سوره‌های ویژه علی بن ابی طالب....و فاطمه زهرا ..............
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سوره‌های ویژه علی بن ابی طالب ،سوره‌های ویژه فاطمه زهرا ،اذکار خاص و مورد علاقه فاطمه زهرا ،اذکار خاص و مورد علاقه علی ( ع)

سوره‌های ویژه علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در قرآن کدامند و اذکار خاص و مورد علاقه آنها کدامند؟

پاسخ:

سوره‌هایی که مستقلاً درباره امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ و همین طور فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ نازل شده است محدود است ولی آیاتی که دربارة آن دو نازل شده اند فراوان هستند که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

الف: علی ـ علیه السّلام ـسوره‌هایی که دربارة علی ـ علیه السّلام ـ نازل شده اند یکی سورة «و العادیات» است که مستقلاً دربارة آن حضرت و فتح او نازل شده است،(1) و دیگری سوره «هل اتی» است که مشترکاً درباره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و علی ـ علیه السّلام ـ و حسنین ـ علیهما السّلام ـ نازل شده است،(2) و امّا آیاتی که درباره علی ـ علیه السّلام ـ نازل شده است بیش از آن است که به صورت عادی به شماره آیند، آن مقداری که قطعی است و اهل سنّت نیز به آن اعتراف کرده‌اند سیصد آیه است، عده‌ای از علمای اهل سنّت مانند ابن حجر، خطیب بغدادی، سیوطی، گنجی شافعی، ابن عساکر، شیخ سلیمان قندوزی، حنفی و ... از ابن عباس روایت کرده‌اند که گفت: نَزَلَتْ فی عَلِیّ ثلاثَ مائَهِ آیة در شأن علی ـ علیه السّلام ـ سیصد آیه نازل شده است.(3)
1. آیه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد(4) ابو عباس احمد بن عثمان می‌گوید: هنگامی که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌خواستند به (مدینه) هجرت کنند علی ـ علیه السّلام ـ را فرمودند: بروید (شب را) در بستر من بخوابید، پس علی ـ علیه السّلام ـ (با جان و دل) قبول کردند و آن شب را در بستر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خوابیدند و جان خویش را فدای پیامبر نمودند ... سپس آیه فوق درباره علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد.(5)
2. آیه وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ ...(6) به اتفاق شیعیان و نقل عده‌ای از علمای اهل تسنن، آیه شریفه فوق دربارة امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ وارد شده است، چنان که از عبدالله بن سلام نقل شده که: از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارة آیه مَنْ عِنْدهُ عِلْمُ الکتاب کسی که نزد او است علم کتاب، سؤال شد، حضرت فرمود: این آیه منحصراً دربارة برادرم علی بن ابی طالب است.(7)
3. آیه وَ قِفُوهُم اِنَّهُمْ مَسئُولُون. آنها را متوقف سازید که براستی آنها (از ولایت علی ـ علیه السّلام ـ) مورد پرستش قرار می‌گیرند،(8) طبق نقل مفسّرین شیعه و سُنّی آیه فوق دربارة امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ولایت او می‌باشد،(9) و همین طور آیه اِنَّما ولیَّکمُ الله ...(10) و آیه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیم(11) و آیه بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلیکَ مِنْ ربِّکَ...(12) و آیه اَلْیَوْمَ اکْمَلْتُ لَکُمْ دینکم ...(13).
امّا دعاهای مورد علاقه آن حضرت: همین دعای «کمیل» از دعاهایی است که فقط به اصحاب حضرت سرّش چون کمیل بن زیاد بیان نموده، و «مناجات شعبانیه» از دعاهایی است که حضرت بر آن مداومت داشته.(14)
نماز مخصوصه ای آن حضرت دارد که چهار رکعت است به صورت دو رکعتی، هر رکعت بعد از حمد، پنجاه مرتبه قل هو الله احد، بعد از آن دعایی دارد که می‌تواند ذکر خاص حضرت به شمار رود،(15) و همین طور دعای «یستشیر» از دعاهای مخصوصه آن حضرت است.(16)

ب: فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـدرباره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ نیز سوره‌ها و آیاتی نازل شده است، از جمله سوره کوثر، سوره قدر (إنّا اَنْزَلناه) و سوره هل اتی (انسان)، امّا آیات نازله در مورد آن حضرت فراوان است که به این آیات می‌توان اشاره کرد:
1. آیه تطهیر که دلالت بر عصمت آن خانم می‌کند.(17)
2. آیه مباهله، که مربوط به شرکت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ که مربوط به جریان نفرین و دعا علیه مسیحیان نجران می‌شود.(18)
3. آیه فَتَلَقّی آدم(19) که مربوط به توسل حضرت آدم به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است.(20)
4. آیه وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمات(21) که مراد از کلمات فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می‌باشند.(22)
5. آیه مودّت: در سوره شوری، 23 که مربوط به لزوم مودت و محبت نسبت به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است.
6. و آیه امانت که مربوط به اثبات ولایت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ است.(23)

اذکار خاصّ فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـمی‌توان از ذکر تسبیحات فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و نماز و دعای مخصوص که جبرئیل به او تعلیم نموده است،(24) و دعای معروف حضرت که به دعای معروف فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ معروف می باشد این است: «بِسْمِ الله النّور، بسم الله الّذی یَقُولُ لِلشَّیءِ کنْ فَیکُون، بسم الله الّذی یَعْلَمُ خائِنَةَ الّاَعْیُن و ما تُخْفی الصُّدور، بسم الله الّذی خلق النّور مِنَ النّور، بسم الله هُو بالمَعْروفِ مَذْکُورُ، بسم الله اَنْزَلَ النّورَ عَلَی الطّورِ، بِقَدَرٍ مقدُورٍ فی کِتابٍ مسطورٍ عَلی نَبِیٍ مَحْبور»(25)

 


پاورقی:

