نمونه موضوعات قرآنی ( برای تحقیق )
ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: نمونه موضوعات قرآنی ( برای تحقیق ) ،پایان نامه

نکته : 

هدف صرفا روشن کردن راه جهت یافتن موضوعات مورد نظر است اگر چه ممکن است یعضی از موضوعات ذکر شده برای تحقیق تکراری نباشد .

1 - اسرائلیات در داستان حضرت ابراهیم (ع )

2 – مقایسه داستان حضرت آدم و فرزندانش در قرآن و تورات

3 – راه های نفوذ اسرائلیات درتفاسیر قرآن

4 – وارد کنندگان اسرائلیات در تفاسیر قرآن


 
نمونه موضوع های فقهی ( برای تحقیق )
ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: نمونه موضوع های فقهی ( برای تحقیق ) ،پایان نامه

نکته : هدف صرفا روشن کردن راه جهت یافتن موضوعات مورد نظر است اگر چه ممکن است یعضی از موضوعات ذکر شده برای تحقیق تکراری نباشد .

-احکام تصرفات صبی ممیز

 ازدواج مسلمان و غیر مسلمان

 احکام مجانین در فقه اسلامی


 
نمونه سوالات کتاب درس هایی از وصیت نامه امام خمینی ( ره ) ( با کمی اضافات )
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: نمونه سوالات کتاب درس هایی از وصیت نامه امام خمین

 

                                       *** بسم الله الرّحمن الرّحمن***

*** النبی «ص»: طلب العلم فریضة على کلّ مسلم، ألا إنّ اللَّه یحبّ بغاة العلم.                                                                                                               «اصول کافى، کلینی ، ج 1 ، ص 30 ».

پیامبر «ص»: طلب علم بر هر مسلمان واجب است. آگاه باشید که خدا جویندگان علم و دانش را دوست مى‏دارد!

 درس اول :

1 - دیدگاه اسلام در باره وصیّت و وصیّت‏نامه چیست؟

2 -  ضرورت تدریس وصیّت‏نامه امام قدس سره در مراکز علمى و آموزشى کشور را بیان کنید؟

3 -  مخاطبان این وصیّت‏نامه چه کسانى هستند؟


 
زنان آزادند یا مردان ؟!
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: زنان ،مردان ،غرب ،آزاد



 
جواب بسیار آموزنده طاووس یمانی به هشام بن عبد الملک
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: طلووس یمانی ،هشام بن عبد الملک ،حج

ابو عبد الرحمن طاووس بن کیسان همدانى، از ایرانیان و یکى از مفسران معروف تابعان است. او شاگرد ابن عباس بوده و با پنجاه صحابى مجالست داشته است؛ ولى با ابن عباس بیش از دیگران رفت و آمد مى‏کرد.  صاحب وفیات الاعیان وفات او را سال 106 ق مى‏داند.  روایاتى در فضایل و تقواى او بیان شده؛ از جمله اینکه او از عبّاد یمن، مستجاب الدعوه و کسى است که چهل بار حج به جا آورده.

ابن خلکان مى‏نویسد: هنگامى که هشام بن عبد الملک براى اداى [اعمال‏] حج به مکه آمد و وارد حرم شد، گفت مردى از صحابه را نزد من آورید. گفتند: همه آنها مرده‏اند. گفت: از تابعان کسى را بیاورید. «طاووس یمانى» را آوردند. همین که بر او

وارد شد، کفشهاى خود را در کنار اسباب و بساط او بیرون آورد و به او به عنوان امیر المؤمنین سلام نداد و او را با کنیه یاد نکرد و بدون اجازه او در کنارش نشست و گفت: اى هشام! حالت چطور است؟

هشام از برخورد طاووس بسیار خشمگین شد! و آهنگ کشتن او کرد. به او گفتند: تو در حرم الهى هستى، این کار ممکن نیست. گفت: اى طاووس! تو چرا چنین کردى؟

 گفت چه کارى؟

خشم و عصبانیت هشام بیشتر شد و گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من در آوردى و به من به طور رسمى سلام ندادى و مرا با کنیه یاد نکردى و بدون اجازه من در کنارم نشستى و گفتى: اى هشام! حالت چطور است؟

طاووس گفت: کفشهایم را در کنار بساط تو در آوردم؛ زیرا شبانه روز پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در مى‏آورم و او نه مرا توبیخ مى‏کند و نه از من خشمگین و عصبانى مى‏شود.

و اما اینکه چرا با عنوان امیر المؤمنین سلام نکردم؟

بدین جهت است که همه مؤمنان از امیرى تو راضى نیستند و من ترسیدم اگر [چنین‏] بگویم دروغ گفته باشم.

 و اما اینکه مى‏گویى چرا با کنیه خطاب نکردى؟

زیرا خداوند در قرآن کریم پیامبران خود را با نام صدا مى‏کند و مى‏فرماید: یا داوود، یا یحیى، یا عیسى، و دشمنان خود را با کنیه مخاطب ساخته و مى‏فرماید: تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ ...

و اما اینکه گفتى کنار من نشستى؛

زیرا از امیر المؤمنین علیه السلام على بن ابى طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: «هر گاه خواستى به فردى از جهنمیان بنگرى، به کسى بنگر که خود نشسته و عده‏اى در اطراف او ایستاده‏اند.»

هشام گفت: مرا پندى بده! گفت:

از امیر المؤمنین علیه السلام شنیدم که مى‏فرمود: «در دوزخ مارهایى هستند همچون ستونهاى شناور و عقربهایى بسان قاطر. هر امیرى را که در حق زیر دستان خود عدالت نورزد مى‏گزند». آنگاه برخاست و رفت.  


 
ساپورت چیست ؟ از کجا آمد ؟ و آسیب آن ...
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ساپورت
 

ساپورت چیست؟
یک سال و اندی می‌شود که «ساپورت» کالایی که ایرانیان درگذشته‌ای نه‌چندان دور، عنوان «جوراب‌شلواری» را بر آن می‌نهادند، مد شده است. بر کسی معلوم نیست که چرا حالا آن را ساپورت می‌خوانند؛ واژه‌ای انگلیسی که در زبان فارسی به «حمایت‌کننده» معنا می‌شود. ساپورت در گذشته به صورت ساده، با کفه و در رنگ‌های مختلف عرضه می‌شد و بعدها نمونه منقش و بدون کفه آن نیز به بازار آمد. نرخ این کالا نیز متفاوت است؛ از حدود 15 هزار تومان تا 200 هزار تومان که برای نمونه‌های مرغوب آن قیمت‌گذاری شده است. 
ساپورت از کجا امد ؟
آیا می دانستید که در دهه 1980 میلادی در کنکره آمریکا طرحی مطرح شد مبنی بر اینکه زنانی که در کلوپها و بارها و مراکز فساد مشغول به خود فروشی هستند ، باید یک وجه تمایزی با بقیه زنان اجتماع داشته باشند که در این زمان بفکر طراحی لباسی جذاب ودر عین حال منحرف کننده افتادند که این دسته از زنان را از جامعه متمایز کنند. 
" ساپورت " محصول این تفکر غربی بود که امروزه برای کشورهای جهان سوم تبدیل به فرهنگ و مد شده است. کاش استفاده کنندگان این لباس سخیف می دانستند که در چه دامی افتادند و چطور مورد تمسخر سران کشورهای غربی قرار گرفتند...
و اما باید توجه داشت 
بدحجابی پیش از هر کسی برای خود بدحجاب آسیب زا است
یکی از پیامد های بدحجابی که شاید بسیاری از بدحجابان از ان بی خبر هستند، تصوری است که مردان در برابر چنین افرادی دارند. زمانی که زنی به خود اجازه می دهد که با لباس های نامناسب در خیابان حضور پیدا کند، این اجازه را هم به مردم می دهد که بدترین تصویرها را از او در ذهن خود تداعی کنند و در این میان خود را هم در آستانه توهین وهتک حرمت های اشرار و بزهکاران خیابانی قرار می دهد چون از نظر آنها فردی که با چنین پوششی در خیابان حاضر شده است، از عبارات نامناسب و رکیک بدش نمی آید.
بدحجابی، نهاد خانواده را نشانه گرفته
یکی دیگر از عوارض بدحجابی این است که افرادی که در ترددهای روزنه شان پوششی نامناسب بر تن می کنند و خود را در معرض دیدگان نامحرمان قرار می دهند، ناخودآگاه امنیت و آرامش خود و خانواده شان هم به خطر انداخته اند. از سوی دیگر این افراد زندگی زنانی را که خود در خانه به فرزندانشان رسیدگی می کنند اما همسرانشان در محیط های اجتماعی و کاری در معرض چنین زنانی قرار دارند، به خطر می اندازند.
منبع : سایت های مختلف اینترنتی


 
سخنان ناب
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آیت الله العظمی ﺑﻬﺠﺖ (ره ،ﺷﻬﺪﺍ ﻭ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ،پدر و مادر ،گریه برای ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍ

عارف واصل ،حضرت آیت الله العظمی ﺑﻬﺠﺖ (ره):
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻣﺎ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ، ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ، ﺍﺳﻢ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ . ﻋﻨﺎﻭﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ، ﭘﺴﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺁﻳﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻭﺯﻳﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ .
ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺻﻼ ﻣﻼﮎ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺯﻳﺮ ﺍﺳﺖ :
ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ می ﮕﻮﻳﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺿﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺑﻬﺸﺖ .
دوم ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﺿﻲﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺑﻬﺸﺖ
سوم ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﻳﮏ ﻳﺎ ﺣﺴﻴﻦ ﺷﻬﻴﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺑﻬﺸﺖ .
چهارم ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻳﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺑﻬﺸﺖ
ﺳﭙﺲ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ :
ﺍﻱ ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﭘﺲ ﺷﻬﺪﺍ ﻭ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﭼﻪ؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ می فرﻣﺎﻳﻨﺪ :
ﻣﻘﺎﻡ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻧﻴﺴﺖ
ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻨﻴﻢ،
ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﮐﺠﺎ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ ﻭﮐﺠﺎﻱ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ؟ .
ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻨﻴﻢ ﻭﺭﺿﺎﻳﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻠﺐ ﮐﻨﻴﻢ .
(( ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺍﺭﺯﻗﻨﺎ ﺷﻬﺎﺩﺓ ﻓﻲ ﺳﺒﻴﻠﮏ ))


 
راه ویژه گشایش در زندگی از زبان آیت‌الله بهجت
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

بخشش گناه و از میان بردن اثرات سوء آن از ناحیه پرودگار عالم همواره برای مؤمنان موجب ایجاد گشایش‌های معنوی و مادی بوده است.
اکثر گرفتاری‌هایی که انسان به آن مبتلا می‌شود، به واسطه گناه است، زیرا به کار نگرفتن نعمت‌هاى خداوند در مسیرى که او مى‌پسندد و صرف کردن آن‌ها در معصیت خداوند نشانه کفران نعمت‌ها است.
خداوند راه توبه و استغفار را برای همه باز گذاشته است و می‌فرماید: «وَ تُوبُوا اِلَى اللهِ جَمیعاً اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»، اى مؤمنان! همگى با هم به سوى خدا توبه کنید و باز گردید شاید رستگار شوید.(1)
همچنین راه بازگشت به سوى خویش را به بندگانش آموخته است و ابتدا دستور عذرخواهى و استغفار، سپس فرمان به توبه مى‌دهد: «وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا اِلَیْهِ»؛ از الله، پروردگارتان طلب آمرزش کنید، پس از آن توبه کرده و به سوى او باز گردید.(2)
با این وجود در آیاتی دیگر به اثرات استغفار در دنیا اشاره شده است مانند: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً/یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً/وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوال وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّات وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش طلبید که او بسیار آمرزنده است (اگر چنین کنید) او (باران) آسمان را پى‌درپى بر شما فرو مى‌فرستد و شما را با اموال و فرزندان بسیار کمک مى‌کند و باغ‌هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار مى‌دهد.(3)
بنابراین دستور به استفغار از خود قرآن گرفته شده و در روایات نیز تأکید شده است.
*اثرات ذکر استغفار در روایات
ذکر استغفار در کلمات نورانى اهل بیت(ع) با تعابیر گوناگون آمده است و روایات در این زمینه متعدد و موثق هستند.
رسول خدا(ص):
-«مَنْ أَکْثَرَ الإِسْتِغْفارَ جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضیق مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبُ»؛ کسى که زیاد استغفار گوید و از خدا عذرخواهى کند، خداوند از هر غصه‌اى برایش گشایشى قرار دهد و از هر تنگنایى راه فرارى پیش پایش گذارد و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى‌دهد.(4) 
- «أَکْثَرُوا مِنَ الإِسْتِغْفارِ، فى بُیوتِکُمْ وَ فى مَجالِسِکُمْ وَ عَلى مَوائِدِکُمْ وَ فى أَسْواقِکُمْ وَ فى طُرُقِکُمْ وَ أَیْنَما کُنْتُمْ فَاِنَّکُمْ لاتَدْرُونَ مَتى تَنْزِلُ الْمَغْفِرَةُ»؛ زیاد استغفار کنید، در خانه‌ها و مجالستان، سر سفره‌ها و در بازارهایتان، و در مسیر رفت‌و‌آمدهایتان و هر جا که بودید(استغفار کنید)، چرا که شما نمى‌دانید آمرزش خداوند چه زمانى نازل مى‌شود.(5)
امیرالمؤمنین(ع):
-«تَعَطَّروا بِالإِسْتِغْفارِ، فَلا تَفْضَحَنَّکُم رَوائِحُ الذُّنُوبِ»؛ با استغفار و آمرزش‌خواهى از خداوند خود را معطّر کنید تا بوى بد گناهان شما را رسوا نکند.(6)
امام باقر(ع):
-از پدرانش نقل مى‌کنند که پیامبر(ص) فرمود: «خوشا به حال آنکه روز قیامت در نامه عملش زیر هر گناهى استغفر الله باشد».(7)
*شرایط تحقق استغفار حقیقی
البته واضح است که صرف لقلقه زبان موجب گشایش درهای بخشش خداوند نمی‌شود و عزم بر ترک گناه و نداشتن اصرار بر تکرار گناه از عوامل مهم در تأثیرگزاری ذکر استغفار است.
در نهج البلاغه آمده است: کسى در حضور على(ع) مى‏‌گفت: استغفرالله، حضرت فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا مى‏دانى «استغفار» چیست؟ استغفار درجه «علیین» و نامى است که بر شش معنا اطلاق مى‏‌شود:
1-پشیمانى از گذشته، 
2- عزم بر ترک و بازگشت از آن براى همیشه، 
3- اداى حقوق دیگران، تا خدا را پاک ملاقات کنى و بر (ذمه) تو بدهکارى نباشد. (حق الناس، خمس، زکات و...)، 
4-هر فریضه که ضایع کرده‌‏اى، ادا کنى (مثل نماز، روزه و نذر واجب و...)،
5-گوشتى که از حرام بر بدن تو رویده، با حزن و اندوه آب کنى تا پوستت به استخوان بچسبد و گوشت تازه میان آن‌ها بروید. ممکن است کسى از راه درآمد، حرام به عیش و نوش و تن‏پرورى بپردازد و یا بر اثر هر لذت حرامى، چاق و فربه شود، در این صورت حزن و اندوه گناهان گذشته باید به گونه‌‏اى بر وجود او آتش زند که خواب و قرار را از وى بستاند، البته این حال براى هر توبه کننده‏اى حاصل نمى‏‌شود و این در واقع مرتبه‌‏اى از مراتب کمال توبه و استغفار است.
6- سختى طاعت را بر بدنت بچشانى، چنان که شیرینى گناه را به آن چشاندى، طاعت حق و طوق بندگى مولا، سختى‏‌ها و محدویت‌‏هایى دارد، زیرا یک سلسله اوامر و نواهى هست که بر نفس اماره ناخوشایند است، در مقابل انجام گناه بر وفق مراد نفس اماره همسو با راحتى جسم است، پس همان گونه که نفس بر وفق مراد خود و بدن بر حسب طبعش، در راحتى و آسایش به سر مى‏‌برد و لذت گناه را مى‏‌چشید، باید سختى طاعت و مشقت پذیرش قید و بندهاى الهى و دینى را نیز بچشد.
وقتى تمام این شرایط تحقق یافت آنگاه بگو: استغفرالله. (8)
*بهترین زمان برای استغفار/راه‌حلی برای گشایش در زندگی+پاسخ آیت‌الله بهجت
توصیه شده است که بهترین وقت استغفار، سحرگاهان به ‌ویژه سحر شب جمعه است تا جایی که استغفار کنندگان در سحرگاهان مورد مدح خداوند عالمیان قرار می‌گیرند.
همچنین طبق روایات ذکر استغفار از جمله تعقیبات نماز صبح و نماز عصر است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان به آن اشاره کرده است.
آیت‌الله محمدتقی بهجت آن عارف بالله در پاسخ به سؤال فردی که در امور مختلف از جمله اشتغال و ازدواج دچار گرفتاری شده بود، این چنین بیان کردند: زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آن‌ها هم بگویید، برای اینکه امثال آن‌ها پیش نیاید و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید.(9)

*پی‌نوشت‌ها:
1-نور/31
2-هود/3
3-نوح/10 تا 14
4-وسائل الشیعه،ج 7، ص 176
5-مستدرک الوسائل،ج 5،ص 319
6-مستدرک‌الوسائل،ج 5،ص 318
7-وسائل الشیعه، ج 16،ص 69
8-نهج‌البلاغه،کلمه 417
9-برگرفته از سایت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله بهجت
منبع:فارس


 
برخى از پندهاى الهى به عیسى بن مریم علیهم السّلام‏
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: برخى از پندهاى الهى به عیسى بن مریم علیهم السّلام‏

على بن اسباط از ائمه علیهم السّلام نقل مى‏کند که فرموده‏اند:

از جمله پندهاى خداوند به عیسى علیه السّلام است که:

اى عیسى! منم پروردگارت و پروردگار پدرانت. نام من یکى است و من یگانه‏ام، و در آفریدن هر آفریده‏اى یکتایم، و همه چیز ساخت من است و به من باز مى‏گردد.


