند خدا او را کافى است، همانا امر و فرمان خدا در همه جا در حال اجرا است و خداوند براى هر چیزى اندازه قرار داده است. پس همه چیز به اندازه و مقدار و روى قاعده و حساب آفریده شده بنا بر این امکان ندارد چیزى بىاندازه و بىحساب باقى بماند. غفلت آدمى از حساب و به فراموشى سپردن احصاء دلیل بر نبودن این دو نیست. ضربه انتباه و چکش آگاهى لازم است که مغز خفته را بیدار کند و او را با حسابى که در خود او جمع است و در موجودات اطرافش نیز وجود دارد آشنا سازد و در آن موقع است که انسان خواهد دانست «همه چیز از همدیگر حساب مىبرند». محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 114
|
|
| عدد یعنى چه؟ |
| ساعت ٧:٢۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عدد یعنى چه؟ |
|
چون با دانستن معنى عدد و مقایسه آن با احصاء معنى وسیع و پر دامنه احصاء بهتر روشن مىشود عدد را نیز معنى مىکنیم. عد: به معنى شمردن و مصدر است و عدد که اسم مصدر مىباشد شمرده معنى مىدهد. تعدید: که مصدر باب تفعیل است شماره کردن و ذخیره نمودن معنى مىدهد مثلا خداوند در سوره همزه مىفرماید: وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ واى بر هر عیب جوى هرزه زبان همان کسى که مالى جمع مىکند و به حساب و شمارهاش سرگرم مىشود و مىپندارد که مال او را جاوید نگه مىدارد. مىدانیم مال دنیا که به وسیله شخصى جمع شود «معدود» و محدود است لذا قابل شمارش از یک تا مقدارى است که از زمانى آغاز و در زمانى به پایان مىرسد ولى بر انسان تنها زمان قابل شمارش (روز، ماه، سال) نمىگذرد تا تنها «علم عدد» و دانش شمارش بکارش آید بلکه در لحظات عمر، آدمى مرتکب اعمالى مىشود که علاوه بر شمارش به «احصاء» آنها نیز نیازمند است. براى این که این موضوع روشنتر شود آیه 34 سوره ابراهیم را شاهد مىآوریم که مىفرماید: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها یعنى: اگر نعمتهاى خدا را بخواهید بشمارید هرگز «احصاء» نتوانید کرد و به آنها احاطه نخواهید یافت. با این توضیح که نه تنها نعمتهاى بىنهایت الهى را توان شمارش و امکان شمردن و به حساب آوردن نیست بلکه نعمتهایى هم که بوسیله انسان شمارش شود او توانایى آن را ندارد که همه روابط بین اشیاء شمرده شده را درک کند و بفهمد و یا به آنها احاطه و تسلط یابد و یا در مغز خویش و یا کتابها ثبت و ضبط نماید و آمار کامل و بىنقص از آنها ارائه دهد. راغب اصفهانى در باره معنى احصاء این حدیث را از پیغمبر اکرم (ص) نقل کرده که مىفرماید: (نفس تنجیها خیر لک من امارة لا تحصیها ) نفسى را که نجاتش دهى براى تو بهتر از امارت و حکومتى است که بر آن احاطه و تسلط ندارى و نمىتوانى ادارهاش کنى. در پایان بحث لغوى عدد، حساب و احصاء مثالى مىزنیم. فرض کنید بدانیم که در شهر تهران ده هزار جوشکار و هزار دستگاه جوش وجود دارد. ما از نظر شمارش به تعداد جوشکاران و تعداد دستگاه جوش آگاهیم ولى رابطه بین این دو و استنتاج این نکته که 9 هزار نفر تجربه کار وسیله کار خود را در اختیار ندارند و در نتیجه به اقتصاد کشور زیان وارد مىآید و باید براى ساختن یا وارد کردن دستگاه جوشکارى اقدام نمود به علم احصاء و دانش آمار که تقویتکننده اندیشه آدمى و زائیده عقل و قوه ضبط اوست نیاز دارد. و باز در این پایان، قسمتى از آیه 28 سوره جن را شاهد مىآوریم که مىفرماید: وَ أَحْصى کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً. خداوند عدد هر چیزى را احصاء (و آمار) کرده و بر آنها احاطه و علم کامل دارد. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 105
|
|
| احصاء یعنى چه؟ |
| ساعت ٧:۱۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: احصاء یعنى چه؟ |
|
احصاء مصدر باب افعال است اینک کلمه مذکور و ثلاثى مجردش را به کمک کتب لغت به شرح زیر معنى مىکنیم. حصاة: حصوة: سنگریزه حصى: شمرد، حساب کرد احصاء: شمردن، شمارش احصاء النّفوس: سرشمارى احصاء- احصائیه: آمار- آمارگیرى احصائى: وابسته به آمار، کارمند آمار در کتاب نثر طوبى آمده است: اصل حصا سنگریزه است چون غالبا شماره با سنگریزه مىکردهاند احصاء به معنى شمردن استعمال شده است. در المنجد علاوه بر معانى مذکور آمده است که: احصاء به معنى شمردن چیزى و ضبط و حفظ آن است و نیز حصاة را به معنى عقل و رأى آورده زیرا عقل احصاء یا حفظ مىکند و مفاهیم را با یک دیگر منطبق مىسازد و نتیجهگیرى مىنماید و به همین جهت حصى (بر وزن شریف) به کسى مىگویند که عقلش فراوان است. راغب اصفهانى (متوفى 502 ه) در کتاب نفیس المفردات فی غریب القرآن مىگوید: احصاء- تحصیل و بدست آوردن با عدد است که از لفظ حصا (سنگریزه) گرفته شده زیرا عرب در شمردن از سنگریزه استفاده کرده از این رو شمردن را احصاء گفتهاند همچنان که ما در شمارش انگشتان خود استفاده مىکنیم. اما آنچه در اینجا گفتنش ضرورى است این است که احصاء تنها به معنى «تعدید» و شماره کردن نیست زیرا در آیه 94 سوره مریم احصاء و عدد هر دو با هم آمده و اگر این دو به یک معنى بود ضرورتى براى بیان هر دو نبود که اکنون آیه مذکور را با دو آیه ما قبل و ما بعدش در زیر شاهد مىآوریم. إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَرْداً در آسمان و زمین هیچ کس نیست مگر این که با بندگى به سوى خداى بخشنده آمدنى است، به تحقیق خداوند هم آنها را احصاء کرده و شمارش نموده آن هم چه شماره کردن کاملى و همه آنها در روز قیامت تنها در پیشگاه خدا حاضر مىشوند. این که سه آیه بالا را در اینجا آوردیم و حال آن که آیه 94 که در آن کلمه «احصاء» و «عدد» بکار رفته شاهد مثال است براى این است که به علت و مقصود استعمال این دو لغت که رسیدگى محاسبه اعمال و کردار مردم در رستاخیز و دیدن کیفر و پاداش که نتیجه زندگى آنان در دنیاست آگاه شویم و در ضمن به اهمیت احصاء که ضبط براى نتیجهگیرى است واقف گردیم. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 103
|
|
| حساب یعنى چه؟ |
| ساعت ٧:۱٤ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حساب یعنى چه؟ ،وم الحساب ،عالمان علم حساب |
|
حساب در معانى زیر بکار رفته است: شمردن، جمع کثیر (اتانى حساب من النّاس جمع کثیرى از مردم نزدم آمدند) علم ریاضى و حساب، کافى (اعطاه عطاء حسابا عطاى کافى به او بخشید) اندازه، برآورد، روز قیامت. در قرآن کریم از مشتقات مصادر، حساب، محاسبه، احتساب، و حسبان و برخى مصادر مذکور مانند (حسب، تحسبهم، یحتسب، یحاسبکم حساب و حسبان جمعا یک صد و ده (110) بار تکرار شده و با توجه به اینکه روز قیامت هم «یوم الحساب» نامیده شده مىتوان به اهمیت حساب و عظیم بودن دانشى که انسان را به حساب آگاه و آشنا مىسازد پى برد. عالمان علم حساب و محاسبان دقیق جوامع بشرى با همه دانششان به ماشینهاى پیچیده محاسباتى و کامپیوترى نیازمندند تا بعد از شمارش اشیاء و پس از ضبط و احصاء آنها نتیجه عمل محاسباتى خویش را به سازمانى که در آن خدمت مىکنند و یا به جامعه تحویل دهند ولى آنان و همه افراد بشر باید بدانند که «سریع الحساب» و «اسرع الحاسبین» خداست و اوست که هر روز را روز محاسبه کردار نیک و بد انسان قرار داده تا روزى که قامتها در «قیامت حساب» به پا داشته مىشود، آن اعمال را به نمایش بگذارد و هر کس را به سزاى کردار خویش برساند. إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 101
|
|
| تجسم اعمال و نمایش عین آنها در آخرت |
| ساعت ٦:٥٤ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تجسم اعمال و نمایش عین آنها در آخرت ،الدّنیا مزرعة الآخرة ،دنیا کشتزار آخرت ،ین عملهاى چو مار و کژدمت |
|
1- یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (زلزال- 6 تا 8) امروز (قیامت) مردم پراکنده بازمىگردند تا اعمال خویش را ببینند پس هر کس به اندازه ذرهاى نیکى کند آن را مىبیند و هر کس به مقدار ذرهاى بدى کند آن را خواهد دید. در این آیات تصریح شده که انسان عمل نیک و بد خود را خواهد دید. نه اینکه تنها پاداش و کیفر خود را خواهد یافت بلکه عین عمل خویش را هم خواهد دید و سزاى او بعد از رویت عمل خواهد بود نه پیش از آن زیرا عدل و انصاف حکم مىکند که ابتدا گناهکار به دلائل اتهام خود آگاه شود تا کیفرى را که برایش معین شده عادلانه تشخیص دهد و همچنین نیکوکار با دیدن دلائل نیکویى که اقامه کرده از پاداشى که دریافت مىدارد بیشتر خرسند شود و شاید از همین جهت است که خداوند مىفرماید: وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً (و پروردگارت به هیچ کس ستم نمىکند) 2- وَ بَدا لَهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (زمر- 48) و ظاهر شد بر ایشان بدیهایى که خود کسب کردند و فرا گرفت ایشان را آنچه که به آن مسخره مىنمودند. و همین آیه در سوره جاثیه (آیه 33) تکرار شده جز اینکه بجاى ما کسبوا «ما عملوا» بکار رفته پس معلوم مىشود آنچه را انسان بدست مىآورد یا انجام مىدهد در آخرت پیش روى او ظاهر مىشود و بلاها و مصائبى را که آن اعمال آفریده، عملکننده را احاطه مىکند و به عذاب دادنش مىپردازد. 3- بَلْ بَدا لَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ (انعام- 29 بلکه بر ایشان ظاهر شد، آنچه را که از پیش مخفى و پنهان مىداشتند. بسا آدمى گناهانى را در پنهانى مرتکب مىشود تا کسى بر وقوع آنها آگاهى نیابد ولى با شگفتى فراوان در قیامت خواهد دید که نه تاریکى در ضبط اموال تأثیرى داشته و نه روشنى و نه گوشه خلوت عمل را از اثر انداخته و نه ملاء عام و جاى آشکار. بلکه حافظان اعمال بزرگوارانه همه کردارها را اعم از کوچک یا بزرگ ضبط کردهاند و امروز عین آنها را به نمایش در آوردهاند. 4- وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ (زمر- 47) و از سوى خدا بر ایشان ظاهر شد آنچه را که گمان نمىبردند. کارهاى بدى را که انسان در پنهانى انجام مىدهد براى این است که اولا مورد تعقیب و مجازات قرار نگیرد ثانیا در بین مردم رسوا نشود اما در آخرت همه پنهان کارىهاى خویش را خواهد دید و با شرمندگى و انفعال خاک بودنش را آرزو خواهد کرد. نگاه کنید به آیه 41 سوره نبأ که مىفرماید: یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً روزى که مرد در آنچه که دو دستش پیش فرستاده مىنگرد و کافر مىگوید: اى کاش خاک بودم. از این آیه شریفه نیز معلوم مىشود که انسان هر چه را پیش فرستاده مىبیند و در آن نگاه مىکند و اگر بدیهایش از خوبیهایى که کرده باشد بیشتر باشد و آتشى که در دنیا براى خود و دیگران افروخته شعلهور ببیند، در حسرت خاک بودن خواهد ماند، زیرا مرگ دوباره به سراغش نخواهد آمد. 5- یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (آل عمران- 30) روزى که هر کسى آنچه نیکى کرده مىیابد و براى آنچه بدى نموده آرزو مىکند که بین او و اعمال زشتش مسافتى بس دور باشد و خداوند شمار را از خودش مىترساند و خداوند به بندگان مهربان است. در این آیه کلمات «تجد» و «محضرا» دلالت دارد بر اینکه انسان عین اعمال خودش را حاضر مىیابد و کارهاى زشت و اعمال شوم مجسمشدهاش هم چنان باعث شرمسارى او مىشود که آرزو مىکند کاش این اعمال از وى بسى دور مىبود و ضمنا خدا بندگان خویش را تحذیر مىکند و از بلایى که در کمین آنها است آگاه مىسازد زیرا خداوند نسبت به بندگانش مهربان است. و اگر مهربان نمىبود از خطرى که در پیش است آگاهشان نمىساخت ضمنا با بیان «وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» به مردم ابلاغ مىکند که هر مصیبتى براى خود فراهم آوردهاید و محصولى که در دنیا کشت کردهاید در آخرت درو مىنمایید که (الدّنیا مزرعة الآخرة) (دنیا کشتزار آخرت است) پس عذاب را از خداى مهربان که هرگز به احدى ستم نمىکند ندانید بلکه آن را از سوى خود به شمار آورید که قانون خدا و سنت الهى را در هم شکستهاید و به درد و عذاب گرفتار شدهاید، همچون ریختن غبار در چشم و یا خوردن سم که درد و مرگ به دنبال خواهد داشت. مولوى هم مىگوید:
محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 100
|
|
| نمایش اعمال |
| ساعت ٦:٤۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نمایش اعمال ،وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ ،حسابرسى و محاکمه افراد به قدرى سهل و آسان |
|
در فردایى که براى همه انسانها یکسان فراهم شده حسابرسى و محاکمه افراد به قدرى سهل و آسان خواهد بود که انسان گناهکار خود حکم محکومیت خویش را صادر مىکند و بدون هیچ گونه اعتراض عذاب را پذیرا مىشود زیرا دلائل جرم بسیار دقیق جمعآورى گشته و گناه کار، امکان انکار ندارد نگاه کنید به آیه 49 سوره کهف که مىفرماید: « وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً » نامه اعمال نهاده مىشود و مجرمین از آنچه در آن است و مىبینند ترسان و لرزان شده مىگویند: اى واى بر ما از این نامه اعمال! که کوچک و بزرگى نیست مگر همه را احصاء و شماره کرده و هیچ چیز را وانگذاشته است و آنچه را که کردهاند حاضر مىیابند پروردگار تو بر هیچ کس ستم نمىکند. از جمله وجدوا ما عملوا حضرا معلوم مىشود که عین اعمال انسانها مجسم شده و در برابر دیدگانشان قرار مىگیرد و از همین جهت است که هیچ کس قادر به انکار کارهاى خویشتن نیست. حضرت رسول اکرم مىفرماید: «اعمل ما شئت فانّک ملاقیه» بکن آنچه مىخواهى زیرا همان را دیدار خواهى کرد. (من لا یحضره الفقیه و وافى) و امیر المؤمنین على (ع) مىفرماید: «ما قدّمت الیوم تقدم علیه غدا فامهد لقدمک و قدّم لیومک» هر چه امروز پیش فرستى فردا به همان وارد مىشوى پس براى قدمت جایى تهیه کن و براى آن روزت چیزى پیش فرست. ( نهج البلاغه) محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 96
|
|
| اقسام پاداش و کیفر : ببین خودت چی می گیری .... |
| ساعت ٢:۳٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اقسام پاداش و کیفر : ببین خودت چی می گیری ،دکار نیز داراى دو نوع کیفر ،کسى که کار نیک مىکند داراى دو پاداش ،چرا یک ذره غبار |
|
براى نظم و انتظام و آسایش و آرامش در جامعه، حکومتها قوانین و مقرراتى را وضع و به موقع اجرا مىگذارند که این نوع قوانین موضوع بحث ما نیست چون در محاسبه اعمال به این گونه مقررات کمتر نیاز پیدا مىکنیم. اما کسى که کار نیک مىکند داراى دو پاداش است و بدکار نیز داراى دو نوع کیفر. پاداشى که نیکوکار در دنیا دریافت مىدارد در کلمه خوشبختى و سعادت دنیوى خلاصه مىشود زیرا خداوند این جهان را با چنان نظام شگفتانگیزى آفریده که حتى یک بار نفس کشیدن، بىقاعده و بىحساب نیست و بىاثر نیز نمىماند و چون خدا داراى اسماء الحسنى و صفات پسندیده است و از خداى نیکو آفرین هم جز نیکى به وجود نمىآید هر عمل نیکى که از بندهاش صادر شود پاداش نیکش را در دنیا به او عطا خواهد فرمود پس هر که نیکى کند به سود خود اوست و به لحاظ این که هر چه به وجود آید «نیست» نخواهد شد و «معدوم» نخواهند گشت بلکه تا ابد به راه کمال خود ادامه خواهد داد لذا نیکوکار پس از مرگ هم پاداش اعمال نیکش را بهتر از آنچه در دنیا دریافت داشته از خداى بخشنده دریافت خواهد داشت. بنا بر این پاداشها دو نوعند: 1- پاداشهاى دنیوى 2- پاداشهاى اخروى کیفرها نیز به قیاس مذکور دو قسمند: 1- کیفر دنیوى 2- کیفر اخروى بدکار را در طبیعت پاداش نیکو نیست. او گرچه مدتى را در دنیا زنده مىگذراند ولى زندگى نمىکند بلکه با بیماریهاى حسد، کینه، حرص، بىتابى، فزونطلبى، حب جاه و مقام و ... تن و روان خویش را مىسوزاند و همین آتشها را هم به آخرت منتقل مىکند. چرا یک ذره غبار که در چشم مىنشیند تا بیرون نیاید انسان را از ناراحتى و رنج نمىرهاند؟ چرا یک قطره آب اگر در قصبه الریه وارد شود سرفههاى مکرر بر آدمى دست مىدهد؟ و چرا خارى کوچک که در پاى خلد، انسان از رفتار باز مىماند؟ براى اینکه بر خلاف طبیعت و سنت الهى هر عملى واقع شود، عکس العملش ناراحتى، رنج و بیمارى است. پس براى رهایى از عکس العملهاى بد، عملهاى نیکو باید انجام داد و غیر از این چارهاى نیست. این جهان کوه است و فعل ما ندا سوى ما آید نداها را صدا از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو بدکار در آخرت هم با اعمال زشت خویش دست به گریبان است زیرا در عالم چیزى از بین نمىرود و عمل، عامل خود را هرگز رها نمىکند. نگاه کنید به آیه 13 تا 14 سوره اسراء که در این باره مىفرماید: وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ کِتابَکَ کَفى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً نامه عمل هر انسان را در گردنش ملازم کردیم و در روز قیامت برایش بیرون مىآوریم در حالى که نامهاى است گشوده و خوانا و (مىگوییم اکنون) نامهات را بخوان که خودت کافى است امروز حسابگر خویشتن باشى. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:94 - 95
|
|
| دو نوع محاسبه نفس |
| ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دو نوع محاسبه نفس ،محاسبه به وسیله حافظان اعمال ،محاسبه اعمال به وسیله خود شخص ، براى هر چیزى راهى است و راه |
|
1- محاسبه اعمال به وسیله خود شخص 2- محاسبه به وسیله حافظان اعمال محاسبه اى که به وسیله خود انسان از خودش به عمل مىآید آسانترین برآورد و سادهترین حساب است اما مشکلترین سدى که در این راه وجود دارد نفس امّارهاى است که آدمى را از توجه به محاسبه اعمالش منصرف مىسازد و کمتر کسى است که شب در خلوت تنها دفتر و قلمى بردارد و اعمال زشت و زیبایى که در روز به پایان رسیده، مرتکب شده یادداشت کند و با جمع و تفریقى خود را در ترازوهاى انصاف بسنجد. بازرگانان معمولا عملیات خود را در دفتر روزانه و دفتر کل یادداشت مىکنند و از این طریق به آسانى مىفهمند که چقدر سود برده یا زیان کردهاند و چه میزان به اشخاص بدهکارند و چه مبلغ باید بابت مالیات، پرداخت کنند و چه نوع کالایى وارد کردهاند و چه مقدار به فروش رسانیدهاند و کالاهاى موجود در انبارشان چه چیزهایى است؟ سید بن طاوس اعلى اله مقامه سفارش مىکند که انسان لا اقل ساعتى از شبانه روز را به محاسبه نفس خویش اختصاص دهد و از پیشگاه خداى بزرگ بر کارهاى زشتش پوزش بخواهد و خود را براى فردایى بهتر و انجام کارهاى نیکوتر آماده سازد. راهى که انسان را از بى توجهى به اعمالش مىرهاند و او را به بهشت خدا مىرساند. علم و آگاهى است زیرا پیامبر اکرم (ص) فرموده است: لکلّ شىء طریق و طریق الجنّة العلم . براى هر چیزى راهى است و راه رسیدن به بهشت دانش است. اگر انسان یقین کند که همه اعمال او از ریز و درشت و زشت و زیبا در اوراق ایام ثبت و ضبط مىشود و همه آنها را در روز جزا به نمایش خواهند گذاشت و از این طریق است که خود را از بلاهاى دنیا و آخرت رهانیده و وسیله نجات دیگران و آسایش هم نوعان خویش مىشود. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:90 - 91
|
|
| سود و زیان اعمال متوجه کیست؟ |
| ساعت ۱:٥۳ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سود و زیان اعمال متوجه کیست؟ ،إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إ ،براى بردن سود بیشتر |
|
اگر باور کنیم سفارشات و احکام قرآن قاعده تغییر ناپذیر و همیشگى عالم هستى است و هرگز ممکن نیست خلاف آن حتى براى یک لحظه درست باشد به یقین از اجراى آنها سرپیچى نخواهیم کرد. پس نخستین وظیفه انسان اندیشیدن در آیات خدا و تفکر در باره آنها و سپس عمل به آنهاست زیرا بعد از اندیشیدن، آدمى به این نتیجه خواهد رسید که عمل خود را با علم خویش هماهنگ سازد و در چنین صورتى است که از نیت پاک و خالص او جز عمل شایسته سر نخواهد زد. اکنون به آیات زیر بیندیشید و نتیجهگیرى خود را بیازمایید. 1- مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ (فصلت- 46) هر که کار نیک کند به سود خود اوست و هر که کار بد کند به زیان خودش مىباشد و پروردگار توبه بندگانش ستم نمىکند. 2- إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها (اسراء- 7) اگر نیکى کنید به خود نیکى کردهاید و اگر بدى کنید به زیان خود مرتکب شدهاید. 3- فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها (انعام- 104) هر که چشم گشاید و بینا شود به سود خود اوست و هر که چشم فرو بندد و کور شود به زیان او مىباشد. راستى آیا کسى هست که آیات بالا را منکر شود؟ و آیا کسى هست که کور دلى را بهتر از بینایى بداند؟ درست است که زیان دیده از عمل بد دیگران به رنج مىافتد و آسیب مىبیند ولى آیا ستمدیده و مظلوم همواره بىیاور است؟ براى اینکه پاسخ درست پرسشهاى بالا را دریابید، به اطراف خود که ظالم و مظلومى را در بر دارد بنگرید و یا به تاریخ که سرنوشت نیکوکاران و بدکاران را بر صفحه اوراقش ثبت کرده مراجعه کنید تا به این نتیجه برسید که، هر که کار نیک کند به سود خود اوست و هر که کار بد کند به زیان خودش مىباشد. پس براى بردن سود بیشتر و پرهیز از ضرر و زیان باید کار نیک کرد و وقتى نیکوکارى عادت مردم شد جامعهاى به وجود خواهد آمد که همه افرادش در مصیبت و شادى هم شریک و با همه کثرت و تعداد فراوانشان یک تن و یا «ید واحده» خواهند بود. که المسلمون ید واحدة. اگر کسانى نفع خود را در زیان دیگران بدانند و با حیله و نیرنگ یا با اعمال زور مقصد و مقصود خود را بر همنوعان خویش تحمیل کنند از کیفرى که در طبیعت براى آنان مقرر شده نجات نخواهند یافت و همچنین آنان که سود خویش را در نفع دیگران مىدانند و با کارهاى نیک پیکر جامعه را زینت و زیور مىبخشند از پاداش الهى بىنصیب نخواهند . محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:92 - 93
|
|
| راه رسیدن به سعادت برتر |
| ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه رسیدن به سعادت برتر ،اگر سعادت بیشترى را مى طلبى ،آیا آمرزش خواهى هست؟ |
|
اگر سعادت بیشترى را مى طلبى و به هنگام محاسبه و عبادت دست یافتن به پیروزى و عفو و تفضل الهى را مىخواهى بگو: (اللّهم انّى سمعت من کرمک و رحمتک انّک تأمر منادیا ینادى عنک فی اواخر کلّ لیلة و یدعو الناس الى مساءلتک فیقول هل من سائل فاعطیه هل من تائب فاتوب علیه هل من مستغفر فاغفر له فقد حضرت ممتثلا للنداء و متوسّلا بالدعاء و أسأل من رحمتک الواسعة و مکارمک السّابقة کلّما احتاج الیه و اتوب من کلّ ما اقدمت علیه و استغفرک من کلّ ما تؤاخذنی علیه و اطلب العفو الّذى دعوت عبادک الیه و قد انعمت على بالایمان من غیر مسائلة فلا تحرمنى ما هو دونه من النّوال مع الدّعاء و الابتهال یا اللَّه یا اللَّه) خداوندا از کرم و رحمت تو شنیدهام که نداکنندهاى را امر فرمودهاى که در اواخر هر شبى ندا کند و مردم را به درخواست و طلب از تو بخواند و بگوید: آیا سائلى هست که به او عطا کنم و آیا توبهکنندهاى هست که توبهاش را بپذیرم؟ آیا آمرزش خواهى هست تا او را بیامرزم؟ پس براى امتثال امر و اطاعت فرمانت در پیشگاهت حاضر شدهام و به دعا متوسل گشتهام و از رحمت واسعه و کرمت مىخواهم هر چه را که به آن نیازمندم و توبه مىکنم از هر چه به آن اقدام کرده و پیش فرستادهام و استغفار نموده و طلب آمرزش مىکنم از هر چه مرا به آن مؤاخذهام مىفرمایى و طلب عفو و بخشش مىکنم که بندگانت را به آن دعوت نمودهاى و به تحقیق بر من نعمت ایمان را ارزانى فرمودهاى بدون اینکه پرسیده و خواسته باشم پس مرا محروم مساز آنچه را آن کمتر است از عطا با دعا و زارى و التماس یا اللَّه و یا اللَّه (ده مرتبه). محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، عباس علی محمودی ،ص: 78