1. فیض کاشانی، تفسیر صافی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1402، ج 5، ص 365، اصل داستان از ص 361 ـ 365.
2. همان، ص 261.
3. قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة، ص 148، باب 42، خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ترجمه اسماعیل بن محمد بن عبدالرحمان، ج 6، ص 221، شماره 3275، حافظ بن عساکر، تاریخ دمشق، ج 2، ص 431، کنجی شافعی، کفایة المطالب، ص 231، باب 62.
4. بقره: 207.
5. ابی عبدالله الحاکم النیشابوری، مستدرک علی الصحیحین، بیروت، دار المعرفة، ج 3، و ابن اثیر، اسد الغابة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 4، ص 25.
6. رعد: 43.
7. اسد الغابه، همان، ج 4، ص 25، فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 7، ص 89، و جوینی، فرائد السمطین، ج 1، ص 356، حدیث 282.
8. صافات: 24.
9. فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 78، حدیث 46 ـ 47، ذهبی، میزان الاعتدال، ج 3، ص 118، شماره 5802، ینابیع الموّدة، همان، ج 1.
10. مائده: 55.
11. تکاثر: 8.
12. مائده: 67.
13. مائده: 4.
14. مفاتیح الجنان، اعمال مشترکه ماه شعبان، ص 259.
15. همان، ص 64 ـ 66.
16. همان، ص 129.
17. احزاب: 33. ر.ک: حسین بن مسعود بغوی، شرح السنه، ج 7، ص 203. و امینی،عبدالحسین، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، تهران، انتشارات استقلال، چاپ اول، ص 49.
18. امینی، همان، ص 67. و ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ج 12، ص 6 ـ 10.
19. بقره: 37.
20. فاطمه زهرا، همان، ص 73. و متقی هندی، کنز العمال، مؤسسة الرسالة، ج 2، ص 358، حدیث 4237.
21. بقره: 124.
22. مجلسی، محمد باقر بحار الانوار، ج 11، ص 176، و معانی الاخبار، ص 126، و قندوزی، ینابیع المودة، ص 97.
23. احزاب: 72 و ر.ک: امینی، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، ص 133.
24. مفاتیح الجنان، ص 66 ـ 68.
25. بحار الانوار، ج 92، ص 37، دلائل الامامة، ص 28، مهرج الدعوات، ص 7 و ص 140 و ر.ک: دشتی، محمد، فرهنگ سخنان فاطمه، انتشارات مشهور، ص 114.


 
چرا طلاق به دست مردها است؟
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چرا طلاق به دست مردها است؟

پاسخ:

قبل از پاسخ به سؤال، ابتدا شما پاسخ دهید که اگر قرار باشد در یک نظرسنجی بپرسند: به نظر شما چه کسی یا کسانی عهدهدار بار سنگین انحلال خانواده و جدایی زن و مرد شوند، پیشنهاد شما چیست و کدامیک را انتخاب میکنید؟ آیا ابتدا سراغ بررسی و تحلیل پیرامون توانائیها و حالات روحی و صفات ویژه هر کدام از مردان و زنان نمیروید؟ آیا آمار و نمودار و نمونهگیری نمیکنید؟
روانشناسان و محققین برخی از کشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیدهاند که اگر زنان از لحاظ تأمین هزینههای زندگی وابسته به مرد نباشند، جز در شرایط خاص، شاید اصراری بر حفظ پیمان زناشویی نداشته باشند، برای مثال برخی از زنان در دوران بارداری از مرد خود متنفر می شوند و گسستن رشته زناشویی برایشان مهم نیست نیز برخی از آنان در ایام عادت یا شیردادن به طفل، یک نوع عصبانیت، ناراحتی و نگرانی روحی در خود احساس میکنند.(1) به هر حال تصمیم عجولانه و رنجش سریع از صفاتی است که در خانمها بیشتر دیده میشد. در مقابل مردان به لحاظ ساختار روحی سعی دارند کارها را از طریق عقلانیت(2) و دوراندیشی پیش ببرند. از آنجا که منشأ پارهای از طلاق‌ها بر سر مسائل کوچک و جزئی است و برخی در دامن زدن به مسائل جزئی مهارت خاصی دارند، اگر قرار بود اختیار طلاق به دست زنان بیافتد، آمار طلاق به مراتب بیشتر از امروز بود زیرا با اندکی تفحص در اطراف خود پی می‌بریم که تحمل و بردباری مردان در مقابل مسائل جزئی بیش از زنان است.(3) با وجود این، نگرش منصفانه به احکام اسلام، بسیاری از شبهات و نگرانیها را خنثی میکند.
نیز وظایفی که مرد دارد در مقایسه با وظایف زن، نشانگر برقراری تناسب احکام با روحیات و توانمندیهای هر کدام است. نمونههای زیر مؤید مطلب فوق است. جهاد در جبهههای جنگ، در مقابل گرم نگه داشتن کانون خانواده، بدوش کشیدن بار معاش و نفقه در مقابل حمل و حضانت.
در جایی که زن حق انتخاب همسر از میان خواستگاران دارد آیا بهتر نیست انحلال آن به عهدة کسی دیگر باشد؟ زیرا انتخاب مرد زمانی تحقق پیدا میکند که زن به او «بله» بگوید و انتخاب مرد در بررسی تاریخچه طلاق در مییابیم که ظهور اسلام در جوّی که زن کالا بود و جایگاهی حقوقی نداشت، کاری معجزهآسا بود و بر زن ارزش نهاده و در وحی او را در کنار مرد ذکر نمود و بهشت را زیر پای مادران قرار داد و بسیاری از حقوق پایمال شدهاش را به او بازگرداند. با نگاه به آیات(4) و سخنان فرستادگان خدا در مییابیم که طلاق بسی منفور است و زشتترین حلال خداست و شرایط سختی برای آن قرار داده است. به این صورت که مرد به طور مطلقالعنان نمیتواند زنش را رها کند. شرائط به گونهای سخت بود (نسبت به قبل از اسلام) که مردان سالهای ظهور اسلام دیدند که در اجرای طلاق موانع سنگینی بر سر راه آنان است. تبعات طلاق از جمله پرداخت مهریه، نفقه ایام عده، نفقه شیردادن به فرزند، حق سرپرستی و... سبب شد که جلوی ظلم به زنان گرفته شود.
از اینرو اسلام برای محدود کردن اختیار مردان از دو طریق مؤثر و نافذ اقدام نمود یکی از راه تربیت اخلاقی و تحکیم پایههای ایمان به خداوند و دیگر بوسیله جعل موانع و شرایط فوقالعاده مشکل(5) برای طلاق. افزون بر این باید گفت علاقة زن به مرد، معلول علاقهای است که ابتدا مرد به زن پیدا میکند.(6) اگر عشق و علاقه از مرد بوجود نیاید، علقة زوجیت نیز سر نمیگیرد. زیرا رابطة زوجیت بر پایة علقة طبیعی است،(7) و آغازگر علقه مرد است. این مرد است که اگر زن را دوست بدارد و نسبت به او وفادار بماند، زن نیز او را دوست میدارد، بیوفائی زن عکسالعمل بیوفائی مرد است. بنابراین کلید استحکام بخشیدن (به ازدواج) را خلقت به مرد داده است.(8) طلاق که آن روی سکه ازدواج است، قبل از اینکه جایگاهی حقوقی، مدنی داشته باشد، ریشه در طبیعت دارد و هر زمان که شعلة محبت و علاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است.(9) بنابراین همانگونه که مرد آغازگر یک زندگی در طبیعت است، پایاندهنده نیز اوست و این طبیعت است که کلید فسخ طبیعی را به مرد داده است و اصولاً‌ چیزی که طبیعت به کسی بدهد، قابل واگذاری نیست.
لذا مکانیسم طبیعی ازدواج این است که زن محبوب و محترم باشد و اگر به عللی زن از این مقام سقوط کرد و شعلة محبت مرد نسبت به او خاموش شد یک اجتماع طبیعی به حکم طبیعت از هم پاشیده است.(10) دلیل دیگر اینکه حکم طلاق تأسیس اسلام نیست بلکه روال زندگی مردم بر آن بوده و اسلام آنرا با شرایطی سخت امضاء کرده است. پس اسلام حق طلاق را واگذار نکرده است بلکه مردها زنانشان را طلاق میدادند و اسلام آنرا طبق احکامی خاص تأیید کرد. مردم به مرور زمان عادت کردند که حقوق همسرشان را در هر حالت حتی طلاق بپردازند. تا اینکه در عصر ما به گونهای جلوه کرد که زنان احساس کردند وجودشان در منزل معلّق است و مرد هرگاه بخواهد بدون هیچ بهانه و دلیلی میتواند همسرش را رها سازد. این نگرانی باعث شد که قانونگذار برای حمایت از خانواده قانونی تصویب کند.
از حضرت امام خمینی (ره) سؤال کردند: مسأله اختیار طلاق به دست مرد، موجب ناراحتی و تشویش خاطر گروهی از زنان مبارز ایران شده است و گمان میکنند که دیگر به هیچ وجه حق طلاق ندارند و از این موضوع افرادی سوءاستفاده کرده و میکنند. امام (ره) پاسخ دادند: برای زنان محترم، شارع مقدس راه سهل معین فرموده است تا خودشان زمام طلاق را بدست گیرند به این معنی که ضمن عقد نکاح اگر شرط کنند که وکیل باشند در طلاق (مطلق یا مشروط)، زن وکیل باشد که خود را طلاق دهد. دیگر هیچ اشکالی برای خانمها پیش نمیآید و میتوانند خود را طلاق دهند.(11) با بروز مشکلاتی در نظام خانواده، هم فقه و هم قوانین عرفی راهی جدید برای حمایت از زنان باز کرد. زن با ارائه ادلة محکمه پسند در مواردی میتواند به دادگاه رفته و درخواست طلاق کند. برای نمونه، در جایی که مرد توانائی عمل زناشویی را ندارد. یا مفقود الاثر شده و یا نسبت ناروایی به زنش زده و یا دوام زوجیت موجب عُسر و حرج زوجه است، دادگاه مرد را احضار کرده تا اینکه زنش را طلاق دهد. و اگر مرد از این کار سر باز زد، دادگاه (حاکم شرع) او را طلاق میدهد.(12)
نیز باید خاطر نشان کرد که سوءاستفاده برخی از اختیاراتی که دارند به منزلة ضعف نظام اسلام نیست و مختار بودن مرد در شرائط عادی، نه کاشف از بیتوجهی به زنان است و نه طرفداری از مردان، بلکه به لحاظ خانواده، و نیز در راستای رعایت سایر قوانین فقهی است. هرگاه زن از بودن در کنار مردی ناراحت باشد با بخشیدن مبلغی میتواند خود را طلاق دهد که در اصطلاح طلاق خُلع(13) گویند. با این بیان جای هیچگونه نگرانی برای زنان نیست.