 
شیوه درمان...بازی با آلت تناسلی خود
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بازی با آلت تناسلی ،10 ساله

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال
پسر 10 اکثرا با آلت خود بازی می کند و حتی در مدرسه  معلم  هم اعتراض کردند حال چه کار شود این خصلت رفع شود ؟
پاسخ :
تلفن زنگ زد، تلفن را جواب دادم، مادری به دلیل رفتار جنسی کودک خود آشفته و سراسیمه از من کمک می خواست. می گفت الان که با شما صحبت می کنم بدنم می لرزد، به من کمک کنید تا بتوانم این رفتار را در کودکم از بین ببرم، چه باید بکنم؟ با جدیت به او گفتم تنها کاری که باید نکنی همین رفتاری است که الان داری. باید با احساسات با این موضوع رفتار کنی، هیچ رفتاری از سوی تو نباید موجب حساسیت کودک در مورد رفتارش شود. باید خیلی عادی با این موضوع برخورد کنی، کافی است کودک خود را نسبت به این موضوع حساس نکنی، خود به خود این مشکل حل می شود. باید در برابر رفتار کودک خود هیجانی رفتار نکنید. باید به یاد داشته باشید زمانی که کودک به رفتاری عادت کرد، باید گفتن شما چیزی تغییر نمی کند. باید برای تغییر رفتار کودک خود با برنامه عمل کنید.
قبل از هر اقدامی باید خودتان را کنترل کنید. نباید هیجانی به چنین موضوعی پاسخ دهید باید با کمال آرامش رفتارهای خود کنترل کنید. باید با رفتار خود، فرزند خود را تربیت کنید. مهم ترین کار برای مقابله با چنین رفتاری استفاده نکردن از کلام است. به دلیل حساسیتی که در مورد مسائل جنسی وجود دارد باید کمتر در مورد آن با کودکتان صحبت کنید و بیشتر به صورت غیر کلامی او را از این رفتارها را منع کنید.تا آنجا که می توانید در مورد اتفاقی که رخ داده است، با فرزند خود به صورت مستقیم صحبت نکنید .در مواردی هم که لازم است با او صحبت کنید سعی کنید به صورت غیر مستقیم و به گونه ای با او صحبت کنید که او نسبت به این موضوع حساس نشود در واقع شما باید از تربیت غیر کلامی در این مورد استفاده کنید.
 
پرسشگر گرامی زمانی که سخن از تربیت غیر کلامی می کنیم، یعنی اینکه به جای اینکه تصور کنیم که تربیت ما با بخشنامه و سخن گفتن صورت می گیرد، توجه کنیم تربیت زمانی محقق می شود که ما زمینه رفتار درست و صحیح را فراهم کنیم. محیط کودک خود ر ابه گونه ای مهندسی کنیم که رفتارهای نادرست در او کاهش پیدا کند. مسیرزندگی کودک خود ر ابه گونه ای تنظیم کنیم که به سمت رفتارهایی برود که ما خواهان آن هستیم. برای روشن شدن بحث لازم است مثالی بزنم. به عنوان مثال کودک شما دائما پای تلویزیون می نشیند و شما چندان از چنین موضوعی ناراحت هستید. شما دو گونه می توانید رفتار کنید. دائما به کودک خود تشر بزنید که فاطمه اینقدر پای تلویزیون نشین، برنامه ریزی می کنید که کودکتان به صورت خودکار چنین کاری را انجام دهد، بدون اینکه شما سخنی بگوئید. برای این کار نیاز به برنامه دارید و باید شناخت کاملی از کودک خود داشته باشید. با برنامه ریزی دقیق و استفاده از تکنیک های روان شناختی می توانید بدون اینکه دائما از کلام برای تغییر رفتار کودک خود استفاده کنید، رفتار او را تغییر دهید. البته نباید در این زمینه دچار افراط و تفریط شد، گاهی لازم است انسان از طریق زبان نکاتی را به کودک خود انتقال دهد اما آنچه دارای اهمیت است، زیاد روی نکردن در این زمینه است. نباید به گونه ای رفتار کنید که در برابر کوچکترین رفتار کودکتان دائما به او تذکر دهید و هی او را امر نهی کنید، این موضوع می تواند آسیب های رفتاری به دنبال داشته باشد.
با ذکر این مقدمه شایسته است در این زمینه نکاتی کوتاه بیان گردد تا فضای روشنتری از بحث داشته باشید.
اولاً : تصوری که کودک از دستکاری و یا نگاه کردن به آلت جنسی دارد با تصور بزرگتر ها از این مسئله تفاوت زیادی دارد. این رفتارها بیش از آنکه جنبه جنسی داشته باشد، جنبه کنجکاوی دارد.
دستکاری آلت تناسلی و کنجکاوی فرزندان برای شناخت این عضو از بدن را باید از مقوله مسایل جنسی جدا نمود. معمولاً این گونه رفتارها ، از دید کودکی در سن و سالی که بدان اشاره نمودید جنبه اخلاقی ندارد؛ لذا هر گونه برخورد نسنجیده ای ممکن است سبب گیجی او شده و موجبات احساس گناه و افسردگی وی را فراهم سازد. مهمتر از همه اینکه ممکن است پس از آن برای پرسش ها و ابهام های جنسی خود به دیگرانی مراجعه کند که یا به دلیل ناآگاهی و یا غرض ورزی ، اطلاعات نادرستی در زمینه مسائل جنسی به او منتقل نمایند که درنتیجه آن در آینده وی را با مشکلاتی مواجه خواهد ساخت.(البته این رفتار ها چنانچه کنترل نشود می تواند زمینه انحراف جنسی کودک را در آینده فراهم سازد پس باید با بکار گیری روش ها مناسب سعی در تغییر رفتار کودک داشته باشید)
 
ثانیاً : ارتباط برقرار کردن والدین با فرزندان خود در مورد مسایل جنسی از جمله وظایف تربیتی والدین است که شایسته است در برقراری و حفظ آن جهت جلوگیری از زمینه بسیاری از انحرافات و گناه ها کوشید. نگاه ضد اخلاقی برخی والدین به این مسأله و برخورد شدید و خشن آنها پیامدهای نامطلوبی را به ارمغان خواهد آورد ؛ زیرا چنین موضوعی روان شناختی را تبدیل به موضوعی اخلاقی کرده و کودک را حسّاس تر نموده و باعث تثبیت وی در عمل مورد نظر می گردد.
ثالثا: در بیان نکاتی که در زمینه مسائل جنسی لازم است به کودک انتقال پیدا کند،‌ باید از روش های غیر مستقیم استفاده کرد و کمتر به روش های مستقیم متوسل شد. (در زیر به برخی از این روش ها اشاره می شود)
چه باید کرد:
1. زمانی که چنین رفتاری را تکرار می کندهول نشوید، او را سرزنش نکنید،‌از تنبیه کودک پرهیز کنید، تنها کاری که شما باید در چنین موقعیتی باید انجام دهید این است که به گونه ای برنامه ریزی کنید که او دیگر در چنین موقعیتی قرار نگیرد. باید موقعیت هایی که این رفتارها را می کند شناسایی کنید و سعی کنید دیگر او در چنین موقعیتی قرار نگیرد.
2. همانطور که بیان شد معمولاً این گونه رفتار از سوی کودک ؛ بیشتر جنبه شناختی دارد نه جنسی و اخلاقی و اگر خدای ناکرده استمرار یابد، ممکن است به جهت فشارهای روحی در محیط خانواده و ... باشد که کودک می خواهد از این طریق خود را به آرامش برساند، بنابراین والدین کودک باید محیطی آرام و سرشار از صمیمیت برای او ایجاد کنند.
3. بهتر است به طور نامحسوس مراقب خلوتهای چنین کودکانی بود. شایسته است مکان خلوت آنها مثل اتاق مستقلشان به گونه ای باشد که از چشم والدین دور نمانند و والدین گاهگاهی به عناوین مختلف که رنگ مداخله به خود نگیرد، سرکشی هایی داشته باشند تا فرزندان از خلوت خود احساس امنیت برای انجام این عمل نکنند. زمانی که او چنین کاری را می کند به هیچ عنوان به صورت مستقیم با او صحبت نکنید.
 
4. برای مدتی به کودک شلواری بپوشانید که در آوردن برای او به راحتی امکان نداشته باشد.( به عنوان مثال شلواری که دارای کمربند است برای این کار مناسب است)
5. تجربه بالینی بنده نشان می دهد که چنین رفتارهایی در زمان بیکاری کودک رخ می دهد، بنابراین باید سعی کنید به گونه ای برنامه ریزی کنید که کودک شما هیچ گاه بیکار نباشد.
6. نسبت به این رفتار کودک حساسیت نشان ندهید و او را نسبت به این رفتارش حساس نکنید، چنانچه در برابر رفتار او حساسیت نشان ندهید خود به خود رفتارش به سمت خاموشی می رود .
7.گاهی کودک برای جلب توجه دست به چنین رفتارهایی می زند، بنابراین زمینه جلب توجه مثبت را در او به وجود آورید.
8.روابط اجتماعی او را با همسالانش افزایش دهید.
 

نکته پایانی
 
خواهشمندیم از طریق نگرانی های مختلفی که زاییده ترس از چنین موضوعی می باشد ناخواسته مسیری مخالف را در تربیت جنسی کودک نپیمایید؛ زیرا هر گونه کم حوصلگی و اقدام عجولانه در این زمینه آسیب زا خواهد بود. در صورت لزوم و برای رفع نگرانی خود به صورت حضوری به روان شناس مراجعه نمایید تا وی بر اساس ریشه یابی این عمل فرزند ،اقدامات مناسبی را به عمل آورد.
باز با ما سخن بگویید.
کتب پیشنهادی برای مطالعه در مورد مسایل جنسی
 
1.کلید های آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان،‌دکتر کریستال دفریتاس، ترجمه سارا رئیسی طوسی
 
2. تربیت جنسی در اسلام ،حافظ ثابت .
3. خانواده و مسایل جنسی کودکان ،دکتر علی قائمی .


سایت های موضوعی اداره مشاوره : porsemani.ir

«خوشبختی و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواستاریم»



 
-علت خود ارضایی در کودکان چیست وچگونه درمان میشود؟
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: خود ارضایی در کودکان ،نحوه درمان

 عوامل بسیاری در ایجاد رفتار کاوش در اندام جنسی دخالت دارند که ما در ذیل به شرح و بررسی مختصر یکایک آنها می پردازیم:

الف - عوامل زیستی:
1- وجود انگل های معدی و کرمک که سبب پیدایش خارش در مقعد یا ورم در اطراف دستگاه تناسلی می شود و کودک با خاراندن خود سعی دارد آن را از خود دفع و خویشتن را راحت کند. این خارش ها گاه سبب احساس لذت در طفل می شود که از آن پس سعی به تکرار آن داشته و به تدریج بدان مبتلا می شود.

2- ابتلای به بلوغ زودرس که ناشی از عدم تعادل در ترشح هورمون ها و کار غدد به ویژه غده جنسی است و باید بگوییم که این امر ممکن است از سنین خردسالی عارض شود.

3- وجود نامنظمی پوستی در محل ختنه که سبب تحریک های بی مورد یا تورم می گردد.

4- وجود حالتی چون یبوست که خود می تواند عاملی برای این امر باشد و نیز نگهداری ادرار و مدفوع در خود که ناشی از روش نادرست تربیتی والدین است. عادت به تخلیه در کودکان باید از حدود یک و نیم سالگی در طفل پایه گذاری شود و طفل در این رابطه خاطره بدی در رابطه با دشواری تخلیه نداشته باشد.

5- در اثر عدم شستشوهای منظم، یا وجود بیماری های مختلف جلدی حالت خارش در دستگاه تناسلی و دفع کودک احساس می شود.

6- رشد بدن و به ویژه دستگاه تناسلی که سببی برای تحریک پذیری است و در چنین مواردی در پوشش و لباس کودک و بویژه در مورد زیر جامه باید مراقب بود که زبر یا بسیار نرم نباشد. این زمینه برای نوجوانان بیشترو برای پسران زیادتر از دختران است.

تنبیه کردن و جملات آمرانه ای چون «دست نزن» بدترین نحوه برخورد با کودکانی است که با آلت تناسلی خود بازی می کنند. باید توجه داشت، کودکان قدرت تمرکز ضعیفی دارند و می توان با اقدام ساده ای، کودک را از این عمل بازداشت.

ب- عوامل مکانیکی تحریک:
1- دستکاری های کودکان بدین معنی که برخی از کودکان به طور دایم با خود بازی می کنند و دست شان با خودشان مشغول است.

2- تماس خود به تشک یا به نرده و پله، سبب دیگری برای بروز این حالت است. در ابتدای کار این امر صورت بازی و سرگرمی دارد ولی به تدریج پایه غلطی در این رابطه گذارده می شود و طفل سر از ابتلا در می آورد.

3- نوازش های غلط مادران، مربیان یا مبتلایان به ضعف قوای جسمانی که سعی دارند از طریق دستکاری با کودکان و بازی ناروا با آنان، خود را تخلیه نمایند.

4- شستشوهای افراطی همراه با دستکاری کودک در حمام یا توالت که در این امر مؤثراست. شک نیست که مادر طفل در حین شستن طفل چنین قصد و نظری ندارند ولی روش آنها سبب پیدایش این حالت در طفل می شود و ممکن است عمری او را مبتلا نمایند.

در کل فراموش نکنیم که تحریک آلت تناسلی سن بسیار خاصی نمی خواهد. براساس پاره ای تحقیقات از حدود سنین 3 تا 20 هفتگی در کودک وجود دارد و هر قدر که به سن کودک اضافه شود تحریک پذیری بیشتر است.

ج - عوامل روانی:
1- اختلال روانی در کودکان و نوجوانان، خود از عواملی می شود که طفل برای بازی به خود روی می آورد.

2- کنجکاوی و کشف در کودکان هم سبب می شود که آنها برای شناخت تفاوت دنیای خود با جنس مخالف اقدام کنند یا به اعضای خود حساس شوند و پس از دستکاری به کشفی در این رابطه نایل آیند.

3- میل به اشتغال و بازی از ویژگی های حیات کودک است. اگر زمینه سرگرمی سالم برای او وجود داشته باشد به آن سرگرم می شود و اگر مسئله خلاف آن بود به خود می پردازد.

4- منع های غلط و شدید و تهدیدها و پرهیز دادن های مکرر از یک امر سبب می شود کودک به آن امر توجه بیشتری کند تا دریابد در قبال آن، چه واقعه یا مسئله ای نهفته است. به ویژه آنگاه که منع های والدین با شور و اضطراب و دل نگرانی آشکار باشد.

5- حالت تنهایی و انزوا و حالت احساس بی کسی، سربار و زاید بودن، در نتیجه خود را از مهر و عنایتی محروم دیدن در این امر دخالت دارد و موجبات لغزش و انحراف را فراهم می آورد.

6- در مواردی که هیجانات روانی، کودک را تحت فشار قرار دهد، او را به ارضای فوری کشش جنسی می کشاند.

د- عوامل عاطفی:
مسئله عاطفه را نمی توان امری ساده و بی حساب پنداشت. خودارضایی کودکان اگر از این دید بررسی شود، نوعی تلاش برای آزاد ساختن خود از نزاع های داخلی و ناراحتی های درونی است که ما در این زمینه مواردی را مطرح می کنیم: احساس محرومیت در کودکان ، اضطراب و نگرانی در افراد، حل عقده حقارت

و - عوامل اجتماعی
1- نوعی از بازی های کودکان که موجب تحریک شده و در پی آن لغزش ها را در کودکان فراهم می کند. مثل کول بازی که در آن کودکان بر دوش یکدیگر سوار می شوند، دکتر بازی و...

2- مشاهده عکس های تحریک کننده، می تواند از عوامل لغزش یا لااقل جهت دادن افراد به سوی رفتارهای ناروا باشد.

3- شنیدن داستان های بدآموز

4- در مواردی که کودکان، دچار شرم و حیای افراطی هستند و با دیگران جوششی ندارند.

راه های جلوگیری از خود ارضایی فرزند

*گاهی اوقات ، کودکان ، برای کشف بدن خود با آلت خود بازی می کند ،این امر برای آنها لذت بخش است ، لذا کودک به این عمل تکرار می کند.والدین نباید چنین برداشت کنند که بازی با آلت تناسلی اش ،امری طبیعی است ودر این زمینه اقدامی نکنند ؛ بلکه باید احساس وظیفه کنند و با توجه به آثار نامطلوب آن ،در صدد پیشگیری از تکرار آن بر آیند.

*بازی با آلت تناسلی موجب لذت وآرامش کودک می شود ، از این رو کمبود محبت در کودک ، یکی از عواملی است که تکرار آن مؤثر می باشد ؛ لذا والدین برای پیشگیری از این عادت زشت وآسیب زا ، می بایست به کودک محبت به اندازه کافی داشته باشند ؛ واز هر گونه اعمال خشونت برای ترک آن خودداری نمایند 

*ازاین رو ، والدین ، به جای فشار آوردن بیش از حد به کودک برای ترک این عادت (استمناء) ، بهتر است نوزاد را در آغاز پیدایش ، از مهر ومحبت خود بهره مند سازند وقلب اورا از سرچشمه دوستی حقیقی ، چنان سرمست کنند که به خود ارضایی ، به عنوان یک وسیله التذاذ وخشنودی اش روی نیاورد
* مشغول نگه داشتن فرزند با وسایلی اسباب بازی در مواقع حساس و زمینه ساز مثل زمان خواب. - اضطراب از عوامل مهم در زمینه افراط جنسی است. باید از ایجاد این زمینه در طفل خودداری به عمل آید.

*از ایجاد خستگی ذهنی در کودک جلوگیری به عمل آید که این خود از علل این رفتار و افراط در آن است.