|
|
| محاسبه نفس اواخر هر شب |
| ساعت ۱۱:۱٠ ق.ظ روز سهشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: محاسبه نفس اواخر هر شب ،سلام اللَّه جلّ جلاله و سلام خاصّته ،انا استغفرک و أسألک التّوبة ،یا الهى قد مدحت المستغفرین بالاسحار |
|
مستحب است که وقتى انسان از خواب بیدار مىشود سجده کند و شکر خدا نماید بر آنچه که خداوند بر او تفضل فرموده و نعمت بخشیده و روایت کردهایم که پیامبر (ص) که از همه پیامبران برتر و براى مسلمانان سرمشق و نمونه بود چنین مىکرده است. سپس بنده در پیشگاه مولا و آقاى خویش مىنشیند همان کسى که او را ایجاد کرده و پرورش داد و او را از مساعدت دنیا و آخرت خویش برخوردار ساخت و در اواخر هر شبى یک ساعتى تنها مىنشیند و دو فرشته شب را به حساب مىآورد همچنان که فرشتگان روز را در حساب دارد و مىکوشد که نامه عملش از گناه و آثار آن پاک گردد و اگر مایل باشد بگوید: ((سلام اللَّه جلّ جلاله و سلام خاصّته و سلامى علیکما ایّها الملکان الحافظان استودعکما اللَّه جلّ جلاله و اقرء علیکما السّلام و أتوجّه الیکما باللَّه المنعم علیکما ان تشرّفانی بجواب التّسلیم و تساعدانى على سلوک السّبیل المستقیم و تشفعا الى مولیکما الحلیم الرّحیم الکریم جل جلاله ان یعفو عنّى و لا یشمت بى عدوّى الشّیطان الرّجیم فها انا قد سلّمت نفسى الیه و استسلمت من یده بین یدیه و اتوجّه الیه بکلّ من یعزّ علیه و بجمیع الوسائل الیه فی الامر لکما بمحو السّیئات و تبدیلها بما هو جلّ جلاله اهل من المراحم و الحسنات و ها انا اقول ما قال المقبلون من النّادمین رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا یا ارحم الرّاحمین)) سلام خداوند بلند مرتبه و سلام خاصان او و سلام من بر شما اى دو فرشته حافظ اعمال شما را به خدا سپردم و سلام را بر شما مىخوانم و به وسیله خداى نعمت بخش به شما متوجهم و مىخواهم که مرا به جواب سلام شرافت بخشید و مرا بر سلوک در راه راست یارى کنید و در پیشگاه خداى حلیم و رحیم شفاعت فرمایید تا خداى بزرگ مرا عفو کند و بر من رحم فرماید و از من خشنود و راضى شود و دشمن خود و دشمن مرا که شیطان رجیم است از بدبختى من شادمان نسازد. پس هم اکنون من خودم را به خدا تسلیم کردم و از پیشگاهش سلامت و امان مىطلبم و روى دل به سوى او دارم و متوجهم به هر کسى که بر او عزت بخشیده و به همه وسائلى که در این کار براى شما در محو گناهان و تبدیل آنها به نیکىها در پیشگاه خدا مؤثر است و هم اکنون آنچه مقبلان پشیمان گفتهاند مىگویم: پروردگارا بر خویشتن ستم کردهام اگر ما را نیامرزى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود. پروردگارا خطا و فراموشى ما را بر ما مگیر. پروردگارا آنچه را که بر پیشینیان ما بار کردهاى و تکلیف فرمودهاى بر ما بار مساز. خداوندا آنچه را طاقت نداریم بر ما تحمیل مکن و ما را ببخش و بیامرز و بر ما رحم فرما فقط تو مولاى مائى، اى مهربانترین مهربانها. این را سه مرتبه مىگوید و مىافزاید: (یا الهى قد مدحت المستغفرین بالاسحار و بلغنا انّک تغفر الذّنوب بالاستغفار و انا استغفرک و أسألک التّوبة) اى خداى من، تو را استغفارکنندگان و آمرزش طلبان در سحرگاهان مدح کرده و ستودهاند و بما رسیده است که فقط تو گناهان را با استغفار مىآمرزى و اینک مىگویم: از تو طلب بخشش و غفران مىکنم و فقط از تو توبه و بازگشت به سوى خودت را خواستارم. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، عباس علی محمودی ، ص:76 - 77
|
|
| لازمه محاسبه نفس در شب و روز |
| ساعت ۱٠:۳٠ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: لازمه محاسبه نفس در شب و روز ،حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا ،وزنوا قبل ان توزنوا ،«لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم |
|
این حدیث نبوى (ص) مشهور است که حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا وزنوا قبل ان توزنوا و تجهّزوا للعرض الاکبر از خود حساب بکشید پیش از آن که به حساب شما برسند و اعمال خود را وزن کنید پیش از آنکه آنها را بسنجند و براى روز قیامت خویشتن را آماده سازید. محمد بن یعقوب کلینى در کتاب کفر و ایمان از امام ابى الحسن علیه السّلام نقل مىکند که فرموده است «لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم فان عمل حسنا ازداد اللَّه شکرا و ان عمل سیّئا استغفر اللَّه و تاب الیه» از ما نیست کسى که هر روز از خودش حساب نکشد پس اگر کار نیکویى کرده است بر شکر و سپاس خویش از خداوند بیفزاید و اگر گناهى مرتکب شده است از خدا آمرزش طلبد و توبه نماید. یحیى بن الحسن بن هرون الحسینى در کتاب امالى از حسن بن على (ع) نقل کرده که فرموده است «قال رسول اللَّه : لا یکون العبد مؤمنا حتّى یحاسب نفسه اشدّ من محاسبة الشّریک شریکة و السّیّد عبده رسول خدا (ص) فرموده است هیچ بندهاى مؤمن نیست مگر از خودش حساب بکشد سختتر از محاسبه شریک شریکش را و آقا بردهاش را. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 51
|
|
| فرشتگان گرامى حافظان اعمال |
| ساعت ۱٠:٢٢ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فرشتگان گرامى حافظان اعمال ،وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ کِراماً کاتِبِینَ ،پاک ساختن کارنامه اعمال |
|
خداى بزرگ فرموده است: وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ کِراماً کاتِبِینَ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ (انفطار- 10) بدرستى که بر شما نگهبانانى است که نویسندگان گرامى هستند مىدانند آنچه را که مىکنید. و نیز فرموده است : إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ (ق- 17- 18) هنگامى که آن دو فراگیرنده بر راست و چپ نشسته فراگیرند، هیچ سخنى بر دهن نگذرد مگر نزد او نگهبانى است آماده. إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (جاثیه- 29) همانا ما آنچه را شما انجام مىدادید و عمل مىکردید ما مىنوشتیم . پس خوددارى از ارتکاب جرائم و گناهان واجب، و پاک ساختن کارنامه اعمال که به دست فرشتگان گرامى است احتیاطى لازم است. محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 50
|
|
| انسان چگونه می تواند خود را بشناسد ؟ |
| ساعت ٢:٤۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: انسان چگونه می تواند خود را بشناسد ؟ ،خودشناسی دارای دو بُعد است: ،خودشناسی روان شناختی: |
|
پاسخ: خودشناسی یکی از مسائل مهم در زندگی انسان است. از این رو در روایات به آن توصیه شده است. حضرت علی _ علیه السلام _ می فرماید: «معرفةُ النفسِ انفعُ المعارف. شناخت خویشتن، سودمند ترین منافع است»(1).
پاورقی: 1. آمدی، غررالحکم و دررالکلم، تج 7، ص 387. 2. محمدی ری شهری، محمد، گزیدة میزان الحکمة، ص 364. |
|
| اگر می خواهید مدیر موفق باشید ..... |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اگر می خواهید مدیر موفق باشید |
|
1- از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می کند ، پرهیز کنید. 2- انتقامجو نباشید. 3- زمان پیاده سازی تصمیم گیری ها ، به اندازه ی اخذ تصمیمات ، مهم است. چون ممکن است اجرای یک نقشه ی خوب تجاری در زمان نامناسب با شکست روبه رو شود. 4- در مورد چیزی که نمی دانید ، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی دانم ، هراسی نداشته باشید. 5- با محول کردن مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید. 6- بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهید. 7- نحوه چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که افراد 8- حرفه ای ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید. 9- به مشکلات مالی افراد توجه کنید و درخواست های موجه اخذ وام آنان را به تعویق نیندازید. 10- همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شکوه شما می افزاید. 11- اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد ، تأثیر شگفت انگیزی بر اطرافیان خود خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری می دهد. 12- سامانه ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید که در کمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی می کنید. 13- مطمئن شوید حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت می شود. 14- چند ساعت از یک روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت و گوی رو در رو با کارمندان اختصاص دهید. 15- در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شرکت کنید. http://mehalood.persianblog.ir |
|
| بهترین توصیه برای ترک معصیت و حضور قلب در نماز ........ |
| ساعت ۱۱:۳٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بهترین توصیه برای ترک معصیت و حضور قلب در نماز |
|
بهترین توصیه برای ترک معصیت آن است که همواره خداوند متعال را ناظر بر اعمال خود بدانید که اگر کسی عظمت پروردگار و حضور او را در نظر داشته باشد قطعاً مرتکب معصیت نخواهد شد و .............................برای حضور قلب در نماز، وضو گرفتن شاداب، نماز در اول وقت، نماز در جایگاه خلوت، توجه به معانی کلمات و الفاظی که قرائت می کنید تأثیر فراوان دارد خداوند متعال همواره توفیق عبادت و بندگی نصیب شما فرماید. |
|
| چرا مردم دستوراتشان انبیا را پس از قرنها عاشقانه انجام مىدهند؟ |
| ساعت ۱۱:٢٠ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا مردم دستوراتشان انبیا را پس از قرنها عاشقانه |
|
پاسخ: دلائل زیادى دارد از جمله: 1- پاکى و حسن سابقه و سوز و خلوص آنان. 2- استدلال و منطق آنان، نه تحکّم و قلدرى. 3- عمل به آنچه مىگفتند و پیشگامى در عمل و استقامت تا پاى جان. 4- سعه صدر و خوش اخلاقى آنان. 5- دستورات وتکالیفى مطابق فطرت و وعدههاى الهى. 6- جامعیّت دستورات نسبت به تمام مسائل فردى، اجتماعى، خانوادگى، روانى، اقتصادى، سیاسى، بهداشتى، عبادى و .... 7- آسان و دلپذیر جلوه دادن دستورات. نرم افزار قرائتی
|
|
| آیا یک گناه، سرنوشت کسى را دگرگون مىکند؟ |
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا یک گناه، سرنوشت کسى را دگرگون مىکند؟ |
|
پاسخ: گاهى یک ویروس وارد بدن مىشود و تمام بدن را فلج مىکند. گاهى یک جرقه زده مىشود و منطقهاى به آتش کشیده مىشود. گاهى یک حسادت سبب توطئه قتل یوسف مىشود. گاهى لقمه حرام یا طمع رسیدن به حکومت، انسان را تا کشتن امام حسین علیه السلام پیش مىبرد. معمولا هر گناهى، زمینهساز گناه بزرگترى است. قرآن در این زمینه مىفرماید: «بَلى مَن کَسب سیّئةً و أحاطت به خَطیئتُه فاولئک أصحابُ النّار هم فیها خالدون» « بقره، آیه 81» کسى که به سراغ خلافى رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه کند، براى همیشه در دوزخ خواهد بود. اگر پرده حیا پاره شود، گناه براى انسان راحت مىشود. به همین دلیل در دعاى کمیل مىخوانیم: «الّلهم اغفِر لى الذّنوب الّتى تَهتک العِصَم» یعنى خداوندا! آن گناهانى که پرده عصمت و پاکى را هتک و پاره مىکند، بر من ببخش. پس به هوش باش ای بنده خوب خدا
|
|
| چگونگی تحقّق رؤیا ( خواب دیدن ) : |
| ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چگونگی تحقّق رؤیا ( خواب دیدن ) : ،روح حیوانی ،روح عقل |
|
انسان وقتی به خواب میرود «روح حیوانی» در بدنش باقی میماند و «روح عقل» از بدنش خارج میشود. در واقع این روح عقل به وسیلة خداوند گرفته میشود و دیگر ارتباطی با حواس ظاهری بدن ندارد. خداوند این ارواح را در پیش خود نگه میدارد و اگر صلاح بداند روحی برای همیشه قبض شود، آن را نگه میدارد و بقیّة ارواح برمیگردند. در این زمان که ارواح عقول آزاد هستند میتوانند بسیاری از وقایع آینده و الهامات الهی را ببینند. در این باره پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: یا علی! هر بندهای که میخوابد، روحش به سوی پروردگار برده میشود پس آنچه را در عالم ربوبی و در محضر پروردگار میبیند حقّ است، سپس زمانی که خدای عزیز جبّار فرمان بازگشت روح به بدن را صادر میکند، روح بین آسمان و زمین قرار میگیرد و آنچه را بین آسمان و زمین میبیند رؤیاهای آشفته و غیر قابل تعبیر میباشد.(1) 1. عبد علی بن جمعه الحویزی، تفسیر نور الثقلین، ج2، ص 429. |
|
| کارکردهای خواب دیدن در زندگی انسان |
| ساعت ٩:٠۸ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کارکردهایی خواب دیدن در زندگی انسان |
|
1. ارشاد و هدایت الهی: خداوند گاهی در عالم رؤیا، صحنههایی را به بندهای از بندگانش نشان میدهد تا بدین وسیله، زمینة ارشاد و راهنمایی وی را پیش آورده و اسباب هدایت و نجات وی از گمراهی را فراهم نماید، نمونة بارز آن رؤیاهای راستین و هدایت بخش حضرت نرجس ـ علیها السّلام ـ است.(5)
پاورقی: 1. منتظری، علی، خواب و رؤیا، ص 235. |
|
| بعضی از کسانی که در تاریخ عمر طولانی داشتند : |
| ساعت ۸:٢۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بعضی از کسانی که در تاریخ عمر طولانی داشتند : ،حبابه والبیه ،ربیع ابن ضبع الفزارى |
|
ابن بابویه در کتاب کمال الدین در باب ذکر معمرین نقل کرده است که نوح علیه السّلام دو هزار و سیصد سال عمر کرد هشتصد و پنجاه سال قبل از بعثت و نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و قبل از طوفان و پانصد سال بعد از طوفان، و ابراهیم علیه السّلام صد و هفتاد و پنج سال زندگانى کرد؛ و اسماعیل علیه السّلام صد و بیست سال، و اسحاق علیه السّلام صد و هشتاد سال، و یعقوب صد و سى و سه سال، و داود صد سال، چهل سال آن نبوت و پادشاهى کرد، و سلیمان هفتصد و دوازده سال، و لقمان پانصد و شصت سال، و عزیز مصر که در عهد یوسف بود هفتصد سال عمر کرد، وپدر آن هزار وهفتصد سال، و جدش که درفغ نام بود سه هزارسال عمر کرد. و أیضا روایت کرده است که حبابه والبیه زنى بود که به خدمت حضرت سید الساجدین علیه السّلام رسید در وقتى که صد و سیزده سال داشت و به دعاى حضرت جوان شده و حائض شد و زنده بود تا به خدمت حضرت امام رضا علیه السّلام رسید و بعد از نه ماه از آن فوت شد. و ایضاً روایت کرده است که عبید بن شرید جرهمى سیصد و پنجاه سال عمر کرد و به خدمت حضرت پیغمبر رسید و مسلمان شد و باقى ماند تا زمان غلبه معاویه، و ربیع ابن ضبع الفزارى وارد بر عبدالملک بن مروان شد. عبدالملک از او پرسید که چقدر عمر تواست؟ گفت دویست سال زندگانى کرده ام در زمان فترت میان عیسى و محمدصلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و بعد از آن صد و بیست سال هم در ایام جاهلیت بودم و حال شصت سال هم مىشود که در اسلام هستم، و شق کاهن سیصد سال عمر کرد، و اوس بن کعب بن امیه دویست و چهارده سال عمر کرد، و منذر بن حرمله طائى ملقب به ابوزبید نصرانى بود صد و پنجاه سال عمر کرد و نصر بن دهمان بن سلیم بن اشجع از بنى غطفان صد و نود سال عمر کرد و نوب بن صداق بن عبدى دویست سال عمر کرد، و ثعلبة بن کعب بن عبد الأشهل دویست سال عمر کرد، و عدى بن حاتم طائى صد و بست سال عمر کرد، و عمر بن هاجر خزاعى صد و هفتاد سال عمر کرد. و عوام بن منذر بن زید مدتى در جاهلیت قبل از بعثت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بود و در اسلام هم تا زمان عمر بن العزیز حیات داشت. از او پرسیدند که چه چیزها دریافتهاى؟ گفت نمىدانم و لکن برخوردهام به طایفهاى در عهد ذوالقرنین. و سیف بن وهب بن خزیمه طائى دویست سال عمر کرد، و ارطاة بن امیة مزنى صد و بیست سال عمر کرد، و زهیر بن عتاب بن هبل کلبى سیصد سال عمر کرد، و عمرو بن عامر هشتصد سال عمر کرد، و ابو هبل بن عبداللّه بن کنانه ششصد سال عمر کرد، وابوالطحان قیسى صد و پنجاه سال عمر کرد، و معدیکرب حمیرى دویست و پنجاه سال عمر کرد، و مستوعر بن ربیعة بن کعب سیصد و سى سال عمر کرد و بعد از بعثت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم هم حیات داشت و اسلام نیاورد، و درید بن زید بن فهد چهار صد و پنجاه سال عمر کرد، و شریة بن عبدالله جعفى سیصد سال عمر کرد و در زمان خلافت عمر به مدینه در آمده، و صبرة بن سهم قریشى صد و هشتاده سال عمر کرد و مسلمان شد، و لبید بن ربیعه صد و چهل سال عمر کرد و مسلمان شد، و لبید بن ربیعه صد و چهل سال عمر کرد و مسلمان شد، و حرثان بن حرث بن مجرب بن ربیعه سیصد سال عمر کرد، و محصن بن غسان بن زبیدى صد و پنجاه سال عمر کرد، و عوف بن کنانه کلبى سیصد سال عمر کرد، و صیفى ابى ریاح تمیمى دویست و هفتاد سال عمر کرد، و عاد یربوعى صد و پنجاه سال در دنیا بود، وا کتم بن صیفى تمیمى سیصد سال عمر کرد، و أکثر گفته اند که اسلام قبول نکرد و بعضى گفتهاند پسرش را به خدمت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرستاد، و فروة بن ثعلبة صد و سى سال در جاهلیت زندگانى کرد و بعد اسلام آورد، و قس بن ساعده ششصد سال عمر کرد، و مضار بن حباب صد و چهل سال عمر کرد، و حارث بن کعب مذحجى صد و شصت سال عمر کرد. خزائن، نراقی ص: 211
|
|
| کیفیت نوشتن جفر جامع |
| ساعت ۸:۱٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کیفیت نوشتن جفر جامع ،- ا ر ب ع ى ن ث م ا ن ى ه |
|
کیفیت نوشتن جفر جامع: بدان که باید بیست و هشت جزء کاغذ وضع کرد و هر جزئى چهارده ورق که بیست و هشت صفحه باشد و در هر صفحهاى بیست و هشت سطر باشد و در هر سطرى بیست و هشت خانه باشد و در هر خانه چهار حرف رسم مىشود و در اصطلاح هر جزئى را اقلیمى و هر صفحهاى شهرى و هر شهرى محلهاى و هر محلهاى مشتمل بر بیست و هشت خانه است و حروفى که در خانهها رسم مىشود به این طریف است که هر خانهاى چهار حرف، حرف اول علامت جزء، دوم علامت صفحه، سیم علامت سطر، چهارم علامت خانه. پس در خانه اول از سطر اول از صفحه اول از جزء اول چهار الف است اولین علامت جزء اول و ثانى علامت صفحه اول، ثالث علامت سطر اول، رابع علامت خانه اول، و در خانه دوم از سطر اول سه «الف» و یک «ب» رسم کنند و همچنین تا خانه بیست و هشتم سه «الف» و یک «غ» که علامت بیست و هشتم است رسم کنند؛ و در خانه اول از سطر دوم از صفحه اول از این جزء دو «الف» و یک «ب» و یک «الف» رسم کنند که علامت جزء اول و صفحه اول و سطر دوم و خانه اولست، و در خانه دوم دو «الف» و دو «ب» نویسند و همچنین تا آخر سطر، و در سطر سیم از صفحه اول در خانه اول دو «الف» و یک «ج» و «الف» نویسند، و در خانه دوم دو «الف» و «ج» و «ب» نویسند و همچنین تا آخر سطر؛ و در صفحه دوم در خانه اول از سطر اول یک «الف» به جهت جزء یک «ب» به جهت صفحه و دو «الف» به جهت سطر و خانه نویسند و على هذا القیاس تا در خانه آخر از سطر آخر از جزء آخر چهار «غ» نویسند. فائده: در بعضى از رسائل به نظر رسیده که هر که این جفر جامع را بنویسد و با خود دارد همه مخلوقات او را مطیع ومنقاد گردند و کسى در مدة العمر با او دشمنى نتواند کرد و هر خانهاى که این جفر جامع باشد از مرک فجأة و طاعون در امان باشد، و اگر با لشکرى باشد فتح ایشان را باشد و هر که بنویسد بهر مراد که خواهد برسد و هر آفریدهاى که در بلائى عظیم افتد این را بنویسد و با خود دارد حق تعالى او را از آن ورطه برهاند و اگر حاجتى داشته باشد و به آن نتواند رسید چهل روز همه روزه نظر بر این اوراق افکند تا حاجتش روا شود به شرط تقوى و کتمان سر و پرهیزکارى و هر روز بعد از نماز دویست مرتبه بگوید: «یا رحمن کل شىء وراحمه» و بعد از آن نظر بر آن اوراق کند. و اگر دشمنى داشته باشد که به هیچ نوع دفع آن را نتواند کرد هر روز بعد از نماز صبح چهل مرتبه بگوید: «یا مذل کل جبار بقهر عزیز سلطانه» و نظر بر آن اوراق کند تا چهل روز، روز آخر حروف اسم آن شخص را بسط کند بسط عددى مثل آن که اسم محمد را به جاى «میم» أربعین و به جاى «ح» ثمانیة و به جاى «میم» اربعین و به جاى «دال» اربعه ثبت نماید و به ترتیب تکسیر کند به این نحو. - ا ر ب ع ى ن ث م ا ن ى ه ا ر ب ع ى ن ا ر ب ع ه-. و بسط حرفى مثل، آن که حروف اسم آن شخص را تکسیر کند و حروف را جداگانه و بسطى را جداگانه بر کاغذ نویسد یکى را در گورستان بسوزاند و یکى را در خاک کند به شرط آن که آن کس به حسب شرع دفع آن واجب باشد پس آن کس ناچیز گردد. خزائن ، ص 382 - 383
|
|
| حکایت بسیار آموزنده : |
| ساعت ۸:۱۳ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حکایت بسیار آموزنده : ،مجامعت بازن اجنبیه ،چون اراده جماع ( نزدیکی )کرد ،احمق علم مساحت |
|
اعرابى در موقع مجامعت بازن اجنبیه نشست و چون اراده جماع ( نزدیکی )کرد به فکر معاد ( قیامت ) افتاد و برخاست. زن گفت کجا روى؟ گفت: هر که بهشتى را که عرض آن ما بین آسمانها و زمینها است به مقدار عرض چهار انگشت از میان پاى تو بفروشد در علم مساحت احمق خواهد بود. خزائن، ص: 395 |
|
| اهداف و آثار ازدواج: |
| ساعت ٧:۱٠ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اهداف و آثار ازدواج: ،راه بقاى نسل انسان: ،بهرهمندى از لذتهاى جنسى: ،ایجاد آرامش براى مرد و زن: |
|
ازدواج و تشکیل خانواده داراى آثار و ثمرات فراوانى است که برخى از آنها مربوط به زن و شوهر و برخى دیگر مربوط به اجتماع مىشود؛ اساسىترین فواید ازدواج و پیوند زناشویى عبارتند از: الف- بهرهمندى از لذتهاى جنسى: بهترین راه و صحیحترین روش ارضاى غریزۀ شهوت و بهرهمندى از لذتهاى جنسى از نظر اسلام ازدواج است؛ ب- ایجاد آرامش براى مرد و زن: زن و مرد هستۀ اصلى خانواده را تشکیل مىدهند، و خداوند چنان میلى را بین آن دو قرار داده که به سوى زندگى مشترک با یکدیگر گام بردارند؛ گرچه یکى از عوامل این گرایش غریزۀ جنسى است ولى با انجام پیوند زناشویى بتدریج نوعى همبستگى روحى و عاطفى و عشق و محبت میان آنها پدیدار مىشود و آنها را به سوى تأمین سعادت و خوشبختى یکدیگر سوق مىدهد.