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. حقانی زنجانی، حسین، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، ص 27.
2. مهرپور، مباحثی از حقوق زن، انتشارات اطلاعات، ص 167.
3. با مراجعه به کتب روانشناسی و بررسی نتایج تحقیقات به این مسأله پی میبریم که زن در مقابل مرد از توان کمتر برخوردار است. به عنوان نمونه، افسردگی یکی از ثمرات عدم تحمل در زندگی است و یک محقق بزرگ به نام «مایرا وایزمن» و همکارانش تحقیقی در زمینه افسردگی انجام دادند که نشان میدهد زنان در 20 تا 26% مدت عمر خود در خطر افسردگیاند در حالی که مردان فقط 8 تا 12% مدت عمر خود را در خطر افسردگیاند. (لوئیس فرانکل، روانشناسی زن، مترجم شکوه السادات خوانساری نژاد، نشر شکوه دانش.)
4. بقره:231، 232، 237، 238، طلاق:1. وسایل الشیعه، ج 15، کتاب الطلاق، باب 1، مقدمات طلاق.
5. رجوع شود به کتاب: حجازی، بنفشة، زن به ظن تاریخ، نشر شهرآب، چاپ اول، 1370.
6. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ بیست و نهم، 1379، ص 248.
7. همان، ص 267.
8. همان، ص 267، 248.
9. همان، ص 248.
10. همان، ص 247.
11. مهرپور، پیشین، ص 189، (استفتاء از امام خمینی (ره)، انتشارات اطلاعات.)
12. قانون مدنی ماده، 122، 1130، 1129، (در موارد امکان فسخ نکاح، مجموعه کامل قوانینی 79).
13. رساله عملیه مراجع مبحث طلاق، طلاق خُلع.


 
تکالیف و وظایف مشترک زن و شوهر
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تکالیف و وظایف مشترک زن و شوهر

تکالیف و وظایف مشترک زن و شوهر

1. وفادارى‏

زن و شوهر موظّف اند، در ایجاد رابطه عاطفى که یکى از ارکان علقه بین زوجیّت است، تلاش نموده و این عاطفه را خالصانه و بى‏شائبه حفظ نمایند.

عدم وفادارى هر یک از طرفین، خیانت به عاطفه و احساس خالصانه طرف دیگر است که ضربه‏اى جبران‏ناپذیر بر پیکر خانواده وارد مى‏سازد چرا که امکان بخشش کمتر است.

2. معاضدت و همکارى در تربیت فرزند

تربیت فرزند به عهده هر دو پدر و مادر است و مسئول تربیت و پرورش فرزند در جنبه‏هاى مختلف هستند و هر یک باید نقش خود را ایفا نمایند. به جهت اینکه بیشتر نیازهاى عاطفى و جسمى کودک توسط مادر تأمین مى‏شود، وظیفه مادر بیشتر است لذا حقّ عاطفى مادر نیز بیشتر است. البتّه در صورت تزاحم حقّ عاطفى مادر با حقّ مالى پدر، حقّ پدر مقدّم است، چنانکه حقّ همسر بر حقّ والدین مقدّم است.

3. رعایت حقوق یکدیگر

وظیفه اصلى زن و شوهر رعایت حقوق شرعى و قانونى یکدیگر است.

در این صورت است که خانواده از نظام استبدادى و زن سالارى و مرد سالارى نجات یافته و حقّ خواهى و حقّ سالارى و تکلیف مدارى، حاکمیّت مى‏یابد.

  4. امر به معروف و نهى از منکر

در قرآن با 9 بار تکرار، وجوب امر به معروف و نهى از منکر بر زن و مرد مسلّم گردیده بنابر این، بر همه مسلمانان از جمله زن و شوهر لازم است یکدیگر را در معروف و منکر تذّکر دهند: «وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتِ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ المُنْکَرِ» «1»

 

 «مردان و زنان مؤمن بر یکدیگر ولایت دارند، یکدیگر را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع مى‏کنند».