*تا وقت خواب کودک نرسیده به رختخواب نرود. پس از بیداری، فوری از رختخواب بیرون آید.

*از پوشیدن لباس تنگ و زبر که مایه تحریک می شود خودداری به عمل آید.

*محل خواب پسران و دختران (اگر چه برادر و خواهر باشند) باید از هم جدا شود. زیرا از عوامل محرک جنسی، اصطکاک و لمس است.


*تماس فیزیکی پدر با فرزند  افزایش یابد. برخی فرزندان وقتی در طول روز بیشتر در آغوش گرفته میشوند و مورد نوازش قرار می‌گیرند کمتر دست به خودارضایی می‌زنند. سعی کنید مطمئن شوید فرزندتان حداقل یک ساعت از زمان اختصاصی برای بودن با شما و دریافت عواطف به شکل تماس جسمی برخوردار می‌باشد.

*قبل از خواب کودک را وادار کنید به دستشویی برود. پر بودن مثانه ممکن است باعث تحریک جنسی شود.


*از زدن ضربه های مکرر به کفل کودک هنگام تنبیه پرهیز کنید زیرا تأثیر منفی بر رشد و تکامل جنسی کودک دارد. زیرا به دلیل نزدیک بودن اندام تناسلی به کفل، کودک ممکن است تحریک جنسی شود.

*کودک نباید در معرض دیدن یا حتی شنیدن صدای تنفس والدین در هنگام مقاربت جنسی آنان باشد.

*اگر متوجه شدید که فرزندتان در حضور بچه دیگری برهنه یا نیمه برهنه شده است، عکس العمل شما بسیار مهم است، و بر احساسی که فرزندتان بر اعضای خصوصی خود پیدا خواهد کرد، تأثیر بسیار مهمی خواهد گذاشت. لذا این کار را زشت تلقی کنید و پس از آن به صور غیر مستقیم از زمینه سازی چنین موضوعی خودداری کنید .

*تنبیه کردن و جملات آمرانه ای چون «دست نزن» بدترین نحوه برخورد با کودکانی است که با آلت تناسلی خود بازی می کنند. باید توجه داشت، کودکان قدرت تمرکز ضعیفی دارند و می توان با اقدام ساده ای، کودک را از این عمل بازداشت.

*مراقب فیلم هایی که فرزندتان می بیند، باشید. بچه های کوچک، زیاد تقلید می کنند. لذا فیلم های ترسناک و تحریک کننده را در مورد کودکان منع کنید.

* خودداری والدین ومحارم جنس مخالف ، از ظاهر شدن در برابر کودک به صورت عریان ، با لباس نیمه عریان ویا زننده ومهیج .

*مراقبت از کودکانی که در رختخواب برای مدت طولانی بیدارند. به این منظور ، لازم است که والدین ، در کنار کودک باشند یا رفت و آمد کنند تا هنگامی که مطمئن شوند که کودک ، به خواب رفته است . وبهتر است که اتاق کودک ، در مجاورت اتاق والدین باشد تا در موقیعت ها وزمان های گوناگون بتواند به راحتی ، از حال او آگاهی یابند.

*بسیاری از انحرافات جنسی فرزندمان ، از رفتارهای ما سرچشمه می گیرد . شاید والدین خواهان انحراف فرزند خود نباشند ولی اگر مراقبت های لازم را در سنین کودکی نکنند ،در سنین نوجوانی وگاهی قبل از آن موجب انحرافات جنسی فرزند شان می شود . برای آن که فرزند مان ار این انحرافات محفوظ بمانند والدین باید به نکات زیر توجه کنند.

*والدین ، در پیشگیری از بازی های جنسی کودکان وظیفه دارند و باید مراقب باشند تا شرایط محیطی برای این نوع بازی ها برای کودکان فراهم نشود واگر احیاناً این صحنه ها را مشاهده کردند ، باید به صورت معقول ، از ن بازی ها جلوگیری کنند

*بهتر است به طور نامحسوس مراقب خلوتهای چنین کودکانی بود. شایسته است مکان خلوت آنها مثل اتاق مستقلشان به گونه ای باشد که از چشم والدین دور نمانند و والدین گاه گاهی به عناوین مختلف که رنگ مداخله به خود نگیرد، سرکشی هایی داشته باشند تا فرزندان از خلوت خود احساس امنیت برای انجام این عمل نکنند.

*سعی کنید بخصوص پدر بطور نامحسوس خودتان ببینید و زشتی عمل را برای ایشان توجیه کنید .و بخصوص زشتی کار را در جمع برای ایشان خوب تفهیم کنید .

*خواهشمندیم از طریق نگرانی های مختلفی که زاییده ترس از چنین موضوعی می باشد ناخواسته مسیری مخالف را در تربیت جنسی کودک نپیمایید؛ زیرا هر گونه کم حوصلگی و اقدام عجولانه در این زمینه آسیب زا خواهد بود.

بهتر است کودکی که دچار خودارضایی به همراه سایر مشکلات روحی و رفتاری است و یا کودک خودارضایی که عملکرد خوبی ندارد (مثلاً در مدرسه ، جامعه وغیره ) به یک روانشناس ویا روان درمانگر ارجاع شود.
کتاب خانواده و مسایل جنسی کودکان ،نوشته دکتر علی قائمی در این زمینه بسیار مناسب است  .

منابع : تلفیقی از چندین مقاله 


 
رعایت حقوق دیگران‏
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

حق خیرخواه تو، این است که:

 نسبت به وى تواضع کنى.

به سخنانش خوب گوش فرا دهى، اگر درست گفت، خداى عزّ و جلّ را حمد گویى، و اگر درست نگوید، بر او رحمت آورى، و او را متهم نسازى، و بدانى که او خطا کرده است. (و از روى عمد سخن نگفته است)، و او را بر آن خطا مؤاخذه نکنى، مگر اینکه واقعا شایسته توبیخ باشد. که در این حالت باید به کار او اعتنا نکنى و توفیق تنها از خداست.

حقّ بزرگسال، این است که:

او را به جهت سنّ او، بزرگ بدارى. براى تقدّم در اسلام- که پیش از تو مسلمان بوده- در اجلال او بکوشى، نزد دشمنان با او روبرو نشوى، در راه بر او سبقت نگیرى، با او کودکانه رفتار نکنى، او را به نادانى نسبت ندهى. و اگر با تو سبکى کرد، تحمل کنى. و به جهت حقّ‏ و حرمت اسلام، به او اکرام کنى.

حقّ کوچکتر، از تو در سن، این است که:

در تعلیم به او رحم آورى، بر او ببخشایى. و بر زشتى او پرده پوشى کنى، با او مهربان باشى و به کمکش بشتابى.

حقّ کسى که از تو چیزى مى‏خواهد، این است که: به اندازه نیازش به او ببخشى.

حقّ کسى که از وى درخواست مى‏کنى، این است که: اگر خواسته تو را به تو بخشید، با تشکر و معرفت فضلش از او بپذیرى. و اگر از تو دریغ داشت، عذر او را بپذیرى.

حقّ کسى که تو را در راه خدا خشنود سازد، این است که:

اول خداى تعالى را حمد گویى، سپس از او تشکّر کنى.

حقّ کسى که با تو بد مى‏کند، این است که:

او را عفو کنى. و اگر بدانى که این عفو تو ضرر دارد، از دیگران (در برابر بدرفتارى او) کمک بخواهى، که خداى تبارک و تعالى فرمود:

وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ، فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ‏ « شورى/ 41.»

و هر کس، پس از ظلمى که بر او شده است، براى دفع ظلم از دیگران یارى طلبد، بر او هیچ حرجى نیست.

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص:114 - 115

 

 
رعایت حقوق همنشینان‏
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

حقّ کسى که به تو نیکى کرده، این است که:

او را سپاس گویى، و احسان او را به یاد داشته باشى، و میان خود و خدا برایش خالصانه دعا کنى. هنگامى که چنین کردى، در نهان و آشکار، او را شکرگزارده‏اى. سپس اگر قدرت یافتى، به او عوض هم بدهى.

حقّ همنشین تو، این است که:

با او به نرمى رفتار کنى، و با او نیکو سخن گویى، از مجلس خود، جز به اجازه او برنخیزى، و کسى که پیش تو بنشیند، بى‏اجازه تو مى‏تواند برخیزد.

باید لغزشهاى همنشین خود را فراموش کنى. نیکى‏هاى او را در یاد خود نگاه دارى. و جز سخن خیر با او نگویى.

حقّ همسایه‏ات، این است که:

او را در غیابش حفظ کنى. و در حضورش بزرگ دارى.

و اگر به او ستم شد یاریش کنى. در پى عیب او نباشى.

و اگر زشتى در او سراغ داشتى، بر او بپوشانى.

اگر مى‏دانى که نصیحت تو را مى‏پذیرد، در خلوت به خیرخواهى او بنشینى.

او را در سختى‏ها رها نکنى.

از لغزش او درگذرى.

گناهش را ببخشى، با او کریمانه معاشرت کنى، و قوّتى جز به یارى خدا نیست.

حقّ رفیق، این است که:

با تفضّل و انصاف با او مصاحبت کنى.

او را بزرگ بدارى، چنان که تو را بزرگ مى‏دارد. نگذارى در نیکى‏هاى به یک دیگر، بر تو سبقت بجوید. اما اگر از تو سبقت گرفت، در ازاى کار نیک بهتر از او پاسخ دهى.

دوستش بدارى، آن گونه که تو را دوست مى‏دارد.

اگر اراده گناهى کرد، او را از ارتکاب به آن باز دارى. بر او رحمت باش و عذاب مباش. و لا قوّة الّا باللَّه.

امّا حقّ شریک، آن است که:

اگر غایب شد، او را کفایت کنى. و اگر حاضر بود، حرمتش را پاس دارى.

بدون مشورت و همفکرى با او، به تنهایى حکم نکنى ورأى ندهى.

مال او را حفظ کنى. در کار سخت یا آسان به او خیانت نکنى. چرا که دست خداوند تبارک و تعالى بر دو شریک است، تا زمانى که به یک دیگر خیانت نکنند. و لا قوة الّا باللَّه.

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص:111 -  113

 


 
رعایت حقوق خانواده‏
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

حق مادرت، این است که:

بدانى، او تو را در شکم خود حمل کرد، به گونه‏اى که هیچ کس بار دیگرى را نکشید.

از ثمره قلب خود، به تو غذایى داد که هیچ کس به کسى ندهد.

با تمام اعضاى خود، در نگهدارى تو کوشید.

در این اندیشه نیست که گرسنه و تشنه بماند، تا تو سیر و سیراب شوى.

بى‏لباس بماند تا تو را بپوشاند؛ در آفتاب بماند تا تو در سایه باشى، از خواب خود چشم بپوشد تا تو راحت بخوابى.

از گرما و سرما تو را نگاه داشت، تا فرزند او باشى.

پس نمى‏توانى او را شکرگزارى، مگر به توفیق و یارى و کمک خداوند.

حقّ پدرت، آن است که:

بدانى او اصل وجود تو است، که اگر نمى‏بود، تو هم نبودى.

پس هر نیکى در خودت دیدى که از آن شگفت‏زده شدى، بدان که پدرت، اصل نعمت بر تو در آن خیر بوده است. پس خدا را به اندازه آن حمد و شکر کن. و نیرویى جز به سبب خدا نیست.

حقّ فرزندت، این است که:

بدانى از تو است، و در دنیاى گذرا، به خیر و شرّ خود، وابسته تو است. و تو در برابر سرپرستى او مسئولى که او را نیکو ادب نمایى، به سوى خداى عزّ و جلّ راهنمایى کنى، و در طاعت خدا به او کمک رسانى.

پس در کارهاى او بکوش، مانند کوشیدن کسى که مى‏داند در نیکى به او پاداش مى‏گیرد. و اگر با او بدرفتارى کند، عقاب مى‏شود.

حقّ برادرت، این است که:

بدانى دست تو و مایه عزّت و قدرت تو است، پس او را سلاحى بر معصیت خدا مگیر، و براى ظلم کردن بر آفریدگان خدا، او را وسیله‏اى مساز.

و در برابر دشمنش، یارى او را رها مکن.

و از خیرخواهى نسبت به او دریغ مدار. اگر اوامر خداى تعالى از پیروى کرد، چه بهتر. و اگر چنین نکرد، خدا را گرامى‏تر از او نزد خودت بدان. و نیرویى جز به سبب خدا نیست.

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص:109 -  110

 


 
رعایت حقوق معلم و شاگرد
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

حق کسى که با علم، تو را تربیت مى‏کند. این است که:

او را بزرگ بدارى، وقار محضر او را نگاه دارى.

به کلامش خوب گوش بسپارى. به سوى او رو کنى.

صدایت را بر او بلند نگردانى.

اگر کسى از معلّم تو سؤالى پرسید، تو پاسخ ندهى، تا معلّم، خود جواب گوید.

در مجلس او، با دیگرى سخن نگویى.

نزد او از دیگران، غیبت نکنى.

اگر کسى از او، نزد تو بدگویى کرد، حریم او را پاس دارى.

زشتى‏هاى او را بپوشانى. و نیکى‏هاى او را آشکار کنى.

با دشمن او همنشینى ننمایى، و دوست او را دشمن ندارى.

چون چنین عمل کنى، فرشتگان خداى عزّ و جلّ به نفع تو گواهى مى‏دهند، که تو او را براى خداى عزّ و جلّ خواستى. و

براى خدا از محضر او کسب علم کردى، نه براى مردم.

و امّا حق کسى که در علم، زیر دست تو است. این است که:

بدانى- خداى عزّ و جلّ، در علمى که به تو بخشیده، تو را قیّم بر آنان قرار داده است. و از خزائن خود بر تو گشوده است.

پس اگر در تعلیم مردم بکوشى، و با ایشان بدرفتارى ننمایى. و بر آنان دلتنگ نشوى؛ خداى از فضل خود، بر تو زیاده مى‏کند.

و امّا اگر علم خود را از مردم، دریغ دارى، یا با مردم هنگامى که از تو کسب دانش مى‏کنند، مهربان نباشى، بر خداى عزّ و جلّ حق است که «علم» و «نور علم» را از تو سلب کند، و جایگاه تو را از دلها پایین بیاورد.

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص: 108

 

 


 
رعایت حقوق عبادات‏
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

حق نماز، این است که:

بدانى راه یافتن به درگاه خداوند عزّ و جلّ است. و تو در حال نماز در پیشگاه خداى عزّ و جلّ ایستاده‏اى. چون این را دانستى، چنان بایستى که یک بنده ذلیل، کوچک، مشتاق، ترسان، امیدوار، خائف، بیچاره، ملتمس، مى‏ایستند. در پیشگاه بزرگى، با آرامش و وقار که او را بزرگ مى‏دارد.

آنگاه، با قلب خود به نماز رو کنى، و آن را با حدود و حقوق آن، به پاى دارى.

حقّ حج، این است که:

بدانى که در آن مهمان خداى خودت هستى، و به سبب آن از گناهانت، خود به سوى خداى عزّ و جلّ مى‏گریزى. به آن توبه‏ات پذیرفته است، و آنچه خداى تعالى بر تو واجب ساخته، انجام مى‏دهى.

حق روزه، این است که:

بدانى آن قفلى است که خداى عزّ و جلّ بر زبانت، گوشت، چشمت، شکمت و شهوتت زده، تا بدان حجاب تو را از آتش بپوشاند.

اگر روزه را رها کردى، پرده‏اى را که خدا بر تو کشیده دریده‏اى.

حق صدقه، این است که:

بدانى صدقه، ذخیره تو نزد پروردگار توست. و امانت توست که براى آن به گواه گرفتن نیاز ندارى.

و سپرده‏اى را که در پنهانى به امانت گزارده‏اى به آن مطمئن‏ترى، تا آنچه که به آشکار امانت مى‏گذارى.

و بدانى که این صدقه در دنیا، بلاها و بیماریها را از تو دفع مى‏کند. و در آخرت، آتش دوزخ را از تو دور مى‏دارد.

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص:105 -  106

 

 


 
رعایت حقوق اعضاى بدن‏
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

ثابت بن دینار (ابو حمزه ثمالى) گوید:

امام سجاد علیه السلام فرمود:

حق خداى اکبر، بر تو این است که:

او را عبادت کنى و چیزى را شریک او قرار ندهى. پس اگر تو با اخلاص، این عمل را به جاى آورى، خداوند بر خود چنین قرار داده که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.

حق جان تو، بر خودت این است که:

آن را در طاعت خداوند به کارگیرى.

حق زبان، گرامى داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خیر و ترک یاوه گویى که فایده‏اى در آن نباشد. و نیکى با مردم و خوش گفتارى با آنان است.

حق گوش، منزّه داشتن آن از غیبت، و آنچه که نباید بشنوى.

حق چشم، این است که آن را از محرّمات فروبندى، و نگاه‏ کردن با آن را وسیله عبرت قرار دهى.

حق دستت، این است که آن را به سوى چیزى که بر تو حلال نیست، نگشایى.

حق پایت، این است که به سوى محرّمات راه نسپارى، چرا که با این پاها بر صراط مى‏ایستى.

پس بنگر، تا تو را نلغزانند تا در دوزخ افتى.

و حق شکم، آن است که آن را ظرفى براى حرام نسازى، و بیشتر از حدّ سیرى نخورى‏ .

گلچین صدوق: حکایات و روایات برگزیده کتاب من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص:103 -  104

 

 


 
فرهنگ بسیجی ...
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
 

بیست جمله از امام خامنه ای درباره «بسیج»
جمله دهم:
عرصه‌ی بسیج یک عرصه‌ی عمومی است؛ نه مختص یک قشر است، نه مختص یک بخشی از بخشهای جغرافیائی کشور است، نه مختص یک زمانی دونِ زمان دیگری است؛ نه مختص یک عرصه‌ئی دون عرصه‌ی دیگری است. در همه‌ی جاها، در همه‌ی مکانها، زمانها، عرصه‌ها و در همه‌ی قشرها، این وجود دارد. این معنای بسیج است. ۱۳۸۹/۰۴/۰۲


 
سهم شما فقط یک گناه
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
 

سهم شما


 
فقط یادمان باشد که
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
 

یادمون نره ما به کیا مدیونیم


 
وای بر .....
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
 

نماز......