ج- راه بقاى نسل انسان: ازدواج راهى است براى استمرار نسل بشر؛ خداوند متعال در قرآن کریم یکى از اهداف آفریدن همسرانى از جنس خود انسان را زیاد شدن شمار افراد ذکر نموده است. « شورى (42): آیۀ 11» د- ایجاد مسئولیتپذیرى: انسان وقتى مجرد است احساس مسئولیت چندانى نمىکند و از نیرو و استعداد و ابتکار خویش به اندازۀ کافى استفاده نمىنماید؛ مثلًا براى کسب درآمد مشروع تلاش چندانى نمىکند و اگر درآمدى هم پیدا نمود در حفظ و رونق بخشیدن به آن اقدامى نمىکند، و به همین جهت انسانهاى مجرد غالباً خانه به دوش و تهیدست مىباشند. معارف و احکام بانوان، ص: 228 |
|
| آرامش مرد و زن کی و کجا ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
| ساعت ٧:٠٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آرامش مرد و زن کی و کجا ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ،مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْکُنُوا ،مسیر عفاف و پاکدامنى ،آسایش و آرامش زن و شوهر کی ؟ |
|
زن و مرد هستۀ اصلى خانواده را تشکیل مىدهند، و خداوند چنان میلى را بین آن دو قرار داده که به سوى زندگى مشترک با یکدیگر گام بردارند؛ گرچه یکى از عوامل این گرایش غریزۀ جنسى است ولى با انجام پیوند زناشویى بتدریج نوعى همبستگى روحى و عاطفى و عشق و محبت میان آنها پدیدار مىشود و آنها را به سوى تأمین سعادت و خوشبختى یکدیگر سوق مىدهد. خداوند متعال در قرآن کریم مىفرماید: «وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهٰا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» « روم (30): آیۀ 21» یعنى: «از نشانههاى (لطف) خداوند آن است که براى شما از جنس خودتان همسرانى بیافرید تا در کنار آنها آرام گیرید، و بین شما محبت و رحمت قرار داد». پروین اعتصامى گوید :
ضامن بقاى این آرامش دو عنصر بسیار قوى یکى عشق و محبت و دیگرى رأفت و رحمت است؛ پس اگر یکى از این دو امر بین زن و مرد وجود نداشته باشد و دوستى و عشق جاى خود را به نفرت دهد و عطوفت و گذشت تبدیل به کینه گردد، زندگى زناشویى همانند جهنمى سوزان شده که شعلههاى آتش آن نه تنها زن و شوهر بلکه دیگران را نیز در کام خود فرو مىبرد. آسایش و آرامش زن و شوهر در کنار یکدیگر فوائد و نتایج روحى و جسمى و فردى و اجتماعى فراوانى را به دنبال داشته و در پرورش استعدادها و حفظ امنیت جامعه نقش بسزایى دارد؛ بنابراین کسانى که از ازدواج این سنت الهى روى گردانیده و به آن تن نمىدهند داراى وجودى ناقص هستند. زن و مرد همانند جامهاى که عیوب و بدیهاى انسان را مىپوشاند و او را از سرما و گرما و دیگر خطرات حفظ مىنماید و وسیلهاى براى زینت او مىباشد، پوشش یکدیگر بوده و در پیمودن مسیر عفاف و پاکدامنى یار و یاور و زینت یکدیگر شمرده مىشوند؛ قرآن کریم مىفرماید: «هُنَّ لِبٰاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ» « بقره (2): آیۀ 187» یعنى: «زنان جامۀ شما و شما نیز جامۀ آنها هستید». معارف و احکام بانوان، ص: 228
______________________________
|
|
| ازدواج یکى از اسباب فقرزدایى |
| ساعت ٧:٠۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ازدواج یکى از اسباب فقرزدایى ،افراد بىهمسر |
|
1- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «همسر انتخاب نمایید که این کار رزق و روزى شما را زیاد مىکند». «1» 2- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «کسى که از ازدواج به خاطر فقر و ندارى و عائلهمند شدن سرباززند همانا به خداوند سوء ظن برده است؛ زیرا خداوند مىفرماید: اگر ایشان (افراد بىهمسر) فقیر باشند خداوند با فضل خودش بىنیازشان سازد . « 2 »
______________________________ (2)- سورۀ نور (24): آیۀ 32 ؛ وسائل الشیعة، همان، ح 2، ص 42. معارف و احکام بانوان، ص: 229 |
|
| راه بقاى نسل انسان: |
| ساعت ٦:٥٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه بقاى نسل انسان: ،دلایل اصلى ممنوعیت آمیزش دو جنس موافق ،انحراف جنسى و همجنسگرایى ،آمیزش زن و مرد تنها کامیابى و لذت جنسى |
|
ازدواج راهى است براى استمرار نسل بشر؛ خداوند متعال در قرآن کریم یکى از اهداف آفریدن همسرانى از جنس خود انسان را زیاد شدن شمار افراد ذکر نموده است. « شورى (42): آیۀ 11» یکى از دلایل اصلى ممنوعیت آمیزش دو جنس موافق در اسلام نابودى نسل بشر است؛ زیرا قانون آفرینش جاذبۀ جنسى میان دو جنس مخالف را به عنوان عامل بقاى انسان قرار داده است و تغییر مسیر آن به سوى همجنسبازى و اکتفاى زن به زن یا مرد به مرد یا استمناء و خوداکتفایى یا آمیزش با حیوانات، پشت کردن به فطرت اصیل انسانى و قوانین طبیعى حاکم بر آفرینش است. داستان قوم لوط که به انحراف جنسى و همجنسگرایى و رفتار زشت و ننگین آلوده شده بودند و نیز پایان دردناک زندگى آنها مىتواند تابلوى گویایى باشد براى کسانى که در منجلاب فساد غوطهور گشته و از راههاى غیر مشروع شهوت خود را ارضاء مىنمایند. از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند: «ازدواج نمایید تا نسل شما افزون گردد، من به واسطۀ نفرات شما روز قیامت بر امتهاى دیگر مباهات و افتخار مىنمایم». «1» روایات بىشمارى که از ازدواج با شخص عقیم منع نموده نیز در همین راستا مىباشد. «2» ثمرۀ ازدواج انسان مىتواند فرزند شایستهاى باشد که باعث سربلندى و افتخار او گردد؛ قرآن کریم مىفرماید: «نِسٰاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنّٰى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» « بقره (2): آیۀ 223.» یعنى: «زنان شما مرکز بذرافشانى شما هستند، هر زمان که بخواهید مىتوانید با آنها آمیزش نمایید و (سعى کنید از این فرصت طبیعى استفاده صحیح نموده و با تربیت فرزندان نیک) از پیش براى خود ذخیره بفرستید». جملۀ «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» در آیۀ ذکر شده این حقیقت را بیان مىنماید که زن فقط وسیلۀ ارضاء شهوت نبوده و هدف نهایى آمیزش زن و مرد تنها کامیابى و لذت جنسى نیست، بلکه از آن باید براى حفظ حیات بشر و ایجاد و پرورش فرزندان صالح که ذخایر معنوى فرداى انسان هستند استفاده نمود. ______________________________ (2)- وسائل الشیعة، باب 15 از ابواب مقدمات النکاح، ح 3، ج 20، ص 54. |
|
| اهمیّت ازدواج |
| ساعت ٦:٥٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اهمیّت ازدواج ،بدترین و شرورترین افراد ،دو رکعت نماز فرد متأهل بهتر از |
|
خداوند در نهاد انسان غریزهها و استعدادهایى را جهت نگهدارى و حفظ و نیز تکامل او به ارمغان گذاشته است؛ یکى از این غریزهها شهوت جنسى و تمایل دو جنس مخالف به یکدیگر است؛ که اگر از این غریزه به نحو صحیح و در حد تعادل استفاده شود، انسان در مسیر تکامل خود گام برداشته و از نتایج سودمند آن بهرهمند مىگردد؛ ولى اگر از حد تعادل خارج شده و از آن در غیر مسیرى که فطرت و شریعت براى انسان تعیین نمودهاند استفاده شود، عواقب خطرناکى به دنبال خواهد داشت؛ چرا که غریزۀ جنسى یکى از نیرومندترین و سرکشترین غرائز انسان بوده و به تنهایى با سایر غرائز برابرى مىنماید. اسلام به عنوان دینى که دستورات و قوانینش بر مبناى فطرت است سعى نموده غرائز و نیروهاى طبیعى بشر را در مسیر صحیح قرار دهد نه این که آنها را راکد نگه داشته و یا از کار انداخته و یا بر خلاف جریان طبیعى و اصول فطرى انسانى به کار برد، و در این راستا براى کنترل غریزۀ جنسى و هدایت گرایش و کشش طبیعى میان زن و مرد اهمیت ویژهاى به ازدواج و پیوند مشروع زن و مرد داده و تشویقهاى فراوانى نسبت به این امر نموده است، که در زیر به برخى از نمونههاى آن اشاره مىشود: 1- قرآن کریم: «براى مردان و زنان بىهمسر و بردگان و کنیزان صالح و درستکارتان وسیلۀ ازدواج را فراهم آورید؛ آنان اگر فقیر و تهیدست باشند خداوند با فضل خویش بىنیازشان مىسازد، خداوند قدرتى وسیع و علمى گسترده دارد». « نور : آیۀ 32.» 2- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «هیچ بنایى در اسلام به وجود نیامده که نزد خدا محبوبتر از ازدواج باشد». «1» 3- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «ازدواج روش و سنت من است، کسى که از آن روى گرداند از روش من روى گردانیده است». «2» 4- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «بدترین و شرورترین افراد امت من انسانهایى هستند که مجرد و بىهمسرند». «3» 5- پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم: «کسى که ازدواج نماید نصف دین خود را به دست آورده، پس باید در باقیماندهاش تقواى خدا را پیشه نماید». «4» 6- امام على علیه السلام: «بالاترین شفاعت و میانجیگرى آن است که بین زن و مرد جهت ازدواج پادرمیانى کنى تا خداوند وسایل به هم پیوستن آن دو را فراهم نماید». «5» 7- امام صادق علیه السلام: «دو رکعت نماز فرد متأهل بهتر از هفتاد رکعت نماز انسان مجرد و بىهمسر است». «6» بنابراین شایسته است مسلمانان این سنّت الهى را آنچنان که مورد رضایت شارع مقدس است به جا آورند، و خود را اسیر تشریفات زاید و آداب و رسوم غلط ننموده و سعى کنند فرهنگ اسلام را در جامعه پیاده نمایند. مسئولین جامعه نیز وظیفه دارند در حد امکان تسهیلات لازم را در این زمینه فراهم آورند. معارف و احکام بانوان، ص: 224
______________________________ (2)- مستدرک الوسائل، باب 1 از ابواب مقدمات النکاح، ح 18، ج 14، ص 153؛ محمد بن یزید القزوینى، سنن ابن ماجة، ج 1، ص 592، ح 1846. (3)- مستدرک الوسائل، همان، باب 2، ح 1، ص 155. (4)- وسائل الشیعة، همان، ح 11 و 12، صص 16- 17. (5)- همان، باب 12، ح 2، ص 45. (6)- همان، باب 2، ح 1، ص 18.