و همچنین، حدیثى مسئولیّت همگانى را بیان مى‏دارد: «کلّکم راعٍ و کلّکم مسئوول عن رعیّته».

 

والسلام على‏ من اتبع الهدى‏__________________________________________________

 (1). توبه، آیه 71 (2). بحارالانوار، ج 35، ص 38

                        حقوق وظایف زن و شوهر، ص: 57


 
متن عربى و فارسی توقیع یا نامه امام زمان حضرت مهدی ( عج ) به شیخ مفید ( ره)
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

ج،[ الإحتجاج‏] ذُکِرَ کِتَابٌ وَرَدَ مِنَ النَّاحِیَةِ الْمُقَدَّسَةِ حَرَسَهَا اللَّهُ وَ رَعَاهَا فِی أَیَّامٍ بَقِیَتْ مِنْ صَفَرٍ سَنَةَ عَشْرٍ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ عَلَى الشَّیْخِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ وَ نَوَّرَ ضَرِیحَهُ ذَکَرَ مُوصِلُهُ أَنَّهُ تَحْمِلُهُ مِنْ نَاحِیَةٍ مُتَّصِلَةٍ بِالْحِجَازِ نُسْخَتُهُ لِلْأَخِ السَّدِیدِ وَ الْوَلِیِّ الرَّشِیدِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ‏

 النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ إِعْزَازَهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخُوذِ عَلَى الْعِبَادِ

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمَوْلَى الْمُخْلِصُ فِی الدِّینِ الْمَخْصُوصُ فِینَا بِالْیَقِینِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَیْکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاةَ عَلَى سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ نُعْلِمُکَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِیقَکَ لِنُصْرَةِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَکَ عَلَى نُطْقِکَ عَنَّا بِالصِّدْقِ أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِی تَشْرِیفِکَ بِالْمُکَاتَبَةِ وَ تَکْلِیفِکَ مَا تُؤَدِّیهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِینَا قِبَلَکَ أَعَزَّهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ کَفَاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعَایَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَمَدَّکَ اللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ الْمَارِقِینَ مِنْ دِینِهِ عَلَى مَا نَذْکُرُهُ وَ اعْمَلْ فِی تَأْدِیَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ کُنَّا ثَاوِینَ بِمَکَانِنَا النَّائِی عَنْ مَسَاکِنِ الظَّالِمِینَ حَسَبَ الَّذِی أَرَانَاهُ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الصَّلَاحِ وَ لِشِیعَتِنَا الْمُؤْمِنِینَ فِی ذَلِکَ مَا دَامَتْ دَوْلَةُ الدُّنْیَا لِلْفَاسِقِینَ فَإِنَّا یُحِیطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِکُمْ وَ لَا یَعْزُبُ عَنَّا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِکُمْ وَ مَعْرِفَتُنَا بِالزَّلَلِ الَّذِی أَصَابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثِیرٌ مِنْکُمْ إِلَى مَا کَانَ السَّلَفُ الصَّالِحُ عَنْهُ شَاسِعاً وَ نَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخُوذَ مِنْهُمْ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى انْتِیَاشِکُمْ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُمْ یَهْلِکُ فِیهَا مَنْ حُمَّ أَجَلُهُ وَ یُحْمَى عَلَیْهِ مَنْ أَدْرَکَ أَمَلَهُ وَ هِیَ أَمَارَةٌ لِأُزُوفِ حَرَکَتِنَا وَ مُبَاثَّتِکُمْ بِأَمْرِنَا وَ نَهْیِنَا وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ... وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ اعْتَصِمُوا بِالتَّقِیَّةِ مِنْ شَبِّ نَارِ الْجَاهِلِیَّةِ یَحْشُشْهَا عَصَبٌ أُمَوِیَّةٌ تَهُولُ بِهَا فِرْقَةً مَهْدِیَّةً أَنَا زَعِیمٌ بِنَجَاةِ مَنْ لَمْ یَرُمْ مِنْهَا الْمَوَاطِنَ الْخَفِیَّةَ وَ سَلَکَ فِی الطَّعْنِ مِنْهَا السُّبُلَ الرَّضِیَّةَ إِذَا حَلَّ جُمَادَى الْأُولَى مِنْ سَنَتِکُمْ هَذِهِ فَاعْتَبِرُوا بِمَا یَحْدُثُ فِیهِ وَ اسْتَیْقِظُوا مِنْ رَقْدَتِکُمْ لِمَا یَکُونُ مِنَ الَّذِی یَلِیهِ سَتَظْهَرُ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةٌ جَلِیَّةٌ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلُهَا بِالسَّوِیَّةِ وَ یَحْدُثُ فِی أَرْضِ الْمَشْرِقِ مَا یَحْزُنُ وَ یُقْلِقُ وَ یَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى الْعِرَاقِ طَوَائِفُ عَنِ الْإِسْلَامِ مُرَّاقٌ یَضِیقُ بِسُوءِ فِعَالِهِمْ عَلَى أَهْلِهِ الْأَرْزَاقُ ثُمَّ تَتَفَرَّجُ الْغُمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ بِبَوَارِ طَاغُوتٍ مِنَ الْأَشْرَارِ یُسَرُّ بِهَلَاکِهِ الْمُتَّقُونَ الْأَخْیَارُ وَ یَتَّفِقُ لِمُرِیدِی الْحَجِّ مِنَ الْآفَاقِ مَا یَأْمُلُونَهُ عَلَى تَوْفِیرِ غَلَبَةٍ مِنْهُمْ وَ اتِّفَاقٍ وَ لَنَا فِی تَیْسِیرِ حَجِّهِمْ عَلَى الِاخْتِیَارِ مِنْهُمْ وَ الْوِفَاقِ شَأْنٌ یَظْهَرُ عَلَى نِظَامٍ وَ اتِّسَاقٍ فَیَعْمَلُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ مَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ لِیَتَجَنَّبَ مَا یُدْنِیهِ مِنْ کَرَاهِیَتِنَا وَ سَخَطِنَا فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فَجْأَةٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ وَ لَا یُنَجِّیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَةٍ وَ اللَّهُ یُلْهِمُکَ الرُّشْدَ وَ یَلْطُفُ لَکُمْ بِالتَّوْفِیقِ بِرَحْمَتِهِ نُسْخَةُ التَّوْقِیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیَا عَلَى صَاحِبِهَا السَّلَامُ هَذَا کِتَابُنَا عَلَیْکَ أَیُّهَا الْأَخُ الْوَلِیُّ وَ الْمُخْلِصُ فِی وُدِّنَا الصَّفِیُّ وَ النَّاصِرُ لَنَا الْوَفِیُّ حَرَسَکَ اللَّهُ بِعَیْنِهِ الَّتِی لَا تَنَامُ فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لَا تُظْهِرْ عَلَى خَطِّنَا الَّذِی سَطَرْنَاهُ بِمَا لَهُ ضَمِنَّاهُ أَحَداً وَ أَدِّ مَا فِیهِ إِلَى مَنْ تَسْکُنُ إِلَیْهِ وَ أَوْصِ جَمَاعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.