 
هر شب ساعت 22
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 
متن فارسی پیام حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای به جوانان اروپایی و آمریکایی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: متن فارسی پیام حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای ،جوانان در اروپا و امریکای شمالی

متن فارسی پیام حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای به جوانان اروپایی و آمریکایی به شرح زیر است:


بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابمهمچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به "هراس‌های" گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کننداسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱



 
پاسخ های دو مرجع تقلید به پرسش هایی درباره «ازدواج سفید»
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

پاسخ های دو مرجع تقلید به پرسش هایی درباره «ازدواج سفید»

 

*متن پرسش های و پاسخ های آیت الله شبیری زنجانی:

نظر به اینکه اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج سفید به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، خواهشمند است دیدگاه شرع مقدس را در این گونه موارد بیان فرمایید.

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟

ب-در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخ الف و ب- فارغ از سایر شرایط، در ازدواج دائم و موقت، خواندن صیغه لازم است.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخ ج- جایز است.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخ د، ه: به هر زبانی که بخوانند و معنای «زوجتک» و «قبلت» را برساند صحیح است. مثلا برای ازدواج دائم به فارسی به زن بگوید: به عقد دائمی در آوردم خودم را برای شما در مقابل مهریه ای که توافق کردیم و سپس مرد بگوید: قبول نمودم این عقد دائم را براساس مهریه ای که توافق کردیم.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخ و: خیر، بدون اجازه پدر یا جد پدری عقدشان صحیح نیست.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخ ز: محرمیت ایجاد نشده است بنابراین باید جدا شوند البته اگر در چنین شرایطی پدر و جد پدری مصلحت دختر را در ازدواج مراعات نکنند اذن ایشان برای ازدواج جدید ساقط است.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخ ح:

اگر مرد و زن ندانند که چنین ازدواجی باطل است و با یکدیگر ازدواج کنند بچه ای که از آنان به دنیا آمده، حلال زاده است و تمام احکام اولاد را دارا می باشد و اگر یکی از مرد و زن نداند که ازدواج باطل است، بین او و بچه ای که به دنیا می آید تمام احکام اولاد جاری است، ولی دیگری که می دانسته ازدواج باطل است از بچه ارث نمی برد و بچه هم از وی ارث نمی برد ولی این دو به هم محرمند و احکام محرمیت را دارا می باشند، لذا می توانند همچون دیگر محرم ها به همدیگر نگاه کنند و ازدواج آنها با یکدیگر جایز نیست و همانند دیگر فرزندان حق نهفته دارد. در هر صورت اذن پدر یا جد پدری در خود ازدواج دختر شرط است مگر پدر و جد پدری مصلحت دختر را در امر ازدواج رعایت نکنند.

*****

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟

پاسخازدواج سفید همان ازدواج معاطاتی است و شرعا کافی نیست و باید اگر باکره است با اذن پدر عقد خوانده شود و مهریه معین شود متاسفانه موضوعی که شبیه زنا رایگان است نام ازدواج به خود گرفته است.

ب-در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخدر هردو باید عقدخوانده شود وحد وحدود روشن شود.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخدر عقد موقت در صورت اجتماع شرایط عقد فارسی کافی است؛ اگر زوج و زوجه نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند باید کسی را که می تواند وکیل کنند و اگر چنین شخصی نبود باید خودشان به غیر عربی بخوانند و باید لفظی بگویند که معنی«زوجت وقبلت» را بفهماند.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

پاسخباید انشاء زوجیت شود و آنچه در رساله ها آمده است به فارسی خوانده شود.

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخبه رساله عملیه صفحه 446 مراجعه شود.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخاحتیاطا با اذن پدر باشد.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخبالاخره ازدواج این دو تا آخر نمی تواند برای پدر پنهان بماند و خواندن صیغه عقد مشکل را حل نخواهد کرد.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخحکم فرزند وطی به شبه بوده وحلال زاده است. احتیاطا از پدر اذن بگیرد.

 http://khabarfarsi.com/ext/11640664


 
آزادی بیان برای کجاست ؟
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آزادی

بنده هم مثل دیگر هموطنان از اتفاق دیروز مجلس و برخورد ی که صورت گرفت نگران شدم چرا که زیبنده فرهیختگان ایران اسلامی در خانه ملت  نبود .

کاش نمایندگان محترم با احترام به آزادی بیان بخصوص نماینده مردم آنهم در خانه ملت احترام می گذاشتند تا حرف های خود را با آرامش بیان کند و نمایندگان محترم علمی جواب ایشان را بدون اغتشاش می دادند .

درست است وحدت، وفاق و آرامش  در کشور بسیار ضروری است؛ بنابراین رسانه ها هم تلاش کنند این فضا حاکم شود.

در عین حال «نمایندگان مجلس در مقام ایفاى وظایف نمایندگى، در اظهارنظر و رأى خود کاملًا آزادند و نمى‏توان آنان را به سبب نظراتى که در مجلس اظهار کرده‏اند، یا آرایى که در مقام‏ ایفاى وظایف نمایندگى خود داده‏اند، تعقیب یا توقیف کرد.» (اصل 86 قانون اساسی )

« آیین‏نامه داخلى مجلس، وظایف نمایندگى را از این قرار مى‏داند: نطق قبل از دستور، بحث‏هاى داخلى دستور، بحث‏هاى جلسات کمیسیون‏ها، اظهارنظرهایى که براى اعمال اصل 84 قانون اساسى انجام مى‏شود و سایر موارد نظارتى و قانونى.»

نا گفته نماند من معتقدم نمایندگان محترم اگر چه آزادی بیان دارند و مدافع حقوق مردم هستند باید

اولا : موقعیت کشور ایران اسلامی رادر نظر بگیرند ،

 ثانیا: مطالب سنجیده تر را بیان بدارند

 ثالثا : عاقبت اندیشی داشته باشد .

چرا که ...

اسلام در امورى که به مردم مربوط است بر مراجعه به آراى ایشان تأکید کرده و مردم را نیز به اظهار نظر حکیمانه و آزادانه فراخوانده است. در این‏گونه موارد نادیده گرفتن آراى مردم، بى‏احترامى به آنان و موجب کیفر در پیشگاه خدا است. این نوع احترام در هیچ یک از مکاتب حقوقى جهان که دم از دموکراسى مى‏زنند، مشاهده نمى‏شود.

امیرمؤمنان علیه السلام درباره پاسدارى از حرمت انسان، به فرزند خود مى‏فرماید:

لاتکن عبد غیرک و قد جعلک اللّه حرّاً.

« برده دیگرى نباش؛ زیرا خدا تو را آزاد آفرید.»  (نهج‏البلاغه، خطبه 17.)

انواع آزادی :

1. آزادى ذاتى‏

2 . آزادى اجتماعى‏

3 . آزادى فردى‏

4 . آزادى فکرى و اعتقادى‏

5 . آزادى اقتصادى‏

6 . آزادى در یارگزینى‏

7 . آزادى اخلاقى‏

8 . آزادى احزاب‏

9 . آزادى مطبوعات‏

10 . آزادى احزاب‏

11 . آزادى و اقلیّت‏هاى مذهبى‏

12 . آزادى اصناف‏

13 . آزادى زنان‏

و ...

تعریف ازادی و محدوده آن

آزادى یک مسئله‏اى نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى. کسى الزامتان نمى‏کند که در کجا مسکن داشته باش یا در آن‏جا چه شغلى را انتخاب کنى، آزادى یک چیز واضحى است.

نکته : اگر چنانچه مضرّ به حال ملّت نباشد همه چیز آزاد است. چیزهایى آزاد نیست که مضرّ به حال ملّت ما باشد. مارکسیست‏ها نیز اگر فقط بیان عقیده باشد و مضرّ به حال ملّت نباشد آزادند.

در جمهورى اسلامى هر فردى از حق آزادى عقیده و بیان برخوردار خواهد بود ولکن هیچ فرد یا گروه وابسته به قدرت‏هاى خارجى را اجازه خیانت نمى‏دهیم. حدود دارد آزادى، آزادى در حدود قانون است. همه جاى دنیا این‏طور است که آزادى که هر ملّتى دارد در حدود قانون آزادى دارد، نمى‏تواند کسى به اسم «آزادى»، قانون‏شکنى کند.

آزادى این نیست که شما بایستید در کوچه و به هر کس که رد مى‏شود یک مثلًا ناسزایى بگویید- خداى نخواسته- یا با چوب بزنید او را که من آزادم. آزادى این نیست که قلم بردارید هر چه دلتان مى‏خواهد بنویسید ولو بر ضدّ اسلام باشد، ولو بر ضد قانون باشد. معنى آزادى این نیست که کسى بخواهد توطئه کند، در توطئه هم آزاد است، نه، در توطئه آزاد نیست. یا حرف‏هایى را بزند که شکست ملّت است، شکست نهضت است. این آزادى نیست.

درچارچوب این نهضت انقلاب اسلامى همه مردم آزاد هستند. کسانى که حرف دارند حرف‏هایشان را مى‏زنند، حتّى هر فرقه‏اى هم که باشند، امّا اگر بخواهند توطئه کنند و بخواهند اسلام را بشکنند، بخواهند نهادهایى را که الآن مشغول فعالیّت اسلامى هستند، اینها را بشکنند .

منبع : آشنایى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران ، محمد رضا مجیدی ؛ درسهایی از وصیت نامه امام خمینی ( ره )  ، شفعی مازندرانی .


 
جلوه‌های معلمی
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جلوه‌های معلمی

جلوه‌های معلمی : 

                                    « معلمی شغل انبیاست »

 

«علی بهادری» از استان اردبیل به دلیل اهدای نیمی از کبدش به دانش‌آموزش،
«اکبر عابدی» از استان گیلان به دلیل نجات دانش‌آموزانش از آتش،
«مرتضی اصغری» از آذربایجان شرقی به دلیل تدریس 5 سال متوالی به دانش‌آموز بیمارش در منزل،
«معصومه خوشکام» از شهر تهران به دلیل حضور در کلاس درس بعد از عمل دیسک کمر بر روی تخت ,
، «کاظم جعفری« از استان آذربایجان غربی به دلیل درمان دانش‌آموز سرطانی با هزینه شخصی،
«احسان موسوی» از استان کرمان به دلیل پیگیری مداوای دانش‌آموزی که قادر به حرکت نبوده‌است،
«ثریا مطهرنیا» از استان کردستان به دلیل پیگیری مداوای 15 دانش‌آموز بیمار،
«فرخنده جعفری‌پور» از استان قزوین به دلیل تقبل هزینه تحصیل دو دانش‌آموز و اهدای جهیزیه، 
خانواده مرحوم «فرزاد» از استان کهگیلویه و بویر احمد به دلیل اهدای اعضا به 7 بیمار نیازمند
و خانواده مرحوم «صفرزاده» از استان لرستان به دلیل نجات دانش‌آموزان در حادثه سیل .
فرهنگیان مخلص سپاس



 
اهمیت مناظره و آداب و آفات آن
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مناظره

فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ اولئِکَ هُمْ اولُوا اْلأَلْبابِ. (زمر (39): 17 و 18)

پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند؛ اینان‏اند که خدایشان راه نموده و اینان‏اند همان خردمندان.

اهمیت مناظره و گفتگو بر کسى پوشیده نیست. با توجه به آیات قرآن کریم، خداوند در امر آفرینش و هدایت انسان با ملائکه و آدمیان متناسب با موقعیت و شرایط آنان گفتگو کرد و نظر آنان را جویا شد .

البته اگر نیک بنگریم ، گفتگوى خداوند با فرشتگان و آدمیان را مى‏توان از نوع گفتگوهاى ارشادى، تعلیمى و هدایت‏گرایانه دانست.

پس ناگفته نماند اخلاق گفتگو و آداب مناظره و جدل از دوران آفرینش انسان بوده و بعد از آن، همواره مورد توجه اندیشمندان مختلف بوده است.

دانشمندان علم اخلاق مناظره را به ‏عنوان یکى از راه‏هاى کشف حقیقت و دست‏یابى به واقعیت معرفى کردند چرا که مناظره با اهدافی چون حق خواهی و روشنگری صورت می گیرد . چون گاهى هدف از مناظره، صرفاً غلبه بر طرف مقابل و به کرسى نشاندن سخنِ باطل و نادرست و غیر مستدل خود است؛ که این یکى از بزرگ‏ترین و خطرناک‏ترین رذایل اخلاقى است.

از آنجا که در کشور ما مناظره تقریبا جا افتاده ومعمولا هر هفته در صدا و سیما راجع به موضوعات مختلف بر گزار می شود ؛ما در این نوشتار برانیم به برخى از آداب و آفات مناظره بپردازیم . امید است مقبول افتد .

آداب اخلاقى مناظره‏

هر چیزی در عالم برای به فعلیت رسیدنش دارای آداب خاصی است؛ و مناظره هم از این امر مستثنی نیست که بدین شرح می باشد :

تأکید بر نکات مشترک‏

افرادی مى‏توانند به مناظره و گفتگو بپردازند که مشترکاتى با یکدیگر داشته باشند وگرنه اگر بر سر هیچ مسئله‏اى با یکدیگر توافق نداشته باشند، هرگز امکان برقرارى گفتگو میان آنان نخواهد بود. بنابراین،به نظر مى‏رسد بهتر است گفتگو بر اساس زمینه‏هاى مشترک آغاز شود.

 فهم موضوع‏

یکى دیگر از شرایط تحقق یک مناظره سازنده و سودمند این است که طرفین مناظره نسبت به موضوع بحث و همه ابعاد و جوانب آن آگاهى کافى داشته باشند. آگاهى پیشین طرفین از موضوع بحث، موجب مى‏شود، دقیقاً بدانند که در صدد اثبات یا نفى چه چیزى هستند

قرآن کریم،  در آیه 66 سوره آل عمران کسانى را که بدون اطلاع از موضوع بحث و حقیقت مسئله به مجادله و بحث مى‏پردازند، به شدت مذمت کرده است:

هان، شما [اهل کتاب‏] همانان هستید که در باره آنچه نسبت به آن دانشى‏داشتید محاجه کردید؛ پس چرا در مورد چیزى که بدان دانشى‏ندارید محاجه مى‏کنید؟ با آنکه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید.

 صراحت‏

 از دیگر آداب اخلاقى مناظره، «صراحت بیان» و پرهیز از تکلّف و تعارف در گفتار و دورى‏کردن‏ از به کار بردن سخنان کنایه‏آمیز و چندپهلو و مبهم است. در یک مناظره حق‏طلبانه و حق‏خواهانه، هرگز نباید از کلمات و سخنانى استفاده شود که تاب تفاسیر متعدد و متنوعى را دارند. مخصوصاً در مواردى که «پاى مصالح اساسى انسان و اجتماع در میان باشد، ناگزیر باید با صراحت سخن گفت تا از تفسیرها و تحلیل‏هاى دلخواهانه و نادرست که منطبق بر منافع گروهى یا شخصى است، جلوگیرى شود.»

 توجه به گفته و نه گوینده‏

از جمله آداب اخلاقى مناظره و گفتگو که رعایت آن موجب مى‏شود تا مناظره از مسیر درست خارج نشود، این است که طرفین در بحث و گفتگوى خود همواره باید به بررسى ادله و مستندات یکدیگر بپردازند و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه‏اى چون انگیزه‏خوانى و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن، در روند گفتگو اخلال ایجاد کنند. به تعبیر دیگر، ادب گفتگو اقتضا مى‏کند که «گفته» و «انگیخته» مورد بررسى و قضاوت قرار گیرد و نه «گوینده» و «انگیزه».

امیرمؤمنان علیه السلام مى‏فرمایند: «به گفته بنگر و نه به گوینده»[1]

بهترین شاهد این حقیقت است.

آن امام بزرگوار در سخن حکیمانه دیگرى مى‏فرماید:

حضرت عیسى علیه السلام نیز به پیروان خود چنین توصیه مى‏کند:

حق را از اهل باطل بگیرید؛ اما باطل را از اهل حق نگیرید؛ ناقدان سخن باشید.[2]

 استدلال‏طلبى و حق‏محورى‏

یکى دیگر از شرایط تحقق گفتگوى سازنده و مناظره سودمند، این است که طرفین گفتگو حقیقتاً قصد پیروى از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند. هیچ یک از طرفین نباید به هر قیمتى، در صدد اثبات سخن خود باشد، بلکه هر دو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند، و هرگاه هر کدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید. و هرگز خطاهاى معرفتى و علمى خود را با خطاهاى اخلاقى نپوشاند.

ملایمت‏

یکى دیگر از نکات مهم و تأثیرگذار، که همواره در هر مناظره حق‏طلبانه‏اى باید مورد توجه قرار گیرد، «ملایمت» و نرمى در گفتار و کردار است. کسى که داراى سخن و مدعایى منطقى و مستدل است، چه حاجتى به جار و جنجال و خشونت و تندى دارد؟ سلاح منطق و استدلال متقن، به مراتب، برنده‏تر و کاراتر از سلاح خشم و غضب است. اصولًا اولین آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار، نصیب خود فرد مى‏شود.

 امیرمؤمنان علیه السلام، در این‏باره مى‏فرماید:

«و با او سخنى نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد»[3]

 آفات اخلاقى مناظره‏

عالمان بزرگ اخلاق، آفات اخلاقى بسیارى براى مناظره و گفتگوهاى علمى برشمرده‏اند. ما در ایننوشتار، در باره دو آفت اخلاقى بزرگ که مى‏توانند روند مناظره را به کلى مختل نماید و در آیات و روایات نیز مورد تحذیر و نکوهش قرار گرفته‏اند، اجمالا بیان می کنیم :

 شخصیت‏ زدگى‏

یکى از آفات و آسیب‏هاى اخلاقى مناظره‏ها و گفتگوهاى علمى، این است که به جاى ذکر دلیل و بیان استدلال براى نظر خود، شخصیت پیشینیان را محور قرار دهیم، و به جاى برخورد منطقى با استدلال‏هاى طرف مقابل، به تقلید کورکورانه از گذشتگان و سنت جاهلانه آنان بپردازیم.