|
|
| مثل شیطان مثل مگسی است که ....... |
| ساعت ٦:٠٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مثل شیطان مثل مگسی است که ،فبعزتک لاغوینّهم اجمعین ـ الا عبادک منهم المخلصین |
|
مثل شیطان، مثل مگس است. می دانیم که هر اندازه بدن و اعضای بدن و محیط زندگی انسان، به ناپاکی آلوده باشد، و بهداشت محیط مراعات نشود، مگس بیشتر هجوم میآورد و باعث ایجاد امراض گوناگون، برای انسان میشود. و در مقابل، هر چقدر بهداشت، بیشتر مراعات شود و بدن و محیط زندگی تمیزتر باشد، اذیت و آزار پشه و مگس کمتر است. 1 - طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 20، ص 38. |
|
| بهترین راه غلبه بر شیطان |
| ساعت ٦:٠۳ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بهترین راه غلبه بر شیطان ،شیطان که همانند شب پره، (خفاش) |
|
یکی از بهترین راههای مقابله پیروزمندانه با شیطان این است که انسان همیشه به یاد خدا باشد و هیچگاه و در هیچ شرایطی خدا را فراموش نکند و او را در همه حال بر خود ناظر و در همه جا حاضر ببیند. هرگاه انسان همواره به یاد خدا باشد، قلب او نورانی میگردد و شیطان که همانند شب پره، (خفاش) همواره در تاریکی قدرت پرواز دارد و همیشه از نور وحشت دارد، از او فرار میکند. لذا در برخی از احادیث از رسول خدا _ صلّی الله علیه و آله _ نقل شده که فرمود: شیطان وقتی میخواهد پا بر قلب انسان بگذارد، اگر آن فرد خدا را یاد کند و به یاد خدا باشد، شیطان بلافاصله خود را کنار میکشد، وقتی انسان دوباره از یاد خدا غافل شد، شیطان دوباره به سراغ او میآید.(1) از این روایت به خوبی معلوم میشود که یاد خدا، بهترین راه نجات از شرّ شیطان است. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 20، ص 398. |
|
| راهکارهای مبنایی و اصولیکنترل شهوات از دیدگاه اسلام : |
| ساعت ٤:٠٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راهکارهای مبنایی و اصولیکنترل شهوات از دیدگاه اسلا ،موانع مهم تهذیب نفس ،قُل للمؤمنین یغضّوا مِن ابصارِهم ،ز دست دیده و دل هر دو فریاد |
|
1. تفکر و اندیشهیکی از موانع مهم تهذیب نفس و یکی از علل انجام گناه غفلت و بیخبری است. اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگی دنیا باشیم و یاد خدا و مرگ را فراموش کنیم و اگر ساعتی در کارهای خود و عواقب آن اندیشه نداشته باشیم، به احتمال قوی گرفتار گناه و معصیت میشویم و اگر به فرمان های الهی توجه داشته باشیم و حساب و کتاب قیامت را همواره در نظر داشته باشیم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصیت نخواهیم کرد. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر کس که قلبش را با تداوم فکر و اندیشه، آباد سازد، افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد.(1) امینی، ابراهیم، خودسازی، قم، انتشارات شفق، چاپ دهم، 1380، ص 101. |
|
| راهبردهای عملی کنترل شهوات از دیدگاه اسلام |
| ساعت ٤:٠٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راهبردهای عملی کنترل شهوات از دیدگاه اسلام ،افکار جنسی را ،نگاه کردن به مواضع جنسی و برجستگیهای بدن دیگران |
|
1. افکار جنسی را که به ذهن خطور میکند بلافاصله با ذکر و یاد خدا آسیبهای معنوی گناه از ذهن خود دور سازید. خود ارضایی یا ارضای انحرافی جنسی، موسسه پژوهشی فرهنگی اشراق، نشر مبعث، چاپ اوّل، 1379. |
|
| «معنى عشق و عاشقى از مولوى معنوى» |
| ساعت ۳:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: «معنى عشق و عاشقى از مولوى معنوى» ،علت عاشق ز علّتها جداست ،ى لقاى تو جواب هر سؤال ،عاشقى پیداست از زارى دل |
|
اى لقاى تو جواب هر سؤال مشکل از تو حلّ شود بى قیل و قال ترجمان هر چه مارا در دل است دستگیر هر که پایش در گل است عاشقى پیداست از زارى دل نیست بیمارى چو بیمارى دل علت عاشق ز علّتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون بعشق آیم خجل باشم از آن گر چه تفسیر زبان روشنگر است لیک عشق بى زبان روشنتر است چون قلم اندر نوشتن مىشتافت خود بعشق آمد قلم بر خود شکافت چون سخن در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست و هم کاغذ درید عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت چون حدیث روى شمسالدین رسید شمس چارم آسمان سر در کشید واجب آمد چونکه آمد نام او شرح کردن رمزى از انعام او این نفس جان دامنم برتافته است بوى پیراهن ز یوسف یافته است کز براى حقّ صحبت سالها باز گو رمزى از آن خوش حالها تا زمین و آسمان خندان شود عقل و جان و دیده صد چندان شود
لا تکلّفنى فإنّى فى الفناء کلّت أفهامى فلا احصى ثناء من چو گویم یکرگم هشیار نیست شرح آن یارى که آنرا یار نیست شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر قال: أطعمنى فإنّى جائع فاعتجل فالوقت سیف قاطع صوفى ابنالوقت باشد اى رفیق نیست فردا گفتن از شرط طریق تو مگر خود مرد صوفى نیستى هست نقد، از نسیه باشد نیستى گفتمش پوشیده بهتر سرّ یار خود تو در ضمن حکایت گوشدار خوشتر آن باشد که ذکر دلبران گفته آید در حدیث دیگران گفت مکشوف و برهنه گوى این آشکارا به که پنهان سرّ دین پرده بردار و برهنه گو که من من نگنجم با صنم در پیرهن گفتم ار عریان شود او در عیان نى تو مانى نى کنارت نى میان آرزو مىخواه لیک اندازه خواه بر نتابد کوهرا یک برگ کاه آفتابى کز وى این عالم فروخت اندکى گر بیش تابد جمله سوخت فتنه و آشوب خونریزى مجوى بیش از این از شمس تبریزى مگوى خزائن، ص: 51 |
|
| وزیر سنى و مقلّد شیعى |
| ساعت ۳:٢٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: وزیر سنى و مقلّد شیعى ،در یکى از ولایات هند پادشاهى بود |
|
* حکایت: شنیدم که در یکى از ولایات هند پادشاهى بود از جمله هنود و اورا وزیرى بود که جمیع امور مملکت در ید تصرف او بود و هر حکمى که نمودى احدى را یاراى مخالفت نبودى و این وزیر اهل تسنّن بلکه قلب او خالى از عداوت اهل بیت نبود و با طائفه شیعه بسیار دشمن بود و هر وقت که پادشاه بسفرى مىرفت اورا وکیل و نایب مناب خود در جمیع امور ملکى مىنمود و در آن شهر مسخرهاى بود که در مجالس بزرگان بمسخرگى و تقلید مردم مشغول و این شخص شیعه بود و به تشیّع مشهور و معروف بود. وقتى پادشاه به سفرى رفت و وزیررا نایب خود کرد وزیر آن مقلّد را طلبیده به او گفت: تقلید على را بکن و حرکاتى که على مىنموده تو نیز بکن هر چند ابا و امتناع نمود و به معاذیر چند متشبث شد سود نبخشید. گفت: مهلت ده مرا تا فردا تقلید على را مىکنم وزیر او را مهلت داده فردا جامه عربى در بر کرده تیغ مصرى حمایل کرده آمد تا داخل خانه وزیر شد و او بر تختى نشسته بود آن شخص تیغ کشید گفت: اى وزیر! اقرار کن به یگانگى خدا و نبوّت محمّد مصطفى و خلافت من و الّا گردنت را مىزنم وزیر شروع کرد به صداى بلند خنده کردن. آن شخص گفت خنده کردن سود ندارد و به غیر از اینکه اقرار کنى سود ندارد و بتدریج مقلّد نزدیک به تخت وزیر شده و او را به همین کلام دعوت مىنمود و وزیر مىخندید تا نزدیک رسیده گفت: اهمال در اقرار تو به چهسبب است؟ و او باز بهمان نوع خنده مىکرد به یک دفعه گفت: اقرار نمىکنى و تیغ را بگردن وزیر زده سر او از بدن جدا شد و بگریخت و مردم متفرقّ شده ایلچى روانه شد و پادشاه را مطلع کرد. پادشاه بعد از مراجعت امر به احضار آن مقلّد نمود هر چند او را تفحص نمودند نیافتند. پادشاه فرمود منادى ندا کند که او را امان دادیم بعد از آن مقلّد حاضر شد پادشاه به او گفت: که این چه حرکت بود که از تو صادر شد؟ عرض کرد: که مرا تقصیرى نیست وزیر مرا امر کرد که تقلید على را بکنم و شغل على این بود و من نیز چنین کردم پادشاه خندید و او را مرخصّ کرد. خزائن، نراقی ص: 49
|
|
| میرفندرسکى در ایام سیاحت چه کرد با کنیسه ................................ |
| ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: میرفندرسکى در ایام سیاحت چه کرد با کنیسه ،حقیّت مذهب ما و بطلان مذهب شما |
|
نقل است که میرابوالقاسم فندرسکى در ایام سیاحت به یکى از ولایات کفّار رسید و با اهل آنجا از هر نوع گفتگو و مخالطه نمود. روزى جمعى از اهل آن ولایت گفتند: از جمله امورى که دلالت بر حقیّت مذهب ما و بطلان مذهب شما مىکند آن است که معابد و کلیساى ما که حال قریب به دوهزار سال یا سه هزار سال است که بنا شده و مطلقاً اثر خرابى و سستى در آن راه نیافته و اکثر مساجد شما به صدسال باقى نمىماند و خراب مىشود و نظر بر اینکه حقیقت هر چیزى حافظ آنست پس مذهب ما برحقّ است. سید در جواب گفته: که بقاى معابد شما و خراب شدن معابد ما نه باین سبب است بلکه به جهت آن است که نظر به اینکه در مسجد ما عبادات صحیحه بجا آورده مىشود و طاعت پروردگار در آنجا مىشود، و نام آفریدگار عظیم در آنجا مذکور مىشود بناء طاقت احتمال آن را ندارد و باین جهة خراب مىشود و امّا معابد شما نظر بر اینکه از اینها خالیست و بعضى از اعمال فاسده و باطله در آن بعمل مىآید باین جهت فتورى در آن بهم نمىرسد و اگر نه بجهت این عبادات مىبود مساجد ما بیش از معابد شما و کنایس شما باقى مىماند و اگر عبادات ما و نام پروردگار ما در معابد شما برده شود لحظهاى طاقت احتمال آنرا ندارد و خراب مىشود. گفتند: امتحان این امریست سهل تو بیا و داخل در معابد ما شو، و در آنجا طریق خود عبادتى کن تا صدق و کذب قول تو معلوم شود. سیّد قبول نمود، توکّل بر پروردگار نموده استمداد از ارواح طیّبه اجداد طاهرین خود جسته وضو ساخته و رفت در کنیسه اعظم ایشان که در نهایت استحکام و متانت ساخته بودند و قریب به دو سه هزار سال بود که مطلقاً اثر فتور و سستى در آن بهم نرسیده بود، و جمعى کثیر از اهل آن ولایت بنظاره حاضر شدند و سیّد بعداز داخل شدن اذان و اقامه گفته مشغول نماز شد. و بعد از نیّت یکمرتبه دست را به جهت تکبیرةالاحرام بلند کرد و به آواز بلند گفت اللّه اکبر و از کنیسه بیرون دوید فىالفور سقف کنیسه فرود آمده دیوارهاى آن برهم ریختند. خزائن، ص: 49
|
|
| چرا بیشتر ادیان مرکزیتشان در خاورمیانه است؟ |
| ساعت ۱:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا بیشتر ادیان مرکزیتشان در خاورمیانه است؟ |
|
پاسخ: اینکه چرا اکثریت انبیاء و خصوصاً انبیاء اولوالعزم در خاورمیانه مبعوث گردیدند بطور دقیق و روشن، معلوم نیست و خداوند متعال بهتر می داند و لکن بطور احتمال می توان گفت که خاورمیانه از نگاه آب و هوا مناطق مستعد برای زیست بوده است و از این سبب بیشتر مردم از قدیم در همین محدوده متمرکز بوده و زندگی می کرده اند و دارای تمدن نیز بوده اند. و از همین منطقه به سایر مناطق جهان گسترش یافته اند. از آنجایی که هدف انبیاء از بعثت، هدایت مردم بسوی کمال و تعالی، توحید و یکتا پرستی می باشد و می خواهند آنها را با فطرت توحیدی آشنا نمایند. لذا بهترین مکان برای تبلیغ آئین توحیدی و پذیرش دعوت آنها محدوده خاورمیانه بوده است. لذا اکثر انبیاء و خصوصاً انبیاء اولوالعزم در خاورمیانه مبعوث گردیده اند که در حقیقت محل اتصال سه قاره مهم آسیا، اروپا و آفریقا به حساب می آمده است. نرم افزار پاسخ
|
|
| قدیمی ترین دین جهان چه نام دارد؟ |
| ساعت ۱:٠۸ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: قدیمی ترین دین جهان چه نام دارد؟ ،ancestor- worship ،magic |
|
در واقع این پرسش یکی از پرسش هایی است که افراد بسیاری به پاسخگویی آن پرداخته اند و با توجه به دیدگاههای متفاوتی که داشته اند، نظرات متفاوتی را هم ارائه داده اند که بعضی از آنها کاملاً مباین و مخالف نظرات دیگر است. در اصطلاح جامعه شناسان کلمه دین شامل دین های الهی و دین های غیر الهی می شود. در صورتی که در فرهنگ اسلام و اصطلاح متکلمین مسلمان، دین تنها به شریعت حقه، اطلاق می شود و به شرایع باطل مثل بت پرستی و ستاره پرستی و .... دین نمی گویند هر چند که از حیث لغت دین، هم شامل ادیان حقه می شود و هم باطل (که در قرآن هم در سورة کافرون به این صورت استعمال شده است). فلذا چون ماهیت دین در فرهنگ ها و دیدگاه های مختلف یکسان نیست جامعه شناسان تعاریف مختلفی از آن ارائه داده اند. جیمز فریزر می گوید: دین عبارت است از سازش انسان با قوای برتر از آدمی که به گمان دین داران این قوای فوق طبیعی، جهان و زندگی انسان را اداره می کنند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. فضایی، یوسف، تاریخ عقاید و مذاهب اهل سنت، ص 33. |
|
| مور و سلیمان |
| ساعت ۱٢:٠٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مور و سلیمان ،اگر گوشت نیست آبگوشت هست |
|
* حکایت: گویند مورى حضرت سلیمان را با جمیع لشکر وعده مهمانى خواست و گفت وعده گاه کنار فلان دریا است بعداز آمدن سلیمان و جمع شدن لشکر در کنار دریا مور حاضر شد و پاى ملخى با خود داشت در دریا انداخت و عرض کرد به سلیمان: «کل إن فاتک اللّحم فلم یفتک المرق» یعنى بخورید آب این دریا را اگر گوشت نیست آبگوشت هست. خزائن، نراقی ص: 64
|
|
| میرزا وحید و طلبه فقیر |
| ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: میرزا وحید و طلبه فقیر |
|
* حکایت: نقل است که میرزا وحید که از جمله مشاهیر شعراء و وزیر مقتدر پادشاه، و صاحب ثروت و دولت بسیار و اولاد بسیار خدا به او عطا فرموده بود و نظر به قرب او به سلطان در نظر مردم مُهاب و معزَّز بود و همیشه نسبت به قرآن به خلاف ادب گفتگو مىنمود و بر آیات بحث و اعتراض مىکرد. روزى در مجمع عام که جمعى از علماء و فضلاء و طلبه نیز حاضر بودند گفت که: خدا در قرآن مىفرماید «ولا رطب ولا یابس إلّا فى کتاب مبین» و من نیز یکى از رطب و یابس هستم و حال آنکه ذکر من مطلقاً در قرآن نشده، و هیچ یک از حضّار در جواب او سخنى نتوانستند گفت. یکى از فقراى طلبه در صف نعال نشسته بود گفت میرزا چرا ذکر شما در قرآن نشده و حال آنکه چند آیه در خصوص شما نازل شده هرگاه مرخصّ فرمائید بخوانم؟ گفت بخوان. گفت: أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً. وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً. وَ بَنِینَ شُهُوداً. وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً. ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ. کَلَّا إِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً. سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً. إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ. فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ. ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ. ثُمَّ نَظَرَ. ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ. ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ. فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ. إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ. سَأُصْلِیهِ سَقَرَ. وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ. لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ. لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ. عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ گویند بمجرد شنیدن این آیات لرزه بر اندام میرزا وحید افتاده و رنگ او زرد شده و تب شدیدى عارضش شد و بعداز سه روز وفات یافت. خزائن، نراقی ،ص: 74 |
|
| حکایة المراة التى یبول زوجها |
| ساعت ۱۱:٤٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حکایة المراة التى یبول زوجها ،اشتکت امرأة عن زوجها إلى القاضى ،یبول فى الفراش کلَّ لیلة |
|
* حکایة: اشتکت امرأة عن زوجها إلى القاضى و طلبت الفرقة و ادَّعت أنَّه یبول فى الفراش کلَّ لیلة، فقال للرجل: أما تستحیى فقال: لا تعجل أقصُّ علیک قصّتى إنّى أرى فى منامى کأنّى فى جزیرة فى البحر و فیها قصر و فوق القصر منارة عالیة و فوق المنارة جمل و أنا على ظهر ذلک الجمل والجمل عطشان یطأطىء رأسه لیشرب من البحر فلمّا أرى ذلک أبول من شدَّة الخوف فلمّا سمع القاضى قصّته بال فى ثیابه فقال: یا هذه أخذنى البول من هول الحدیث فکیف من رأى فأعذریه. خزائن، نراقی ، ص: 73
|
|
| حکماء گفته اند که علامت حسن خلق ده چیز است: |
| ساعت ٩:۱٩ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: علامت حسن خلق ،حکماء گفتهاند که علامت حسن خلق ده چیز است: |
|
* بدان که حکماء گفتهاند که علامت حسن خلق ده چیز است: 1- با مردمان در کار نیکو مخالفت نکردن. 2- در نفس خود انصاف دادن. 3- عیب کسان ناجستن. 4- چون از کسى زلتى در وجود آید آن را تأویل نیکو کردن. 5- عذر گناه را پذیرفتن. 6- حاجت محتاجان را بر آوردن. 7- رنج مردمان کشیدن. 8- عیب نفس خود دیدن. 9- با خلق روى تازه داشتن. 10- با مردمان سخن خوش گفتن. خزائن، نراقی ص: 532
|
|
| کلمات حکمیّة |
| ساعت ٩:۱٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کلمات حکمیّة ،معایب السفر السبعة: ،السعى کل یوم فى تحصیل منزل جدید ،احتمال دلال المکارى و الملاح |
|
* قیل: معایب السفر السبعة: مفارقة الإنسان من مألفه، و مقارنة من لا یشاکله، و المخاطرة بما یملکه، و مخالفة عادته فى مأکله و منامه، و مجاهدة الحر و البرد بنفسه، و احتمال دلال المکارى و الملاح، و السعى کل یوم فى تحصیل منزل جدید. خزائن، ص: 532 |
|
| آثار گناه و معصیت: |
| ساعت ۸:۳٤ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آثار گناه و معصیت: ،زایل کننده ایمان: ،سلب لذت عبادت: ،اذا آثر شهوته علی طاعتی ان احرمه لذیذ مناجاتی |
|
گناه و معصیت اثرات زیانباری بر روح و روان و زندگی دنیوی و اخروی انسان دارد که به نمونههایی از آن اشاره میشود.
پاورقی:
|
|
| نقش عقل در زندگی |
| ساعت ٧:٥٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نقش عقل در زندگی |
|
تشخیص راه های «سعادت فرجام» و راه های «شقاوت فرجام» به عهدة عقل یا وحی است. (که البته این دو مطابق و موافق همدیگرند چنان که در جای خود به اثبات رسیده است).(1) چون عقل نیروی حسابگر است و آخر و عاقبت کار مورد نظر و تأثیر آن را در سرنوشت انسان می سنجد(2) و مشخص می کند آیا کار مورد نظر در مدار بندگی خدا هست و به بهشت او ختم می شود یا خیر؟
پاورقی:
|
|
| علت پیروزی کشش های غریزی بر کشش های معنوی |
| ساعت ٧:٥٤ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: علت پیروزی کشش های غریزی بر کشش های معنوی ،رأس کلِّ خطئةٍ حبُّ الدنیا ،دنیازدگی» چیست ،هوای نفس |
|
در واقع شکل دقیق تر پرسش شما این است که چرا گاهی کشش های غریزی بر کشش های معنوی پیروز می شوند؟ و به تعبیر دیگر چرا گاهی «جوهر نفس» جانب خواسته های مادی را نگه می دارد و جانب خواسته های ملکوتی را فرو می گذارد؟
پاورقی:
|
|
| راههای مقابله با نفس اماره و شیطان چیست؟ |
| ساعت ۱٠:۳٧ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راههای مقابله با نفس اماره و شیطان چیست؟ ،مشارطه، مراقبه، محاسبه و مواخذه: |
|
پاسخ: تا نیرو و اراده جوانی هست می توان هواهای نفسانی را از خود دور ساخته و به جنگی سخت با نفس و شیطان رفت. چرا که قلب جوان لطیف و ملکوتی است و انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد. ولی هر چه سن بالاتر رود ریشه گناه در قلب قوی تر و محکم تر گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست.(1) و برای پیروزی در این میدان و غلبه بر نفس راههایی است که ما به عمده آنها میپردازیم.
پاورقی: 1. امام خمینی(ره)، جهاد اکبر، ص 68. 2. امام خمینی(ره)، چهل حدیث، ص 6 . |
|
| عوامل هشت گانه، کنترل غرائز از دیدگاه آیت الله حسین مظاهری : |
| ساعت ٩:٤٧ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عوامل هشت گانه، کنترل غرائز |
|
. 1. عقل: اگر عقل فرد قوی بشود و بتواند خوب و بد را تشخیص دهد می تواند در کنترل غرائز دخیل باشد.