 إیضاح الشاسع البعید و الانتیاش التناول و حم على بناء المجهول أی قدر و یحمى على بناء المعلوم أو المجهول من الحمایة و الدفع و تقول حششت النار أحشها إذا أوقدتها.

 8- ج،[ الإحتجاج‏] وَرَدَ عَلَیْهِ کِتَابٌ آخَرُ مِنْ قِبَلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَوْمَ الْخَمِیسِ الثَّالِثِ وَ الْعِشْرِینَ مِنْ ذِی الْحِجَّةِ سَنَةَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ نُسْخَتُهُ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ الْمُرَابِطِ فِی سَبِیلِهِ إِلَى مُلْهَمِ الْحَقِّ وَ دَلِیلِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سَلَامٌ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّاصِرُ لِلْحَقِّ الدَّاعِی إِلَى کَلِمَةِ الصِّدْقِ فَإِنَّا نَحْمَدُ اللَّهَ إِلَیْکَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَهَنَا وَ إِلَهَ آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاةَ عَلَى نَبِیِّنَا وَ سَیِّدِنَا وَ مَوْلَانَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ بَعْدُ فَقَدْ کُنَّا نَظَرْنَا مُنَاجَاتَکَ عَصَمَک اللَّهُ بِالسَّبَبِ الَّذِی وَهَبَهُ لَکَ مِنْ أَوْلِیَائِهِ وَ حَرَسَکَ مِنْ کَیْدِ أَعْدَائِهِ وَ شَفَّعَنَا ذَلِکَ الْآنَ مِنْ مُسْتَقَرٍّ لَنَا یُنْصَبُ فِی شِمْرَاخٍ مِنْ بَهْمَاءَ[ بُهْمَى‏] صِرْنَا إِلَیْهِ آنِفاً مِنْ غَمَالِیلَ أَلْجَأَ إِلَیْهِ السَّبَارِیتُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ یُوشِکُ أَنْ یَکُونَ هُبُوطُنَا مِنْهُ إِلَى صَحْصَحٍ مِنْ غَیْرِ بُعْدٍ مِنَ الدَّهْرِ وَ لَا تَطَاوُلٍ مِنَ الزَّمَانِ وَ یَأْتِیکَ نَبَأٌ مِنَّا بِمَا یَتَجَدَّدُ لَنَا مِنْ حَالٍ فَتَعْرِفُ بِذَلِکَ مَا تَعْتَمِدُهُ مِنَ الزُّلْفَةِ إِلَیْنَا بِالْأَعْمَالِ وَ اللَّهُ مُوَفِّقُکَ لِذَلِکَ بِرَحْمَتِهِ فَلْتَکُنْ حَرَسَکَ اللَّهُ بِعَیْنِهِ الَّتِی لَا تَنَامُ أَنْ تُقَابِلَ بِذَلِکَ فَفِیهِ تُبْسَلُ نُفُوسُ قَوْمٍ حَرَثَتْ بَاطِلًا لِاسْتِرْهَابِ الْمُبْطِلِینَ وَ تَبْتَهِجُ لِدَمَارِهَا الْمُؤْمِنُونَ وَ یَحْزَنُ لِذَلِکَ الْمُجْرِمُونَ وَ آیَةُ حَرَکَتِنَا مِنْ هَذِهِ اللُّوثَةِ حَادِثَةٌ بِالْحَرَمِ الْمُعَظَّمِ مِنْ رِجْسِ مُنَافِقٍ مُذَمَّمٍ مُسْتَحِلٍّ لِلدَّمِ الْمُحَرَّمِ یَعْمِدُ بِکَیْدِهِ أَهْلَ الْإِیمَانِ وَ لَا یَبْلُغُ بِذَلِکَ غَرَضَهُ مِنَ الظُّلْمِ لَهُمْ وَ الْعُدْوَانِ لِأَنَّنَا مِنْ وَرَاءِ حِفْظِهِمْ بِالدُّعَاءِ الَّذِی لَا یُحْجَبُ عَنْ مَلِکِ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ فَلْیَطْمَئِنَّ بِذَلِکَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا الْقُلُوبُ وَ لِیَثِقُوا بِالْکِفَایَةِ مِنْهُ وَ إِنْ رَاعَتْهُمْ بِهِمُ الْخُطُوبُ وَ الْعَاقِبَةُ لِجَمِیلِ صُنْعِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ تَکُونُ حَمِیدَةً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِیَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ نَحْنُ نَعْهَدُ إِلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ الْمُجَاهِدُ فِینَا الظَّالِمِینَ أَیَّدَکَ اللَّهُ بِنَصْرِهِ الَّذِی أَیَّدَ بِهِ السَّلَفَ مِنْ أَوْلِیَائِنَا الصَّالِحِینَ أَنَّهُ مَنِ اتَّقَى رَبَّهُ مِنْ إِخْوَانِکَ فِی الدِّینِ وَ خَرَجَ عَلَیْهِ بِمَا هُوَ مُسْتَحِقُّهُ کَانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُظِلَّةِ وَ مِحَنِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ وَ مَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِمَا أَعَارَهُ اللَّهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلَى مَنْ أَمَرَهُ بِصِلَتِهِ فَإِنَّهُ یَکُونُ خَاسِراً بِذَلِکَ لِأُولَاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى سَیِّدِنَا الْبَشِیرِ النَّذِیرِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ وَ کَتَبَ فِی غُرَّةِ شَوَّالٍ مِنْ سَنَةِ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ نُسْخَةُ التَّوْقِیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَى صَاحِبِهَا هَذَا کِتَابُنَا إِلَیْکَ أَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُلْهَمُ لِلْحَقِّ الْعَلِیُّ بِإِمْلَائِنَا وَ خَطِّ ثِقَتِنَا فَأَخْفِهِ عَنْ کُلِّ أَحَدٍ وَ اطْوِهِ وَ اجْعَلْ لَهُ نُسْخَةً یَطَّلِعُ عَلَیْهَا مَنْ تَسْکُنُ إِلَى أَمَانَتِهِ مِنْ أَوْلِیَائِنَا شَمِلَهُمُ اللَّهُ بِبَرَکَتِنَا وَ دُعَائِنَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.