در قرآن کریم آیات متعددى در نهى از شخصیت‏زدگى و تقلید علمى کورکورانه آمده است.

و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر [ش‏] بیایید»، مى‏گویند:

«آنچه پدران خود را بر آن یافته‏ایم ما را بس است» آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى ‏دانسته و هدایت نیافته بودند؟

گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یکسان است. این جز شیوه پیشینیان نیست. و ما عذاب نخواهیم شد.» (بقره( 2): 170 )

مراء یا جدالگرى‏

یکى دیگر از بدترین و مخرّب‏ترین آفت‏هاى مناظره‏ها و گفتگوهاى علمى، «جدال و مراء» است.

تعریف اصطلاحى آن عبارت است از «پیکار لفظى و ستیزه در کلام، براى چیره‏شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او»[4]

کسى که داراى روحیه مراء و جدال است، همواره در پى به کرسى‏نشاندن سخن خود است، هرچند باطل بودن آن براى او آشکار شود. مراء کننده، در حقیقت خبر از خودخواهى، غرور، تکبر و خودپسندى خویشتن مى‏دهد. او با رفتارش در برابر حق موضع‏گیرى کرده و خود را در زمره اهل‏باطل و حق‏ستیزان قرار داده است.

امام على علیه السلام در نکوهش مراء و ستیزه‏جویى علمى مى‏فرماید:

از مراء و دشمنى در گفتار بپرهیزید؛ چراکه این‏دو، دل‏ها را نسبت به برادران بیمار مى‏کند و دورویى و نفاق بر روى آنها مى‏روید.[5]

منبع : آیین زندگی ، احمد حسین شریفی با کمی تصرف


[1] -  اغررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 355 .

[2] - محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 14، ص 96 .

[3] -   محسن فیض کاشانى، محجة البیضاء ج 1، ص 108- 102

[4] -  همان

[5] -  اصول الکافى، ج 2، ص 330 .


 
راه ایمان و کفر
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: راه ایمان و کفر
 

............................................


 
راستی ......
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

نظر شما دوست عزیز چیست ؟



 
نیاز جامعه امروز بلکه هر زمان
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

استقلال ، آزادی و دینداری 
باید مراقب بود که نه استقلال فدای آزادی و نه دینداری فدای آزادی و نه آزادی فدای دینداری شود زیرا تفکر امام رحمه الله علیه در بردارنده هر سه بعد است اما گاهی به یک بعد توجه می شود .
آزادی : آزادى‏ یعنى‏ نبودن مانع، نبودن جبر، نبودن هیچ قیدى در سر راه؛ پس آزادم و مى‏توانم راه کمال خودم را طى کنم، نه اینکه چون آزاد هستم به کمال خود رسیده‏ام. آزادى مقدمه کمال است نه خود کمال. یک موجود که باید راهى را طى کند و او را آزاد و مختار آفریده‏اند و تمام موانع را از سر راه او برداشته‏اند، به مرحله آزادى رسیده است ولى به مرحله آزادى رسیدن به مقدمه کمال رسیدن است، یعنى آزاد است که راه کمال خود را طى کند.
استقلال : استقلال‏ یعنى‏ در مقابل حرکت قدرتمندان عالم، حالت انفعال به خود نگیریم. آنچه که منفعت ماست، آنچه که مصلحت ماست، آنچه که با هدفهاى ما و آرمانهاى ما منطبق است، آن را دنبال کنیم‏
دینداری : دیندارى‏ یعنى‏ انجام واجبات و ترک گناهان است و این لازمه محبت خداوند است. 


 
تیر سه شعبه یعنی چه ؟
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تیر سه شعبه یعنی چه ؟

واقعا دقت .............................

................ 


 
جایز نبودن ورود قواى مسلحه در احزاب‏
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جایز نبودن ورود قواى مسلحه در احزاب‏
برادرها، ما باید خودمان، خودمان را حفظ کنیم. نباید ما منتظر این باشیم که قدرتهاى خارجى به ما کمک کنند، ما از کمک آنها گذشتیم. «مرا به خیر تو امید نیست، شرّ مرسان»؛ شرّ هم بخواهند برسانند ما با آنها مقابله مى‏کنیم. ما باید کلاه خودمان را خودمان حفظ کنیم و حفظ این به این است که ارتشى و سایر قواى نظامى و انتظامى، پاسدار، اینهایى که عشایرى هستند، اینهایى که قدرتهاى نظامى و انتظامى هستند، با هم یکصدا باشند، اختلاف در بین نباشد. و من عرض مى‏کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسى، در هیچ یک از گروهها وارد نشوند.
اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید. اصلًا، تکلیف الهى- شرعى همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید؛ مختارید از ارتش کناره‏گیرى کنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنایش این است که ارتشى باید از ارتشى‏اش دست بردارد، بازیهاى سیاسى باید توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى که وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، و لو یک گروهى است که بسیار مردم خوبى هم هستند، و لو یک حزبى است که بسیار حزب خوبى هست، لکن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست، به فساد مى‏کشد اینها را. و من عرض مى‏کنم که کسانى که در رأس ارتش هستند و کسانى که در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلح را از احزاب کنار بزنند و اگر کسى در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همین طور سپاه پاسداران و همین طور سایر قواى مسلح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید کرد. تکلیف همه شما این است که با هم باشید
بدون اینکه در یک حزب یا در گروهى وارد شده باشید، هر گروهى مى‏خواهد باشد.
گروه فاسد که ان شاء اللَّه، وارد نمى‏شوید، گروههاى بسیار خوب هم وارد نشوید. باید شما مستقل، بدون اینکه پیوند به یک گروهى داشته باشید مستقل باشید و از حزب اللَّه تعالى شأنه. همه افراد ایران موظفند که با هم باشند. اگر احزاب هستند، خودشان را با سایر افراد کشور هماهنگ کنند. افراد کشور هم خودشان را با آنها برادر بدانند.
گروههاى مختلفى که اسلامى هستند، این گروههاى اسلامى هم نباید دخالت در امور ارتش بکنند و نباید در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانید یک عضو صالح و یک ارتش و سپاه‏ پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشید. ورود سیاست‏ در ارتش شکست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست. و من امر مى‏کنم به شما که یا در ارتش یا در حزب، دوم ندارد که بخواهید هم ارتشى باشید، هم حزبى، نمى‏شود، یا مثل سایر مردم هر طورى هستند.
صحیفه امام، ج‏16، ص: 111 
جایز نبودن ورود قواى مسلحه در احزاب‏
برادرها، ما باید خودمان، خودمان را حفظ کنیم. نباید ما منتظر ای

 
خیلی باید .....
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
به هوش باشیم ...!!! 

 
اگر واقعا بندگی کرده بودیم ....
ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بندگی ،گناه

باتمام وجودگناه کردیم
نه نعمت هایش را ازماگرفت نه گناهانمان رافاش کرد.....
اگربندگی اش رامی کردیم چه می کرد؟ ........... 


 
خدایا ما را فقط محتاج خودت گردان و ...
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

دوست عزیز همیشه بگو ...


 
بوسیدن دو جا .......................
ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بوسیدن دو جا

ببوس تا رستگار شوی ....


 
اربعین حسینی .....................
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: اربعین حسینی

السلام علیک یا ابا عبدالله ....

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشید و گفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولاد آدم است 


 
عدد چهل ..................
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عدد چهل

ویژگی عدد چهل درباره امام حسین(ع) و چگونگی متدین شدن انسان با زیارت اربعین / گفتاری از آیت‌الله جوادی‌آملی

امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمودند: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختّم فی الیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحیم»؛ «نشانه های مؤمن و شیعه، پنج چیز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم»

مراد از نماز پنجاه و یک رکعت، همان هفده رکعت نماز واجب روزانه به اضافهٴ نمازهای نافله است که جبران کنندهٴ نقص و ضعف نمازهای واجب است؛ به ویژه اقامهٴ نماز شب در سحر که بسیار مفید است. نماز پنجاه و یک رکعت به شکل مذکور از مختصات شیعیان و ارمغان معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. شاید سرّ ستودن نماز به وصف معراج مؤمن این باشد که دستورش از معراج آمده است و نیز انسان را به معراج می برد.

موارد دیگری نیز که در روایت یاد شده، همگی از مختصات شیعیان است؛ زیرا فقط شیعه است که سجدهٴ بر خاک دارد و نیز غیرشیعه است که یا بسم الله الرحمن الرحیم را نمی گویند یا آهسته تلفظ می کنند. همچنین شیعه است که انگشتر به دست راست کردن و نیز زیارت اربعین حسینی را مستحب می داند.
مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسأله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمهٴ «الاربعین»، نشان می دهد که مقصود امام عسکری (علیه السلام) اربعین معروف و معهود نزد مردم است. اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. برپایهٴ این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثهٴ کربلا نیز ستون ولایت است.

به دیگر سخن، براساس فرمودهٴ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عصارهٴ رسالت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتی أهل بیتی». عصارهٴ کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصارهٴ عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری (علیه السلام) در کنار هم ذکر شده است؛ امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کنند.
دربارهٴ نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی را ذکر کرده است. مثلا ً فرموده: انسان، فطرتاً موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری می کند، مگر انسان های نمازگزار که آنان می توانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمت های خاص الهی باشند؛ ﴿إنّ الإنسان خلق هلوعاً ٭ إذا مسّه الشرّ جزوعاً ٭ و إذا مسّه الخیر منوعاً ٭ إلّا المصلّین﴾
زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز می دارد و گفته شد که هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیهٴ مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این راه ها از ویژگی های ممتاز آن حضرت (علیه السلام) است. 

ویژگی عدد چهل درباره امام حسین(ع) و چگونگی متدین شدن انسان با زیارت اربعین / گفتاری از آیت‌الله جواد

 
کوتاه ترین راه ها ...
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: کوتاه ترین راه ها

• کوتاه ترین راه عشق ورزیدن، نگاهی است خالص و بی ریا توأم کوتاه ترین راه با عشق.
• کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و بر آن ها تکیه کنی . 
• کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی، مشورت با کسانی است که قبلا آن راه را رفته اند.
• کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.
• کوتاه ترین راه برای این که نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری، نگفتن دروغ است.
• کوتاه ترین راه برای تسکین پشت کنکوری ها دیدن افراد موفق و خوشبختی است که حتی از جلوی دانشگاه هم رد نشده اند.
• کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها، واقع بین بودن است.
• کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران،ببینی.
• کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم، اعتدال در خوردن است، نه زیاد و نه کم.
• کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست، توجه به علایق طرف مقابل است.
• کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات،اناست که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی، حتی اگر یک لشگر مخالف داشته باشی. 
• کوتاه ترین راه مبارزه با ترس، روبه رو شدن با آن ترس است.
• کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی، فکر کردن به چیز های خوب است.
• کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل، انتقادپذیری است.
• کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن، شجاع بودن است.
• کوتاه ترین راه برای آینده نگری، قناعت است.
• کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن، آن است که همیشه در حال زندگی کنی. 


 
ایرانی ها در اینترنت چه می کنند؟
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ایرانی ها در اینترنت چه می کنند؟
نگاهی اجمالی به آمار و ارقام کاربران اینترنت در کشور و تحلیل مهارت آنها برای تعامل با فضای مجازی، نکات جالبی را روشن می‌سازد.
ضریب نفوذ اینترنت ایران با حدود 75 میلیون نفر جمعیت و حدود 40 میلیون کاربر اینترنت، برای سه ماهه اول امسال 53.29 درصد گزارش شده است.
نوار شمالی کشور (استان مازندران) بیشترین ضریب نفوذ اینترنت را با دو میلیون و 800 هزار کاربر و با رنج 92.64 درصد به خود اختصاص داده است.
بعد از این استان، پایتخت با ضریب نفوذ 76.93 درصدی و 9 میلیون و 300 هزار کاربر اینترنت قرار گرفته است.
اصفهان، خوزستان و سمنان نیز به ترتیب استان‌های دیگری هستند که در رده سوم تا پنجم بیشترین ضریب نفوذ استانی قرار گرفته‌اند.
بیشترین نحوه اتصال هر کدام از استان‌ها به اینترنت برحسب درصد به صورت زیر بوده است:
مازندران: اینترنت پرسرعت (ADSL) 54.33، اینترنت موبایل 15.88 و دایال‌آپ 12.44
تهران: اینترنت موبایل 26.57، اینترنت پرسرعت (ADSL) 19.46 و اینترنت دایال‌آپ 13.74
اصفهان: اینترنت پرسرعت (ADSL) 24.47، اینترنت دایال‌آپ 1391 و اینترنت موبایل 13.05
خوزستان: اینترنت پرسرعت (ADSL) 15.66، اینترنت موبایل 16.34 و وایمکس 10.37
سمنان: اینترنت پرسرعت (ADSL) 21.31، اینترنت موبایل 14.29 و اینترنت دایال‌آپ 12.08
حال نگاهی به نوع فعالیت کاربران اینترنت که شاخص‌های فاوای کشور احصاء کرده است، می‌اندازیم که ارقام آن برحسب درصد است:
دریافت اطلاعات بابت کالا و خدمات: 58.3
دریافت عکس، فیلم، ویدئو، موزیک و بازی: 41.1
ارسال و دریافت رایانامه: 37.5
دریافت نرم‌افزار: 30.2
اینترنت بانک: 23
دسترسی به شبکه‌های اجتماعی: 21
کاریابی: 8.3
تلفن اینترنتی: 0.8
لذا بیشترین مهارتی هم که ایرانی‌ها برای انجام این اعمال دارند برحسب درصد به شرح زیر است:
کپی و انتقال فایل: 62
دانلود فایل: 30.7
ارسال رایانامه با فایل: 27
استفاده از فرمول‌های محاسباتی: 9.2
برنامه‌نویسی: 4
با توجه به اینکه 34.87 درصد جامعه کاربری اینترنت ایران در اختیار مردان و 27.6 درصد در اختیار زنان است که از این میان 58.3 درصد از این جوامع را جوانان 15 تا 24 سال تشکیل می‌دهد، باید گفت که بیشترین توانمندی مردان جوان در اینترنت که بیشترین کاربران فضای مجازی کشور با ضریب نفوذ اینترنت 53.29 درصدی هستند، "کپی و انتقال فایل" است.
خبرگزاری تسنیم 
ایرانی ها در اینترنت چه می کنند؟
نگاهی اجمالی به آمار و ارقام کاربران اینترنت در کشور و تحلیل مهارت
 

 
رهنمودهای آیت‌الله سیستانی به زائران اربعین حسینی
ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رهنمودهای آیت‌الله سیستانی به زائران اربعین حسینی

از لوازم این زیارت آن است که زائر علاوه بر یادآوری جان‌ فشانی‌‌های امام حسین (علیه‌‌ السلام) در راه خداوند متعال، تعالیم دین حنیف از جمله نماز، حجاب، اصلاح، گذشت، بردباری و ادب و قوانین آمدوشد و دیگر مفاهیم پسندیده را رعایت کند.

خبرگزاری فارس: رهنمودهای آیت‌الله سیستانی به زائران اربعین حسینی
    •  
 

 پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله سید علی حسینی سیستانی نوشت:

 پرسش: بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مرجع اعلای جهان تشیّع حضرت آیت‌ الله العظمی سیستانی (دام ظلّه الوارف)

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

عظم الله لکم الأجر

ما که همزمان با اربعین سیدالشهداء (علیه ‌السلام) رهسپار کربلا هستیم، برای بهره افزون‌تر و پاداش بیشتر و آگاهی بدانچه از آن غفلت می‌‌ورزیم، نیاز به رهنمودهای پدرانه حضرت عالی داریم. انتظار می‌‌رود که این راهنمایی‌‌ها همه اقشار جامعه را فرا گیرد.

خداوند نعمت وجود مبارک آن جناب را پایدار فرماید، إنّه سمیع قریب.

ونسألکم الدعاء

جمعی از مؤمنان

پاسخ: پاسخ حضرت آیت‌ الله العظمی سیستانی (مدّ ظله العالی)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله الطاهرین

شایسته است مؤمنانی که خداوند توفیق شرکت در این زیارت شریف را به ایشان عنایت فرموده، توجه نمایند که خدای تبارک و تعالی از میان بندگان خویش، پیامبران و اوصیایی را برگزیده تا پیشوا و حجّت مردمان باشند و مردم از رهگذر تعالیم ایشان هدایت یابند و از اعمالشان تبعیت کنند. خداوند مؤمنان را از آن رو به زیارت مشاهد متبرکه ایشان تشویق نموده است که یادشان جادوانه بماند و جایگاهشان اعتلا یابد، و چون آن بزرگواران نمونه اعلای بندگی خدای سبحان و جهاد در راه او و فداکاری برای دین استوارش بوده‌اند، این امر سبب به یاد آوردن خدای متعال و آموزه‌ها و احکام او برای مردم باشد.

بنابراین، از لوازم این زیارت آن است که زائر علاوه بر یادآوری جان‌ فشانی‌‌های امام حسین (علیه‌‌ السلام) در راه خداوند متعال، تعالیم دین حنیف از جمله نماز، حجاب، اصلاح، گذشت، بردباری و ادب و قوانین آمدوشد و دیگر مفاهیم پسندیده را رعایت نماید تا زیارتش گامی در مسیر تربیت نفس برای پذیرش این امور و تثبیت آثار آن تا زیارت‌های بعدی باشد. چنین است که شرکت در این مراسم به منزله حضور در مجالس تعلیم و تربیت امام (علیه ‌السلام‌) خواهد شد.