عوامل کنترل در زندگی انسان، مظاهری، حسین |
|
| محاسبه نفس: |
| ساعت ٩:٤٤ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: محاسبه نفس: ،کل مسلم یعرفنا أن یَعْرِضَ عَمَلَه فی کل یومٍ ،ولیلةِ علی نفسه فیکونُ محاسبَ نفسه |
|
شاید یکی از بهترین روشهای در اختیار گرفتن، عنان نفس، روش محاسبه نفس باشد، بدین صورت که انسان اعمال و رفتار خود را در هر شبانه روز مورد ارزیابی قرار دهد. و مشاهده کند که در شبانه روز چند درصد وقتش صرف امور غریزی گردید و چند در صد صرف امور اخروی. (باید توجه داشت که صرف پرداختن به امور غریزی نمی تواند مذموم باشد. بلکه اگر قبل از ارضاء غرائز فکر می کنیم و سپس تصمیم می گیرم و تأثیر این رفتار در روح و سرنوشت خویش و رابطه با خدایمان مورد توجه قرار دادیم، چنین تصمیمی، پیروی از نفس نیست، ولی اگر هدف از ارضاء غریزه صرفاً لذت آنی باشد و هیچ تفکری در آن نباشد، می شود پیروی از هوی.) پندهای امام صادق به رهپویان صادق، مصباح یزدی، محمد تقی، ص 21. |
|
| مراحل محاسبه نفس: |
| ساعت ٩:٤٠ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مراحل محاسبه نفس: ،در آخر شب مراقب اعمال خود باشد |
|
1. مشارطه: از اوّل صبح با خود شرط کند که آن روز وظایفش را به خوبی انجام دهد. مراقب اعمال خود باشد. در آخر شب به حساب کارهای خود برسد که تا چه اندازه به وظائف خود عمل کرده. اگر دچار لغزش و اشتباه بود. به نحوی آن را جبران کند. با صدقه دادن، روزه گرفتن. پندهای امام صادق به رهپویان صادق ، مصباح یزدی، محمد تقی ص 21. |
|
| مهمترین اصل در مبارزه با نفس: |
| ساعت ٩:۳٦ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مهمترین اصل در مبارزه با نفس: ،زن فرعون آسیه ،گیسوان دختر فرعون ،زن آرایشگر |
|
این که انسان باید متوجه باشد که قادر بر هر کاری میباشد و انسان با قدرتی که خداوند به او داده میتواند بر مشکلات پیروز گردد. از این رو اگر در بدترین موقعیت محیطی قرار گیرد میتواند لجام نفس خود را بدست بگیرد. از این رو در روز قیامت وقتی که از انسان سئوال شود، چرا عمل نکردی؟ نمیتواند بگوید که من نمیتوانستم، محیط آماده نبود و از این قبیل بهانه ها، چرا که، خداوند نمونههای زیادی میآورد که توانستهاند در موقعیتهای گوناگون خودشان را از چنگال نفس اماره برهانند و شاید بزرگترین نمونه، حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ میباشد که در بحبوبة جوانی و اوج شهوت توانست با یاد خداوند خود را از شرّ نفس اماره نجات بدهد. و یا زن فرعون آسیه و نیز آرایشگر زن فرعون، که او نیز به واسطه تعلیمات آسیه زن فرعون موحّد شده بود. این زن آرایشگر روزی گیسوان دختر فرعون را شانه میزد که در آغاز کار گفت: بسمالله الرحمن الرحیم. دختر فرعون که تا به حال چنین کلمات نشنیده بود از معنای آن پرسید: زن گفت: حقیقت این است که پدر تو شخص متقلّب میباشد و به دروغ ادعای خدائی میکند، خدای واقعی همان خدای موسی میباشد. این سخنان به گوش فرعون رسید و از آن زن خواست که در جمع از گفته های خود ابراز ندامت کند تا نجات پیدا کند. امّا زن امتناع کرد و فریادی زد، احداً، احداً ..... دستور به بر پائی آتش داد، و یک یک فرزندان این زن را در داخل آتش میانداختند و این زن از گفته خویش ابراز ندامت نمیکرد تا اینکه نوبت فرزند شیرخواره او شد با وجود مهر و عاطفه مادری از گفته خویش برنگشت تا اینکه هر دوی آنها را در داخل آتش انداختند. در این زمینه نقل شده که حضرت پیامبر فرموده: شب معراج در آسمان چهارم بوی عطر استشمام کردم که تمام آسمان را فرا گرفته بود. از این موضوع از جبرئیل پرسیدم: جبرئیل گفت: این بوی عطر زن فرعون و فرزندان آرایشگر زن فرعون میباشد. |
|
| رمز موفقیت چیست |
| ساعت ٩:۳٤ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: رمز موفقیت چیست |
|
درذهن خود فرض کنید کسی به شما رجوع کند و بگوید می خواهم ساختمانی ایده آل و مطلوب بنا کنم، یک چیزی به من بگویید که کلیدی ترین عنصر باشد تا بتوانم با آن ساختمان مورد نظر خود را بنام کنم، ـ و فقط به دنبال اساسی ترین عنصر باشد ـ شما در جواب چه خواهید گفت؟ آیا می توان به ذکر یک ماده و عنصر اساسی اکتفا کرد که با آن بتوان ساختمان مورد نظر را ساخت یا چنین چیزی عملاً امکان ندارد؟ اگر اساسی ترین عنصر را فنداسیون و پی بدانیم آیا می توان فقط با آن به هدف مطلوب رسید یا خیر؟ همانقدر که پی کلیدی و ضروری است سقف، آجر و سیمان و... نیز ضروری است و عملاً هر کدام از این ها بدون دیگری کارایی خود را از دست خواهند داد و نبود هر یک ما را در رسیدن به هدف معطل می کند. بهتر است با مثال دیگری مطلب را توضیح دهیم، شما بهترین ماشین سواری را دراختیار دارید، اگر بخواهید روی اجزاء ماشین به طور جداگانه قیمت گذاری کنید بدون شک ارزش بعضی قطعات صدها برابر قطعات دیگر است، اما آیا این به معنای غیر ضرور بودن قطعات کم ارزش است. فرض کنید با بالاترین سرعت در حال حرکت هستید و برف در حال باریدن، آیا ماشین شما بدون برف پاکن در چنین شرایطی می تواند شما را به مقصد برساند؟ برف پاکنی که در حالت عادی ارزش چندانی ندارد در چنین حالتی حیاتی ترین وسیله برای سالم و سریع تر به مقصد رسیدن شما می باشد و نبودن آن خطر آفرین و هلاک بار خواهد بود. با این دو مثال می توان گفت: از یک نگاه به دنبال شاه کلید موفقیت رفتن شاید چندان کار مطلوب نباشد. چرا که ممکن است ما را از توجه به دیگر ابعاد و موفقیت غافل کند و همین غفلت ها در لحظات حساس خطر آفرین باشد. البته منکر آن هم نیستیم که در کل برخی از مؤلفه ها از دیگر مؤلفه های موفقیت با اهمیت ترند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. اعراف:175. |
|
| چرا همه ما توفیق خوب بودن پیدا نمیکنیم؟ |
| ساعت ۱:۳٦ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا همه ما توفیق خوب بودن پیدا نمیکنیم؟ ،فمن غلَب عقلُه شهوته فهو خیر من الملائکة ،و من غلبت شهوته عقله فهو شرّ من البهائم ،سفر مرغان به کوه قاف |
|
پاسخ: همه میدانیم که انسان موجودی دو بعدی است، بعد مادی و بعدی ملکوتی. بر خلاف حیوانات که تنها دارای شهوت و فرشتگان که تنها دارای عقل هستند، چنان که در بعضی روایات آمده است. از جمله آنها این حدیث شریف است: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات دارالحدیث، چاپ اول. 1377، ج اول، ص 426، ح 1553. |
|
| یک برنامه زندگی خوب شامل چه فاکتور هایی است؟ |
| ساعت ۱:۳۳ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: یک برنامه زندگی خوب شامل چه فاکتور هایی است؟ ،تحصیل علم: ،برنامه زندگی خوب |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، نشر دارالکتب الاسلامیه، چاپ 22، ج1، ص109 و 76. |
|
| منظور از «قلب سلیم» چیست؟ |
| ساعت ۱٢:۳٠ ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: منظور از «قلب سلیم» چیست؟ ،الا من أتی الله بقلب سلیم ،فی قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضاً ،سرچشمه تقوای الهی |
|
خداوند متعال در سوره شعراء آیه 89 در توصیف روز قیامت از زبان حضرت ابراهیم(علیه السلام) می گوید: «الا من أتی الله بقلب سلیم» در این روز هیچ چیزی به کار نمی آید، جزء «قلب سلیم». سلیم از ماده سلامت است و سلم و سلامت به معنای دور بودن از آفات ظاهری و باطنی است.(1) اما مفهوم قلب سلیم یعنی قلبی که از هر گونه بیماری و انحراف اخلاقی و اعتقادی دور باشد.(2) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374، ج15، ص 404. |
|
| عوامل رشد عقل و درک و فهم |
| ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عوامل رشد عقل و درک و فهم ،دوقلوهای غیر همسان ،عوامل مهم محیطی مؤثر در هوش: ،عوامل منفی مؤثر در هوش: |
|
عملیاتهایی که روانشناسان به هوش نسبت میدهند قسمتی از کارکردهای عقل است که در ادبیات روائی ما مطرح شده است. لذا بیمناسبت نیست که در این نوشتار، عوامل مؤثر در عقل و درک و فهم را از دیدگاه روانشناسان هم بررسی نمائیم و به نقل آراء آنان بپردازیم. |
|
| ویژگیهای انسان عاقل |
| ساعت ۱۱:٠۸ ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ویژگیهای انسان عاقل |
|
عقل برترین مخلوق خداوند و موهبتی الهی به نوع انسان است و بالاترین و بزرگترین وسیله زندگی معنوی و مادی بشری است و تکامل روحی و جسمی انسان بدون وجود آن امکان پذیر نمیباشد. این نیروی عظیم در صورتی که با خطاهای نفسانی و بینشهای مادی آلوده نگردد دچار اشتباه نمیشود. بلکه چراغی فروزان، برای هدایت انسان در فراز و نشیبهای زندگی و شناخت ارزشهای والای معنوی است. مکتب تشیع، مکتبی است که این نیروی عظیم مثبت، یعنی عقل را به خوبی شناسانده، کاربرد آن را مشخص کرده و فوائد آن را برمیشمارد مضاف بر اینکه محدوده این نیرو و آفتهای آن را گوشزد نموده و هشدار میدهد. در دو یادگار همیشه جاوید پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ «قرآن و عترت» میتوان به قدر و منزلت این نیروی شگرف پی برد و آن را به گونهای درست شناخته، تا مورد استفاده قرار گیرد. اما از آنجا که شما پرسشگر گرامی، ویژگیهای انسان عاقل را سؤال فرمودید، ما فقط به این موضوع از دیدگاه معصومین ـ علیهم السّلام ـ میپردازیم. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه محمد علی انصاری قمی، انتشارات تهران، فصل اول، حدیث630. |
|
| راه ها و روش های خود شناسی: |
| ساعت ۱۱:٠۳ ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه ها و روش های خود شناسی: ،فاذا سویته نفخت فیه من روحی ،عارفان معتقدند : |
|
به نظر اسلام خود حقیقی انسان روح خداوندی است که در بدن به امانت گذاشته شدهاست. این روح منشای خداوندی دارد و در قرآن کریم آمدهاست: «فاذا سویته نفخت فیه من روحی»(7) (پس وقتی آنرا درست کردیم از روح خود در آن دمیدیم.) حال این سوال مطرح میشود که روش شناخت این خود حقیقی، چگونه است؟ آیا برای شناخت آن به علوم تجربی باید مراجعه کنیم یا به علوم دینی؟ موضوع علوم تجربی مسائل مادی و طبیعی است، اما روح غیر مادی و غیر جسمانی است، پس با علوم تجربی نمیتوان خود حقیقی را شناخت، نهایتاً به این نتیجه میرسیم که تنها از طریق معارف الهی میتوان خود را شناخت. به اعتقاد علمای دینی تنها در مکتب انبیاء و پیامبران است که انسان خود را به نیکی و درستی میتواند بشناسد. عارفان نیز معتقدند که میتوان از طریق انجام کارهای شایسته و پرهیز از کارهای زشت، آنچنانکه در مکتب انبیاء آمدهاست، به شناخت خود دست یافت. عارفان خودشناسی را مهمترین و اصلیترین وظیفه و رسالت تک تک، انسانها میدانند. آنها معتقدند اگر انسان خود را آنچنانکه بایسته و شایسته است نشناسد، نمیتواند «خدای» خود را نیز بشناسد و کسی که خدای قادر متعال را نشناخت، نمیتواند این ادعا را داشته باشد که به رسالت و وظیفة انسانی خود عمل کردهاست. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مطهری، مرتضی، مجموعة آثار، انتشارات صدرا، ج2، ص283، 284. |
|
| چرا باید ما خودمان را بشناسیم؟ |
| ساعت ۱٠:٥۸ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا باید ما خودمان را بشناسیم؟ ،انواع خودشناسی: ،محورهای خودشناسی: ،آثار خودشناسی |
|
پاسخ: |
|
| سفارش های قرآن به وحدت مسلمانان |
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سفارش های قرآن به وحدت مسلمانان ،واعتصموا بحبل الله جمیعاً ،و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ،فرقوا دینهم و کانوا شیعاً |
|
پیش از شرح و تفسیر آیات نکتهای دربارة « وحدت» بیان می شود. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. آل عمران:103. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، نشر دارالکتب الاسلامیه، 1354، ج3، ص28. |
|
| سفارش اسلام به وحدت مسلمانان و عوامل اختلاف و تفرقه کشورهایی اسلامی |
| ساعت ۱٠:٠۳ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سفارش اسلام به وحدت مسلمانان ،عوامل اختلاف و تفرقه کشورهایی اسلامی ،وحدت کلمه چیست |
|
وحدت کلمه چیست و چرا با این که اسلام این مقدار به آن سفارش کرده باز هم کشورهای اسلامی به آن توجهی ندارند، در حالی که دشمنانی اهداف شومی را علیه مسلمانان دنبال می کنند؟ پاسخ: منظور از وحدت کلمه طبق تعریف امام امت (ره) آن است که همگان تحت یک کلمة توحید جمع شوند، زیرا می فرمایند: «پیغمبر اسلام می خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند. می خواست تمام ممالک دنیا را تحت یک کلمة توحید. قرار بدهد.»(1) بنابراین می توان وحدت کلمة بین مسلمین را این گونه تعریف نمود: ایجاد نوعی یگانگی و همگونی بین منافع و اهداف کسانی که دارای خدایی واحد، پیامبری به نام محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و کتابی بنام قرآن کریم هستند و هدف آنها سعادت بشری و رسیدن به قرب الهی است.(2) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. صحیفة نور، ج 1، ص 120.
|
|
| ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه و نتایج این وحدت و راه کارهای آن چیست؟ |
| ساعت ۱٠:٠٠ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه ،زمینهها و پیشینه وحدت حوزه و دانشگاه: ،دیدگاه ها درباره وحدت حوزه و دانشگاه: ،راه کارهای تعمیق وحدت حوزه و دانشگاه: |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. نبوی، سید عباس، نشریه پگاه حوزه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، 31:3:82، ش 96 ـ 97، ص 28. |
|
| عوامل موثر در تحکیم خانواده از نظر اسلام چیست؟ |
| ساعت ۸:٥٧ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عوامل موثر در تحکیم خانواده از نظر اسلام چیست؟ |
|
پاسخ: مقدمه: خداوند انسان را با انگیزه ها و تمایلات مختلف خلق کرده است که از جمله آن تمایلات می توان به میل قوی هر جنس به جنس مخالف و علاقه بین آن دو اشاره نمود. هر چند تمایلات جنسی، بین حیوان و انسان مشترک می باشد، ولی تمایز انسان از حیوان، به جهت نوع پاسخگویی به این نیاز است. لذا انسان متعالی دارای جلوه های متعالی رفتار جنسی نیز می باشد و قیودی که دین و شریعت برای انسان مشخص کرده برای ایجاد این تعالی است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 هـ ق، ج78، ص237. |
|
| وظائف زن و شوهر نسبت به یکدیگر چیست؟ |
| ساعت ۸:٥٤ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: وظائف زن و شوهر نسبت به یکدیگر چیست؟ ،وظائف اختصاصی زن ،وظائف اختصاصی شوهر |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البیت، ج20، ص23. |
|
| مراحل و شیوه صحیح خواستگاری و ازدواج چیست؟ |
| ساعت ٧:۳۱ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مراحل و شیوه صحیح خواستگاری و ازدواج چیست؟ ،ازدواج و انتخاب همسر ،ازدواج باچشم و گوش ،پسر و دختر با هم |
|
پاسخ: در جواب سؤال بجا و منطقی شما مناسب میدانیم نکاتی را به عنوان مقدمه بیان کنیم. نرم افزار پاسخ
|
|
| کمک گرفتن از استخاره تا چه حدّی درست است؟ |
| ساعت ٧:٢۸ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کمک گرفتن از استخاره تا چه حدّی درست است؟ ،شرایط و مواقع استخاره: ،وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّه إِنَّ اللَّهَ ،معنای استخاره |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. حسینی دشتی . سید مصطفی . معارف و معاریف . ج 2 . ص 133 . چاپ دانش . 1376 . |
|
| بهترین سنّ ازدواج طبق تحقیقات برای دختر و پسر |
| ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بهترین سنّ ازدواج طبق تحقیقات برای دختر و پسر ،روابط زناشویی ،رابطة نزدیکی ،اندامهای جنسی دختر و پسر |
|
پاسخ: زمان مناسب برای ازدواج در افراد مختلف متفاوت است و نمی توان سن خاصی را مشخص کرد. سن مناسب ازدواج را رشد در ابعاد مختلف که اشاره می شود و شرائط تعیین می کنند. شرائط هر شخص بستگی به موقعیت او دارد اما جنبه های مختلف رشد از این قرارند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. رجبیان، زهره و...، سن ازدواج دختران، ناشر سفیر صبح، چاپ اول، 1380، ص 165. |
|
| راههای شناخت همسر آینده و خانواده اش قبل از ازدواج |
| ساعت ۳:٠٠ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راههای شناخت همسر آینده و خانواده اش قبل از ازدواج ،راههای شناخت فرد مقابل و خانواده اش |
|
در انتخاب همسر راههای شناخت فرد مقابل و خانواده اش کدامند توضیح دهید؟ پاسخ: شناخت همسر قبل از ازدواج یکی از مهمترین مسائل ازدواج است. بسیاری از ازدواجهایی که به طلاق ختم می شود و بسیاری از زندگیهایی که با جدایی روحی سپری می شوند در اثر بد بودن زن و شوهر و یا یکی از آنها نیست. بسیاری از همسران افراد خوبی هستند و می توانند به تنهایی خوشبخت باشند اما در کنار هم چه بسا نتوانند. این امر باید قبل از ازدواج تشخیص داده شود. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، انتشارات امیر کبیر، چاپ هشتم، 1383، ص 97. |
|
| خواستگاری از طرف خانواده زنان و دختران............................. |
| ساعت ٢:٥٧ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: خواستگاری از طرف خانواده زنان و دختران ،چرا در جامعه اسلامی خواستگاری از طرف خانواده زنان |
|
چرا در جامعه اسلامی خواستگاری از طرف خانواده زنان و دختران مردود است ؟ پاسخ: در ابتدا لازم به ذکر است که در صیغه عقد ، درخواست ازدواج از جانب زن و پذیرش آن از طرف مرد است و از نظر حکم اسلامی خواستگاری زن حرام نمیباشد ، و این (خواستگاری مرد) از سنّت و عرف جامعه است . هرچند سنّتی خوب و پسندیده است و با تحلیل و بررسی آن به درستی و هماهنگی آن با روحیّات دخترو پسر پیمیبریم . نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ابتدای کتاب . |
|
| آیا دختران از نظر شرعی و عرفی می توانند از پسران خواستگاری کنند؟ |
| ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: خواستگاری دختران از پسران |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، 1380، ص 169. |
|
| ویژگی های یک همسر خوب(زن و مرد) ....... |
| ساعت ٢:٥٠ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ویژگی های یک همسر خوب(زن و مرد) ،صفات مشترک همسران خوب ،اوصاف زنان شایسته ،اوصاف مردان شایسته |
|
هسمر خوب یکی از بزرگترین نعمتهای الهی می باشد و این نعمت بزرگ عامل سعادت خانواده ها، مایه پیشرفت در امور مختلف، آرامش دلها، و تربیت صحیح فرزندان می گردد. لذا در هنگام ازدواج باید به ملاک ها دقت گردد، به خداوند متعال متوسل شد و از وی استمداد نمود تا همسری مناسب نصیب انسان نماید. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: «هرگاه کسی از شما قصد ازدواج کرد، سزاوار است دو رکعت نماز بخواند و خدا را بخواند که همسری عفیف و امین، با دیانت و متواضع و حافظ ناموس و اسرار ... نصیب وی بنماید(1)». نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. نجفی، محمد حسین، جواهر الکلام، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ج29، ص39. |
|
| اختلافات اسلام و مسیحیت و یهودیت |
| ساعت ۱:٢٢ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اختلافات اسلام و مسیحیت و یهودیت ،امّا خدای مسیحی: |
|
ریشه و مبنای هر سه آیین ذکر شده در سؤال، یکی بوده است و از مبدأ واحدی سرچشمه گرفته است و اختلاف و دوگانگی نمیتواند در آن راه داشته باشد، امّا به علت دور شدن از سیر عقل فطری و راه مستقیمی که پیامبران الهی نشان دادهاند، امروزه شاهد اختلافاتی هستیم که گاه این آیینها را چنان از هم دور میکند که پذیرش ریشه مشترک در این ادیان در تصور نمیگنجد. در نوشتار ذیل کوشش شده که به بیان اختلافات موجود میان اسلام با یهودیت و مسیحیت از دیدگاه اسلام شیعی اثنی عشری پرداخته شود. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. تورات سفر پیدایش، باب 32 : بند24 ـ 27، ص 50. |
|
| سامری و گوساله آن |
| ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سامری و گوساله آن ،مجسمّه ساز ماهر ،زیور آلات طلای قبطیان ،سامری کیست؟: |
|
معمولاً در برابر هر انقلابی، یک جنبش ضد انقلابی که سعی می کند دستاوردهای انقلاب را درهم پیچیده و جامعه را به دوران قبل از انقلاب برگرداند وجود دارد، دلیل آن هم چندان پیچیده نیست، زیرا با تحقّق یک انقلاب تمام عناصر فاسد گذشته یک مرتبه نابود نمی شوند، معمولاً تفاله ای از آن باقی می ماند که برای حفظ موجودیت خویش به تلاش بر می خیزند و با تغییر شرایط و کمیت و کیفیت، دست به اعمال ضد انقلابی آشکار یا پنهان می زنند و با استفاده از تمام ضعف های روانی و فرصت های مناسب زمانی و مکانی برای بر اندازی انقلاب تلاش می کنند.