 توضیح الشمراخ رأس الجبل و فی العبارة تصحیف و لعله کان هکذا و شفعنا لک الآن أی لنجح حاجتک التی طلبت فی مستقر لنا أی مخیم تنصب لنا فی رأس جبل من مفازة بهماء أی مجهولة و الغمالیل جمع الغملول بالضم و هو الوادی أو الشجر أو کل مجتمع أظلم و تراکم من شجر أو غمام أو ظلمة و السباریت جمع السبروت بالضم و هو القفر لا نبات فیه و الفقیر و لعل الأخیر أنسب و أبسلت فلانا أسلمته للهلکة و اللوثة بالضم الاسترخاء و البطء و کانت النسخ سقیمة أوردناه کما وجدنا.

                                            بحارالانوار، ج 53، ص 175 الى ص 178

 

 احتجاج- ترجمه جعفرى، ج 2، ص: 650

 359- نامه‏اى در اواخر ماه صفر سال 410( هجرى) از ناحیه مقدّسه امام زمان علیه السّلام به شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان- قدّس اللَّه روحه- رسید، حامل نامه گفته است که آن را از ناحیه‏اى متّصل به حجاز آورده، و مضمون توقیع این است:

 این نامه‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان:

 شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم‏

سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى. ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بى‏زوالش مسألت مى‏نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو- که پروردگار توفیقات را براى یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما مى‏گوئى با صداقت افزون گرداند- اعلام مى‏دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و موظّف بداریم که آنچه به تو مى‏نویسیم به دوستان ما که نزد تو مى‏باشند برسانى.

 خداوند تمامى ایشان را به طاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنان را برطرف فرماید. خداوند تو را به امداد خود بر دشمنانش که از دین او بیرون رفته‏اند، پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى که اطمینان به آنان دارى به طرزى که إن شاء اللَّه مى‏نویسم عمل کن.

 هر چند ما در جایى منزل کرده‏ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم بعلّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان مى‏باشد در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمى‏ماند.

 ما از لغزشهائى که از برخى شیعیان سر مى‏زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به بعضى از کارهاى ناشایسته‏اى نموده‏اند که نیکان گذشته از آنان احتراز مى‏نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمى‏دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى‏آورد و دشمنانتان، شما را از میان مى‏بردند، تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود مى‏گردد و آن کس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت مى‏رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ما است، خداوند هم نور خود را کامل مى‏گرداند هر چند مشرکان نخواهند. با تقیّه خود را از دشمنان نگاهدارید و از افروختن آتش جاهلیّت پرهیز کنید.

 کسانى که در این فتنه بجاهاى پنهان؛ پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسندیده گرفته‏اند.

 چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسید، شما باید از آنچه در آن ماه روى مى‏دهد، عبرت بگیرید، و از آنچه بعد از آن واقع مى‏شود، از خواب غفلت بیدار شوید.

 عنقریب علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید مى‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر مى‏گردد که مردم را اندوهگین مى‏کند و به وحشت مى‏اندازد. آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏اند بر عراق مسلّط مى‏گردند و به واسطه سوء اعمال آنان أهل عراق دچار ضیق معیشت مى‏شوند، سپس این رنج و زحمت با مرگ یکى از اشرار از میان مى‏رود؛ و از مردن او پرهیزگاران خیر اندیش خشنود مى‏گردند، و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حجّ بیت اللَّه دارند، به آرزوى خود مى‏رسند و به حجّ مى‏روند.

 هر مردى از شما باید به آنچه که بوسیله دوستى ما به آن تقرّب مى‏جست عمل کند.

 و از آنچه مقام او را پست مى‏گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب نماید زیرا خداوند بطور ناگهانى انسان را برانگیخته مى‏کند؛ آنهم در وقتى که توبه سودى بحال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمى‏دهد، خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه‏اش توفیق دهد!.

 نسخه توقیع به دست خطّ مبارکش که بر آن سلام باد!

 این نامه‏اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار- خداوند با دیده‏اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید- پس آن را خوب نگاهدار، و بر خطّى که مرقوم داشتیم بدان چه تعهّد نمودیم اظهار مدار و نشان کسى مده، و مفاد آن را به کسى رسان که نزد او آرام مى‏گیرى، و جماعت ایشان را سفارش کن که به خواست خدا بدان عمل کنند، و صلوات خدا بر محمّد و آل پاکش باد.

 360- و نامه دیگرى از جانب آن حضرت علیه السّلام در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم ذو الحجّه سنه چهار صد و دوازده به او رسید، و من آن را از عبد اللَّه- رابط در راه او- به الهام‏شده حقّ و دلیل او؛ استنساخ کردم.

 بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، سلام خدا بر تو باد! اى یارى‏کننده حقّ، اى خواننده به سوى او با کلمه صدق و راستى، پس ما با تو حمد و ثناى خدایى را گوییم که جز او معبودى نیست، او پروردگار ما و پدران نخستین ما است، و از تو درخواست صلوات بر پیامبر و آقا و مولایمان محمّد خاتم الأنبیاء و بر أهل بیت پاک و طاهرش را مى‏کنیم.

 و بعد؛ ما نظر به مناجات تو نمودیم- خدا بدان سببى که به اولیاى خود بخشیده تو را حفظ فرماید و از کید دشمنانش حراست نماید، و حاجات ما را در مکانى که در قلّه کوه بر ایمان برپا شده برآورد- از ناحیه‏اى ناشناس با گذر از جنگلى انبوه بزودى نزد تو آئیم، پناه به آن صحرایى بردیم که عارى از ایمان بود، و نزدیک بود فرود ما به زمینى هموار بدون بعد دهر و روزگار و تطاول زمان واقع شود و بزودى خبرى از ما بتو خواهد رسید که اوضاع را بر ایمان تجدید مى‏کند که بوسیله آن مى‏توانى بفهمى راه تقرّب به ما با اعمال و کردار چیست، و خداوند با رحمت خود تو را موفّق بدارد، پس این گونه باش- خداوند با دیده‏اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید- و خود را براى رویارویى با آن آماده کن، که در آن جا جماعتى هلاک شد که کشت باطل نمودند براى ترساندن أهل باطل، و به جهت نابودى ایشان دل أهل ایمان شاد گشت، و مجرمان بدین جهت محزون و ناراحت شدند. و نشانه حرکت و انتقال ما از این شرّ حادثه‏اى است در حرم معظّم از رجس و پلیدى فردى منافق و مذموم، که خون را به ناحق مى‏ریزد و به عمد کید با أهل ایمان مى‏نماید و به جهت ظلم و عدوانى که اینان مى‏رساند به هدف خود نائل نمى‏شود، زیرا ما در اطراف با دعایى که از پادشاه زمین و آسمان پوشیده نیست ایشان را حفظ مى‏کنیم، و بهمین خاطر دلهاى اولیاى ما آرام گرفت، و باید با کفایت به ما اعتماد کنند، هر چند این فاجعه دردناک ایشان را به وحشت انداخت، و عاقبت با زیبایى صنع خداوند سبحان براى ایشان پسندیده خواهد بود بشرط آنکه از گناهان ممنوع و نهى شده اجتناب ورزند.