گو این که ما محضر اهل ‌بیت (علیهم‌ السلام) را درک نکرده ایم تا آموزه‌های ایشان را از حضور خودشان فرا بگیریم و به دست آن بزرگواران تربیت شویم، ولی خداوند متعال تعالیم و رفتار آن‌ها را برایمان حفظ کرده و ما را به زیارت آستان ایشان ترغیب فرموده، تا آنان نمونه‌هایی ممتاز برای ما شوند، و همان گونه که معاصران ایشان را که با آن بزرگواران زیسته‌اند، به محک امتحان کشیده، خواسته است تا میزان صداقت ما را در آرزوی زیستن در کنار آنان و پاسخگویی به آموزه‌ها و اندرزهایشان بیازماید. پس باید مراقب باشیم که مبادا آرزوی ما در زمینه درک محضر آن بزرگان صادقانه نباشد، و باید بدانیم که اگر مطابق خواسته ایشان رفتار کنیم، امید می‌رود که با یارانشان محشور شویم. زیرا از امیر مؤمنان (علیه ‌‌السلام) روایت است که در جنگ جمل فرمود: «امروز کسانی با ما همراه شده‌اند که هنوز در صلب پدران ورحِم‌های مادرانشان هستند». بنابراین، بر هر یک از ما که آرزویی صادقانه داشته باشد، عمل به تعالیم و تبعیت از ایشان، و پرورش با روش تربیتی و بهره‌مندی از آداب آنان دشوار نیست.

خدا را خدا را در نماز! که نماز، آن گونه که در حدیث شریف آمده، ستون دین ومعراج مؤمنان است و اگر پذیرفته شود سایر اعمال پذیرفته است و اگر مقبول نیفتد دیگر اعمال مردود خواهد شد. سزاوار است که مؤمن به ادای نماز در اول وقت پایبند باشد؛ چرا که محبوب ‌ترین بندگان در نزد خدا کسی است که به فراخوان نماز پاسخی سریع‌تر دهد، و شایسته نیست که مؤمن در اول وقت نماز، به عبادت دیگری بپردازد. زیرا نماز برترین طاعت‌ها است. از اهل بیت (علیهم‌ السلام) روایت است که: «شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد، نخواهد رسید» و پیرامون توجه خاص امام حسین (علیه‌‌ السلام) به نماز در روز عاشوا نقل شده است که آن حضرت به کسی که زمان فرا رسیدن اول وقت نماز را یاد آور شد، فرمود: «نماز را به یاد آوردی، خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد» و پس از این سخن، زیر بارانی از تیر، به نماز ایستاد.

خدا را خدا را در اخلاص! که ارزش وبرکت عمل انسان به میزان اخلاص او برای خداوند متعال است؛ زیرا خداوند جز آن عملی را که خالص برای او و پاک از نیّت غیر باشد، نمی‌‌پذیرد. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت است که هنگام مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه فرمود: «هر که برای خدا ورسولش هجرت کند، هجرتش به سوی او خواهد بود، و هر که برای بهره‌مندی از دنیا هجرت نماید، سوی دنیا مهاجرت کرده است. خداوند به میزان اخلاص در عمل، پاداش آن را چندان فزونی دهد که تا هفتصد برابر شود و خدا برای هر کس که بخواهد، ﭘاداش مضاعف منظور فرماید».

پس بر زائران است که در مسیر خویش، ذکر خدای متعال را بسیار بگویند و در هر گام و هر عمل خود اخلاص را در نظر داشته باشند و بدانند که خداوند متعال نعمتی همتای اخلاصِ در عقیده و گفتار و رفتار را به کسی عنایت نفرموده است وعمل تهی از اخلاص با پایان زندگی دنیوی تمام می ‌شود، در حالی که عمل مخلصانه، هم در این دنیا و هم پس از آن، جاودان و مبارک خواهد ماند.

خدا را خدا را در رعایت پوشش وحجاب! که از مهم ‌ترین چیزهایی است که اهل ‌بیت (علیهم ‌السلام) حتی در سخت‌ ترین شرایط کربلا به آن توجه داشته و خود والاترین الگوی آن بوده‌اند. ایشان به اندازه آزاری که از هتک حرمت خود دیدند، از هیچ رفتار دشمن آزرده نشدند. لذا بر همه زائران و به ‌ویژه بر بانوان زائر فرض است که شرایط عفاف را در رفتار و نوع پوشش وظاهر خود حفظ نموده و از هر چه این امر را خدشه‌ دار می‌کند (مانند پوشیدن لباس‌های تنگ واختلاط‌‌های زشت و استفاده از زیور آلات ناروا) بپرهیزند، بلکه سزاوار است که به منظور منزّه نگه داشتن این مراسم مقدّس از شائبه‌های ناپسند، تا حد امکان، بالاترین مراتب عفاف را رعایت نمایند.

از درگاه خداوند متعال مسألت داریم که در دنیا و آخرت، مقام پیامبر مصطفی (صلی الله علیه وآله) و اهل ‌بیت مطهرش (علیهم‌‌ السلام) را به برکت فداکاری‌هایی که در راه او به عمل آوردند و برای هدایت خلقش کوشیدند، فزونی بخشد و همان گونه که بر برگزیدگان پیشین، به‌خصوص بر ابراهیم و خاندان ابراهیم درود فرستاده است، درود خود بر ایشان را بیفزاید.

از خداوند متعال هم‌‌چنین مسألت داریم که به زیارت زائران حضرت اباعبد الله الحسین (علیه‌‌ السلام) برکت دهد و آن را به بهترین نحوی که عمل بندگان صالح خویش را می‌ پذیرد، قبول فرماید، تا در مسیر و سیره خود در این زیارت و در باقی ایام زندگانی الگویی برای دیگران شوند و آنان را به سبب ولایت اهل‌ بیت پیامبر (علیهم ‌السلام) و پیروی از سیره و تبلیغ رسالت ایشان پاداش خیر عطا کند.

باشد که در روز قیامت که هر یک از مردم با امام خویش خوانده می‌شود، ایشان با اهل ‌‌بیت (علیهم ‌السلام) خوانده شوند، و کسانی که در این راه به شهادت می‌رسند، به دلیل جانبازی‌هایی که به عمل آورده و ستم و آزاری که به خاطر محبت ایشان به جان خریده‌اند، با حسین (علیه ‌‌السلام) و یارانش محشور شوند؛ انه سمیع مجیب.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930912000548#sthash.klO7vy51.dpuf


 
یک توصیه ناب ....
ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:


 
زبان ...!
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 
همه امین بگویند ...
ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:


 
قابل توجه ....
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:


 
عاقبت نیکی زیاد ...
ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عاقبت نیکی زیاد

 
فقط تأمل کن ...
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

اینا دیگه کیند !؟

(tajob)  (tajob)  (tajob)


 
بعضی میگن ها واقعا ....
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

ببین چه میگن ....


 
نکته ناب از عارف بنام ....
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

فقط تفکر : 


 
چرا پشیمانی !؟
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

راستی چرا ؟ 


 
عاقبت بزرگ شمردن آدمهای کوچک ....
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

عقلا می گویند : 


 
ارزش یاد دادن علم
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ارزش یاد دادن علم

دوست گرامی ! 


 
وظیفه امروز خیرین مدرسه ساز
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: وظیفه امروز یرین مدرسه ساز

به عقیده من در این موقعیت خیرین مدرسه ساز باید فعالیت خود را در امر ازدواج جوانان داشته باشند !
چرا که 
اولا : امروزه ضرورت ایجاب می کند و در ثانی باید در فکر آینده مدرسه هایی که ساخته اند باشند .
دوست عزیز !
نظر شما چیست ؟ 


 
"سونامی طلاق" در راه است ؟!
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: "سونامی طلاق" در راه است ؟!

این روزها آمار طلاق به شکل نگران کننده‌ای در حال افزایش است و اگر همین طور پیش برویم باید منتظر پدیده‌ای به نام «سونامی طلاق» در کشور باشیم.
بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور، در سه ماهه نخست امسال 12 هزار و 442 مورد واقعه طلاق در کل کشور به ثبت رسیده که در این میان، تهران با 2 هزار و 192 مورد طلاق رکوردار این واقعه است.
دلایل افزایش طلاق بنا بر نظر بعضی کارشناسان
** نفوذ فرهنگ غرب و آزادی در ارتباطات
هادی حسینی، وکیل پایه یک دادگستری اظهار داشت: متأسفانه فرهنگ غربی به شدت در بین خانواده‌های ایرانی نفوذ کرده و منشأ تمام اینها ماهواره است.
** فاصله گرفتن از فرهنگ ایرانی - اسلامی
موسی قربانی عضو سابق کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی در خصوص افزایش آمار طلاق در کشور گفت: متأسفانه ما از فرهنگ اسلامی - ایرانی خود فاصله گرفته‌ایم و همین فاصله مشکلات زیادی را ایجاد کرده است.
پس با این اوصاف :
* مهریه بالا نمی‌تواند مانع جدایی زن و مرد شود .
** قضات نمی‌توانند نقشی در کاهش آمار طلاق در کشور داشته باشند .
*** اعتیاد و بیکاری عامل اصلی طلاق نیست .
ولی می توان تا حدی
با استفاده از مشاور پرونده‌های طلاق را در دادگاه ها کاهش داد .
منبع: خبرگزاری ایسنا


 
ماجرای عروسی 2 معتاد با خطبه روحانی رهگذر!
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ماجرای عروسی 2 معتاد با خطبه روحانی رهگذر!

این بار برای تهیه گزارش ایستادم، ‌وقتی که از کنار یکی از همین آدم‌های پرجنب و جوش شهر می‌گذشتم، به نظرم می‌رسید با بقیه فرق دارد، البته فرق هم داشت، زنی بود لاغر اندام، ‌آنقدر سیلی آفتاب به صورتش خورده بود که کبودی بهترین رنگ چهره‌اش بود...
به گزارش باشگاه خبرنگاران، شاید این ساده‌ترین اتفاقی بود که برای کسی رخ می‌دهد، ساده‌ترین برخورد که روزانه هر انسان آن را تجربه می‌کند و به سادگی از کنار آن می‌گذرد.
این بار برای تهیه گزارش ایستادم، ‌وقتی که از کنار یکی از همین آدم‌های پرجنب و جوش شهر می‌گذشتم، به نظرم می‌رسید با بقیه فرق دارد، البته فرق هم داشت، زنی بود لاغر اندام، ‌آنقدر سیلی آفتاب به صورتش خورده بود که کبودی بهترین رنگ چهره‌اش بود.
مانتوی کوتاه، ‌شلواری مردانه و روسری پاره بر سر داشت،‌ نداشتن دندان و حالت چشمانش معلوم بود که معتاد است و شب‌ها در خانه‌ای می‌خوابد که سقفش آسمان خداوند است.
جلو رفتم،‌ بعد از سلام خودم را معرفی کردم، ‌گفتم خبرنگار باشگاه خبرنگرانم،‌ گفت: باشگاه خبرنگاران را می‌شناسم، در بخش‌های خبری،‌ شنیده‌ام که می‌گویند این گزارش را باشگاه خبرنگاران تهیه کرده است.
سپس بی‌مقدمه رفت سر اصل مطلب و گفت نمی‌تواند مصاحبه کند و دلش نمی‌خواهد که در تلوزیون دیده شود، نمی‌خواهد اندک آبرویی را هم که دارد از بین برود. با کمی صحبت کردن قانع‌اش کردم که نه قرار است در تلویزیون نشان داده شود و نه نامش در جایی برده می‌شود.
زن جوان که کمی خیالش راحت شده بود، ‌پرسید: حالا چه می‌خواهی؟ گفتم: تنها سرگذشت زندگیت که دیگران بدانند و از آن پند بگیرند؟
روی تخته سنگی که در کنار پارک بود نشست و در حالی که به رقص آب میدان شوش نگاه می‌کرد،‌ اشک از گوشه چشمش سرازیر شد و داستان زندگی‌اش را اینگونه آغاز کرد.
«در خانه‌ای متولد شدم که تنها دلخوشی‌ام پدرم بود، او بود که با لبخند‌هایش با فشردن دستانم و با نوازش موهایم به من دلگرمی می‌داد، پدرم با موتورسیکلت کار می‌کرد و مادرم نیز خانه داری می‌کرد.
هیچ وقت توهین‌های صاحبخانه را فراموش نمی‌کنم که به خاطر پول به پدرم روا می‌داشت و در آخر هم پدرم با هزار منت و خواهش او را بدرقه می‌کرد تا من و سایر برادرانم یک شب دیگر زیر ادامه پست...


 
علم بهتر است یا ثروت؟
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علم بهتر است یا ثروت؟ ،پاسخ حضرت علی

پاسخ حضرت علی به سوال: علم بهتر است یا ثروت؟
مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:

- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(ع) پاسخ می دهد؛
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند.

یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند.

در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.
منبع: کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص۱۴۲.

علم بهتر است یا ثروت؟
پاسخ حضرت علی به سوال: علم بهتر است یا ثروت؟
مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پر

 
خاطره‌ای شنیده نشده از رئیس جمهور شهید
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: خاطره سردار فروتن ،شهید رجایی

سفره‌ای که باعث ناراحتی شهید رجایی شد
خاطره‌ای که باعث از شهید رجایی درس بیاموزم این بود که:
بنده مدتی فرمانده سپاه لرستان بودم و همان زمان از او دعوت کردم که به لرستان بیاید. شهید رجایی گفت: اگر می خواهی بیایم باید همه چیز خیلی ساده باشد. اگر بیایم ببینم تشریفات کردی یا عده ای سرباز گذاشتی ایست بله قربان بگویند از همانجا بر می گردم. چون می‌دانستم آنقدر قاطع هست که به حرفش عمل کند گفتم: قول می دهم ساده باشد.
در جلسه ای داخل دورود گفت: فروتن غذا هم معمولی باشد، من نون و پنیر و انگور خیلی دوست دارم. گفتم: همین غذا باشد؟ گفت: بله. ما هم همین را گذاشتیم.
بچه ها که دیدند همه چیز خیلی ساده اس انگور را با همان جعبه آب گرفتند و گذاشتند سر سفره. آنجا ایشان ناراحت شد و گفت: من گفتم ساده اما نه بی سلیقه.
این خاطره هیچ وقت از ذهن من فراموش نمی‌شود چرا که ایشان در عین ساده‌گی به تمیزی و زیبایی هم بسیار اهمیت می‌دادند. شخصیت‌هایی مانند شهید رجایی واقعا کم بودند.
سردار یوسف فروتن از فعالان قبل از انقلاب و فرمانده سپاه لرستان بعد از انقلاب
خبرگزاری فارس


 
اگر شما به عیادت می‌رفتید چه می‌گفتید؟
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: اگر شما به عیادت می‌رفتید چه می‌گفتید؟ ،رهبر معظم انقلاب

 برای عیادت از طریق فضای مجازی.
اگر شما به عیادت می‌رفتید چه می‌گفتید؟

http://www.hammihan.com/profile/man53

 
روزه و نمازشکر دانشجویان بسیجی برای سلامتی رهبر انقلاب
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: دانشجویان بسیجی ،دعا برای سلامتی رهبر انقلاب

دانشجویان بسیجی سراسر کشور، برای سلامتی کامل و عاجل مقام معظم رهبری روزه می‌گیرند و نماز شکر می‌خوانند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های سراسر کشور به شکرانه سلامتی امام خامنه‌ای ارواحنا له الفداه و برای شفای کامل و عاجل معظم له روز پنجشنبه 20 شهریور93 را روزه می‌گیرند.

همچنین دانشجویان بسیجی همراه با آحاد مردم قدرشناس و ولایت مدار، ضمن حضور پرشور در نماز جمعه سراسر کشور ، برای نعمت وجود وسلامتی ایشان، نماز شکر بجای می آورند.


 
خوشا چون باهنر بودن
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: خوشا چون باهنر بودن

روزی که ایشان وزیر آموزش و پرورش شده بود وقتی به منزل آمدند و من به ایشان تبریک گفتم هر چند که می دانستم این تبریک جز سنگین تر کردن بارمسوولیت ایشان نبود ایشان در جوابم فرمودند که من احساس می کنم دیگر چهار فرزند ندارم بلکه 10 میلیون فرزند دارم که در برابر یکایک آنها احساس مسوولیت سنگینی می کنم.
او باهنری بود که هنرش احیاء فرهنگ ازیاد رفته اسلام راستین بود.
نقل از همسر شهید


 
خوشا چون رجایی علی گونه بودن
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: خوشا چون رجایی علی گونه بودن


« وزراء در بدترین اتاقهای مجموعه مستقر شوند . »
از اولین مصوبات دولت آقای رجایی این بود که وزراء باید در بدترین اتاقهای مجموعه وزارتی مستقر بشوند خود ایشان اتاق کوچک منشی ها را به عنوان اتاق کار انتخاب کرده بود .در اتاق او حتی یک مبل دیده نمی شد چند صندلی و یک میز را در این محل تنگ قرار داده بودند. اتاق من که وزیر مشاور در امور اجرایی بودم همراه با کسی که قائم مقام من بود اتاق کوچکی در طبقه چهارم نخست وزیر بود .
اینها همه برای آن بود که مثل سابق بهترین اتاقها را در اختیار وزراء و معاونان آنها قرار ندهند که تدریجاً خلقیات مسوولان تغییر کرده و اسیر پست و مقام شوند.مصوبه دیگر این بود که وزراء پیش رو و پس رو نداشته باشند.
آخرین مصوبه این بود که حقوق هر وزیر برابر با متوسط حقوق کارمندان دولت در آن زمان یعنی حدود 7 هزرا تومان باشد . متاسفانه در زمان شهید رجایی هم برخی از همکاران وزراء مصوبات مزبور را به درستی رعایت نکردند.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی ایثار و شهادت
فقط می گویم کاش !!!!!!!!!! .....