پاورقی: 1. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه 31:377، دار الکتب الإسلامیه 1374. |
|
| اشتراکات اسلام، مسیحیت و یهودیت را بنویسد؟ |
| ساعت ۱٢:٤٧ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اشتراکات اسلام، مسیحیت و یهودیت را بنویسد؟ |
|
پاسخ: خداوند برای جسم انسان غذاهای زمینی قرار داد، و برای روح انسان دستورات الهی (دینی) فرستاد و نامش را اسلام گذاشت،(1) و به تدریج آن را بر حسب نیاز و توان بشر فرو فرستاد و تکامل بخشید تا اینکه وحی الهی مبنی بر اکمال دین نازل شد و خداوند راضی گردید تا اسلام دین بشریت باشد،(2) لذا ادیان آسمانی اشتراکاتی دارند و ما در اینجا به خاطر کثرت اشتراکات و نگنجیدن آن در مقالهای کوتاه به بعضی از آنها میپردازیم. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. آل عمران:19. |
|
| از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند ؟ |
| ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند ،چرا تعداد سنی ها از شیعیان بیشتر است؟ ،عوامل کثرت اهل سنت در برابر شیعیان: |
|
از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند و چرا تعداد سنی ها از شیعیان بیشتر است؟ پاسخ: تاریخ بشر گواهی می دهد که همیشه، وقتی که یک دین اعم از دین آسمانی و غیر آسمانی ظهور کرده است، پیروان آن به علل و عوامل مختلف اجتماعی، روانی و اخلاقی باعث انشعاب و تفرقه در دین گردیده و موجب ایجاد فرقه ها و مذاهب مختلف شده اند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. آل عمران:19. |
|
| پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ پیش از بعثت بر چه آئینی بودند؟ |
| ساعت ۱٢:٠٥ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: پیامبر ( ص ) پیش از بعثت بر چه آئینی بودند؟ ،بیشتر مسلمین از شیعه و اهل سنت |
|
پاسخ: حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ قبل از بعثت در پناه پروردگار متعال و دور از آلودگیها و عادات جاهلیت رشد نمود. آن حضرت از نظر مروّت، بهترین و از نظر اخلاق نیکوترین بود، با حیاترین و راستگوترین و امانتدارترین فرد محسوب می شد. از بدگویی دوری می جست و قومش بنا بر خصلتهای نیک آن حضرت وی را «امین» می نامیدند. بنابراین آنطوریکه شواهد تاریخی غیر قابل انکار گواهی می دهند پیامبر خدا از نظر تربیتی در نهایت درجه مکارم اخلاقی قرار داشته و به همین دلیل از موقعیت اجتماعی خاص و منحصر به فرد برخوردار بوده است. اما اینکه پیامبر خدا قبل از بعثت چه دینی داشته است توجه به مطاب زیر لازم می باشد: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. شوری:13. |
|
| در قارههای آفریقا، اروپا، آمریکا و اقیانوسیه چه کسانی برای اولین بار اسلام را .. |
| ساعت ۱۱:٥۸ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اسلام و قارههای آفریقا، اروپا، آمریکا و اقیانوسیه ،چه کسانی برای اولین بار اسلام را رواج دادند؟ |
|
در قارههای آفریقا، اروپا، آمریکا و اقیانوسیه چه کسانی برای اولین بار اسلام را رواج دادند؟ پاسخ: قبل از ورود به بحث اصلی، لازم است به عنوان مقدمه مطالبی دربارة فتوحات مسلمانها بیان شود دین اسلام یک دین منطقهای و محلی که مختص شبه جزیرة عربستان باشد، نبود. اسلام به عنوان کاملترین دین، در صدد رهایی تمام انسانها از چنگال شرک و بت پرستی بوده و در راستای همین رسالت جهانی بود که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از همان سالهای نخستین ورود به مدینه، نامههایی را برای سران کشورهای مختلف فرستاده و آنها را به دین اسلام دعوت نمود. شعار توحید که برای اولین بار اعراب بت پرست و کینه جو را تحت یک حکومت سازماندهی کرده بود، چیزی نبود که خود را صرفاً در منطقه عربستان محصور نماید. اینها بود که قویترین انگیزه فتح یعنی ابلاغ کلمه توحید به سایر مردم جهان، درباره مسلمانها شکل عملی به خود گرفت. و طبیعی است که آنها نتیجة چنین نبردی را که پیروزی یا شهادت بود، به جان پذیرفته بودند. همین انگیزه انجام رسالت الهی بود که باعث شد، مسلمانها پس از فتح سرزمینها، به غارت و تجاوز مردم آن مناطق دست نزده و با پیروان مذاهب دیگر، به عدل رفتار کنند. گوستاو لوبون در این باره میگوید: «... ممکن است که چشمان مجاهدین اسلام از همان فتوحات اولیه بسته شده، اسیر نخوت و غرور گردیده، مانند فاتحین معمول دنیا دست به تعدی و جور دراز کنند، منجمله انتشار مذهب اسلام که مقصود اصلی آنها بود، آنرا به زورِ شمشیر بر اقوام مغلوبه تحمیل نمایند و اگر به چنین امری اقدام میکردند مسلماً اقوامی که هنوز مغلوب نشده بودند با هم اتحاد نموده یک دفعه بر علیه آنها قیام مینمودند.»(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید محمد تقی فجر داعی گیلانی، بنگاه مطبوعاتی علی اکبر علمی، چاپ چهارم، 1334، ص 792. |
|
| پیامبر خدا ( ص ) و مذهب اهل سنت |
| ساعت ۱۱:٥۳ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ایجاد مذهب اهل سنت بعد از پیامبر ( ص ) ،پیامبر خدا ( ص ) و مذهب اهل سنت |
|
آیا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در زمان حیات نسبت به ایجاد مذهب اهل سنت بعد از خود آگاهی داده اند؟ چگونه؟ پاسخ: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانست که روزگار، صفحه ای پر از حوادث و فتن و اختلافات و محن در برابر امتش خواهد گشود و امت ناچار باید دارای نظم و انضباط و حکومتی باشند. ما عقیده داریم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ، پیغمبر مرسل بوده و برای آن آمده که تا روز قیامت، بشیر و نذیر (مبلغ بیم و امید) عالمیان باشد و بنابراین دین او مخصوص عصر خودش نبوده که امت خویش را پس از خود بی رویه و قانونیکه از آن پیروی کنند، به حال خود گذارد. یا آنکه امت بعد از او دچار فتن و اختلافات خواهند شد. کسیکه پیوند عقیدتی با اسلام دارد لااقل این مسئله برایش ثابت شده که صاحب اسلام در مواردی بسیار تصریح کرده است که امت بعد از او چه خواهند کرد. علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به ماجراهای بعد از خودش لازم نیست بر اساس غیر عادی و اعجاز آمیز باشد بلکه هر پیشوای سیاسی و مذهبی ایکه واقف به عوامل تحولات اجتماعی و تمایلات طبیعی جامعه است می تواند دربارة اینگونه مسایل پیش بینی های قطعی کند. سیرة رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و احادیث بسیار زیادیکه به ما رسیده شاهدهای قطعی ای هستند که نشان میدهد پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اختلاف امت خود پی برده بود، و خلافت و امامت از زمرة اولین قضایایی بوده که نصب العین حضرت قرار داشته است.(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. اسرار سقیفه، محمد حسین مظفر، ص 46 و 48 و 50 و 51 و 54، چاپ سوم، 1373، انتشارات انصاریان. |
|
| چرا مسلمانان با هم اختلاف دارند مگر آنان از دین واحد تبعیّت نمیکنند؟ |
| ساعت ۱۱:٤٧ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا مسلمانان از دین واحد تبعیّت نمیکنند؟ ،چرا مسلمانان با هم اختلاف دارند؟ |
|
پاسخ: بیگمان، یکی از دردناکترین جریانات و واقعیات انکار ناپذیر اسلام، پیدایش اختلافات و تفرقههاست که علیرغم منع خدا و پیامبر گرامی اسلام(1) بین جوامع و اقوام مسلمین وجود دارد. این اختلافات و تفرقهها، گاهی به شکل نحلههای سیاسی، فرقههای مذهبی، واکنشهای اجتماعی، جنگها و خونریزیهای داخلی، بروز پیدا کرده است. رسول مکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و به تبع آن ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ تلاش میکردند که اتحاد و یکپارچگی مسلمانان حفظ شود و هیچگونه اختلاف و فتنهای بین مسلمین اتفاق نیفتد، حتی ائمه اطهار، در این راه، علیرغم نص صریح بر حق امامت ایشان، به خاطر مصلحت و تفرقه نیفتادن بین مسلمانان، از حق مسلم خود چشمپوشی کرده و خانهنشین شدند با این حال، در بین جوامع و اقوام مسلمین، عوامل، زمینهها و بسترهایی بودند که وجود تفرقه و اختلاف را به طور طبیعی فراهم آورد. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. انعام:152 ، آل عمران:103، حجرات:10، انفال:63. جزری، ابن الأثیر، جامعالاصول فی احادیث الرسول، ج 3، ص 48 به نقل از کتاب سبحانی، جعفر، «مبانی حکومت اسلامی». |
|
| رمز گسترش اسلام ............................... |
| ساعت ۱۱:٤۳ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: رمز گسترش اسلام ،اسلام و صلح ،اسلام به زور شمشیر گسترش یافته است؟ |
|
برخی از مستشرقین میگویند اسلام دین شمشیر است و به زور شمشیر گسترش یافته است؟ پاسخ: اسلام دین جامعی است که در همه ابعاد برای زندگی سعادتمندانه بشر، برنامه دارد. از جمله برنامههایی که اسلام به آن توجه خاص دارد، مسئله جهاد میباشد. جهاد در ردیف نماز و روزه، بر مسلمانان واجب شده است. جهاد به عنوان یکی از فروعات دین، مایة مباهات اسلام واقع شده و درست در نقطة مقابل، در نزد دشمنان خصوصاً مستشرقین، یک نقطه ضعف مهم تلقی شده است. مسیحیت، دین خود را مبتنی بر صلح و صفا و دین اسلام را براساس جنگ و خونریزی معرفی کرده است. قضاوت دربارة این دیدگاه، منوط به آن میباشدکه بررسی نمائیم آیا جنگ به طور مطلق بد و امری نبایستنی و صلح در هر شکل و وضعیت آن، امری پسندیده و بایستنی است؟ یا اینکه بد و خوب بودن جنگ و صلح بسته به موقعیت و هدفی است که برای آن واقع شده است. عقل تصدیق میکند که جنگ در قالب دفاع از خود و اموال و ناموس و کیان سرزمین و دین، نه تنها جایز بلکه واجب است. و هیچگونه سهلانگاری و مماشات در اینباره از انسان پذیرفته نمیشود. آنچه عقل آن را بد میداند، خوی تجاوزکاری و چشم طمع به سرمایه و سرزمین دیگران و تحقق شعارها و اهداف غیرانسانی از جمله شعار برتری نژادی میباشد. از آن طرف، عقل انسان هرگونه صلحی را نمیپذیرد. صلح شرافتمندانه که با آن دشمن خواهان همزیستی مسالمتآمیز باشد، مورد تأیید عقل است. و صلح خفتبار که با آن دشمن در صدد تحمیل نظرات و منافع یکسویه خود باشد، از نظر عقل مردود میباشد. حال باید دید آیا جهاد و جنگ اسلام مبتنی بر معیارهای ارزشی دینی و انسانی بوده، یا خیر؟ و آیا در اسلام همواره بر طبل جنگ کوبیده شده، یا سخن از صلح و آرامش نیز وجود دارد؟ نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. ر.ک: سوره حج، آیه 39. |
|
| اسلام دین شمشیر است و به زور شمشیر گسترش یافته است |
| ساعت ۱۱:۳٩ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اسلام دین شمشیر است و به زور شمشیر گسترش یافته است ،برخی از مستشرقین میگویند اسلام دین شمشیر ،اسلام و جهاد ،عدم اجبار در پذیرش دین |
|
برخی از مستشرقین میگویند اسلام دین شمشیر است و به زور شمشیر گسترش یافته است؟ پاسخ: اسلام دین جامعی است که در همه ابعاد برای زندگی سعادتمندانه بشر، برنامه دارد. از جمله برنامههایی که اسلام به آن توجه خاص دارد، مسئله جهاد میباشد. جهاد در ردیف نماز و روزه، بر مسلمانان واجب شده است. جهاد به عنوان یکی از فروعات دین، مایة مباهات اسلام واقع شده و درست در نقطة مقابل، در نزد دشمنان خصوصاً مستشرقین، یک نقطه ضعف مهم تلقی شده است. مسیحیت، دین خود را مبتنی بر صلح و صفا و دین اسلام را براساس جنگ و خونریزی معرفی کرده است. قضاوت دربارة این دیدگاه، منوط به آن میباشدکه بررسی نمائیم آیا جنگ به طور مطلق بد و امری نبایستنی و صلح در هر شکل و وضعیت آن، امری پسندیده و بایستنی است؟ یا اینکه بد و خوب بودن جنگ و صلح بسته به موقعیت و هدفی است که برای آن واقع شده است. عقل تصدیق میکند که جنگ در قالب دفاع از خود و اموال و ناموس و کیان سرزمین و دین، نه تنها جایز بلکه واجب است. و هیچگونه سهلانگاری و مماشات در اینباره از انسان پذیرفته نمیشود. آنچه عقل آن را بد میداند، خوی تجاوزکاری و چشم طمع به سرمایه و سرزمین دیگران و تحقق شعارها و اهداف غیرانسانی از جمله شعار برتری نژادی میباشد. از آن طرف، عقل انسان هرگونه صلحی را نمیپذیرد. صلح شرافتمندانه که با آن دشمن خواهان همزیستی مسالمتآمیز باشد، مورد تأیید عقل است. و صلح خفتبار که با آن دشمن در صدد تحمیل نظرات و منافع یکسویه خود باشد، از نظر عقل مردود میباشد. حال باید دید آیا جهاد و جنگ اسلام مبتنی بر معیارهای ارزشی دینی و انسانی بوده، یا خیر؟ و آیا در اسلام همواره بر طبل جنگ کوبیده شده، یا سخن از صلح و آرامش نیز وجود دارد؟ نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. ر.ک: سوره حج، آیه 39. |
|
| جریان مذهب گرایی در اسلام چگونه بوده است؟ |
| ساعت ۱۱:۳٥ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جریان مذهب گرایی در اسلام چگونه بوده است؟ |
|
پاسخ: در هر دین و آیین معمولاً پس از رحلت پیامبر یا بنیان گذار دین در میان پیروانش اختلافاتی رخ می دهد و این اختلاف ها گاه به قدری عمیق است که باعث انشعاب و پیدایش مذاهب و مکاتب مختلف می گردد و پیروان دین را به گروه های متعدّد تقسیم می کند. این اختلاف ها می تواند در موضوعات مختلفی چون موضوعات سیاسی، فقهی، و اعتقادی باشد. معمولاً مهمترین و شدیدترین اختلاف ها، اختلاف های اعتقادی و کلامی است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. برنجکار رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص 14، مؤسسه فرهنگی طه، 1378. |
|
| فلسفه پیدایش فرق مختلف اسلامی چیست؟ |
| ساعت ۱۱:۳٢ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فلسفه پیدایش فرق مختلف اسلامی چیست؟ ،گروه گروه شدن |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. «بگو خدا تواناست که برای شما از بالا و پایین ـ مانند صاعقه و زلزله ـ عذاب بفرستد و شما را به صورت گروه هایی در آورد و طعم جنگ با یکدیگر را به شما بچشاند.» انعام: 65. |
|
| آیا لعن و دعای بد کردن در حق انسانی دیگر, مستجاب می شود؟ |
| ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا لعن و دعای بد کردن در حق انسانی دیگر ، مستجاب ،اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون |
|
پاسخ: در ابتدا باید گفت: انگیزه ها و عواملی که موجب می شود یک انسان در حق کسی دعای شر بکند و او را لعن و نفرین نماید، متفاوت است. لذا به حَسَب موارد، صحت و عدم صحت نفرین و استجابت و عدم استجابت آن نیز فرق خواهد کرد که به سه مورد اشاره می شود: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. و چون ما مأمور به تبری از دشمنان هستیم و اطاعت از فرمان شارع از سنخ عبادات است، لذا دعای مؤمن موحد مستجاب است. |
|
| تأثیر دعا در زندگی انسان چیست؟ |
| ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تأثیر دعا در زندگی انسان چیست؟ ،انسان دارای دو ساحت و دو بُعد |
|
پاسخ: ابتدا لازم است به دو نکته اشاره شود: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مشکینی، علی، المصباح المنیر، قم، نشر الهادی، چاپ دوم، 1370، ص16ـ17. |
|
| چگونه از نماز لذت ببریم؟ |
| ساعت ۱٠:٥٠ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چگونه از نماز لذت ببریم؟ ،نماز حقیقی دارای دو بُعد است: |
|
هیچ نمازگزاری نیست که دغدغه لذت بردن از نمازش را نداشته باشد و از خداوند توفیق آن را نخواهد. چرا که نماز راستین در کلماتی کوتاه خلاصه نمیشود بلکه هدف اصلی از خواندن نماز، لذت و فوائد معنوی آن است، لذا به عنوان مقدمه لازم است به این نکته اشاره کنم که: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مجلسی . محمدباقر . بحارالانوار . ج 84 . ص 241 . |
|
| راه درمان آسیبهای اجتماعی نمازگریزی چیست؟ |
| ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه درمان آسیبهای اجتماعی نمازگریزی چیست؟ ،نمایش قصهها و خاطرههای زیبا ،احداث و زیباسازی مساجد و نمازخانهها ،شخصیت جذاب امام جماعت: |
|
برای درمان آسیب اجتماعی نمازگریزی، کارهای مختلف و متنوع باید انجام شود. یکی از مهمترین و محوریترین راههای درمان این است که فرهنگ نماز بر جامعه حاکم شود. امّا اینکه چگونه فرهنگ نماز را در جامعه حاکم سازیم، تا دیگر پدیدهای بنام نمازگریزی در جامعه نداشته باشیم، مستلزم تلاش هماهنگ کلیة نهادهای فرهنگی ـ اجتماعی مانند صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و از همه مهمتر نهاد خانواده است که هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی به نهادینه شدن نماز میتوانند کمک نمایند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. عیّاض . ابوالفضل . الشفأ بتعریف حقوق المصطفی . ج 1 . ص 187 . بیروت . دارالکتب العربی . |
|
| دو لغز شیرین : ............................................. |
| ساعت ۱:٢۳ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دو لغز شیرین : ،کدام طائر است که اگر از اوّل ،کدام مرغست که همیشه پایش در سر است ،کدام مرغست کهیوسته پاهایش تر است |
|
* لغز 1: کدام طائر است که اگر از اوّل آن چیزى نقصان کنى زیاده مىشود و هر گاه از آخرش نقصان کنى کم مىشود و اگر از اول نقصان کنى خمس آخر مىشود، و اگر از آخر نقصان کنى اول سبع آن مىشود و اگر از هر دو نقصان کنى عشر اول أفزونتر از آخرش شود و اگر هر دو ناقص را بر وسطش افزائى عشر آخر شود. لغز 2: کدام مرغست که همیشه پایش در سر است و پیوسته پاهایش تر است و بیشترش در کمتر است و اولش نصف آخر است خزائن، نراقی ، ص: 106 |
|
| طریق ختم سوره یس |
| ساعت ۱:۱٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: طریق ختم سوره یس ،70 مرتبه در یکمجلس ،هفت روز هر روز ده مرتبه ،ده روز هر روز هفت مرتبه |
|
* فائدة: [تصویر] 2 ج 2 و 3 ج 1 و 2 ز 4 و 3 د 3 ج 1 ه 70 مرتبه در یکمجلس یا در ده روز هر روز هفت مرتبه یا در هفت روز هر روز ده مرتبه با تکرار [تصویر] 1 ه 2 د 1 ا 3 د 1 و 2 ب 2 دتا آخر آیه در هر دفعه ده مرتبه. خزائن، ص: 102
|
|
| اشاره اجمالیة به علم عقود أنامل |
| ساعت ۱:۱٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اشاره اجمالیة به علم عقود أنامل ،هیئت انگشتان از واحد تا ده هزار ،خوابانیدن خنصر و بنصر با هم بجهت دو ،بلند کردن خنصر و بنصر |
|
اشاره اجمالیة به علم عقود أنامل * فائدة در بیان اشاره اجمالیه بعلم عقود أنامل: بدانکه علماء متقدّمین از هیئت انگشتان از واحد تا ده هزار ضبط نمودهاند باین طریق که هیجده صورت وضع نمودهاند از انگشتان دست راست بجهت ضبط یکى تا نود و نُه. و هیجده از دست چپ تا نُه هزار، ویک صورت بجهت ضبط ده هزار، امّاهجده صورت اولى: 1- خوابانیدن خنصر به تنهائى علامت یکى است. 2- خوابانیدن خنصر و بنصر با هم بجهت دو. 3- خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطى نشانه سه و باید در این سه سرهاى انگشتان بر گودال کف دست گذارده شود. 4- بلند کردن خنصر و خوابانیدن بنصر و وسطى علامت چهار. 5- بلند کردن خنصر و بنصر و خوابانیدن وسطى است بجهت پنج. 6- خوابانیدن بنصر بتنهائى است بجهت نشانه شش. 7- خوابانیدن خنصر بتنهائیست نشانه هفت. 8- خوابانیدن خنصر و بنصر است با هم بجهت هشت. 9- خوابانیدن خنصر و بنصر و وسطى است نشانه نه، و درین سه صورت باید سرهاى انگشتان بر برآمدگى که متّصل بزند است گذارده شود. 10- گذاردن سر ناخن سبّابه است بر بند اول ابهام بنحویکه حلقه حاصل شو و این علامت ده است. 11- گذاردن ناخن ابهام است بر بند آخر سبّابه لیکن باید ناخن ابهام را بر طرفى ازین بند بگذارد که جانب وسطى است و این علامت بیست است. 12- گذاشتن سر انگشت سبّابه است- نه ناخن آن- بسر ناخن انگشت ابهام از طرفى که بجانب سبّابه است و آن نشانه سى است. 13- گذاشتن باطن سر انگشت ابهام یعنى باطن بند اوّل بر پشت بند تحتانى سبّابه بجهت چهل. 14- بلند کردن سبّابه یا گذاشتن ابهام بر کف نشانه پنجاه است. 15- گرفتن ناخن ابهام است بباطن بند دوم سبّابه علامت شصت. 16- بلند کردن ابهام است و گذاشتن باطن سر انگشت سبّابه بر باطن سر آن علامت هفتاد. 17- بلند کردن ابهام است و گذاشتن طرف سر انگشت سبّابه بر مفصل اوّل بجهت هشتاد. 18- گذاشتن سر ناخن سبّابه است بر مفصل دوم ابهام بجهت نود و مخفى نماند که آنچه مذکور شد بجهت ضبط مفردات است و به جهت ضبط مرکّبات باین صورت مفردات آنرا بعمل آورد با هم. و امّا هیجده صورت ثانیه که در دست چپ است به جهت صد تا نُه هزار است و آنها بعینه مثل هیجده صورتى است که در دست راست است. امّا صورتهائى که در دست راست به جهت ضبط آحاد بود در اینجا علامت آحاد الوفست و صورتهائى که در آنجا به جهت عشرات بود در اینجا علامت مئات است و کیفیّت ضبط مرکّبات که در مابین صد و ده هزار است به نحویست که اشاره به آن شد یعنى باید هر مرکّبى ضبط آن باجتماع اوضاع مفردات او بشود. و امّا یک صورتى که علامت ده هزار است گذاشتن طرف سر ابهام است بر طرف سبّابه بنحویکه ناخنهاى آنها محاذى یکدیگر شوند بهر یک از دست راست و چپ که خواهد و اگر زیاده بر این توضیح و تفصیل کسى خواهد باید رجوع کند به رسالهاى که والد ماجد حقیر طاب ثراه در این علم نوشتهاند. خزائن، ص: 97
|
|
| * لطیفة جالب : |
| ساعت ۱:۱۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: * لطیفة جالب : ،قال أبو العیناء: ،بشنو از نى چون حکایت مىکند ،از نفیرم مرد و زن نالیدهاند |
|
أبى العیناء قال أبو العیناء: أخجلنى ابن صغیر لعبدالرحمن بن خلّکان قلت له: وددت أنَّ لى ابناً مثلک فقال: هذا بیدک، قلت: کیف ذاک؟ قال: احمل أبى على امرأتک تلدلک مثلى. «مولوى مثنوى» بشنو از نى چون حکایت مىکند و از جدائیها شکایت مىکند از نیستان تا مرا ببریدهاند از نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگوید شرح درد اشتیاق هر کسى کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش من بهر جمعیّتى نالان شدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم هر کسى از ظنّ خود شد یار من و از درون من نجست اسرار من سرّ من از ناله من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست آتش است این بانگ ناى و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد آتش عشق است کاندر نى فتاد جوشش عشقست کاندر مى فتاد نى حدیث راه پر خون مىکند قصهاى عشق مجنون مىکند دمدمه این ناى از دمهاى اواست هاى هوى خلق از هیهاى اواست محرم این هوش جز بیهوش نیست مرزبانرا مشترى جز گوش نیست در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان اى آنکه چون تو پاک نیست در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام بند بکسل باش آزاد اى پسر چند باشى بند سیم و بند زر گر بریزى بحر را در کوزهاى چند گنجد قسمت یکروزهاى شادباش اى عشق خوش سوداى ما اى طبیب جمله علّتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد با لب دمساز خود گر جفتمى همچو نى من گفتنیها گفتمى هر که او از همزبانى شد جدا بینوا شد گر چه دارد صد نوا چون که گل رفت و گلستان در گذشت نشنوى زان پس ز بلبل سر گذشت چون که گل رفت و گلستان شد خراب بوى گل را از که جوئیم از گلاب جمله معشوقست و عاشق پردهاى زنده معشوقست و عاشق مردهاى خزائن، ص: 90
|
|
| مردى که نام عیالش حور بود |
| ساعت ۱:٠٧ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مردى که نام عیالش حور بود ،شخصى زنى داشت حور نام ،وصال حور عین |
|
* حکایت: نقل است که شخصى زنى داشت حور نام، به جهاد رفت و بعد از آنکه دید جمعى شهید شدند آن شخص فرار کرد دیگرى اورا دیده گفت اى فلان از جهاد فرار مىکنى و حال آنکه اگر کشته شوى به وصال حور عین مىرسى گفت اى نادان حور که خودم در خانه دارم به جهت یک عین خودرابکشتن دهم؟. خزائن، ص: 89
|
|
| کمال ظهورى عدد |
| ساعت ۱٢:۱۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: کمال ظهورى عدد ،هر عددى چون از واحد تا آن عدد ،مال شعورى با دورى یکى افتد |
|
* فائده: هر عددى چون از واحد تا آن عدد به نظم طبیعى جمع کنند حاصل را کمال ظهورى آن عدد گویند و کمال دورى هر عددى مربع آن عدد است و آنچه از رساله شرف ظاهر مىشود آن است که کمال شعورى با دورى یکى افتد. خزائن، نراقی ص: 229 |
|
| اعداد فرد را چون به نظم طبیعى جمع کنند |
| ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اعداد فرد را چون به نظم طبیعى جمع کنند |
|
* فائده: بدان که اعداد فرد را چون به نظم طبیعى جمع کنند مربعات اعداد متوالیه حاصل گردد، و ازواج را چون بدین طریق جمع کنند مربعات با جذور ایشان حاصل شود. خزائن، نراقی ص: 229 |
|
| در تقسیم اعداد |
| ساعت ۱٢:٠٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: در تقسیم اعداد ،بدان که أعداد زوج بر سه قسم است ،زوج الزوج، و زوج الفرد، و زوج الزوج و الفرد؛ |
|
* فائده: بدان که أعداد زوج بر سه قسم است زوج الزوج، و زوج الفرد، و زوج الزوج و الفرد؛ اول آن است که در انقسام منتهى به واحد شود و دویم آن است که منتهى به واحد نشود و زیاده از یک دفعه هم منقسم به متساوین نشود، و سیم آن است که منتهى به واحد نشود و زیاده از یک دفعه منقسم متساوین بشود . خزائن ص228
|
|
| یک اشکال ریاضى |
| ساعت ۱٢:٠٢ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: یک اشکال ریاضى ،دو شیشه ساعت متساوى ،عتبت على الدنیا و قلت إلى متى ،حرام علیه الرزق غیر محلل |
|
* اشکال: هر گاه دو شیشه ساعت متساوى در رفتار داشته باشیم و هر دو ساکن باشند و در طلوع آفتاب یکى از آنها را کوک کنیم در روزى که آفتاب در أول جدى باشد در ولایتى که روز أول جدى آن مثلًا هشت ساعت باشد و در غروب آفتاب همان روز یکى دیگر را کوک کنیم شکى نیست که ساعت أول هشت ساعت پیش خواهد بود و نظر به اینکه هر دو در رفتارى متساوى هستند باید بعد از این ساعت دوم همیشه هشت ساعت عقب باشد یعنى هشت ساعت کمتر از ساعت أول حرکت کرده باشد و حال اینکه هر گاه هر دو على الاتصال حرکت کنند به طریق مذکور یعنى أول در طلوع کوک شود و دوم در غروب تا روزى که آفتاب به أول سرطان بیاید که روز در ولایت مفروض شانزده ساعت شود در أول آن روز ساعت أول صد و هشتاد شبانه روز تمام را طى کرده است یعنى سیصد و شصت دوره ساعت حرکت نموده که سیصد و شصت دوازده ساعت باشد، و ساعت دوم صد و هشتاد شبانه روز تمام را طى کرده به شانزده ساعت کم زیرا که آن در غروب صد و هشتاد را تمام خواهد کرد پس شانزده ساعت عقب افتاد با وجود فرض تساوى حرکت هر دو و حال آنکه أول هشت ساعت عقب بود و به تقریر دیگر هشت ساعت فاصله میان دو شیشه بود و مساوى حرکت کردند و حال شانزده ساعت فاصله است «1» «لبعض العلوبین» عتبت على الدنیا و قلت إلى متى اکابد عسراً ضرهُ لیس ینجلى أکل شریف من على جدوده حرام علیه الرزق غیر محلل فقال نعم یا ابن الحسین رمیتکم بسهمى عناداً حین طلقنى على خزائن، ص: 206
|
|
| قبر شیخ سعدى و دروازه کازرون |
| ساعت ۱۱:٥٧ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: قبر شیخ سعدى و دروازه کازرون ،گر بر سر کیر ما نشینى ،تفرج بر سر قبر ،تفأل به کلّیات شیخ سعدی |
|
* أیضاً: گویند قبر شیخ سعدى در مکانى واقعست که چون برابر او روى دروازه کازران پیدا است در این اوقات شخصى از امراء زند که در شیراز مقام داشت روزى به تفرج بر سر قبر شیخ آمد بر میان قبر شیخ به نشست و پائى بر سر پا افکند متوجه دیدن کازران بود در این اثناء گفت کلّیات شیخ را بیاورید تا تفأل حال خود کنم چون گشود این شعر بر آمد: گر بر سر کیر ما نشینى دروازه کازران ببینى بى اختیار آن شخص از روى قبر برخاسته به زیر آمد به گوشهاى خجل نشسته.