 و ما با تو اى دوست مخلص که در راه ما با ظالمان مجاهده مى‏کنى عهد مى‏بندیم، و امیدوارم خداوند تو را همان گونه که گذشتگان از اولیاى صالح ما را یارى کرد تو را با نصرت خود تأیید فرماید، زیرا هر که براى خداوند رعایت حال برادران دینى خود را بنماید، و حقوق الهى را به مستحقّانش پرداخت نماید، چنین فردى از فتنه و گرفتارى آینده و رنج و زحمت تاریک و مشرف آن در امان خواهد بود، و هر کدامشان نسبت به نعماى الهى- که عاریت او است- بخل ورزد؛ همانها که امر به صله آنها نموده، یک چنین فردى در دنیا و آخرت قرین خسران و زیان خواهد بود، و چنانچه شیعیان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏شدند نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى‏افتاد، که سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏رسید و اینها همه در پرتو شناخت کامل ما و صداقت محض نسبت بما مى‏باشد، بنا بر این هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏دارد جز اخبارى که از ایشان بما مى‏رسد و ما را مکروه و ناراحت مى‏سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما کافى و نیکو کارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاکش باد!.

 و در حلول ماه شوّال در سال چهار صد و دوازده‏[ هجرى‏] این نامه کتابت شد.

 نسخه توقیع به دست مبارک آن حضرت علیه السّلام: این نامه ما به جانب تو است، اى دوست الهام‏شده حقّ تعالى، و به املاء و خطّ فرد ثقه و مطمئن ما مى‏باشد، پس آن را از همه مخفى دار، و آن را تا کن و یک نسخه از آن تهیّه کن تا آن را به دید یکى از اولیاى ما- خداوند همه‏اشان را مشمول برکت و دعاى ما فرماید- که از امانتدارى او مطمئنّى به خواست خدا برسان.

 و الحمد للَّه، و درود بر سرورمان محمّد و آل پاکش باد!.


 
خانمها بیاندیشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: خانمها بیاندیشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بیا تا لحظه‏اى با وجدان خود به عنوان یک زن جلسه بگذار و فکر کن که:

1- آیا تا حالا به قضاوت افراد در مورد حرفهایى که لباس و ظاهرم مى‏زند فکر کردم؟

منشاء این حرفها از دلم هست یا عقلم یا وجدانم یا احساس و غریزه‏ام؟

2- آیا در برابر ایراد به جاى دیگران، تسلیم شده و عیب را رفع مى‏کنم یا براى پنهان کردن عیوبم، دیگران را تمّسخر و محکوم مى‏کنم؟

3- آیا تا حالا فکر کردم چرا این لباس را انتخاب کردم و لباسى دیگر را انتخاب نکردم؟

4- تا حالا چند بار براى خودنمایى و تن نمایى خود را آراسته و به خیابان رفتم، آیا نگاه‏هاى آلوده روحم را آزرده است؟ ناراحتى وجدان داشتم؟ آیا نگاه‏هاى آلوده را دنبال خود کشیدم و ...

5- چرا فکر مى‏کنم محجّبه‏ها بیسواد و امّل و متحجّر و عقب مانده‏اند و ظاهر و باطن‏شان یکى نیست و دروغگو هستند و ...، ولى ما بد حجاب‏ها و بى‏حجاب‏ها راستگو و ظاهر و باطن یکى و زرنگ و باهوش و باسواد و پیشرفته و ... هستیم؟ تا حالا به ریشه این قضاوت‏ها فکر کردم؟ چه کسانى این قضاوت‏ها را دامن مى‏زنند؟

6- چرا از محجّبه‏ها متنفّرم، آیا آنها موجودات پلیدى هستند که تنفّر همگان را بر مى‏انگیزند، یا چون به وجدانم تلنگر مى‏زنند و درون هوس آلودم را با لباس‏شان به رخم مى‏کشند از آنها متنفّر شده‏ام؟ راستى علّت کدامیک هست؟

7- چرا همیشه دلم مى‏خواهد در خیابان‏ها باشم، و در معرض دید مردها قرار بگیرم؟

8- در شبانه روز چند ساعت از عمر و جوانى‏ام را صرف لباس و آرایش و خرید مى‏کنم؟

9- اگر حجاب کامل داشتم این همه هزینه و وقت براى ظاهرم لازم مى‏شد؟

10- تا حالا فکر کردم چرا تا کسى از حجاب و دستور خدا حرف مى‏زند از او فرار مى‏کنم و گوش نمى‏دهم؟ مگر من مسلمان نیستم؟

11- تا حالا فکر کردم من مخلوق خدا هستم، خالق براى مخلوق خود هدف و برنامه و دستوراتى دارد، آیا هدف و برنامه و دستورات خالق خود را مى‏دانم و به دنبال عمل به آنها هستم؟

12- آیا از سلامتى روحى و روانى خود در حال تن نمایى مطمئنم؟ دیگران نیز مرا سالم تلقّى مى‏کنند؟ آیا روان شناسان شخصیّت مرا سالم مى‏دانند یا ناسالم؟

13- تا حالا فکر کردم چرا دشمنان اسلام این همه چادر و چادرى‏ها را مى‏کوبند. ولى بدحجابى را رواج مى‏دهند؟

14- تا حالا فکر کردم، در چه مسیرى قدم بر مى‏دارم در مسیر خدا و اسلام یا دشمنان اسلام؟ کدامیک؟ علامت کدام مسیر را در ظاهرم دارم؟

15- اگر حجاب کامل را رعایت کردم و دوستان و ... مسخره‏ام کردند، چه چیزى از من کم مى‏شود؟ چه چیزى از آنها کم مى‏شود؟ چه چیزى به من اضافه مى‏شود؟

16- تا حالا فکر کردم تمام لحظاتى که به تن نمایى و خود آرایى براى جلب نامحرم مشغولم، شیطان همراه و قرین من است و خوشحال است که مرا از خدا جدا کرده است؟ در حالى که خدا شیطان را بزرگترین و آشکارترین دشمن انسان معرّفى کرده است؟

17- تا حالا فکر کردم منشاء بى‏حجابى یا بد حجابى من به خاطر این است که نتوانستم پا روى هواى نفسم بگذارم؟

18- تا حالا فکر کردم بى‏حجاب در پى هواى نفس رفتن، فرق بین انسان و حیوان را کاهش مى‏دهد؟

19- تا حالا فکر کردم اگر نتوانم خودم را تربیت کنم و مهار نفسم را دست خودم بگیرم، قطعاً در تربیت فرزند، شاگرد و ... شکست خواهم خورد؟