 
هفته دولت
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: هفته دولت

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو


 
برای قضاوت در ....
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: برای قضاوت در

برای قضاوت در موفقیت خود ، ببین چه بدست آورده ای و در قبال آن چه از دست داده ای .
مثلا سیب قرمز بهت دادند ، چی ازت گرفتند و یا اینکه ]چی ازت رفته..........................................................!!!

http://www.hammihan.com/profile/man53

 
آنچه کرده ای ............
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آنچه کرده ای

دوست عزیز !
در اندیشه آنچه کرده ای مباش ، در اندیشه آنچه نکرده ای باش .
پس همیشه رو به جلو و آینده فکر کن !

http://www.hammihan.com/profile/man53


 
چادر ....
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: چادر

http://www.hammihan.com/profile/frshte


 
جایگاه زن در اسلام:
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جایگاه زن در اسلام:

وقتی که دختر است، دری از درهای بهشت برای والدینش می باشد
وقتی که همسر است، نیمی از دین همسرش را کامل می نماید
وقتی که مادر است، بهشت زیر قدومش قرار دارد..

http://www.hammihan.com/profile/negin

 
 
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

خدایا...........

http://www.hammihan.com/profile/anis123

 
آﻣﻮﺯﺵ ﭘﺨﺘﻦ ﺷﻮﻫﺮ..
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آﻣﻮﺯﺵ ﭘﺨﺘﻦ ﺷﻮﻫﺮ


١- ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ (ﺷﻌﻠﻪ ﺭﺍ ﻛﻢ ﻛﻦ)

٢ - ﺭﻭﻱ ﺁﻥ عشق و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻴﺮﻳﺰﻳﻦ (ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﻴﻦ ﻏﺮﻕ ﻧﺸﻮﺩ)

٣- ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻃﻌﻢ ﺩﺍﺭﺵ ﻛﻨﻴﺪ (ﻛﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺍﺱ)...

۴- ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻘﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﻴﻦ (ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻨﻲ)

۵- ﺑﺎ ﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﻛﻦ (ﺗﺎ ﺟﺎ ﺑﻴﻔﺘﺪ)

در ضمن 5ﺍﺩﻭﻳﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻦ :

ﺑﺤﺚ ﻧﻜﻦ!!

ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻜﻦ!!

بد اخلاقی ﻧﻜﻦ!!

ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ بی جا ﻧﻜﻦ!!

ﻟﺠﺒﺎﺯﻱ ﻧﻜﻦ!!

http://www.hammihan.com/profile/anis123

 
 
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 
ادب ....
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادب

می گویند :
با همه با ادب رفتار کن ، حتی اگر اون هایی که بی ادبی کردند ....نه بخاطر اینکه اونها خوب هستند ، بلکه به خاطر اینکه خودت خوبی .
امیر مؤمنان على علیه السلام فرمودند:
«بهترین زیور براى انسان ادب‏ است»، و نیز فرمود: «ادب‏ باعث رشد فهم و ثمر دادن ذهن است».
علامه طباطبایى معتقد است که:
«هر هیئت نیکوئى که براى اعمال انسان باشد آن را ادب مى‏ نامند چه در کارهاى دینى مثل آداب دعا باشد یا در کارهاى اجتماعى و عقلائى مثل آداب ملاقات دوستان، و بلکه مى‏توان گفت:ظرافت‏ هاى هر کارى را ادب آن کار مى ‏نامند.
الآداب الدینیة للخزانة المعینیة / ص 201


 
ارزش زیبایی !
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

امام صادق (ع) فرمود:
خداى، عزّ و جلّ، زیبایى بدن را دوست مى‏دارد و دشمن زشتى بدن است.
و نیز امام صادق (ع) فرمود:
هرگاه خداوند نعمتى بر بنده خویش ارزانى کند دوست دارد آن را ببیند زیرا او خود زیباست و زیبایى را دوست دارد.


 
 
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
سلامتی = آرامش
پس ...............

 
 
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

شما باشی به کی میگی .....................؟
اگر ..............................................


 
راستی این جوانان برای چی شهید شدند ؟!
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

کاش تک تک ما ...............................
آیا حق اینها ..................................؟!
نمی دانم چرا بعضی ها زود فراموش کردند .....؟!


 
دعا کردن را در پنج هنگام ....
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: دعا کردن را در پنج هنگام

امام صادق «ع» می فرمایند :
دعا کردن را در پنج هنگام غنیمت شمارید:
1 - هنگام خواندن قرآن،
2 - هنگام بانگ برداشتن به اذان،
3 - هنگام فرو ریختن باران،
4 - هنگام برخورد دو صف براى شهادت،
5 - هنگام دعا کردن مظلوم، که حجاب از عرش برداشته مى‏شود.
منبع : «امالى» صدوق/ 234»
بخصوص این دعا را


 
 
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حیا ،هلاکت

بدون شرح
..................


 
آرزوی همه جوانان
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آرزوی همه جوانان

من معتقدم !
خوشبختی و عاقبت بخیری آرزوی همه جوانان است !
پس خدایا ................................................


 
عوامل شهوت ‏پرستى و شهوت‏رانى‏
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عوامل شهوت ‏پرستى و شهوت‏رانى‏

با توجه به روایات ، مى‏ توان مهم‏ترین علل و عوامل شهوت‏ پرستى و شهوت‏رانى را در امور ذیل خلاصه کرد:
1. ضعف در خداشناسى و سستى در ایمان به خدا و پیامبر و عدم رعایت دستورات دینى؛
به یقین کسى که خداى بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهاى خودش ببیند، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد در محضر او، دست به سوى گناه دراز کند. کسى که قیامت و حسابرسى اخروى را باور دارد، هیچگاه خود را گرفتار شهوترانى و شهوت‏پرستى نخواهد کرد.
2. ضعف در خودشناسى و نداشتن درکى درست از خویشتن و فروکاستن ارزش انسانى خود تا سرحد حیوانات؛
کسى که به گوهر عظیم و گران‏قدر خود آگاه باشد و عظمت وجود انسانى را درک کند، هرگز حاضر نیست وجود خود را با دنباله‏روى از شهوات و خواهش‏هاى نفسانى تا سرحد حیواناتى چون خوک و خروس پایین آورد. هیچ یک از کسانى که دنبال شهوترانى و ارضاى خواهش‏هاى پست حیوانى خود هستند، تصور درستى از وجود انسانى و فلسفه آفرینش خویشتن ندارند.
به راستى اگر یک دختر جوان، ارزش وجودى خود و هدف از آفرینش خویشتن را بداند، آیا هرگز به ذهنش خطور مى‏کند که خود را به شکل یک عروسک درآورده و همچون نمایشگاه سیّارى از رنگ و لعاب، خود را در معرض نگاه‏هاى آلوده و مسموم دیگران قرار دهد؟ و یا اگر یک پسر جوان، قدر و قیمت انسانى‏خود را بداند، آیا هرگز اجازه چشم‏چرانى و امثال آن را به خود مى‏دهد؟
3. ضعف در شناخت حقایق امور و عدم شناخت پیامدهاى ناگوار دنیوى و اخروى شهوت‏پرستى و شهوت‏رانى؛
شهوت‏رانى و پیروى از خواهش‏هاى نفسانى، آثار زیانبار روحى و جسمى و اجتماعى فراوانى را در پى دارد که اگر انسان اندکى به آنها توجه کند هرگز به دنبال شهوترانى نخواهد رفت. عامل اصلى مشکلات عصبى و بهداشتى و ناامنى‏هاى اجتماعى و جنسىِ فراوانى که دامنگیر بشریت شده است، همین شهوترانى و عنان گسیختگى عده‏اى از انسان‏نمایان است که البته نخستین قربانى این افزون‏طلبى‏ها خود آنان و خانواده‏شان هستند.
حضرت امام خمینى قدس سره در این باره، مى‏فرماید:
اطبا امروز بسیارى از امراض را بعد از تجزیه و تجربه به امراض تناسلى خود مریض یا پدر یا اجدادش که به وراثت به او رسیده، نسبت مى‏دهند. اینها یک از هزار مفاسد دنیوى این قوه عنان گسیخته است.
منبع : آیین زندگى (اخلاق کاربردى)، ص: 170

عوامل شهوت ‏پرستى و شهوت‏رانى‏
با توجه به روایات ، مى‏ توان مهم‏ترین علل و عوامل شهوت‏ پرستى و شهوت
عوامل شهوت ‏پرستى و شهوت‏رانى‏
با توجه به روایات ، مى‏ توان مهم‏ترین علل و عوامل شهوت‏ پرستى و شهوت‏رانى را در امور ذیل خلاصه کرد:
1. ضعف در خداشناسى و سستى در ایمان به خدا و پیامبر و عدم رعایت دستورات دینى؛
به یقین کسى که خداى بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهاى خودش ببیند، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد در محضر او، دست به سوى گناه دراز کند. کسى که قیامت و حسابرسى اخروى را باور دارد، هیچگاه خود را گرفتار شهوترانى و شهوت‏پرستى نخواهد کرد.
2. ضعف در خودشناسى و نداشتن درکى درست از خویشتن و فروکاستن ارزش انسانى خود تا سرحد حیوانات؛
کسى که به گوهر عظیم و گران‏قدر خود آگاه باشد و عظمت وجود انسانى را درک کند، هرگز حاضر نیست وجود خود را با دنباله‏روى از شهوات و خواهش‏هاى نفسانى تا سرحد حیواناتى چون خوک و خروس پایین آورد. هیچ یک از کسانى که دنبال شهوترانى و ارضاى خواهش‏هاى پست حیوانى خود هستند، تصور درستى از وجود انسانى و فلسفه آفرینش خویشتن ندارند.
به راستى اگر یک دختر جوان، ارزش وجودى خود و هدف از آفرینش خویشتن را بداند، آیا هرگز به ذهنش خطور مى‏کند که خود را به شکل یک عروسک درآورده و همچون نمایشگاه سیّارى از رنگ و لعاب، خود را در معرض نگاه‏هاى آلوده و مسموم دیگران قرار دهد؟ و یا اگر یک پسر جوان، قدر و قیمت انسانى‏خود را بداند، آیا هرگز اجازه چشم‏چرانى و امثال آن را به خود مى‏دهد؟
3. ضعف در شناخت حقایق امور و عدم شناخت پیامدهاى ناگوار دنیوى و اخروى شهوت‏پرستى و شهوت‏رانى؛
شهوت‏رانى و پیروى از خواهش‏هاى نفسانى، آثار زیانبار روحى و جسمى و اجتماعى فراوانى را در پى دارد که اگر انسان اندکى به آنها توجه کند هرگز به دنبال شهوترانى نخواهد رفت. عامل اصلى مشکلات عصبى و بهداشتى و ناامنى‏هاى اجتماعى و جنسىِ فراوانى که دامنگیر بشریت شده است، همین شهوترانى و عنان گسیختگى عده‏اى از انسان‏نمایان است که البته نخستین قربانى این افزون‏طلبى‏ها خود آنان و خانواده‏شان هستند.
حضرت امام خمینى قدس سره در این باره، مى‏فرماید:
اطبا امروز بسیارى از امراض را بعد از تجزیه و تجربه به امراض تناسلى خود مریض یا پدر یا اجدادش که به وراثت به او رسیده، نسبت مى‏دهند. اینها یک از هزار مفاسد دنیوى این قوه عنان گسیخته است.
منبع : آیین زندگى (اخلاق کاربردى)، ص: 170
عوامل شهوت ‏پرستى و شهوت‏رانى‏
با توجه به روایات ، مى‏ توان مهم‏ترین علل و عوامل شهوت‏ پرستى و شهوت

 
چرا حجاب .......؟
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: چرا حجاب ؟

اسلام با تشریع حکم حجاب خواسته است که:
اولًا، به بهداشت‏ روانى‏ زنان‏ و مردان کمک کند؛ زیرا اگر میان زن و مرد حریمى وجود نداشته باشد و زنان همه زیبایى‏هاى خود را در منظر مردان قرار دهند، این کار، از سویى آرامش روحى و روانى مردان را به هم مى‏ریزد و مردان همواره در اندیشه اشباع این عطش روحى و روانى‏اى هستند که با مشاهده زنان برهنه و بى حجاب پدید مى‏آید. از سویى دیگر مردان براى ارضاى تقاضاهاى جنسى تحریک‏شده خود، دست به هر کارى خواهند زد و آرامش و امنیت را از زنان خواهند گرفت؛
ثانیاً، روابط خانوادگى را استوار کند و از فروپاشى نظام خانواده جلوگیرى نماید. آزادى جنسى و بى‏حجابى زنان در جامعه، موجب سست‏شدن پایه‏هاى روابط خانوادگى خواهد شد. در آن صورت، زن و مرد به جاى آنکه موجب آرامش و آسایش یکدیگر شوند، بیشتر به مثابه دو دشمن و رقیب در برابر ارضاى آزادانه غریزه جنسى جلوه مى‏کنند؛
ثالثاً، شخصیت و کرامت زن را تأمین کند و او را از یک شخصیت ابزارى به شخصیتى مستقل تبدیل نماید؛ زنان بى‏حجاب، در حقیقت خود را به‏عنوان ابزارى براى تأمین نگاه‏هاى آلوده مردان قرار مى‏دهند. زنان بى‏حجاب،
براى‏خود به‏عنوان یک انسان، ارزشى قائل نیستند؛ بلکه نهایت ارزش خود را جلب توجه جنسى دیگران مى‏دانند.
رابعاً، حریم اجتماع را از بى‏عفتى و آلودگى‏هاى جنسى نگه‏دارد. اگر حریم اجتماع از نگاه‏ها و روابط آلوده جنسى حفظ شود، در آن صورت بهتر مى‏تواند به هدف خود نائل شود. بى‏حجابى موجب مى‏شود محیط اجتماع که محیط کار و تلاش است، به محیطى براى ارضاى خواسته‏هاى جنسى و امیال شهوانى تبدیل شود.
براى توضیح بیشتر، بنگرید به مجموعه آثار شیهد مطهری، ص 433 به بعد


 
فضیلت آراستگی
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فضیلت آراستگی

در احادیث دینی وارد شده که برای حضور در مساجد و دیدار با خویشان و همچنین در سطح جامعه، انسان مسلمان باید ظاهری آراسته داشته باشد.
خداوند در آیه 31 سوره اعراف می‌فرماید: ای فرزندان آدم جامه‌های آراسته خود را در مسجدها (و به هنگام هر عبادت) بپوشید.
پیامبر (ص) – به روایت امام صادق (ع)، از پدرش امام محمد باقر (ع) - می‌فرمایند: مردی بر در خانه پیامبر (ص) ایستاد و اجازه ورود خواست... چون پیامبر (ص) خواست بیرون آید در اطاق خود کاسه چرمین کوچکی دید که آب داشت، کمی ایستاد و در آن نگاه کرد تا ریش خود را صاف و مرتب کند؛ هنگامی که به درون خانه بازگشت عایشه گفت: یا رسول‌الله، تو سرور فرزندان آدمی و فرستاده پروردگار جهانیانی! در برابر این کاسه چرمین (که کمی آب دارد) می‌ایستی و سر و ریشت را صاف می‌کنی؟! فرمود: ای عایشه! خدا دوست دارد هنگامی که بنده مومنش به نزد برادر خود می‌رود، خود را مرتب و آراسته کند.
امام علی (ع) می‌فرمایند: هر یک از شما هنگامی که به دیدار برادر خویش می‌رود، باید چنان خود را مرتب و آراسته کند که برای یک بیگانه چنین می‌کند، بیگانه‌ای که (با او رودرواسی دارد و) می‌خواهد او را به بهترین هیئت ببیند.
منبع: الحیات، محمدرضا حکیمی


 
چرا نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا با هم ...؟
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: چرا نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا با هم ؟

برای پاسخ به این سوال باید گفت که شیعه مانند فرقه‌های اسلامی دیگر معتقد است که انجام هر نماز در وقت مخصوص خودش افضل است. همان‌طور که در رساله ها آمده است، هر یک از نمازها یک وقت خاص دارند و یک وقت مشترک. برای مثال وقت خاص نماز ظهر از آغاز ظهر شرعی (وقت زوال) است تا مقدار زمانی که چهار رکعت نماز خوانده می‌شود. در این مدت محدود تنها می‌توان نماز ظهر را به جا آورد.
وقت خاص نماز عصر نیز زمانی است که از آن لحظه تا وقت غروب تنها به اندازه مدت خواندن نماز عصر فرصت باشد. وقت مشترک بین دو نماز ظهر و عصر از پایان وقت خاص نماز ظهر تا ابتدای وقت خاص نماز عصر است.
و اما دانشمندان شیعه با استناد به آیات قرآن و سنت پیامبر خدا (ص ) می‌گویند :
در وقت مشترک می‌توانیم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانیم.
*** خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
« أقم الصلاة لِدُلُوکِ الشّمسِ إلَی غَسَقِ اللّیلَ و قرآنَ الفَجر إنّ قرآنَ الفجرِ کانَ مَشهوداً. » (اسراء: ۷۸)
نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به جای آر و نماز صبح را نیز به جای آر که در حقیقت مشهود نظر (فرشتگان شب و فرشتگان روز) است.
خداوند متعال در شبانه روز پنج نماز بر بندگانش واجب کرده اما در این آیه سه وقت برای آن نام برده است.
*** پیامبر گرامی ( ص( میان دو نماز جمع می‌کرد .
احمد بن حنبل رهبر گروه حنابله در مسند خود و بخاری در صحیح خود از جابر بن زید نقل نموده‌اند که: از ابن عباس شنیدم که می‌گفت: با رسول خدا (ص) هشت رکعت نماز (ظهر و عصر) را با هم و هفت رکعت نماز (مغرب و عشا) را نیز با هم به جای آوردم.
صحیح بخاری، ج۱ ،ص۱۵۵ .
مالک ابن انس رهبر مذهب مالکی در کتاب موطّأ و مسلم در صحیح خود و محدثان دیگر از ابن عباس نقل کرده‌اند:
«صلّی رسول الله (ص) الظهر و العصر جمیعاً و المغرب و العشاء جمیعاً فی غیر خوفٍ و لا سفرٍ».
رسول خدا (ص) هر دو نماز ظهر و عصر را با هم خواند و هر دو نماز مغرب و عشا را نیز با هم به جا می‌آورد بدون اینکه از دشمن بهراسد یا آن که در سفر باشد .
کتاب های : مؤطا مالک، ص ۱۴۴؛ و صحیح مسلم، ص۳۲۴ ، ح۱۵۱۳؛ سنن ابی داود، ص۲۲۸ ،ح ۱۲۱۰؛ سنن نسایی، ص۱۵۴ ؛کتاب المواقیت، ح۱۴۲۱.
از اینگونه روایات بسیار زیاد است .
بر این اساس جمع بین ظهر و عصر و مغرب و عشا مطلقاً جایز است و هیچ گونه شکی در انجان آن نیست .