خزائن، ص: 205 |
|
| مگس خان افغان و قبر حافظ |
| ساعت ۱۱:٥۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مگس خان افغان و قبر حافظ ،قبر خواجه حافظ |
|
* حکایت: مگس خان افغان بر سر قبر خواجه حافظ آمده به جهت تشنیع تشیّع خواست مقبره او را خراب کند، جمعى او را ممانعت کرده قرار بر تفأل از دیوان خواجه گذاردند این شعر نمودار شد: اى مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى خزائن ص 204
|
|
| معما ها و چه معمایهای ............................. |
| ساعت ۱۱:٤۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: معما ها و چه معمایهای ،به اسم مسیح: ،به اسم اویس: ،به اسم دلاور: |
|
به اسم باقر: دل ما را یکى صد مىتوان کرد. معما به اسم ناصر: من نیز حاصل خود مىافکنم به آتش. معما به اسم مسیح: رخساره گشاد و دید کم دید. معما به اسم مطیع: در دل بحر روى بردار دیدهام. معما به اسم نقى: صد درد و یکى از آن ندارد درمان «1». معما به اسم جلال: بىنهایت سرو چون بلبل ز پا افتاده است. معما به اسم اویس: غایت اوج نباشد حدّ خورشید بیا. معما به اسم دلاور: وصالى کو به هجران شد مبدل شب و روزش دگرگون شد ز أول معما به اسم فانى: مهر تابان خود نما گردید آخر پیش یار. «بهائى» با آن که در ره عشق در منزل نخستم چندان گریستم خون کز دیده دست شستم خزائن، ص: 203
|
|
| چگونه نماز انسان را از گناه باز می دارد؟ |
| ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چگونه نماز انسان را از گناه باز می دارد؟ ،جراحات بر روح و جان انسان ،ظهر عاشوا در میدان مبارزه |
|
پاسخ: عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی ترین نوع تذلّل و کرنش در برابر خدا است.(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، 1374، ص 15ـ83 . |
|
| اهمیت و فایده نماز چیست؟ |
| ساعت ۱٠:٢٧ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اهمیت و فایده نماز چیست؟ ،اهمیت نماز در قرآن کریم ،اهمیت نماز در کلام و افعال معصومین (ع) ،اهمیت نماز، در خود نماز |
|
پاسخ: در ابتدا لازم است که با مفهوم نماز آشنا شویم: مفهومی که امروز از کلمه «نماز» در زبان فارسی و «صلوة» در زبان عربی می فهمیم، همین فریضه معلوم و معین است که با ارکان خاصه و مقدمات و مقارنات و شکل و هیات معین به قصد قربت پروردگار، أدا می شود، که اول آن تکبیرة الاحرام و آخر آن سلام است, که یک اصطلاح شرعی و فقهی است که شارع مقدس آن را وضع فرموده است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. دعوتی، سید ابوالفتوح، نماز یعنی رهبری، قم، انتشارات ستاد اقامه نماز، چاپ دوم، 1375، ص14 و 13. |
|
| فلسفه و حکمت نماز چیست؟ |
| ساعت ۱٠:٢۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فلسفه و حکمت نماز چیست؟ ،ارتباط با خدا ،درس بندگی ازکلاس نماز ،بازدارندگی از گناهان |
|
پاسخ: از آن جا که دین اسلام به بصیرت و توجه در اعمال و دقت نظر در آنها اهتمام زیادی قائل است لذا به قدر ادراک بشری، فلسفه و حکمت آنها را بیان نموده است تا در پرتو آگاهی به فلسفه و حکمت آنها علاوه بر تعبّد و تسلیم در برابر فرمان حق، با بصیرت و شناخت بیشتری به انجام اعمال خود بپردازد. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. محمدی اشتهاردی، محمد، نماز از دیدگاه قرآن و عترت، ناشرانتشارات نبوی، ص 6. |
|
| حکم وجوب نماز در چه زمانی نازل شد؟ |
| ساعت ۱٠:۱٩ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حکم وجوب نماز در چه زمانی نازل شد؟ |
|
1 . بی تردید نماز یومیه که اقامه آن بر مسلمانان در شبانه روز، پنج مرتبه واجب است، در شب معراج واجب شده است و شاید یکی از بهترین هدیه های خداوند که در این سفر آسمانی نصیب پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شد، همان نمازهای پنجگانه است که خداوند بر پیامبر و امت او منت گذاشت که حداقل به صورت واجب در 24 ساعت، 5 نوبت در مقابل او به پا ایستند و نماز بخوانند که نماز خواندن در واقع سخن گفتن با خدا است. به هر حال قدر مسلم آن است که نماز در شب معراج واجب شد، اما این که معراج پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در چه تاریخی واقع شده دیدگاه های مختلفی وجود دارد و یکی از سخن ها آن است که پیامبر اسلام معراج های متعدد داشته است که در یکی از آنها نماز واجب شده است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، نشر دانش اسلامی، 1363 ش، ج 1، ص 385. |
|
| حقیقت نماز چیست و آثار بی توجهی و سستی به نماز چیست؟ |
| ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حقیقت نماز چیست ،جایگاه و اهمیتی نماز در دین اسلام دارد؟ ،آثار بی توجهی و سستی به نماز چیست؟ ،لا بذکرالله تطمئن القلوب |
|
حقیقت نماز چیست و چه جایگاه و اهمیتی در دین اسلام دارد؟ آثار بی توجهی و سستی به نماز چیست؟ پاسخ: یک تعریف برای نماز، تعریف فقهی آن است که نماز عملی است که دارای ارکان و شرایط خاص است که انجام آن روزی پنج بار بر شخص مکلف واجب است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: . محمدی اشتهاردی، محمد، نماز از دیدگاه قرآن و عترت، 1. ناشرانتشارات نبوی، ص 6. |
|
| چگونه با انجام بعضی عبادات آتش جهنم بر انسان حرام می شود؟ |
| ساعت ۱٢:٠۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چگونه با انجام بعضی عبادات آتش جهنم بر انسان حرام ،آیا با انجام گناه این حرمت آتش جهنم بر انسان ،لئن اشرکت لیحبطن عملک والتکونن من الخاسرین ،یجعل لکم فرقاناً و یکفر عنکم سیئاتکم و یغفرلکم |
|
چگونه با انجام بعضی عبادات آتش جهنم بر انسان حرام می شود؟ آیا با انجام گناه این حرمت آتش جهنم بر انسان از بین می رود؟ پاسخ: در پاسخ به این سوال لازم است سه مطلب را بیان کنیم. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، فصل نهم در فضیلت زیارت امام رضا ـ علیه السّلام ـ. |
|
| معنای عبادت و عبودیت |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: معنای عبادت و عبودیت ،ایاک نعبد و ایاک نستعین( ،فا عبدنی و اقم الصلوة لذکری ،و من الناس من یعبدالله |
|
در مورد معنای عبادت و عبودیّت و تفاوت های لغوی آن اظهار نظرهای گوناگونی شده است. راغب اصفهانی در مفردات می گوید: عبودیّت اظهار تذلل و عبادت غایت تذلّل است.(1) در مجمع آمده: «العبادة فی اللّغه هی الذلّة» عبادت در لغت همان ذلّت است. و راهی را که با رفتن هموار شده گویند: «طریقٌ معبّد» و برده را بواسطة ذلّت و انقیادش، عبد گویند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. خسروی حسینی، سید غلامرضا، مادة «عبد»، انتشارات مرتضوی، ص 504. |
|
| معنای عبادت و عبودیت |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
در مورد معنای عبادت و عبودیّت و تفاوت های لغوی آن اظهار نظرهای گوناگونی شده است. راغب اصفهانی در مفردات می گوید: عبودیّت اظهار تذلل و عبادت غایت تذلّل است.(1) در مجمع آمده: «العبادة فی اللّغه هی الذلّة» عبادت در لغت همان ذلّت است. و راهی را که با رفتن هموار شده گویند: «طریقٌ معبّد» و برده را بواسطة ذلّت و انقیادش، عبد گویند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. خسروی حسینی، سید غلامرضا، مادة «عبد»، انتشارات مرتضوی، ص 504. |
|
| معنای عبادت و عبودیت |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
در مورد معنای عبادت و عبودیّت و تفاوت های لغوی آن اظهار نظرهای گوناگونی شده است. راغب اصفهانی در مفردات می گوید: عبودیّت اظهار تذلل و عبادت غایت تذلّل است.(1) در مجمع آمده: «العبادة فی اللّغه هی الذلّة» عبادت در لغت همان ذلّت است. و راهی را که با رفتن هموار شده گویند: «طریقٌ معبّد» و برده را بواسطة ذلّت و انقیادش، عبد گویند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. خسروی حسینی، سید غلامرضا، مادة «عبد»، انتشارات مرتضوی، ص 504. |
|
| معنای عبادت و عبودیت |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
در مورد معنای عبادت و عبودیّت و تفاوت های لغوی آن اظهار نظرهای گوناگونی شده است. راغب اصفهانی در مفردات می گوید: عبودیّت اظهار تذلل و عبادت غایت تذلّل است.(1) در مجمع آمده: «العبادة فی اللّغه هی الذلّة» عبادت در لغت همان ذلّت است. و راهی را که با رفتن هموار شده گویند: «طریقٌ معبّد» و برده را بواسطة ذلّت و انقیادش، عبد گویند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. خسروی حسینی، سید غلامرضا، مادة «عبد»، انتشارات مرتضوی، ص 504. |
|
| چه کاری انجام دهیم تا لذت مناجات را بچشیم ؟ |
| ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چه کاری انجام دهیم تا لذت مناجات را بچشیم ؟ ،سلامتی روح و درک لذت: ،اصول زیربنایی شناخت: ،اصول فرعی شناخت: |
|
چه کاری انجام دهیم تا لذت مناجات حضرت حق را با دل و جان و با تمام اعماق وجودی خود بچشیم ؟ همان طور که انسان دارای حواس ظاهری است، حواس باطنی هم دارد مثل چشم باطن، گوش باطن او لذت معنوی را با همین مذاق روحی و درونیاش درک مینماید. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مصباح یزدی، محمدتقی، خودشناسی برای خودسازی، قم، مؤسسة در راه حق، 1373، ص 35. |
|
| چه کاری انجام دهیم تا لذت مناجات را بچشیم ؟ |
| ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
چه کاری انجام دهیم تا لذت مناجات حضرت حق را با دل و جان و با تمام اعماق وجودی خود بچشیم ؟ همان طور که انسان دارای حواس ظاهری است، حواس باطنی هم دارد مثل چشم باطن، گوش باطن او لذت معنوی را با همین مذاق روحی و درونیاش درک مینماید. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مصباح یزدی، محمدتقی، خودشناسی برای خودسازی، قم، مؤسسة در راه حق، 1373، ص 35. |
|
| با توجه به عدم نیاز خدا به عبادت ما حقیقت و فلسفه ی عبادات چیست؟ |
| ساعت ۱٠:۱۳ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: با توجه به عدم نیاز خدا به عبادت ما حقیقت و ،فلسفه ی عبادات ،وظیفه اصلی ما در برابر خدای بزرگ چیست؟ ،وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ |
|
با توجه به عدم نیاز خدا به عبادت ما حقیقت و فلسفه ی عبادات چیست؟ وظیفه اصلی ما در برابر خدای بزرگ چیست؟ پاسخ: آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تکوین و تشریع) برای عبادت است. خداوند میفرماید: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ(1) هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است. کارنامة همة انبیا و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است: وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً اََنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ أجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(2) پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است. روشن است که خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد چرا که، فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنْکُمْ(3) پس همان خداوند از همه شما ها بی نیاز است پس بی تردید سود عبادت، به خود پرستندگان بر میگردد.(4) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. ذاریات: 56. |
|
| منظور از پرستش خداوند با حرف چیست؟ آیا نماز و دعا هم حرف هستند؟ |
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: منظور از پرستش خداوند با حرف چیست؟ ،آیا نماز و دعا هم حرف هستند؟ ،وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلی حَرْف ،برخی از انسان ها هستند که خدا را |
|
به نظر می رسد این پرسش ناظر به آیه 11 از سوره حج باشد که می فرماید: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلی حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلی وَجْهِهِ.... نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. الراغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، قم، مؤسسه اسماعیلیان، بی تا، ص 112. |
|
| تکلیف از لحاظ دینی چند قسم است؟ |
| ساعت ۱٠:٠٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تکلیف از لحاظ دینی چند قسم است؟ ،انواع تکلیف ،معنای تکلیف |
|
الف. معنای تکلیفتکلیف یعنی چیزی یا کاری از کسی خواستن که در آن رنج و زحمت باشد و این اصطلاح از کلفت مأخوذ است. مثلاً امر و نهی خداوند به بندگان برای انجام چیزی، تکلیف گفته میشود.(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. حسینی دشتی . سید مصطفی . معارف و معاریف . ج 3 . ص 656 . نشر دانش . 1376 . |
|
| حریم احترام به استاد در کلاس درس تا چه اندازه لازم است؟ |
| ساعت ٩:٠٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: حریم احترام به استاد در کلاس درس تا چه اندازه لازم ،وظائف شاگرد ،شاگرد باید پیش از استاد |
|
احترام به استاد مقوله ای نیست که بتوان برای آن حد و مرز مشخصی بیان کرد، یعنی اینکه بگوئیم فقط تا حد معینی باید به معلم احترام گذاشت نه بیشتر. چرا که اینگونه مسائل با توجه به انعطافی که دارند. حد و حریم های متفاوتی می توان برای آنها ترسیم کرد. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. - اقتباس از شهید ثانی، ترجمة سید محمد باقر حجتی، آداب تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1356، صص 316 تا 359. |
|
| نحوة بیان هدف آفرینش برای دانش آموزان دوره راهنمایی چگونه باید باشد؟ |
| ساعت ٩:٠۱ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نحوة بیان هدف آفرینش برای دانش آموزان دوره راهنمای ،هدف از آفرینش چیست؟ ،ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ،و انی جاعل فی الارض خلیفه |
|
هدف از آفرینش یکی از سؤال های مهم دوران زندگی انسان هاست. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. قائمی، اصول اعتقادات، نشر برگزیده، ص4 و5. |
|
| نکاتی در مورد حفظ قرآن |
| ساعت ۸:٥٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: نکاتی در مورد حفظ قرآن ،راههای تقویت اراده: ،تقویت حافظه: ،روش حفظ قرآن کریم: |
|
خداوند در وجود انسان نعمتها و توانمندیهای زیادی را قرار داده است. که ما از شمارش و یا شکر همة نعمتها عاجزیم. یکی از این نعمتها حافظه است و بهترین و نورانیترین مطلبی را که میتوان در ذهن و حافظه نگهداری کرد، قرآن کریم است. البته باید توجه داشت که حفظ قرآن کریم واجب نیست، امّا بسیار مطلوب است که جان و ذهن انسان ظرف قرآن باشد و قرآن با گوشت و پوستش عجین شود یکی از بایسته های حفظ قرآن، داشتن اراده قوی می باشد. در ادامه راه هایی برای تقویت اراده حفظ قرآن بیان می شود: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. شرفی، محمّد رضا، کتاب دنیای نوجوانان، انتشارات تربیت چاپ چهارم، 1376، ص 250 به بعد. |
|
| نکاتی در مورد حفظ قرآن |
| ساعت ۸:٥٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
خداوند در وجود انسان نعمتها و توانمندیهای زیادی را قرار داده است. که ما از شمارش و یا شکر همة نعمتها عاجزیم. یکی از این نعمتها حافظه است و بهترین و نورانیترین مطلبی را که میتوان در ذهن و حافظه نگهداری کرد، قرآن کریم است. البته باید توجه داشت که حفظ قرآن کریم واجب نیست، امّا بسیار مطلوب است که جان و ذهن انسان ظرف قرآن باشد و قرآن با گوشت و پوستش عجین شود یکی از بایسته های حفظ قرآن، داشتن اراده قوی می باشد. در ادامه راه هایی برای تقویت اراده حفظ قرآن بیان می شود: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. شرفی، محمّد رضا، کتاب دنیای نوجوانان، انتشارات تربیت چاپ چهارم، 1376، ص 250 به بعد. |
|
| درختی در پنج امامزاده در نزدیکی جمکران ...... |
| ساعت ۱۱:۱٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: درختی که در پنج امامزاده در نزدیکی جمکران ،آیا درخت حاجت میدهد؟ ،و ابتغوا الیه الوسیلة |
|
درختی که در پنج امامزاده در نزدیکی جمکران است چیست آیا این درخت حاجت میدهد؟ پاسخ: درباره اینکه آیا چنین درختی حاجت میدهد یا نه، لازم است در ابتدا، چگونگی بر آورده شدن حاجات انسان، را بدانیم که از چه راه و چه طریقی است. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مائده:35. |
|
| فلسفه چاه عریضه در مسجد جمکران |
| ساعت ۱۱:۱٢ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فلسفه چاه عریضه در مسجد جمکران ،یکی از شیوه های خاص توسل ،هر کس حاجتی دارد، |
|
فلسفه چاه عریضه در مسجد جمکران چیست؟ اگر امام زمان را به عنوان معصوم قبول داریم باید بدانیم که علم لدنی دارد و از احوال ما آگاهند و هر چه از ایشان بخواهیم متوجه می شوند دیگر چه نیازی به نوشتن عریضه است آیا اینها بدعت نیست، بعضی ها گریه و زاری می کنند. پاسخ: در اصطلاح، عریضه نویسی یکی از شیوه های خاص توسل است.(1) که در طول تاریخ، در فرهنگ اسلامی همواره مورد توجه بوده است. توضیح آنکه افراد جامعه با یک سلسله نیاز و گرفتاری ها مواجه می شوند که بر حسب ظاهر امکان بر طرف نمودن آنها از طریق اسباب ظاهری و مادی میسر نیست، یا حداقل بسیار مشکل است، در چنین مواردی به جای ناامید شدن، از ناحیه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ توصیه شده است که از دعا و توسل کمک گرفته شود. آن گاه برای خود توسل شیوه های مختلفی بیان شده است که یکی از آنها عریضه نوشتن است. عریضه گاه خطاب به خداوند است و در آن فرد نیازمند ضمن اشاره به مشکل و حاجت مورد نظر خود به مقام و منزلت یکی از معصومین یا همه آنها در پیشگاه خداوند متوسل می شود و یا اینکه مستقیماً به معصوم نوشته می شود تا او بواسطه ارج و منزلتی که در نزد خداوند متعال دارد از خدا برآورده شدن آن حاجت و نیاز را درخواست نماید و در واقع واسطه بین خدا و بنده خدا بشود و یا اینکه خود معصوم بواسطه ولایت و قدرتی که از ناحیه پروردگار عالم به او عطاء شده است، به اذن خداوند مهربان این نیاز و گرفتاری را برطرف سازد. بدیهی است که هیچ کدام از این امور با قیودی که برای آنها ذکر شد به اموری نظیر شرک و بت پرستی و بدعت منتهی نمی شوند. در روایات و احادیث زیادی به عریضه نویسی به عنوان یکی از راه های توسل اشاره شده است که دو نمونه از آن را می آوریم: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404، ج 96، ص 243 و کفعمی ابراهیم ابن علی عاملی، البلد الامین، چاپ سنگی، ص 89. |
|
| تاریخچه ساخت مسجد مقدس جمکران |
| ساعت ۱۱:٠٩ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تاریخچه ساخت مسجد مقدس جمکران ،مهم ترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته |
|
در تاریخچه ساخت مسجد مقدس جمکران امده است که امام زمان(ع) به حسن بن مثله می فرماید: برو به حسن بن مسلم که در این زمین کشاورزی می کرد بگو دیگر در این زمین نباید کشاورزی کند. و نوشته اند که حضرت فرمود: پیش سید ابوالحسن برو و به او بگو حسن بن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است وصول کند و با آن پول مسجد بنا کند. جوانی در مسجد مقدس جمکران از من پرسید چرا امام زمان (ع) دیگری را از کشاورزی در زمینش منع کرد؟ و یا دستور می فرمایند منافع زمین را از حسن بن مسلم بگیرند؟ به نظر می رسید که این جوان از خواندن تاریخچه مقدس جمکران به این نتیجه رسیده که در این قضیه کار حرام یا از روی اجبار انجام گرفته است (مال مردم را گرفته اند). جواب این سوال چیست؟ پاسخ: مسجد مقدس جمکران مهم ترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بوده که سالانه میلیون ها نفر از عاشقان حضرتش برای عرض ارادت به این مکان مشرف می شوند. این مسجد، روز هفدهم رمضان سال 373 هجری قمری به فرمان صاحب الزمان (ع) در نزدیکی روستای جمکران تأسیس شد.(1) این مطلب نخستین بار توسط شیخ صدوق متوفای سال 381هجری قمری در کتاب «مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین» آورده شده و بقیه از او أخذ کرده اند با توجه به این که کتاب شیخ صدوق از بین رفته ولی تاریخ قم نوشته حسن بن محمد قمی معاصر شیخ صدوق از وی نقل کرده است و بقیه از این کتاب نقل کرده اند. هر چند امروزه کل تاریخ قم در دسترس نیست ولی آنچه از آن کتاب نقل شده و مرحوم مجلسی، و دیگران نیز آورده اند مبنی بر این است که زمین مسجد مقدس جمکران متعلق به حسن بن مسلم نبوده است، لذا امام(ع) به حسن بن مثله می فرماید: «برو به حسن بن مسلم بگو: تو، چند سال است که این زمین را عمارت می کنی و ما خراب می کنیم، پنج سال زراعت کردی و امسال دیگر باره شروع کردی، عمارت کنی. رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی، باید هر چه از این زمین منفعت برده ای، بر گردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. میرزا حسین نوری، نجم الثاقب، تهران، انتشارات علمیه، بی تا، ص213. |
|
| سند تاسیس مسجد مقدس جمکران واسراروبرکات آن را بیان کنید؟ |
| ساعت ۱۱:٠٤ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سند تاسیس مسجد مقدس جمکران واسراروبرکات آن را بیان ،قضیه ی حسن بن مثله ،فضیلت عبادت در مسجد جمکران ،عنایات امام زمان (عج) به پناهجویان مسجد جمکران |
|
سند خیلی از چیزها وجود موثر آنها می توند باشد ،وجود بنایی که سالها درآن عبادت انجام گرفته ومعروفیت معنوی آن به عظمت معنوی مربوط است که دربین مردم جایگاه عظیمی پیدا کرده نه تبلیغی واسمی که از سوی گروه وفرد خاص معروفیت پیدا کند.ونه مثل مراکزی که باطل بوده وبوسیله ی پول استعمارگران ساخته شده وتبلیغ می گردد.