20- تا حالا فکر کردم چرا وقت صحبت با خانم‏ها صدایم معمولى است ولى وقت صحبت با نامحرم صدایم را نازک کرده و پر از عشوه مى‏کنم تا دلربایى کنم؟ آیا مردان، مرا متین و عفیف مى‏دانند؟ آیا واقعا دلم پاک است؟ آیا مى‏دانم آن لحظات آیه 32 سوره مبارکه احزاب را زیر پا له کرده و با دستور خدا مخالفت مى‏کنم که از نازک کردن صدا و عشوه زنانه نهى کرده است؟ اگر بارها این آیه را خوانده‏ام چرا مخالفت با خدا قهّار مى‏کنم؟

21- آیا در انتخاب همسر مورد انتخاب مردان غیور و عفیف قرار مى‏گیرم؟ بلى نه خیر در هر صورت چرا؟ آیا واقعا فکر مى‏کنم برخى مردان سوء ظنّى و بد دل هستند یا براى پاسخگویى به وجدانم غیرت ورزى آنان را به سوء ظن تعبیر مى‏کنم؟

22- آیا تا حالا فکر کردم چرا گناهان علنى و غیر علنى خود را خیلى کوچک شمرده و خود را شامل عفو و رحمت خدا مى دانم، ولى چند گناه غیر علنى دیگران را که ضررش به خود وى بر مى‏گردد، بسیار بزرگ مى‏شمارم و او را شامل عذاب مى‏بینم؟ آیا خدا را درست شناخته‏ام؟ آیا در برابر عصیان علنى بندگانش واقعا بخشش دارد یا وعده عذابى الیم داده است؟

23- آیا تا حالا تعداد گناه مردانى را که با تن نمایى و عشوه به گناه واداشتم شمرده‏ام؟ آیا مى‏دانم خدا شمرده و در نامه اعمالم ثبت نموده است؟ وقتى دعاهایم مستجاب نمى‏شود این گناه‏ها مانع استجابت دعا هست؟ راستى خدایى که فرشتگانش را در شبانه روز تغییر مى‏دهد تا آبروى ما را حفظ کند، چند ساعت فرصت توبه مى‏دهد تا از گناه دست برداریم و ... آیا شایسته بندگى است یا عصیان و مخالفت علنى و غیر علنى؟ آیا منصفانه قضاوت کردم؟

24- تا حالا دنبال راه چاره براى توبه بودم یا لذّت گناه مانع ترک گناه بوده است؟

  25- با اینکه مى‏دانم خدا توبه کنندگان را دوست دارد و گناهانشان را مى‏بخشد چرا به سوى خدا نمى‏روم؟ چه چیزى مانع مى‏شود؟

26- اگر الان روبروى حضرت زهرا سلام الله علیها و یوسف زهرا حضرت ولى عصر عجّ الله فرجه قرار بگیرم آیا مى‏توانم جواب‏هایم را بدون شرمندگى و پایین انداختن سر، با افتخار و سربلندى و شهامت بگویم؟ بلى نه خیر در هر صورت چرا؟

27- آیا مى‏دانم رفتار مردان بستگى صددرصد به نوع لباس و رفتار خودم دارد، خودم نگاه‏هاى آنان را آلوده یا پاک مى‏کنم؟

                        نرم افزار کوثر


 
کلمات کلیدی .................................
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: شایع ترین کلمه ،لطیف ترین کلمه ،حسرت انگیز ترین کلمه ،ضروری ترین کلمه

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو. لطیف ترین کلمه "لبخند" است...آن را حفظ کن. حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر. ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن. سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده .

 اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن. بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است... مراقب آن باش. دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن. زیباترین کلمه "راستی"است... با آن روراست باش

                                                                                   


 
من امام خمینى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم ( دختر شجاع )
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: دختر شجاع ،من امام خمینى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم ،نور جان کوجامان

دختر شجاع

ترکیه کشورى است که بر اساس سیستم لائیک (منهاى مذهب ) اداره مى شود، از این رو از مظاهر مذهب جلوگیرى مى نماید.

یکى از دختران شجاع مسلمان (19 ساله ) به نام نور جان کوجامان دانشجو بود و در شهر آنکارا، با حجاب اسلامى به دانشگاه مى رفت و در آنجا از رئیس جهمور وقت ترکیه کنهان اوژن به خاطر آنکه طرفدار حکومت لامذهبى است انتقاد مى کرد، او را دستگیر کردند و به یک سال زندان محکوم نمودند.

او در دادگاه فرمایشى آنکارا پس از شنیدن محکومیّتش به یک سال زندان ، فریاد زد:

امام خمینى رهبر دنیاى اسلام است و من از طرفداران او هستم ! این دختر شیردل ، آن چنان در آن کشور ضدّ خدا، پایبند به احکام اسلام بود، که حجاب خود را کاملاً رعایت مى کرد و با قرآن مأ نوس بود ودر هر فرصتى آیات قرآن را تلاوت مى نمود و با صراحت مى گفت :

من امام خمینى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم و از او پیروى مى کنم .

نرم افزار بوستان حکایت


 
آژیرهاى خطر
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آژیرهاى خطر

بعضى از کوته فکران خیال مى کنند که اگر فرهنگ برهنگى رواج پیدا کند کم کم بصورت عادى در مى آید و دیگر افراد تحریک نمى شوند. از نظر جنسى شاید چنین باشد ولى عطش روحى با افزایش مناظر تحریک آمیز نه تنها کاهش نمى یابد، بلکه بطور مدام افزایش خواهد یافت ، اگر چنین بود، در غرب آزادانه تجاوزات جنسى تحقق نمى یافت ، ولى بنابه نوشتهPlaintruth ح تجاوز به عنف از هر 34 دقیقه یک فقره ، به 14 دقیقه رسید و طبق نوشته مجلّه آمریکائى نیوزویک هر سال دهها هزار کودک در اروپا مورد تجاوز جنسى و سوء استفادهاى دیگر قرار مى گیرند.

تنها در ترکیه که 98 مردم آن مسلمان هستند، ولى فرهنگ غرب در آن گسترش پیدا کرده با آنکه طبق آمار شهربانى کل آن کشور 605 مرکز فحشاء رسمى موجود بوده ، و 565 مرکز غیر قانونى فحشاء کشف و سیزده هزار و ششصد و هفتاد و یک زن بدکاره مورد تعقیب قرار گرفته ، 209 دختر مورد تجاوز جنسى قرار گرفتند.

طبق آمارگیرى در انگلستان 41 زنان 16 تا سى ساله از اینکه احتمالاً مورد تجاوز قرار گیرند همیشه و بطور دائم بسیار نگران هستند، بیش از 11 زنان انگلیس معتقدند که بهر حال یکروزى از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت ، 4 زنان از آژیرهاى هشدار دهنده ، تجاوز جنسى استفاده مى کنند و 7 زنان کلاسهاى دفاع از خود دیده اند.

این آمار بخوبى اثبات مى کند که فرهنگ فساد و بى حجابى خود عامل تحریک و تجاوز به عنف است نه موجب عادى شدن آن .

نرم افزار بوستان حکایت


 
← صفحه بعد