چرا نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا با هم ...؟
برای پاسخ به این سوال باید گفت که شیعه مانند فرقه‌های

 
یک شرط خیلی ساده برای قبولی نماز!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: یک شرط خیلی ساده برای قبولی نماز!

از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت شده که فرمودند:
هرکه میخواهد بداند نمازش قبول شده یا خیر، باید دقت و ملاحظه به حال خود کند و ببیند نمازش او را از منکر و فحشاء باز داشته است یا نه به نسبتی که او را از اعمال ناشایسته منع کرده باشد همان اندازه نمازش قبول پیشگاه خداوند واقع گردیده است .
با این اوصاف هر کدام از ما می توانیم تشخیص بدهیم آیا نمازمان ..........................


 
آیا فرشتگان هم نماز مى‏ خوانند؟
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آیا فرشتگان هم نماز مى‏ خوانند؟

در این که فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مى‏کنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیاتى که به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:
1. «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلئِکَةِ ... وَ نَحْنُ نُسَبّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدّسُ لَکَ ...» « بقره، آیه 30 »
؛ [به خاطر بیاور] هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‏آوریم و تو را تقدیس مى‏کنیم.
2. «لَایَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ* یُسَبّحُونَ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ»؛ « انبیاء، آیه 19- 20
»
[فرشتگان‏] هیچ گاه از عبادتش استکبار نمى‏ ورزند و هرگز خسته نمى‏ شوند [تمام‏] شب و روز را تسبیح مى‏ گویند و سست نمى‏ گردند.
3. «وَالْمَلئِکَةُ یُسَبّحُونَ بِحَمْدِ رَبّهِمْ و ...» « شورى، آیه 5 »؛
فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مى‏آورند.
از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است که «تسبیح» فرشتگان، به‏ معناى نماز خواندن آنهاست.
رسول‏اکرم صلى الله علیه و آله به ابوذر فرمود: اى ابوذر، هر گاه بنده ‏اى در بیابانى تنها باشد و وضو بسازد یا تیمم کند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مى‏کند که پشت سر او صفى تشکیل دهند که دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند. « وسائل الشیعه، ج 5، ص 381 »


 
...............هدیه خداوند .............
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: هدیه خداوند

 بدان دووست عزیز !

آنچه هستی هدیه خداوند به توست و آنچه می شوی هدیه توست به خداوند .
این هدیه الهی بخصوص قلب با یاد خدا آرامش پیدا می کند .


 
یک سگ شهردار مینه‌ سوتا شد!/عکس
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: یک سگ شهردار مینه‌ سوتا شد!/عکس

قضاوت فقط با خود شما دوست عزیز
اهالی شهر کوچکی در ایالت مینسوتا آمریکا، یک سگ را به عنوان شهردار انتخاب کرده اند.
به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، مردم شهر «کورمورانت» در مینسوتا آمریکا، سگی به نام دوک را به عنوان شهردار خود برگزیده اند. جالب اینکه دوک در انتخابات شهرداری با اختلاف قابل توجه آراء بر کاندیدای دیگری که انسان بود، پیروز شد! گفته می شود این سگ با همه مردم شهر دوست است. مراسم ادای سوگند این سگ به عنوان شهردار، صبح روز شنبه برگزار خواهد شد! «دوک» همچنین به عنوان حقوق خود، یک سال غذای سگ رایگان از فروشگاه حیوانات دست آموز در شهر کورمورانت دریافت خواهد کرد.
منبع : خبر گزاری هوشمند


 
فرزند دار ....
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: فرزند دار

« ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی »
رو زن بگیر تا سرِ سالی پدر شوی !


 
خانم ما میگه بقچه!
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: خانم ما میگه بقچه! ،مرحوم کافی ،چادر ،ترمز

درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد
محمد امین غلامی‎ در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت:
آقای کافی نقل می کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!
هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.
می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه!
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه!
کسی چادر روش نمی کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".
خبر گزاری هوشمند .


 
به جایى دیگر باید رسید ( 5 )
ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: به جایى دیگر باید رسید ( 5 )

فرزندم !
56 اگر مى‏توانى، نگذار یکى که نعمتى در اختیار دارد، بین تو و خدا قرار گیرد. (نعمت را به جاى این که از او بخواهى، مستقیم از خود خدا بخواه).
57 به هر حال، همان قسمت و سهم مقررت را مى‏گیرى؛
58 ولى کم و اندکى که خود خداى پاک به آدم بدهد، بزرگ‏تر و با ارزش‏تر از زیاد و بسیارى است که آفریدگانش بدهند؛ با این که همه و هر نعمتى از اوست.
59 جبران ضررى که از سکوت به تو مى‏رسد، آسان‏تر از جبران حرف‏هاى نابجاست.
60 بندهاى ظرف را اگر خوب و محکم ببندى، هرچه در ظرف است، سالم مى‏ماند.
61 من بیشتر دوست دارم که هرچه دارى، درست نگه‏دارى؛ تا این‏که بیفتى پى آن چه دیگران دارند.
62 تلخى یأس، بهتر از خواستن از مردم است.
63 کار کم درآمد با پاکدامنى، بهتر از توان‏گرى با گناه است.
64 آدم، راز خودش را بهتر از هر کس دیگر نگه مى‏دارد.
65 خیلى‏ها در راهى سعى مى‏کنند که به ضرر خودشان تمام مى‏شود.
66 پرحرف، هرزه‏گو مى‏شود
67 و آن که مى‏اندیشد، بینایى مى‏یابد.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه


 
به جایى دیگر باید رسید ( 4 )
ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: به جایى دیگر باید رسید ( 4 )

پسرم، بدان!
42 آدمى که بر مرکب زمان سوار است، بر مرکب روزها و شب‏ها،
حتى وقتى خودش خیال مى‏کند ایستاده است، مرکب زمان، دارد او را پیش مى‏برد،
43 همان وقتى که خیال مى‏کند جایى ساکن شده و استراحت مى‏کند، دارد رو به پایان، جلو مى‏رود.
44 پس مطمئن باش که به آرزویت نمى‏رسى و بیش از اندازه مقرر، عمر نمى‏کنى.
45 که تو در همان جاده‏اى هستى که آدم‏هاى پیش از تو رفته‏اند.
46 پس در جست‏وجوى مال و منال دنیا، آرام و بى‏حرص باش و
وقت خرج کردنش هم سنجیده و زیبا عمل کن.
47 خیلى پیش آمده که افزون‏طلبى‏ها، همه مال را بر باد داده است.
48 این طور نیست که هر که بیفتد پى مال و منال، به آن برسد
49 یا هر کس خیلى پى آن نباشد، محروم بماند.
50 روحت را بالاتر از این بدان که آلوده پستى و فرومایگى شود؛
حتى اگر از این مسیر، به آرزوهایت برسى (کرامت روحت را معامله نکن).
51 هیچ کالایى، هم‏قیمت با آن چه از روح و وجود تو کم مى‏شود، نیست.
52 بنده کس دیگرى نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.
(آرزوهایت فقط با پستى و فرومایگى به دست مى‏آیند؟)
53 چه جور خیرى است؛ خیرى که فقط از مسیر شر مى‏شود به آن رسید؟
54 چه جور آسایشى است؛ آسایشى که فقط از مسیرى سخت مى‏شود به آن رسید؟
55 نکند مرکب‏هاى طمع، تند و شتابان، تو را تا چشمه‏هاى هلاکت ببرند.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه


 
به جایى دیگر باید رسید ( 3 )
ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: به جایى دیگر باید رسید ( 3 )

فرزندم !
21 مردمى که پى دنیایند، سگ‏هاى عوعوزن و درندگان شکارى‏اند؛
22 به هم چنگ و دندان نشان مى‏دهند؛
23 زورمندهاشان، بى‏زورها را مى‏خورند
24 بزرگ‏هاشان، کوچک‏ترها را تحت سلطه مى‏گیرند.
25 بعضى‏هاشان، چهارپاى رام و زانوبند دارند؛
26 بعضى‏ها رها شده‏
27 و زانوبندهاشان را گم کرده‏اند
28 و به تاخت، سَمْتِ بیراهه مى‏روند.
29 در شنزارى بى‏گیاه و علف (و پر از) رنج وآفت مى‏چرند؛
30 بى چوپانى که مواظبشان باشد،
31 و بى گله‏بانى که آنها را (در مرتعى سالم) بچراند.
32 دنیا آنها را برد به راهى تاریک‏
33 چشم‏هایشان را هم گرفت؛ تا علائم و نشانه‏هاى راه روشن را نبینند.
34 آنان در سرگردانى‏هاى دنیا گم شدند؛
35 در نعمت‏هایش فرو رفتند
36 و دنیا شد خدایشان.
37 بعد، دنیا با آنها بازى کرد
آنها هم با دنیا بازى کردند
38 و هرچه فراسوى آن بود، از یاد بردند.
39 اگر صبر کنى، تاریکى کنار مى‏رود.
40 کجاوه‏هاى سفر، رسیده و آماده، ایستاده‏اند.
41 هر که تند و سریع رود، به کاروان مى‏رسد.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه


 
به جایى دیگر باید رسید (2 )
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: به جایى دیگر باید رسید (2 )


فرزندم!
12 زیاد، یاد مرگ کن؛
13 یاد جایى که ناگهان در آن فرو مى‏افتى‏
14 و بعدِ مردن، به آن مى‏رسى؛
15 تا وقتى سراغت آمد، آماده باشى؛ کمربسته و مهیا؛
16 نکند ناگهانى غافلگیرت کند و مغلوب شوى؛
17 نکند رنگ و لعاب مردمى که خیال برشان داشته، در دنیا مى‏مانند،
مردمى که مثل سگ، دنیا را از هم مى‏دزدند، تو را گول بزند.
18 خدا که از احوال این روزگار پست، تو را خبر کرده،
19 خود دنیا هم به تو، خودش را معرفى کرده،
20 و زشتى‏هایش را نشانت داده.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه


 
به جایى دیگر باید رسید
ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بدان، فرزندم! ،به جایى دیگر باید رسید

بدان، فرزندم!
1 بى‏تردید، تو را براى آخرت آفریده‏اند؛ نه براى دنیا
2 براى فنا، نه براى بقا؛
3 براى مرگ؛ نه براى زندگى.
4 جایى فرود آمده‏اى که از آن جا باید رفت؛
به جایى دیگر باید رسید.
5 تو در جاده آخرتى!
6 تو شکار فرارى مرگى و فرارى از مرگ، نجات نمى‏یابد.
7 مرگ، شکار خودش را پیدا مى‏کند.
8 و بى برو برگرد، آن را مى‏گیرد.
9 بترس از این که مرگ، موقعى سراغت بیاید که دارى گناه مى‏کنى.
10 و با خودت هم مى‏گویى که از این گناه توبه مى‏کنم.
11 بترس از این که مرگ، بین تو و توبه موعودت، فاصله بیندازد، اگر این طور شود، خودت را تباه کرده‏اى.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه


 
وسعت دنیای هر کس
ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: وسعت دنیای هر کس

....................
چه زیباست این سخنان :
وسعت دنیای هر کس به اندازه وسعت تفکر اوست .
آنجا که همه مثل هم فکر می کنند ،معلومه بعضی از افراد خوب فکر نمی کند .
.........................
همین ها هم تفکر نیاز دارند !


 
علل ناکامی
ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

................
همه به نحوی برای رسیدن به موفقیت های زیاد به طور خستگی ناپذیر تلاش می کنند ، ولی اغلب به آنچه آرزو دارند نمی رسند ، می دانید چرا ؟
...........................
از عوامل اصلی شکست و ناکامی ها ، استفاده نکردن از تجربه های دیگران است .


 
انسان اسلامى‏
ساعت ٤:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: انسان اسلامى‏

** انسان در فرهنگ اسلام :
یعنى احسن تقویم، خلیفه خدا، ظرف علم اسماء، عرصه‏گاه هدایت، منبع کرامت، سزاوار رشد و کمال، مسجود فرشتگان، و بالقوّه یعنى: متقى، طاهر، شاکر، صابر، ذاکر، عادل، محسن، مجاهد، مهاجر، مؤمن، زاهد، تائب، سلیم، اصیل، شریف، کریم.
** انسان اسلامى ،
موجودى است که براى شکوفایى اصول انسانیت، و حقایق وجودى او انبیاء الهى مبعوث به رسالت شدند، و وظیفه باغبانى این نهال بى‏نظیر هستى بر عهده آنان قرار گرفت.
** انسان اسلامى،
وجود باعظمتى است که کتب آسمانى، براى رساندن او به کمال مطلوب، از جانب حق براى او فرستاده شد.
** انسان اسلامى ،
انسانى لایق حریم قرب، و شایسته‏اى براى مقام لقاءاللَّه و وجودى سزاوار بهشت ابد و رضوان الهى است.
** انسان اسلامى،
انسانى است داراى چراغ فطرت، نور و وجدان، عقل نظرى، و مستعد بدست آوردن بزرگى و عظمت بى‏نهایت.
** انسان‏هایى که در پرتو اسلام خود را یافتند، و به خویشتن خویش آگاه شدند، و از برکت برنامه‏هاى اسلامى در جهت عقاید و اخلاق و عمل به مقامات ملکوتى رسیدند کم نیستند .
منبع : لقمان حکیم ، انصاریان


 
کمال کدام است؟
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: کمال

خداى مهربان هر یک از موجودات جهان را به دو قسم از کمال مخصوص‏ ساخته که یکى در اصطلاح دانشمندان
کمال اول و دیگر را کمال دوم مى‏ نامند.
*کمال اول هر موجود وجود اوست،
زیرا هر موجود به وسیله هستى از نقص عدم و نیستى پیراسته مى‏گردد .
*کمال دوم هر موجود به ظهور آمدن استعداد و قابلیت هایى است که در نهاد او به ودیعت نهاده شده.
مثلًا کمال اول یک بذر گل وجود آن بذر است، و کمال دومش آن است که بروید و ساق و برگ و شکوفه و میوه پدید آورد.
منبع : لقمان حکیم ، انصاریان .


 
چرا تنهایی ؟
ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: چرا تنهایی ؟

راستی چرا تنهایی!
حکیمی گوید :
من تو را دوست می دارم...
تو دیگری را...
دیگری مرا...
و همه ما تنهاییم!


 
وسعت قلب ما
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: وسعت قلب ما

..........................................
می گویند :
قلب ما ممکن است کوچک باشد
اما می تواند مملو از عشق باشد.
بزرگی قلب به اندازه اش نیست به عظمت عشقی است که در آن می تپد.
بزرگ باشیم!
...............................................
کاش این گل زیبا را با همان عشق به ......


 
پسر ۹ ساله و عروس ۶۲ ساله دوباره عروسی کردند!+عکس
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: پسر ۹ ساله و عروس ۶۲ ساله ،دوباره عروسی
پسر ۹ ساله و عروس ۶۲ ساله دوباره عروسی کردند!+عکس

سلامانه : یک پسربچه 9 ساله برای بار دوم، یکی از جوان ترین دامادهای جهان شد و دوباره با همسر 62 ساله اش ازدواج کرد.

به گزارش پایگاه خبری «سلامانه» به نقل از سایت «دیلی میل»، سانیه ماسیللا که 9 سال دارد و اهل آفریقای جنوبی است، یک سال بعد از ازدواج با هلن شابانگو، دوباره مراسم ازدواج شان را تکرار کرد. عروسی دوم با حضور حدود 100 مهمان برگزار شد.


این پسر 9 ساله پارسال گفت، اجداد درگذشته اش را خواب دیده و آنها به او گفته اند که باید عروسی کند. عجیب اینکه خانواده پسربچه هم ماجرا را جدی گرفتند و برایش یک زن 61 ساله پیدا کردند. آنها برای این زن 500 پوند خرج کردند و هزار پوند هم خرج مراسم عروسی شد. اما سانیه آرام نمی گرفت و می گفت، طبق رسوم سنتی، باید عروسی دوم هم برگزار شود تا این ازدواج رسمی شود. 


با وجود اینکه اهالی روستا این اقدام را نکوهش می کردند، خانواده پسر از درخواست او حمایت کردند و مراسم ازدواج دوم را هم در خانه عروس خانم برگزار کردند. البته این عروس خانم، خودش شوهر و بچه هایی دارد که 3 برابر سن سانیه را دارند. مادر 47 ساله سانیه در این باره گفت:«... بعد از ازدواج پارسال، مردم دایم سوال هایی مثل این می پرسند که آنها با هم زندگی می کنند، با هم رابطه دارند، بچه دار می شوند؟ اما من مدام بهشان می گویم که بعد از مراسم عروسی، همه چیز به حالت عادی برگشته و هیچ چیزی تغییر نکرده است... ما با این کار نیاکان مان را خوشحال کردیم. اگر کاری که پسرم خواسته بود را انجام نمی دادیم، آن وقت اتفاق بدی در خانواده می افتاد.»

 


 
نتیجه انتظار
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: نتیجه انتظار

ما منتظران لحظه دیداریم *

از عطر خوش محمدی سرشاریم *
این حرمت و شرف و سرفرازی را *
از حرمت انتظار مهدی داریم *


 
← صفحه بعد