پاورقی: 1. این کتاب به دستور میرزاى شیرازى توسط میرزا حسین نورى به رشته ى تحریر درآمد و میرزاى شیرازى در تقریظ خود از آن تمجید کرده و نوشته: «این کتابى است در نهایت تمامیت و متانت...». ر. ک: میرزا حسین طبرسى نورى، نجم الثاقب، (قم: انتشارات مسجد جمکران، چ نهم، 1384 ش)، ص 5. |
|
| راه های تأثیر گذاری بیشتر معلم بر شاگردان، چیست؟ |
| ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه های تأثیر گذاری بیشتر معلم بر شاگردان، چیست؟ |
|
از اهداف مهم تعلیم و تربیت، یادگیری است و یادگیری هم چیزی نیست جز تغییر رفتار فرد ـ چه رفتار ظاهری و بدنی و چه رفتارهای درونی و شناختی و عاطفی لازمة این تغییر رفتار، نفوذ در دانش آموزان و تأثیرپذیری دانش آموزان از معلم خویش است. نقش تأثیرگذار معلم شاگردان، به دلیل نفوذ روحی و معنوی معلم، تأثیرات شگرفی از او می گیرند. معلم، با نفوذ کلامش می تواند فرزند شقی ترین افراد را نیز به راه راست رهنمود سازد مانند پسر یزید بن معاویه که تحت تأثیر معلم لایقش به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ گرایش پیدا کرده بود. بیشتر انسانهای موفق، کامیابی خود را مدیون معلمان خود میدانند و نیز افرادی هستند که سرخوردگی و شکستهای زندگیشان، ناشی از برخورد بد معلمان است. الف: حوزة اخلاق و رفتار اکثر عوامل تأثیرگذار، در این حوزه قرار دارند. به همین خاطر، تقویت این حوزه برای نفوذ و تأثیرگذاری بسیار مهم است و باید توجه بیشتری به آن شود. برای تقویت این حوزه، باید به تمام آنچه را که در کتابهای اخلاقی برای تربیت گفته اند عمل کنیم. ـ البته متناسب با موقعیت زمانی و مکانی و... ـ در زیر به تعدادی از آنها اشاره می کنیم: ب: حوزة علم و دانش در این حوزه، آنچه که مربوط به علم و دانش است مورد توجه قرار می گیرد. به عنوان نمونه به سه مورد آن اشاره می کنیم که رعایت آنها باعث تأثیرگذاری بیشتر معلم در دانش آموزان می شود: ج: حوزة فنون و مهارتهای تدریستقویت این حوزه نیز، زمینه را برای نفوذ و تأثیرگذاری فراهم می کند که در ذیل به چند نمونة آن اشاره می کنیم: ________________________________________ |
|
| بهترین روش برای درک زبان و ادبیات عرب چیست؟ |
| ساعت ٩:٤٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بهترین روش برای درک زبان و ادبیات عرب چیست؟ ،قلمرو عاطفه ،قلمرو روانی ـ حرکتی ،اصول مشترک در زبانها |
|
مقدمه نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. گلاور، جان . ای. ترجمه علینقی خرازی، روانشناسی تربیتی، اصول و کاربرد آن، مرکز نشر دانشگاهی تهران، 1378، ص 393، اقتباس. |
|
| عوامل اصلی بی علاقگی دانش آموزان به درس دینی و راه حل آن چیست؟ |
| ساعت ٧:٢٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: عوامل عدم تمایل دانش آموزان به درس دینی: ،تربیت معلّمان و مربیّان شایسته ،عوامل اصلی بی علاقگی دانش آموزان به درس دینی |
|
عوامل عدم تمایل دانش آموزان به درس دینی:عوامل بسیاری در این زمینه نقش دارند که عمدة آنها به اصل برنامهریزی، محتوای کتابها و ناکارآمدی شیوة درسی مریوط میشود که به عنوان نمونه به موارد زیر میتوان اشاره نمود. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. ر.ک: منصور و دادستان، دیدگاه پیاژه در گسترة تحول روانی، انتشارات دریا، چاپ اول، 1376. |
|
| چگونه سطح کیفی «امور فرهنگی بسیج دانشجوئی» را ارتقا بخشیم؟ |
| ساعت ٧:۱٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چگونه سطح کیفی «امور فرهنگی بسیج دانشجوئی ،عوامل ارتقای سطح کیفی برنامهها ،نقشها و وظایف بسیج دانشجویی ،تنویر افکار دانشجویان: |
|
دانشجویان به عنوان قشری مهم و دارای تحصیلات عالی، هم در میان خانواده و بستگان و هم در چشم عموم افراد جامعه، افرادی مورد توجه و احترام هستند و بسیاری از افراد، افکار و رفتار آنها را دارای پشتوانههای علمی و عقلی دانسته و نهاد پیشرفت و تمدن تلقی می نمایند و لذا از آن تقلید و حمایت میکنند. و از طرف دیگر، در آیندهای نه چندان دور بسیاری از مدیران این کشور در بخشهای مختلف را، همین دانشجویان تشکیل خواهند داد. به علت این دو ویژگی بسیار مهمّ، قشر دانشجو مورد توجه دشمن قرار گرفته و «استراتژی تخریب دانشجویی» در مورد آنان اعمال میگردد. دشمن در این استراتژی، هم به تخریب افکار و عقاید و فرهنگ دینی و اسلامی دانشجویان پرداخته و هم از آنان به عنوان ماشینهای تخریب و مخدوش کردن چهرة نظام و انقلاب سود میبرد. نرم افزار پاسخ
|
|
| راهکارهای اصلاح محیط دانشگاه |
| ساعت ٧:٠٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: |
|
محیط دانشگاهها مناسب نیست، چه راهکارهایی را برای آشنا نمودن دوستان دانشجو با اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ و اندیشه انقلابی مفید میدانید؟ در مورد دانشجویان دو بحث وجود دارد یکی بحث محتوایی و دیگری بحث روششناختی. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. سیف، علیاکبر. تغییر رفتار و رفتار درمانی، نشر دوران، چاپ چهارم، 1379، فصل 16، ص362ـ351.
|
|
| رؤیای صادق شیخ مفید |
| ساعت ٤:۱٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: رؤیای صادق شیخ مفید ،حق با کیست؟ |
|
شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا(س) دست امام حسین(ع) و امام حسین(ع) را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده». شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود و من کی هستم که به دو امام فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم(ع) خواب شیطانی نیست. وقتی صبح شد، شیخ به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم در حالی که کنیزان دور او را گرفته و دست دو پسر را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه». شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام مینمود. آن دو پسر کسی نبودند جز «سید رضی» معروف به شریف و «سید مرتضی» معروف به علم الهدی، که از فقهای سرامد روزگار شدند. حق با کیست؟ گفتهاند: در مسألهای بین شیخ مفید و سید مرتضی اختلاف نظر افتاد. آنهاتوافق کردند به این که آن مسأله را به خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) بنویسند. بعد از مدتی، به خط سبز جواب نوشته شده بود که: «انت شیخی و معتمدی و الحق مع ولدی علم الهدی» یعنی «ای شیخ مفید! تو محل اطمینان منی؛ ولی حق با فرزندم علم الهدی (سید مرتضی) است». ـــــــــــــــــــــــــــــــــ http://www.abna.ir منبع
|
|
| دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق |
| ساعت ٤:٠۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق |
|
درباره ولادت «شیخ صدوق» آمده است: پدر وی «علی بن بابویه» خدمت «ابوالقاسم حسین بن روح» نایب خاص امام عصر(عج) رسید و نامهای برای آن حضرت نوشت و در آن نامه از حضرت خواست که در حق او دعا نماید تا خدا به او فرزندی عنایت فرماید.
چون نایب خاص حضرت، جواب نامه را آورد علی بن بابویه دید که حضرت نوشته است: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین» یعنی «ما دعا کردیم درباره حاجتت، و بزودی خداوند دو پسر نیکوکار به تو عنایت میکند». به برکت دعای حضرت، خداوند به او دو پسر عنایت نمود: «ابو جعفر» و «ابو عبدالله» ؛ که ابو جعفر کنیه «محمد بن علی بن بابویه» معروف به شیخ صدوق و کتاب بزرگ «من لایحضره الفقیه» را نوشت. http://www.abna.ir منبع
|
|
| سؤالات علامه حلی از امام عصر(عج) |
| ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: سؤالات علامه حلی از امام عصر(عج) |
|
«علامه حلی» شب جمعهای به زیارت سیدالشهداء(ع) میرفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانهای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است. علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال میکرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب میفرمود تا این که به مسألهای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود». علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟ آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، میتوان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحبالزمان را نمیتوان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!». پس، علامه بیاختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود. ـــــــــــــــــــــــــــــــــ منبع: http://www.abna.ir
|
|
| چرا با حجاب شدم؟ |
| ساعت ۳:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا با حجاب شدم؟ ،با حجاب شدم ، چون حجاب زیباست ،با حجاب شدم ، تا ستاره آسمانها شوم |
|
http://www.abna.ir منبع
|
|
| چرا شیعه شدم؟ |
| ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا شیعه شدم؟ ،ابوالفضل العباس(ع) شیعهام کرد ،مستبصر روسی:شیعه شدم ؛ چون قرآن را مطالعه کردم ،طلبه اهلسنت زاهدانی: |
|
http://www.abna.ir منبع |
|
| دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی |
| ساعت ۳:٤٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی ،عالم خراسانی از خواب بیدار شد، |
|
درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آوردهاند:
عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که: وارد خانهای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشستهاند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقهای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یکیک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد. چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقهای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید». آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود. آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهلبیت(ع) را زنده نگه داشت. http://www.abna.ir منبع
|
|
| برای علاقمند شدن به مطالعه و خواندن قرآن، چه باید کرد؟ |
| ساعت ٢:٥٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: برای علاقمند شدن به مطالعه و خواندن قرآن، چه ،توجه به فوائد دانستن ،توجه به ضررهای ندانستن ،توجه به حالات افراد اهل مطالعه: |
|
پیش از آنکه توصیههایی را برای افزایش انگیزه بیان کنیم، توضیحی در باره فرایند انگیزه مطرح میشود: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. سیف، علی اکبر، روشهای یادگیری و مطالعه، مؤسسه انتشارات آگاه، چاپ اول 1376، ص 104. |
|
| راهکارهایی در جهت تقویت روحیة دینی، در بین دانشجویان دانشگاهها بیان نمائید؟ |
| ساعت ٢:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راهکارهایی در جهت تقویت روحیة دینی، در بین دانشجو ،تقویت بعد عاطفی(اقناع روحی ،تقویت بُعد شناختی(اقناع فکری): ،گروهی که فاقد بینش دینی می باشند |
|
داشنجویانی که از روحیة دینی پایین برخوردارند و یا فاقد این روحیه می باشند، به چند دستة عمده تقسیم می گردند: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. مصباح یزدی، محمد تقی. جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، 1378، ص 242. |
|
| روشهای تقویت حافظه در اسلام کدامند؟ |
| ساعت ۱:۳٦ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: روشهای تقویت حافظه در اسلام کدامند؟ ،توصیه هایی برای بهبودی نیروی روانی و ذهنی ،توصیه هایی با آثار معنوی خارج از فهم بشری ،عوامل تقویت حافظه در اسلام |
|
پاسخ: اسلام اساساً دین هدایت و نجات بشر است: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. گلشنی، مهدی. از علم سکولار تا علم دینی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377، ص 56. |
|
| راههای جلوگیری از فراموشی مطالب چیست؟ |
| ساعت ۱:۳۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: « فراموش» و «به یاد آوری» حقی ،ماهیت حافظه: ،راههای جلوگیری از فراموشی مطالب چیست؟ ،روشهای مؤثر در تقویت حافظه و پیشگیری از فراموشی |
|
« فراموش» و «به یاد آوری» حقیقتا چگونه است؟ یعنی مکانیزم ساز و کار یادسپاری مناسب و جلوگیری از فراموشی مطالب چیست؟ پاسخ: این سوال به روان شناسی حافظه و مکانیزم یادسپاری و فراموشی مربوط میشود. به طور کل همة یادگیریهای ما با حافظه سر و کار دارد، در حافظه تمامیتجربههای زندگی، اطلاعات آموخته شده و اندیشه و تفکرات انسان بایگانی میشود. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. هیلگارد، زمینة روان شناسی، ترجمه: محمدنقی براهنی و همکاران، انتشارات سمت، چاپ اول، 1375، فصل هشتم. |
|
| راه های تقویت حافظه چیست؟ |
| ساعت ۱:٢۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه های تقویت حافظه چیست؟ ،اولین بند را بخوانید ،متابولیسم ،توصیه های اسلام برای تقویت حافظه |
|
پاسخ: «این اصطلاح مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و یادآوری مجدد آنها قادر می سازد، اطلاق می شود حافظه یکی از اجزای تعیین کنندة هوش افراد است.»(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. پورافکاری، نصرت الله، فرهنگ جامع روانشناسی روانپزشکی انگلیسی ـ نشر فرهنگ معاصر فارسی جلد دوم. |
|
| چرا بعضی از دانش آموزان از امتحان میترسند ؟ |
| ساعت ۱:٢۳ ب.ظ روز سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا بعضی از مواقع درس را یاد نمیگیرند ؟ ،چرا بعضی از دانش آموزان از امتحان میترسند ؟ ،علل ترس از امتحان ،علل یاد نگرفتن درس |
|
پاسخ:
نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. از نظر علمی ترس از امتحان اشتباه است بجای آن باید از اضطراب امتحان یاد کرد در نوشتار حاضر از باب مسامحه ترس و اضطراب مترادف آمده است. |
|
| از زمان مطالعه برای کنکور تا جلسه کنکور، نکاتی برای موفقیت در کنکور بیان نمائید؟ |
| ساعت ۱٠:٢٢ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: از زمان مطالعه برای کنکور تا جلسه کنکور، نکاتی ،نکاتی برای موفقیت در کنکور ،نکاتی در مورد رسیدن به پاسخ صحیح در سئوالات تستی ،به مدت 5 ثانیه بازدم کنید |
|
پاسخ: در این نوشتار به نکاتی کلیدی و مهم، از قبل از فرا رسیدن زمان امتحانات تا جلسة امتحان کنکور، اشاره می گردد: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. از شماره 13ـ1 اقتباس از : روزنامه کیهان. تاریخ: 19:1:83. روزنامة قدس. تاریخ: 7:4:77. روشهای مطالعه. ترجمه: علی اکبر سیف، چ4. تهران، انتشارات رشد، 1369. تکنیکهای مطالعه برتر. ذبیحالله حسن زاده و سید محمود میرزمانی، چ1، تهران، انتشارات دانا. 1382، ص128. |
|
| شیوه های کنترل اضطراب کنکور چیست؟ |
| ساعت ۱٠:۱٩ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: شیوه های کنترل اضطراب کنکور چیست؟ ،مهمترین شیوه های کنترل اضطراب |
|
پاسخ: از مسائل مهم و سرنوشت سازی که همه جوانان را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد، کنکور دانشگاه است. در حقیقت اضطراب ناشی از نتایجی کنکور بر فرایند یادگیری آنان نیز تأثیر منفی دارد. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. شرفی، محمدرضا، جوان و نیروی چهارم زندگی، تهران، انتشارات سروش، 1380، چ2، ص113. |
|
| مطالعه برای کنکور و برنامه ریزی آن چگونه باید باشد؟ |
| ساعت ۱٠:۱٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مطالعه برای کنکور و برنامه ریزی آن چگونه باید باشد ،برنامهریزی برای کنکور از تابستان سال قبل تا زمان ،برنامهریزی روز و شب آخر |
|
پاسخ: از ویژگیهای اصلی برای نیْل به هر هدفی، برنامهریزی است، و این برنامهریزیها گاه بلندمدّت و گاه کوتاهمدّت است. برای مطالعة کنکور به هر دو برنامه نیاز داریم. برنامهریزیهای کوتاهمدّت به طور مستمر صورت میگیرد و به صورت روزانه یا هفتگی جلوه میکنند. این برنامهریزی جایگاه شایستهای در تحقق برنامهریزی بلندمدّت و نیل به هدف دارد. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. شجری، ف. یادگیری خلاق، تهران، انجمن قلم ایران، چاپ اول،1371. |
|
| چند توصیه برای کار و تحصیل موفق. |
| ساعت ۱٠:۱۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چند توصیه برای کار و تحصیل موفق ،استمداد از خداوند |
|
پاسخ: برای موفقیت چند اصل وجود دارد که رعایت آنها نقش زیادی در موفقیت انسان هم در تحصیل و هم در کار خواهد داشت: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. رحیمی، عباس. جوان موفق، نشر جمال، 1384، ص 85 ـ 86. |
|
| راه های تمرکز حواس در مطالعه کدام است؟ |
| ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راه های تمرکز حواس در مطالعه کدام است؟ ،موانع تمرکز حواس ،راه های ایجاد تمرکز در مطالعه ،تمرینات غیر درسی برای افزایش تمرکز |
|
پاسخ: در ابتدا تعریفی از «تمرکز» ارائه می دهیم: تمرکز حالتی است که در آن از میان افکار و آراء مختلف شخص، یک فکر در مرکز قرار می گیرد و بقیة افکار و آراء او نسبت به آن فکر، جنبة پیرامونی دارند. بنا به تعریفی دیگر، تمرکز حواس یعنی توانایی ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا کاری که به میل و ارادة انتخاب شده است و مانع شدن از اینکه این دقت و توجه به سوی موضوعات دیگر منحرف شود.(1) نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. خادمی، عین الله، مطالعة روشمند، نشر پارسیان. |
|
| راههای تمرکز حواس خصوصاً در درس خواندن را توضیح دهید؟ |
| ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راههای تمرکز حواس خصوصاً در درس خواندن را ،راهکارهای عملی افزایش تمرکز |
|
پاسخ: مقدمه: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. محمّدی، حیدر. تکنولوژی موفّقیت، تهران: هستی نما، اوّل، 1382، ص44 تا 46. |
|
| مطالعه صحیح چگونه است؟ |
| ساعت ۱٠:٠۱ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: مطالعه صحیح چگونه است؟ ،صحیح بودن مطالعه از نظر روش ،صحیح بودن مطالعه از نظر وضعیت روحی و روانی ،صحیح بودن مطالعه از نظر زمان و مکان |
|
پاسخ: صحیح بودن مطالعه میتواند جنبههای مختلف داشته باشد. به عنوان مثال وضعیت روحی و روانی مطالعه کننده، محیط و شرایط مطالعه، نحوۀ خواندن مطالب. در مورد هر کدام نکاتی مطرح میگردد: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. فریل انیس، لیندا. فن مطالعه، ترجمه علی صلحجو، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ص 156. |
|
| چرا باید من درس بخوانم؟ |
| ساعت ٧:٥٧ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چرا باید من درس بخوانم؟ ،انگیزههای مادی درس خواندن ،انگیزههای معنوی درس خواندن ،اهمیت و ضرورت درس خواندن |
|
پاسخ: به طور کلی میتوان انگیزههای درس خواندن و کسب علم را به دو قسم مادی و معنوی تقسیم کرد: نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. علق: 5ـ1. |
|
| چه کنیم تا فرزند 7 ساله را به درس و مشق علاقمند کنیم؟ |
| ساعت ٧:۳٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چه کنیم تا فرزند 7 ساله را به درس و مشق علاقمند کن ،اقدامات تضعیف کننده انگیزه ،اصول اساسی تقویت انگیزه تحصیلی ،برخورد مناسب با کودک در انجام تکالیف درسی |
|
پاسخ: کودکان به طور طبیعی نسبت به یادگیر مشتاق هستند. اما رفتار والدین میتوانند این اشتیاق را تضعیف یا تقویت کنند. نرم افزار پاسخ
پاورقی: 1. هاوس، گلن استن. پرورش اعتماد به نفس در کودکان، ترجمة بهار ملکی، انتشارات ققنوس، چاپ اول، 1376، ص 101 ـ 13. |
|
| آیا تحصیل علوم غیر از اسلامی با آدم شدن منافاتی دارد؟ |
| ساعت ٧:٢٦ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آیا تحصیل علوم غیر از اسلامی با آدم شدن منافات ،هدف از بعثت پیامبران ،مسیر آدم شدن ،دکتر چمران عارف شهید، |
|
پاسخ: هدف از بعثت پیامبران ـ علیه السّلام ـ این است که ما انسانها به سوی کمال حرکت کنیم، و به اخلاقیات و اوصاف الهی نائل گردیم و رنگ خدایی به خود بگیریم، خلاصه این که آدم شویم. |


http://alivaliyollah.persianblog.ir